شنبه 7 آذر 1394 / 08:40|کد خبر : 614|گروه : فرهنگی

نگاهی به عناصر مشترک زبانی لهجه های کُردی:

درآمدی برشناخت و بررسی گویش کُردی لکی در اقلیم لک ها

درآمدی برشناخت و بررسی گویش کُردی لکی در اقلیم لک ها

زبان شناس تاریخی می کوشد تا با مقایسه زبان های ثبت و بررسی شده، عناصر مشترک در همه آنها را مشخص کند و با به کار گرفتن دانش خود در باره اصول عمومی تغییرات زبانی، تا حد ممکن به توصیف ساخت زبان مشترک بپردازد.

به گزارش شاهوخبر؛ "زبان لکی" یکی از ماندگارترین و کهن ترین و غنی ترین گویش های مجموعه زبان های کُردی در ایران است که افراد زیادی بدان تکلم می کنند. کُردهای لک عمدتا در غرب کشور ، در استان های لرستان، ایلام، کرمانشاه و همدان و بطور کلی در اقلیمی که به طور غیر رسمی و در بین عامه مردم لکستان نامیده می شود زندگی می کنند. گروه های زیادی هم از مردمان کُرد لک بر اثر سیاست حاکمان و پادشاهان گذشته به نقاط مختلف کشور و حتی خارج از کشور، به اجبار کوچانده شده اند. این زبان بدایل عمده و متفاوت از سوی محافل فرهنگ و ادب ویا سایر گویشوران کُرد ناشناخته و یا مورد بی توجهی فراوان بخصوص در سال های اخیر قرار گرفته که بیشتر بنظر می رسد به دلیل محرومیت های فراوان مناطق لک نشین باشد، لذا این عدم شناخت به گونه ای است که بسیاری از گویشوران عامه کُرد به اشتباه تصور می کنند که لک ها ، لر یا لرزبان هستند! که کاملا اشتباه است و لک و لر چه به لحاظ ساختار زبانی و چه به لحاظ ریشه و فرهنگ کاملا از هم مجزا هستند. حال اگر سایر گویشوران کُرد به غنای زبانی و دیرینگی و فرهنگ و تمدن کهن لک زبان ها آگاهی یابند با دیده ای دیگر به این جنوبی ترین گویش کُردی می نگرند.

مقدمه

زبان های کُردی یکی از مجموعه زبان های هندواروپایی در شاخه زبان های ایرانی غربی است. همچنین کُردی به زنجیره گویشی ای گفته می شود که کُردها هم اینک با آن سخن می گویند. زبان های کُردی از زبان های ایرانی شاخه غربی است (به گفته برخی اندیشمندان، بازمانده زبان پهلوی پارسی است) که با زبان فارسی و بلوچی خویشاوندی دارند .تعریف یک زبان به عنوان "کُردی" همواره دستخوش عوامل غیر زبانشناختی به ویژه عوامل سیاسی و فرهنگی است، در واقع زبان کُردی به مانند زبان فارسی به معنای یک زبان با یک شکل استاندارد و مرز و تعریف مشخص نیست، بلکه امروزه به طیفی از زبان های ایرانی شمال غربی اطلاق می شود که گاه به هم نزدیک و گاه نسبت به هم از نظر زبان شناسی دورند. این زبان های ایرانی در پی تصمیمات اجتماعی وسیاسی در دوران معاصر نام "کُردی" به خود گرفته اند از شمال تا مرکز و جنوب به ترتیب عبارتند از:شمالی: کرمانجی،  میانی: سورانی لهجه ها: مکری،  بابانی، سورانی،گروسی،اردانی و جافی؛ جنوبی: لکی ،کلهری، گورانی و اورامانی. زبان زازا را نیز گروهی جزو زبان های کُردی به شمار آورده اند. زبان کُردی شباهت زیادی به زبان های بلوچی، گیلکی، و تالشی دارد، این زبان ها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبان های ایرانی هستند. از دیگر زبان های مشابه به زبان کُردی که زیرگروه جنوب غربی زبان های ایرانی به شمار میایند، لری و بختیاری و فارسی هستند. که هرکدام در مناطق وسیعی تکلم می شوند. گویش های مختلف عمدتاً در بخش هایی از ایران،  عراق، سوریه و ترکیه مورد استفاده قرار می گیرد. جمعیت های پراکنده کُرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، لبنان و اسرائیل نیز زندگی می کنند.گویش لکی شامل لهجه هایی چون: عثمانوند، جالوند، چغلوندی، کاکاوندی و ... جغرافیای آن در برخی شهرستان های کردستان ایران، هرسین و کنگاور و صحنه در استان کرمانشاه و مناطق و روستاهای اطراف آن و نورآباد دلفان ، الشتر ، کوهدشت و در استان لرستان، برخی مناطق استان ایلام را شامل می شود . باید اشاره داشت در برخی مناطق چون کوهدشت جمعیت های کُرد لک و قوم لر با هم در این جغرافیا اما با فاصله شمالی و جنوبی زندگی می کنند.

روش تحقیق

زبان شناس تاریخی می کوشد تا با مقایسه زبان های ثبت و بررسی شده، عناصر مشترک در همه آنها را مشخص کند و با به کار گرفتن دانش خود در باره اصول عمومی تغییرات زبانی، تا حد ممکن به توصیف ساخت زبان مشترک بپردازد. نخستین گام در پژوهش های زبان شناسی، گردآوری عملی مواد اولیه ای است که موضوع تحلیل ها و تعبیر و تفسیرهای بعدی قرار گیرد. زبان شناس چهار منبع مشخص برای گرد آوری مواد اولیه در اختیار دارد: گفتار خود زبان شناس، گفتار افراد دیگر که به زبان او سخن می گویند، گفتار افرادی که به زبان های بیگانه سخن می گویند و بالاخره اسناد مکتوب. داده های این پژوهش با مطالعه منابع تاریخ زبان شناسی، بویژه کتاب های تاریخ زبان فارسی خانلری، فرهنگ لکی حمید ایزدپناه، رستم رحیمی و پروفسور ولادیمر مینورسکی و نیز مقایسه آن با شم زبانی نگارنده که خود لک زبان است ، گرد آودی شده اند.

زبان کُردی سره، یا همان زبان لکی کنونی؟

در حدود سال 1111 میلادی پوست پاره کهنه ای در کاوش های روستای "هزارمیرد" استان سلیمانیه که همان استان شادپیروز ایران در گذشته بوده به دست آمد، که در آن چهار بند سرود به زبان کُردی سره و با خط پهلوی نوشته شده است. این چهار بند شعر که به نام "هرمزگان" نامیده شده، یادآور حمله اعراب به سرزمین کردستان و کشت و کشتار آنان است. برابر داوری دانشمندان، این نوشته از همان آغاز هجوم اعراب است. این شعر کردی که مایه اندوه هر کُردی می شود، دورنمای آن روزگار رابه خوبی نشان می دهد. براین استناد می توان چنین استنباط کرد که زبان لکی امروز با اختلاف اندک همان زبان کُردی سره است که در دوران ساسانی پرکاربرد بوده و همچنین در زمان هجوم اعراب به ایران این چنین زخم نامه ای به نظم شعر کُردی بر پوستینی کهن نقش بسته است. البته براساس دیدگاه برخی این شعر منظوم به زبان کُردی گورانی و یا هورامی هم بسیار نزدیک است، که می تواند چنین باشد آن هم به دلیل نزدیکی گویش های کُردی لکی و گورانی و هورامی است.

معرفی زبان و اقلیم کُردهای لک زبان، به صورت اجمالی

ابتدا باید گفت افرادی از عامه مردم لر و یا حتی برخی از گویشوران کُرد بنا به قرابت جغرافیایی لرها با کُردهای لک و سخنی که از برخی از لک ها شنیده اند، کُردهای اصیل لک را لر می دانند. اما خواص قوم لر دلیل دیگری برای لر نامیدن کُردهای لک دارند. لر بودن لک به منزله لر بودن کریم خان زند، باباطاهر، ملاپریشان، فرهنگ و هنر کاسیان و مصادره تمدن و فرهنگ غنی و کهن کُردهای لک و بخصوص زبان آنهاست، که این یک نظریه کاملا مردود و غیر منطقی می نمایاند، از هر جهت نمی توان کُردهای لک را لر دانست و اگر شبهات و اشتباهات تاریخی در این بین بوده که صرفا مربوط به قرن های اخیر است و آن هم به این دلیل بوده که بطور کلی برخی سیاحان، مردمان زاگرس را کُرد نشین و یا لرنشین وکوچنده نشین دانسته اند که از منظر ایشان تمیز خاصی بین لر و کُرد نمی توانسته اند ببینند و اگر گروهی کُرد در میان لرها دیده می شد می گفتند آنها هم لر هستند، مشاهده می کنید همین اشتباهات در مورد کُردهای ایام نیز صدق می کند.در بسیاری از بخش های استان لرستان مردم به زبان لکی سخن می گویند .مردم شمال و شمال غربی لرستان مانند شهر-های الشتر، نورآباد، کوهدشت، زاغه و چغلوندی به این زبان سخن می گویند. همچنین تعداد زیادی از مردم شهر خرم آباد لک هستند. علاوه بر این، گسترش گویش لکی در خارج از مرزهای استان لرستان بسیار چشمگیر است. چنان که در مناطق وسیعی از استان کرمانشاه مانند شهرهای کرمانشاه، صحنه، کنگاور، هرسین و دهستان های عثمانوند و جلالوند در گفتگوی روزمره از این زبان استفاده می کنند. بسیاری از بخش های استان های ایام و همدان نیز این زبان را به کار می برند. گویش لکی با گویش گورانی و گویش کرمانشاهی و کلهری همبستگی فراوان دارد. این گویش دارای آثار مکتوب فراوان می باشد. اخیراً کتابی تحت عنوان “ گلزار ادب لرستان“ که مجموعه ای از اشعار زبان لکی است به وسیله ی "اسفندیار غضنفری امرایی" گردآوری شده و به چاپ رسیده است. "ولادیمیرمینورسکی" می گوید لک جنوبی ترین گروه از قبایل کُرد ساکن ایران است. بنا به گفته "زین العابدین شیروانی" نام لک برگرفته از واژه فارسی لک است، زیرا تعداد خانواده های اولیه لک "یکصد هزار کُرد بوده است. سلسله زندیه مهم ترین طایفه ای است که از میان لک ها برخاسته اند. "چریکف" معتقد است که لرها و لک ها با دو زبان کاملا متفاوتی صحبت می کنند و گویش آنها از یکدیگر متمایز است اما در تاریخ بیشتر موارد به اشتباه کُردهای زیادی را لر خوانده اند. "شرف خان بدلیسی" لک و زند را شاخه ای از قبایل کُرد ایرانی ذکر کرده است. در استان لرستان به دو زبان مجزا به هم اما مشخص یعنی لری و لکی صحبت می شود. طبق نظر "گرنوت ویندفور" لکی از گویش های کُردی جنوبی است. این گویش اساساً در میان طایفه های سلسله الشتر و دلفان در جلگه های الشتر و خاوه و در میان طایفه های بیرانوند در حاشیه ی بالاگریوه واقع در شرق خرم آباد در استان لرستان و در بین طایفه های پیشکوه از جمله میان طرحانی ها، جلالوندها، هلیانی ها و نیز در بین شماری از طایفه های ساکن حد لرستان و کردستان، احمدوند و هرسین و کرمانشاه رواج دارد. "سکندر امان الهی بهاروند" در کتاب “قوم لر“ در تقسیم بندی زبان ها و ارتباط گویش لری با آنها، لکی را در زمره زبان های گروه شمال غربی قرار داده، یعنی در ارتباط با کُردی، گیلکی، طالشی، سمنانی، خوانساری و بلوچی. در ارتباط با مدخل “لرستان“ می گوید که سکنه این نواحی لرها و کُردها هستند که از حیث قیافه به هم شبیه اند ولی از حیث زبان با یکدیگر اختلاف دارند. سکنه واقع در شمال غربی آن یکی موسوم به “کُرد لکی“ و قسمت دیگر دارای زبان لری است وی می گوید کردها، ساکن دره گاماساب و دره سیمره می باشند و طوایف مهم آنها کاکاوند و کولیوند و در دشت خاوه حسنوند، بیرانوند و آلوند و سکوند در دشت الشتر و اطراف خرم آباد در استان لرستان هستند. سکنه ی پشتکوه مخلوطی از طوایف لر فیلی، و کُرد لکی هستند که به کلی با هم مخلوط می باشند ولی درشمال اکثریت سکنه با کُردها و در جنوب با لرهاست. طوایف مهم پیشکوه عبارتند از: ملکشاهی، یوسفوند و در دامنه جنوبی گراوند و در انجیرکوه کُردهای دیناروند و غیاثوند. نگارنده بر این باور است، آنچه را که دهخدا کُردهای لرستان، کُردلکی و کُرد فیلی می نامد در واقع لک هستند.

لباس و پوشش مردان و زنان لک

از ویژگی های هر قوم لباس و پوشش مردان و زنان آن است. در این میان کُردهای لک نیز دارای لباس و پوشش مختص خویش و هماهنگ با سایر هم تباران کُرد خود می باشند که در این مجال نمی گنجد آورده شود و چه بسا خود نیازمند مقاله ای دیگر و تخصصی باشد، لیکن فرم لباس در بین مردان و زنان کُرد لک که امروزه تغییرات جزئی نموده و در مناطق شهری کمتر استفاده می گردد همان فرم لباس های نسل های پیشین است که در اوستا از آن نیز اسم برده شده است. مردمان لک بنا به سنت گذشتگان خود شال به کمر بسته، کاه یا سر بند شال مانندی به سر گذاشته و شلوارهای بلند و گشاد شبیه به پوششی که امروزه موسوم به شلوار کُردی است و پیراهن های بلند استفاده می کنند. زنان لک نیزاز لباس هایی که معمولا بلند و گشاد هستند چون "کرمه چین" که تن پوشی بلند و گشاد است استفاده کرده و"لچک" که دستاری بلند و زیبا است را بر سر می بندند. پاپوش بومی و محلی لک ها معمولا "کلاش"kelaash، کوش "kewsh یا گیوه می باشد که از نخ بافته و زیر آن هم در گذشته ها از نخ های به هم فشرده و یا چرم بوده است. امروزه بعضا از استیک برای قسمت زیرین کلاش استفاده.

فرهنگ و تمدن کُردهای لک زبان

کُردهای لک یکی از اقوام کهن زاگرس و یکی از بازماندگان اصیل تمدن ماد است که امروز در جغرافیایی که به طور غیر رسمی لکستان خوانده می شود، حضور دارد .این قوم مانند سایر اقوام تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته و تجربه های تاریخی فراوانی را در دل خود مدفون ساخته است. سرزمینی که خواستگاه مفرغ است؛ سرزمینی که برای اولین بار حیوانات وحشی را اهلی کرد؛ سرزمینی که برای اولین بار بشر در آنجا یکجانشینی را تجربه کرد. سرزمینی که رودهای خروشانش زمینه ساز تمدن های اولیه بشر بود. سرزمینی که گوردخمه هایش آرام آرام به فراموشی سپرده می شود، سرزمینی که زخم کتیبه بیستون را در دل خود دارد و سرزمینی که هنوز که هنوز است برای اهالی خود ناشناخته مانده است. علاوه بر تاریخ غنایی زبانی دیار لکستان هم به خاموشی می شود، تاریخش انگار یک فراموش خانه بزرگ است که مقرر شده از یاد برود.

غار میرملاس

 در منطقه کوهستانی هوومیان و در بسترکوه "زه روون" و در فاصله 17 کیلومتری شمال غربی شهر کوهدشت استان لرستان واقع شده است. این غار به مرور زمان در هم ریخته و در حال حاضر سایبانی بیش از آن باقی نمانده است، نقاشی هایی در دوطرف جنوب و شمال غار روی دیوار سایبان نقش بسته که در معرض تخریب عوامل طبیعی و انسانی قرار دارد بیشتر نقاشی ها صحنه هایی از شکارگاه یا رزمگاه را مجسم می سازند برخی نیز نقش حیواناتی هستند که نمی توان نوع آن ها را تشخیص داد. غار میرملاس نخستین غاری است که بر روی دیوارهای آن رنگین نگارهایی به جا مانده از بیش از 11 هزار سال پیش یافت شده است.مربوط به عصر نوسنگی که البته در مورد قدمت آن هنوز تاریخ دقیق مشخص نیست ولی بی شک و تردید بیش از 11هزار سال قدمت و نشان مدنیتی پیشرفته دارد.سنگ نگارهای این غار پس از غارهای "اسکو" و " کرکس " در فرانسه سومین غاری است که نگاره های رنگین بر روی دیوارهای خود دارد نقاشی ها و نگاره هایی که بر دیوارهای جنوبی و شمالی این غار باقی مانده بیش تر صحنه هایی از رزم شکار انسان و حیوان را نشان می دهد نقوش حیوانی چون گوزن، گاو، سگ، روباه و به مخصوصا اسب و سوار در حال تیر اندازی و شکار موضوعات رزمی با رنگ های قرمز و سیاه بر دیواره این غار دیده می شود که در میان سنگ نگاره های باستانی کشور ایران بی مانند است.

معبد سرخ دم لکی

سُرخدُم لَکی به زبان لکی "سوور دوم له کی" نام یک محوطه باستانی متعلق به هزاره نخست پیش از میلاد در شهرستان کوهدشت است. این محوطه با فاصله ۱ کیلومتری از شهر کوهدشت و در دامنه کوه چنگری قرار گرفته است. دلیل نامگذاری آن به سرخدم، سرخ بودن خاک این محوطه است. کاوش در این محوطه از سال1173 میادی آغاز شده و از جمله آثار به دست آمده می توان به سنگ های حجاری شده با نقش شیر بالدار و درخت زندگی و وجود یک تمدن و امپراتوری مستقل به نام "ئال پی" در این منطقه اشاره کرد. این محوطه باستانی به شماره 7173 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. در حال حاضر براساس نقشه مطالعاتی زبان های ایرانی دانشنامه بریتانیکا، مجموعه زبان های کردی را با رنگ آبی پر رنگ مشخص کرده که جایگاه کُردهای لک را در وسط نقشه نمایان می کند. اما بر طبق فهرست جغرفیایی طوایف کُردهای لک مندرج در کتاب بومیان دره مهرگان نوشته رستم خان رحیمی عثمانوندی تمرکز اصلی مردم لک در ایران در نواحی غرب آن در محدوده  استان های لرستان ،کرمانشاه و ایلام می باشد.شهرهای دلفان ،سلسله و کوهدشت در لرستان .هرسین ،صحنه و کنگاور در استان کرمانشاه و در استان ایلام شهرستانهای دره شهر،شهرستان شیروان چرداول دربخشهای چرداول هلیان .مهم ترین روستاهای شهرستان شیروان چرداول شامل دهستان بیجنوندوشله کش می باشد که از روستاهای معروف آن روستای زیرتنگ بیجنوند با تیره های بزرگ باباخانی واسدی وتیره کوچکی بنام دارابی می باشد وجنوب استان همدان نهاوند,ملایر.وهمچنین استان لرستان، به گواه آمار موجود جمعیت کُردهای لک در ایران فراتر از یک و نیم میلیون نفر است. نکته قابل توجه بیشتر بودن جمعیت لک ها در عراق نسبت به ایران است. مردم کُرد لک در عراق در ناحیه مندلی و شهرهای مجاور آن زندگی می کنند. تخمین زده می شود که بیش از دو میلیون نفر لک در کُردستان عراق، کرکوک و خانقین سکونت دارند. مردم لک علاوه بر عراق و  منطقه لکنشین زاگرس در جاه های دیگر کشورمان نیز سکونت دارند  برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عدهای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز توابع بهشهر، روستای کجور، کاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند. نام " لک" در گذشته های بسیار دور نیز دیده می شود و به دلایلی از جمله فعالیت هایشان بر ضد حکومت های گذشته، تحرکات آنها در مناطق اطراف "لکستان"، دامداری، تغییر و تحوات حکومتی در مناطق وسیعی پراکنده شده اند، همچنین به وسیله حکومت عثمانی و سلسله های حاکم بر ایران و به ویژه حکومت های صفویه و قاجاریه بسیاری از آنها آواره شده اند. ازجمله گروهی که ساکن شمال ایران هستند و به "کُردهای تبعیدی" معروفند و گروهی دیگر که توسط عثمانیها به اطراف آنکاراشهر هایمانا یا هیمنا کوچانده شدند به کُردهای "شیخ بزینی" یا کُردهای هیمنهای معروفند که هنوز فرهنگ و هویت خود را کمابیش حفظ کرده اند. همچنین "کریم خان زند" که از کُردهای لک بوده و البته بعضی ها اورا لر ملایر می دانند در حالی که  به گفته "جان.ر. پیری" طایفه زند که قسمتی از کُردهای لک شمال لرستان اند برای دامداری به روستاهای نزدیک پری و کومازان ملایر آمده اند و اصلیت آنها لک می باشد. در دوران حکومت کریمخان بخشی از "کُردهای لک" و به ویژه خانواده های سربازانش را به مناطق جنوبی ایران فرستاد. که در زمان آقا محمد خان قاجار گروه بزرگی از آنها را به اجبار به جاه های دیگر مهاجرت داده شدند. "جیمزموریتی" جهانگرد انگلیسی که در سال 1311 میلادی از ایران دیدن کرده است، می گوید: لک در سراسر ایران پراکنده شده است و طایفه ای بزرگ است و از چند بخش تشکیل شده است. در اصل ایرانی اند و خود را "کُرد" می دانند، نویسنده در ادامه می گوید لک های کرمان در سال 1171 قمری از بندرعباس به این منطقه آمده اند. "وزیری" نیز می گوید در منطقه برنجان کوهستانی، چندین نام جغرافیایی دیده می شود که دربردارنده عنوان "لک" هستند. "اکبر وقایع نگار" می گوید: بیشتر لک های لکستان در کلیایی و کرمان و استان کُردستان ساکن اند و شماری از لک ها نیز به اجبار در اصفهان سکونت داده شده اند.طایفه جمور یا جمیر بزرگترین طایفه کوچنده این قوم است که در مناطقی بین کرمانشاه و همدان سکونت دارد. بخشی از این قوم در مهران و دهلران و خوزستان سکونت دارند و در تابستان ها نیز به سمت کوهستان های کرمانشاه و همدان کوچ می کنند. بخشی دیگر از قوم جمور در شمال خانقین سکونت دارند، حکومت عراق نام قوم جمور را به قوم "جبور" عربی تغییر داده بود در حالی که جمور از لغت "گمو" به معنای سیار وکوچنده گرفته شده است. به احتمالی بسیار قوی لک های ساکن در استان های کرکوک، سلیمانیه، اربیل و موصل هم از طایفه جمور باشند. طایفه جمور در کُردستان شرقی از بخش های زیر تشکیل شده است: عبدلی، گومه یی، به رازی و شاهی. "ژوکوفسکی" می گوید: لک یکی از اقوام "تلخ دشت" است که در سال 1337 به آنجا منتقل شده اند، لک ها به گویشی نزدیک به گویش "کردی هورامی" تکلم می کنند. تلخ دشت در جنوب غربی شیراز واقع شده است. "جمشید صداقت کیش" در کتاب کردان پارس و کرمان از لک های ساکن میان قشقاییان سخن به میان آورده و می گوید: امروز در طایفه کشکولی قشقایی خانواده هایی ساکن اند که به لک مشهورند و به زبان ترکی تکلم می کنند، اما می دانند که در اصل کُرد هستند. کُردهای لک همچنین در مناطقی از کُردستان ترکیه ساکن اند که عبارتند از: قاره مان، کونیا، آسکی شهر، نیغده، قیصری، مرشف جوروم، ویرشهر، جوقراوادنه. لک های ترکیه به زبان ترکی تکلم می کنند. احتمال می رود که توسط دولت عثمانی به این منطقه منتقل شده باشند . کُردهای لک در کُردستان جنوبی هم در مناطقی از استان دیاله تا استان موصل دیده می شوند و در مناطقی از خورماتو، داقون، خانقین، کرکوک، چند روستای نزدیک به تق تق و در سراسر دشت اربیل پراکنده اند و از بستوره تا قراج چند روستای مستقل در این دشت متعلق به لک هاست که عبارتند از: جدید لک، آو دلوک، دوشیوان و حوشترالوکی قراج و چند روستای دیگر. همچنین در غرب موسل و در چند روستای شبک ساکن اند و به گویش شبکی تکلم می کنند.

کُردهای لک داغستان روسیه :

یکی دیگر از سرزمین هایی که دارای جمعیت قابل توجهی از قوم لک است جمهوری خودمختار داغستان در روسیه  در ناحیه قفقاز است.مردمان قوم لک در داغستان در بخش مرکزی بخش های کوهستانی در حد فاصل نواحی لک و کولینکسی زندگی می کنند. طبق سرشماری جمعیتی بالغ بر 111هزارنفرکُرد لک که معادل حدود ۷.۱درصد کل جمعیت است در داغستان زندگی می کنند.

بررسی غنای زبانی کُردی لکی و قدمت آن و چرایی کهن بودن این زبان

زبان کُردی لکی بسیار قدیمی است تعداد واژه ها در این زبان را تا سی هزار واژه رقم زده اند ،در زبان لکی کنونی هنوزبسیاری از لغات، اصطاحات و واژه های موجود در زبان اوستا به همان شکل اولیه بدون هیچ تغییری رایج و معمول می باشند. مثل آسِن، فره، توریا، نامان هرا، هَرْدگِل، هُوَر و ... لکی زبانی است تقریباً منظوم و مملو از اشعار، ضرب المثل ها، تمثیل ها، افسانه ها و بسیاری از کلمات و جملات آن دارای اوزان عروضی است. با این تفاوت که شعر لکی همه جا 11 هجایی است، اما گاهی 3 و 11هجایی نیز دارد. "رستم رحیمی" می نویسد: وجود افسانه های فراوان، چیستان ها، ضرب المثل هاو... در زبان لکی نشانة غنی بودن، دیرینگی، گستردگی و سالم ماندن این زبان می باشد و گویای آن است که زبان کُردی لکی نقش و اهمیت فراوانی درتاریخ این مرز و بوم داشته است. زبان لکی از لحاظ کثرت لغات ویرایشی، واژه های غنی و بکر، قابل توجه می باشد، لکی خود شاخه ای وسیع، گسترده و شیرین از زمان حضور زرتشتیان و ساسانیان در ایران می باشد. کُردی لکی زبانی کهن و ایرانی است و از حیث کثرت واژه ها و اصطلاحات بسیار حائز اهمیت می باشد، از دیگر ویژگی های این زبان آن است که چون در گستره طبیعت به وجود آمده، رشد و تداوم یافته و طی قرون متمادی هوّیت و اصالت خود را حفظ کرده و از لحاظ گستردگی، فراگیری، قدمت و دیرینگی هویت و معنای کلیه اشیاء، موجودات، مسائل مادی، موضوعات معنوی، طبیعت و انسان را طی هزاران سال ظهور و سقوط تمدن ها را در برمی گیرد و هیچ کمبودی را برای گفتار و بیان خواسته ها، عواطف انسانی و ارتباط با محیط پیرامون خود ندارد ، به گونه ای که تعداد بسیار زیادی از واژگان و لغات موجود در آن از لحاظ شیوایی و ذات معنایی قابل توجه بوده و برخی کلمات و واژه های آن همانند وره نسک، نزگیره، هَنک، تُمَرْز و ... در فارسی وجود ندارد ولی معادل فارسی دارند و منحصر به این زبان می باشد، اما شایان ذکر است که زبان لکی شباهت خاص و ویژه ای از جهت واژگان و قواعدی دستوری به کُردی کرمانجی در ترکیه دارد که با توجه به فاصله چندهزار کیلومتری این دو زبان کُردی از هم بسیار عجیب است حال آنکه این شباهت در گوران بین لکی و هورامی که نمایان است با توجه به نزدیکی اقلیمی این دو تعجب برانگیز نیست. در زبان لکی حروفی چون پ ، ژ ، گ ، چ ، زیاد مورد استفاده قرار می گیرد که این خود نشان دهنده آن است که این زبان برخلاف زبان عربی که فاقد این حروف می باشد ، تأثیر نپذیرفته و یا به گفتة دیگر زبان لکی نسبت به سایر زبان های رایج در کشورمان ایران از تأثیر پذیری کمتری از زبان های بیگانه خصوصاً عربی برخوردار می باشد. "حمید ایزدپناه" در خصوص فراوانی واژه های لکی می نویسد: زبان لکی از لحاظ کثرت و فراوانی واژه ها و پیرایش لغات غنی و قابل توجه می باشد و خود شاخه های وسیع و گسترده از زبان عصر ساسانیان است. این زبان 17 تا 18 هزار واژه و لغت دارد که اغلب کلمات، لغات و واژه های موجود در آن به همان شکل اولیه دست نخورده باقی مانده است.  در کتاب کوچ نشینان لرستان در خصوص زبان کُردی لکی چنین آمده است: زبان کُردی لکی یکی از گویش های مهم در زاگرس است ، این زبان اساساً در بین طایفه های سلسله، دلفان، در جلگه های الشتر و خاوه در میان طایفة بیرانوند در مشرق خرم آباد و در بین طایفه های پشتکوه از جمله طرهانی ها، جلالوندی ها، هلیلانی ها و نیز در بین شماری ازطایفه های ساکن در لرستان، کرمانشاه و کُردستان رواج دارد. دکتر سکندر امان الهی بهاروند می نویسد: زبان کُردی لکی در بین طوایف استان لرستان چون دلفان، سلسله و برخی از طوایف طرهان رایج است، فزون بر این گسترش این زبان در خارج از مرزهای استان لرستان بسیار چشم گیر است، چنانچه در مناطق وسیعی از استان کرمانشاه چون هرسین، صحنه، کنگاور، دینور، عثمانوند، جلالوند کرمانشاه و برخی از دیگر طوایف که هم اکنون محدوده آنها در بخش مرکزی این استان واقع شده است. درکتاب "مجمل التواریخ" از آنها که به این زبان یعنی لکی گفتگو می کنند، به نام (وند) یاد شده است. به طور کلی محدوده زبان لکی از تلمبه خانه شرکت نفت رازن واقع در شمال شرقی خرم آباد شروع و از آنجا به صورت نیم دایره ای به جانب غرب ادامه یافته و منطقه هروالشتر، خاوه دلفان را در برگرفته و سپس مناطقی از استان کرمانشاه را در بر می گیرد. این زبان در مناطقی از استان ایلام نیز رایج است چنانچه محدوده آن از دهستان زردان شروع و سراسر بخش هلیان را در برمی گیرد، دامنة زبان لکی در استان ایلام از هلیان به طرف مناطق جنوبی رودخانه سیمره کشانده می شود و تا شهر تاریخی ماداکتو(دره شهر) و حتی مناطق جنوبی آن یعنی شمال خوزستان تا شوش ادامه می یابد.

نتیجه گیری

به هر روی کُرد های لک زبان یکی از ژرف ترین و کهن ترین تمدن های بشری را در هزاره های پیشین رقم داده اند و هم اکنون بی شک یکی از اصیل ترین و غنی ترین گویش های کُردی به شمار می آید ،زبان کُردی لکی به طور مرموز و کشف نشده ای تمامی خلاء های مجموعه زبان های کُردی را می پوشاند که گویی مادر کهنسال و ریشه تمامی گویش های کُردی است و به شکل شگفت انگیزی از تمامی مجموعه زبان های کُردی عناصر کلیدی را داراست، چنان می نمایاند که انگار همه گویش های کُردی را یکجا در خود جای داده و یا یک زبان ویژه و کهنسال کُردی است که در حال انقراض و استحاله واژگان اصیل خویش در اثر بی مهری و کم توجهی مسولان عرصه فرهنگ و ادب، بخصوص سایر گویشوران کُرد که متاسفانه هیچ اطلاعاتی از این زبان کهن و غنی کُردی ندارند که اگر ما زبان کُردی لکی را حفظ کنیم گزاف نیست اگر بگوییم کل مجموعه زبان های کُردی را نجات داده ایم. کُردان لک از اقوام کهن زاگرس و یکی از بازماندگان اصیل تمدن ماد است که امروز در جغرافیایی که به طور غیر رسمی لکستان خوانده می شود، حضور دارد. این گروه اصیل از کُردها مانند سایر اقوام تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته و تجربه های تاریخی فراوانی را در دل خود مدفون ساخته است. سرزمینی که خواستگاه مفرغ است؛ سرزمینی که برای اولین بار حیوانات وحشی را اهلی کرد؛ سرزمینی که برای اولین بار بشر در آنجا یکجا نشینی را تجربه کرد،  اقلیم لکستان قلب تپنده و کهن و ریشه کُردستان است.

منابع

دهخدا ، علی اکبر ، لغت نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران.

مینورسکی، ولادیمر، کُردها نوادگان مادها، ترجمه؛ دکتر کمال مظهر احمد، مجله انجمن دانش پژوهی کُرد، جلد یکم، بغداد، صفحه 717 .

یاسمی، رشید، کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او. ص 131.

ناتل خانلری، پرویز، زبان ها وگویش های ایران. کتاب تاریخ زبان فارسی نویسنده: پرویز ناتل خانلری.

درویشیان، علی اشرف، فرهنگ کُردی کرمانشاهی، نشر سهند، تهران.

آکوپف، گ. ب، حصارف، م. ا. ؛ ترجمه سیروس ایزدی، کُردان گوران، مسئله کُرد در ترکیه: از آغاز جنبش کمالیان تا کنفرانس لوزان، تهران: انتشارات زوار، صص11-33.

رحیمی، رستم، بومیان درة مهرگان، انتشارات ماهیدشت کرمانشاه ، چاپ اول .

ایزد پناه، حمید ، فرهنگ لکی ، ج اول .

اینگه دمانت، مورتنسن، کوچ نشینان لرستان، ترجمه محمد حسین آریا ، انتشارات پژوهنده،

امان الهی بهاروند، سکندر، پژوهشی دربارة پیوستگی قومی و پراکندگی قوم لر، انتشارات آگاه ، تهران .

محمدی، آیت. سیری در تاریخ سیاسی کُرد. انتشارات پرسمان.

سایت تاریخی سرخ دم لکی، نمادی از تاریخ چندین هزارساله لرستان.

دوستی، کرم ، مجموعه شعر لکی په ژاره. انتشارات سیفا ، چاپ دوم .

کرمی، محمد ، زبان لکی یا همان زبان کردی مادر، روزنامه امرداد.

Lakī and Kurdish Author: Shahsavari, Faramarz Source: Iran and the Caucasus, Volume 14,

Number 1, 2010 , pp. 79-82(4) .

Windfuhr, Gernot. "Isoglosses: A Sketch  on Persians and Parthians, Kurds and Medes" in

Hommages et Opera Minora, Monumentum H. S. Nyberg, Vol. 2. , Acta Iranica 5. TehranLiège: Bibliothèque Pahlavi, 457-472. pg 468.

Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden

(Reichert) ۰۲۲۲.

Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) ۹۱۹۱.

https://fa.wikipedia.org: 1393

Khaledy , Mohammad , www.sanandaj.iranblog.com : 1392

Roshani , Deilan , www.kurdishacademy.org : 1394

Karimy , Payam , http://www.adabi19.ir : 1394

azary , Hamid , http://kohdashtcity.tebyan.net : 1394

Khoramdad , Najaf , http://www.ilna.ir : 1394

نویسنده: دکتر محمد کاکاوند/ اختصاصی برای شاهو خبر

انتهای پیام/ف

 



برچسب ها :

گویش لکیلجهه های زبان کردیلکستانشاهوساختارزبانعناصرمشترک زبانیگویش های کردی

نظرات کاربران :

علی [دوشنبه 9 آذر 1394 | 07:17] پاسخ

سلام بر دکتر محمد کاکاوند البته حضرتعالی گویش لری را از زبان کردی جدا کردی که بر اساس شواهد تاریخی گویش لری از زیر مجموعه زبان کردی است لطفا زحمت کشیده مختصری در این خصوص قلم فرسایی فرمایید

ناشناس [جمعه 27 فروردین 1395 | 16:10]

در ایلام اسو مقاله یی هست با عنوان لکی شاخه یی از کردی میانه است که تقاضا دارم شما و خوانندگان این مطلب آنرا مطالعه بفرمایید.

ناشناس [جمعه 17 اردیبهشت 1395 | 14:53]

بدیهی است اینکه هرکس بتواند با افراد بیشتری در دنیا ارتباط زبانی دوطرفه برقرار کند یک مزیت برایش محسوب می شود. لکها با اندکی آشنایی و ارتباط، به راحتی می توانند با دیگر کردزبان ها ارتباط زبانی دوطرفه ایجاد کنند و در این حالت علاوه بر فهم زبان فارسی که زبان رسمی منطقه وسیعی است با کردها هم که جغرافیای سکونتشان تا ارمنستان و اواسط آناتولی و نزدیک مدیترانه می رسدارتباط برقرار کنند که این مزیتی انکارناپذیر و سهل الوصول است. شرط آن این است که در این مسیر، با حرکت مستقل و ساخت خط و واژگان جدید سعی در جداکردن خود از دیگر کردها نکنند و علاوه بر حفظ رابطه موجود با زبان فارسی، تا جای ممکن با کاروان کردی هم همراهی کنند.

هیرش [پنجشنبه 29 مهر 1395 | 20:15]

اگر کسی دوست دارد لهجه اصیل لکی را بشنود و بعلاوه... موضوع: ”یوزارسیف لکی” که دوبله طنز بخشی از سریال یوسف پیامبر است یا کارتون ”جوعه مه غروور مه به” که دوبله طنز است را سرچ کند. هم لذت خواهید برد هم با نحوه گویش اصیل لکی آشنا می شوید.

گودرز اسدیان فیلی [جمعه 17 دی 1395 | 16:29]

قوت و ستبری زبان لکی و شعر لکی و خطه پیشکوه و پشتکوه همین بس که ایل بختیاری بر روی دلاوران کوچ کرده خود مجسمه به نام شیر سنگی قرار میدهند.و یا ترکها مجسمه قوچ
ولی ایل سرافراز و دلاور دلاوران و مدافع خطه لکستان و مردم لکستان ایل بزرگ و نیم میلیون با هزاران نخبه علمی ایل بافرهنگ بیرانوند
برای هر دلاور و نام اور و مردی جنگی کوچ کرده این بیت به زبان مادری خویش سروده اند
نام لکی و لک با شعر ادب و فرهنگ در عین حال دلاوری و جوانمردی گره خورده است.
و امیدوارم زندگی سراسر شادی در کنار برداران لر و کرد خود داشته باشند
خداوند این سه قوم را نگاهبان باشد.
و البته کل مردم ایران و جهان را
قی کتیسه ملکمه شاه
داخ نری نیرو و سپاه
ملمکمه دیار حیر خون صد سوار
کل ژ تاو ملکمه پا نیانه فرار
ار پیابیاینو مومت یه قیه
تا نشونت دم مرد میدون کیه
یه نمونه
کسی نوم موتی و سالار عشق
لشی کربلا بو سر ژ دمشق

مصیب [جمعه 4 دی 1394 | 13:14] پاسخ

احسنت...مطالب کامل و درستی بود...زنده باد لکستان..

ناشناس [جمعه 20 فروردین 1395 | 20:18]

هرجا لک مهاجر یا تبعیدی داریم به کرد آنها را می شناسند نه لر و نه حتی لکی که مستقل از کرد حساب شود مانند شمال و قزوین و نزدیک کرج و عراق و ترکیه. قابل توجه کسانی که می گویند لک ها خود را لر یا مستقل می دانند.

ناشناس [یکشنبه 22 فروردین 1395 | 01:03]

قطعا اگر آن لکهای مهاجر خود را لر می دانستند، میگفتند لرند و مردم مناطق یادشده هم آنها را لر مهاجر حساب می کردند.

له ک خوین یاوار [چهارشنبه 16 دی 1394 | 01:13] پاسخ

من له ک هستم به شدت بر روی کورد بودنم تعصب دارم از اقای دکتر کاکاوندی که من نیز اهل کاکاوند واقع در شهر هرسین از استان کرمانشاه می با شم
سوالی دارم لطفا با مدرک به من بیشتر اثبات کنید.......
چند وقتی هست که هر کسی از راه می رسد لک را یا لور می نامد(که به نظر بنده کاملا اشتباه است) یا آن را زبانی جدا از کوردی......
در جواب این دوستان چه مدرک محکم تاریخی وجود دارد؟؟؟
لطفا با مدرک به من که لک هستم وعاشق کوردستان اثبات کنید
به درود....هه ر بژی له کستان ولاتی ئه ژ کوردسان

ناشناس [چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 21:52]

لکی از نظر دستور زبان بسیار شبیه سورانی است که به سه مورد اشاره می کنم: 1- صرف فعل: مثلا گرتم گرتت گرتی گرتمان گرتتان گرتان در لکی که تقریبا با سورانی یکسان است. 2- الصاق شناسه فعل به کلمه پیش از فعل مانند کارم کرد=کار کردم که در هردو یکسان است 3- به نظر گویشوران فارس، لر یا کردهای کلهر برعکس حرف زدن مانند: بیچاره ت کردم= بیچاره ام کردی والبته درمورد دستورزبان شباهت سورانی و لکی تنها این سه مورد نیست بلکه تقریبا تمام موارد تفاوت دستوری سورانی با فارسی و لری و کلهری در لکی هم مشاهده می شود. در زمینه واژگان هم لکی دارای واژگان مختص به خود یا مشابه هورامی و سورانی زیادی است که در لری و کلهری مشاهده نمی شوند و حتی بسیاری از مشترکات لکی و لری مربوط به لری استان لرستان است که عملا از لکی به لری وارد شده. بنابراین لکی به هیچ وجه نه شاخه یی از لری یا کلهری و نه مخلوط این دو است.

هیرش [پنجشنبه 13 اسفند 1394 | 13:05] پاسخ

با سلام. نمی دانم نخستین بار به چه دلیلی لری را شاخه یی از کردی به حساب آوردند. شاید منظورشان لکی یا لهجه های کلهری و ایلامی بوده و بعدها به اشتباه لرها و بختیاری های واقعی را هم جزیی از کردها دانستند. اگر لری و بختیاری را بشناسید از نظر دستورزبان و واژگان باید آن را لهجه یی از فارسی دانست و فقط در لرستان به دلیل آمیخته شدن با لکی واژگان کردی بیشتری در آن دیده می شود. اما قضیه در مورد لکی کاملا متفاوت است؛ لکی دستورزبانی مشابه سورانی دارد و واژگانی مشترک با کلهری، هورامی، کورمانجی، سورانی و به میزان خیلی کم آن هم در مناطق نزدیک به لرها، لری که البته میزان واژگان لکی وام داده شده به لری بیشتر است. لذا نه لکی شاخه یی از لری است نه مخلوط لری و کلهری چون هم دستور زبانش کاملا متمایز آن دو است و هم واژگانی دارد که در هیچیک از دو لهجه یاد شده وجود ندارند. یک موضوع دیگر هم که باعث شده لک ها را با لرها در یک دسته جای دهند، پسوند وند برای نام طوایف است حال آنکه بیشتر طایفه های لک، خود را مثلا نه جلالوند و باله وند و عثمانوند.... که جلاله ن و باله ن و هوزمانه ن... می خوانند که بیشتر کلمات جلالان یعنی منصوبان به جلال یا عثمانان یعنی منسوبان به عثمان را می رساند و این پسوند ان برای نام طوایف در بسیاری مناطق کردستان وجود دارد. ظاهرا این هم از اشتباهات فارس ها و لرها بوده که برای خودشان شبیه سازی کرده اند.

لک کرماشان [چهارشنبه 7 مهر 1395 | 12:15]

هیرش لطفا اگر امکان داره بحث های بیهوده در مورد اقوام دیگه کورد مثل کلهر رو حذف کن.

در مورد اینکه ما با کسی مشکل داشتیم یا نه خودمون بهتر میتونیم نظر بدیم.جد من اصالتا کوهدشتی بوده که به خاطر جنگ های زیاد با قوم لر به یکی از مناطق کلهور نشین کوچ میکنیم و از اون موقع تا الان هیچ جنگی بین ما و کلهور ها نبوده که هیچ حتی بعضی طوایف لرستان (لر) که قصد استفاده از مراتع ما رو داشتن به کمک همدیگه شکست دادیم .اتفاقا به نظرم بیشترین جنگ ما با لرها بوده تا اقوام دیگه اطرافمان.
یه موضوع دیگه رو هم بگم که ما لکها درسته سرزمین اصلیمان لرستان چون من که الان کرمانشاهیم ولی خب حقیقت رو میدونم و همچنین لک های هرسین که اکثریت اون کاکاوندی هستن طبق گفته خودشون از دلفان مهاجرت کردن و خیلی جالبه لکها با سالها همزیستی در کنار لر حس دوستی با همدیگه ندارند اما شباهت زبان لکی فرهنگ لکی و لباس لکی که اخیرا شلوار لکی توسط یک خواننده لر مورد تمسخر قرار گرفت باعث شده همگی زندگی مسالمت آمیزی در کنار کلهور و... داشته باشیم.

صدها منبع هست که میگه شمال لرستان قومی از کورد ساکن هستن اما نمیدانم چرا و چطور از هم جدا شدیم !!

هیرش [دوشنبه 19 مهر 1395 | 08:01]

من که نمی توانم نظراتم را حذف کنم ولی اگر مدیریت سایت تمایل به حذف آنها دارند بنده هیچ مشکلی ندارم و تصمیم شما را بی گله مندی می پذیرم.

خنده دار [شنبه 15 اسفند 1394 | 02:02] پاسخ

لک لرن میتونید در اشعار اقایی
منوچهر کولیوند ببنید یا اقایی کریم خان زند
هر چند لک نه کورد نه لر
بیرانوند از لرستان

پاسخ مدیریت :
جناب بیرانوند/ اشعار شعرا نمیتواند اثبات کننده پیشینه یا نوع وابستگی یک گویش، لهجه وحتی زبانی باشد، به خصوص که شعرای معرفی شده همه مربوط به دوره معاصر یا چندصدسال قبل باشند.

آرش [شنبه 15 اسفند 1394 | 12:28]

از کی تا حالا گفته یک نفر غیر زبان شناس شده ملاک تعیین نام برای یک لهجه. یک شاعر لک هم در کرمانشاه لکها را قومی کوچ کرده از داغستان معرفی کرده همسایه ما هم ممکنه بگه لک فارسه!!! خنده دار این استدلال بود یا صحبت های پیشین؟

لک یار از کوهدشت [شنبه 15 اسفند 1394 | 23:22]

اقای بیرانوند در تمام مناطق لکستان فقط ایل بیرانوند ومردم شهر الشتر احساس میکنند که لرند چرا تنها شما دوست دارید که هویت خود رو از دست بدید و با نام کسی دیگر شما را بشناسند...............

لک یار از کوهدشت [شنبه 15 اسفند 1394 | 23:32] پاسخ

راه نجات تشکیل استان لکستانه با مرکزیت بزرگترین و پر جمعیت ترین شهر لکستانه خودتون تحقیق کنید که واقعا این شهر کوهدشته.باتشکیل استان اقتصاد استان جدید صددرصد بهتر خواهد شد وجوانان ما مجبور به دست فروشی در مترو تهران نخواهند شد وبا اختصاص شبکه استانی فرهنگ مردم بسیار بسیار بالا میرود که خیلی لازمه

دوستدار لک ها و لکی اصیل [یکشنبه 16 اسفند 1394 | 11:34]

برای حفظ لهجه اصیل و ارزشمند لکی که دارای یادگاران بسیاری از ایران کهن است، صد در صد نظرتان درسته. البته امیدوارم اگر روزی این مهم تحقق یافت، نتیجه اش نشه اینکه لکها خود را قومی جدا از کرد بدانند.

ح - لک [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 00:42]

باسلام نظرشما کاملا درست است ولی تشکیل استان لکستان باتوجه به جغرافیای مناطق لک نشین کاری سخت ونشدنی است اما برای حفظ قوم لک بهترین حالت تغییرنام استان کرمانشاه به لکستان است .

هیرش [یکشنبه 28 شهریور 1395 | 09:39]

استان کرمانشاه اکثریتش کلهر(کرمانشاهی)زبان است نه لک و نام کرماشان یا کرمانشاهان بسیار قدیمی است بنابراین این موضوع نه منطقی است نه ممکن.

لک کرماشان [چهارشنبه 7 مهر 1395 | 12:04]

خود ما لکها عزیز جان نام اصیل کرماشان رو دوباره برای این شهر باستانی بر گرداندیم . شما بی اطلاع هستید اگر قرار باشد نام جایی تغییر کند اون لرستان هست چرا که 65 درصد استان لرستان لک زبان هستند.

رضا [دوشنبه 13 دی 1395 | 12:25]

بهترین کاراینه که لرستان به کرمانشاه منضم شود تا به اصالت کردی خود برگردند ظاهراً باورشان شده که زبان لری وجود دارد! فارسها که لری را شاخه ای از گویش خود میدانند و تاریخ هم تا قرن ششم کلمه از قوم لر در حافظه خود ندارد هرچند هرانسانی علاقه به استقلال ورشد دارد اما شناسنامه جعلی درست کردن کار بیهوده ایست وعاقبت پرده برخواهد افتاد وواقعیات برای خود شخص هم عریان خواهد شد لطفا به اصالت خود برگردید وگرنه طعمه دیگراقوام خواهیدشد- ارغوان شاخه ی همخون جدامانده من-

آرش [سه شنبه 18 اسفند 1394 | 00:57] پاسخ

با سلام به مدیر فرهیخته سایت.
متاسفانه اخیرا در ویکی پدیا تحریفات مشکوکی برای لر نمایاندن قوم لک صورت گرفته. مثلا با جستجوی لباس لکی دقیقا لباس لرستان با کلاه نمدی و شلوار شبه فارسی توضیح داده می شود یا درمرد قوم لک با استنادهای بی ارزش لک ها را لر معرفی میکند. هرچند فرهیختگان به کم ارزش بودن مطالب ویکی پدیا آگاهند اما با توجه به حجم بالای بازدید، تاثیر چشمگیری در نگرش مخاطبان عادی خواهد داشت. لذا تقاضا دارم در رابطه با ویرایش مستند این مطالب هرگونه صلاح می دانید اقدام فرمایید.

لک یار از کوهدشت [سه شنبه 18 اسفند 1394 | 10:10] پاسخ

بله متاسفانه چنین تبلیغات بی اساسی صورت گرفته .مثلا در کوهدشت که بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر لکستان است ان قدر در این شهر برای لباس لری تبلیغ کرده اند بیشتر درشبکه ی استانی که مردم شهر هم دارن باور میکنند که لباس اجدادشان چنین بوده است درصورتی که چیزی که آنان نشان میدهند هیچ شباهتی به لباس های محلی ما مردم کوهدشت ندارد

آرش [سه شنبه 18 اسفند 1394 | 21:11]

من کاملا با کوهدشت آشنایی ندارم و خوشحالم که افراد روشنی مانند شما دارد ولی با لکهای منطقه باله ن و هوزمانه ن کاملا آشنا هستم و پوشش پیرهای این مناطق حتی از بسیاری از کردهای کرمانشاه(غیر از مناطق یارسان) به لباس مرسوم کردستان نزدیکتر است. از نظر گویش هم به نظرم اصیل ترین واژگان و لهجه را دارند.

هیرش [پنجشنبه 20 اسفند 1394 | 00:36] پاسخ

دانشنامه بریتانیکا لکی را لهجه‌ای از زبان کردی نام می‌برد.[۳۹] وهمه ی زبانشناسان واکثریت منابع دیگرنیز لکی را در شاخه زبان‌های کردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌تبار غربی قرار داده‌اند.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶][۴][۴۷][۴۸][۴۹] در کتاب "دائرةالمعارف اسلام" آمده‌است که: در لرستان قدیم برخی اقوام کرد (قبایل لک در شمال و همچنین در بین فیلیها، ایل محکی) زندگی می‌کنند.[۵۰]

دهخدا در مورد لک‌ها و لهجه لکی می‌نویسد: کردهای لکی در لرستان ساکن و خوش هیکل و تنومندند. رنگ آنها گندمی و مویشان سیاه یا خرمایی تیره‌است. لهجه لکی؛ لهجه‌ای از زبان کردی که مردم هرسین و توابع بدان سخن گویند. [۵۱] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجه‌ای از زبان کردی دانسته‌است؛[۵۲] زبانشناس کانادایی آنونبی نیز در مورد لکی نوشته‌است که نظر فتاح را قبول دارد که لکی را در میان زبان‌های کردی طبقه‌بندی کرده‌است.[۵۳]

ساختار اصلی دستوری و افعال لکی «همانند دیگر لهجه‌های کردی» در زمره زبان‌های شمال غربی ایرانی قرار می‌گیرد. این ارتباط همچنین با مشاهده بقایای ساختار کنایی (ارگاتیو) در لکی تصدیق می‌شود. در گویش لکی مانند سورانی و کرمانجی ویژگی ارگاتیو مشاهده می‌شود، بنابراین زبان لکی شبیه به کردی و از لری متفاوت است.[۵۴][۵۵] برخی هم که ابتدالکی رانزدیک به لری دانسته اندبعدهاباتحقیق بیشترلکی رانزدیک به کردی ودربین شاخه‌های زبان کردی طبقه بندی کرده اندکه نمونه اش یزدان پناه می باشدکه درمقدمه چاپ‌های آخرکتابش این مطلب رامی توان دید.ولی در شهرخرم آبادوبروجردوبقیه شهرهای بااکثریت لرترکیب و واژه‌های لکی به شکل گسترده‌ای به سوی لری درحال تغییر هستند

کلهر [جمعه 7 آبان 1395 | 14:57]

دانشنامه بریتانیا بیجا کرد

من لک کلهرم و به لک بودنم افتخار میکنم

هیرش [شنبه 22 اسفند 1394 | 19:24] پاسخ

از مهمترین عوامل جداشدن لکها از بقیه کردها، همسایگان کرمانشاهی(کلهری) زبان بوده و هستند که همواره رفتار غیر دوستانه ای با اقوام مجاورشان داشته اند و کردبودن را برای خود مصادره و به نام زده اند و هیچ قوم دیگری را در این دستاورد شریک نمی کنند! من در بین ایشان بوده ام و افراط را تا حدی دیدم که حتی جافها وکردهای سورانها را هم در اصالت کردی قبول ندارند! حال آنکه خودشان از نظر زبان(به خصوص گرامر) با همه کردها متفاوتند و خیلی از طوایفشان ادعا می کنند اصالتا از اطراف شیرازند. البته برخی معضلات فرهنگی هم خصوصا در میان لکهای نزدیک کرمانشاه دیده می شود که این هم مزید بر علت فوق شده و باعث گردیده لکها همواره از طرف این همسایگان شمالی طرد شوند و مردم لک این طرد شدن را به حساب همه کردها گذاشته اند زیرا فقط با کلهرها در ارتباط بوده اند ولی لرها درطول تاریخ رفتار دوستانه تری با ایشان داشته اند... اگر لکها همسایه کردهای اصیل بودند(مشابه وضعیت لکهای کرکوک) اکنون قطعا شاهد همبستگی کامل ایشان با سورانها بودید و بی تردید غنای زبانی، فرهنگی بیشتری داشتند.

دوستدار لکها و لکی اصیل [دوشنبه 24 اسفند 1394 | 10:19]

آغوش ملت کرد به روی شما باز است.

هیرش [یکشنبه 23 اسفند 1394 | 12:42] پاسخ

در بسیاری از لهجه های کرمانجی، صدای آ مانند لکی بین O و A تلفظ می شود. اما مانند همه زبانهای دنیا برای یکسان نویسی کلمات یک زبان و فهم آسان تر نوشته ها، به همان صورت ا یا a می نویسند . متاسفانه برخی از لکها رسم الخطهای شخصی ابداع کرده اند و صدای آ را بصورت او می نویسند مثلا گیون بجای گیان.

نه کوردم نه لر .....نژادم لک است(بیرانوند) [شنبه 29 اسفند 1394 | 11:18] پاسخ

سیسیل جی. ادموندز می­نویسد: «نام­هایی که به وند ختم می­شوند مخصوص سرزمین اصلی کردستان نیستند و در میان لرها (لک­ و فیلی) شیوع بیشتری دارند. این پیشوند از ریشه فعل لکی – لری «وندین» به معنای افکندن یا دوانیدن و لذا به معنی شاخه یا شعبه است و نخستین بخش نام قبیله همیشه نام «نیا» است و هیچ‌گاه نام محل نیست» و این خصیصه در میان لک ها و لرها تنها دیده میشود.این مسئله می­تواند اندکی ما را در شناخت طوایف و انشقاق آنها از کرد یاریگر باشد. به طور نمونه طوایفی مانند باجولوندها وقتی در میان صفحات کرد قرار گرفته­ اند این پسوند را از دست داده ­اند و باجلان خوانده می­شوند.

نه کوردم نه لر .....نژادم لک است(بیرانوند) [شنبه 29 اسفند 1394 | 11:27]

زبان لکی

مقاله زیر با عنوان “لکی و کردی” نوشته آقای فرامرز شهسواری و چاپ شده در مجله ISI “ایران و قفقاز” است. نسخه اصل مقاله به زبان انگلیسی است که در اینجا برای خوانندگان و علاقه مندان گرامی بخشهای مهم آن به ویژه نتیجه گیری را به فارسی منتشر میکنیم.

معرفی:
عنوان مقاله: لکی و کردی Laki and Kurdishنویسنده: فرامرز شهسواری Faramarz Shahsavari از دانشگاه دولتی ایروان منبع: مجله ISI ایران و قفقاز شماره 14 سال 2010 برگه های 79 تا 82
چکیده و نتایج (در برگردان فارسی):

هدف اصلی این مقاله بررسی مجموعه سنتی تغییرات آوایی تعریف شده توسط مکنزی و بررسی ارتباط آنها با زبان لکی است. این مجموعه تغییرات آوایی ویژه و مختص گویشهای کردی تبار بوده و هر گویشی که از این قواعد پیروی نکند کردی نبوده و آنرا باید زبانی متقاوت دانست.

در بسیاری از مجامع به طور سنتی لکی را زیرشاخه ای از گویش های کردی تبار و در مواردی نیز آنرا یک گویش گذار میان کردی و لری دانسته و در برخی موارد دیگر لکی را زبانی جدا و مستقل معرفی کرده اند.

لک زبانان ذر غرب و جنوب غربی ایران و جنوب شرقی عراق سرزمین پهله متمرکز شده اند. برخی گروههای کوچکتر از لک ها نیز در سایر نواحی ایران همچون آذربایجان شرقی و نواحی جنوب دریای خزر سکنی گزیده اند.

تنها در اواخر قرن 20 بود که مطالبی کم و بیش در باره لکی از مازندران و لرستان برای نخستین بار توسط میرچراغی (1990) و لازارد (1990) منتشر گردید. از آن زمان به پس پژوهش خاصی در این باره صورت نگرفته است. این در حالیست که در سالهای اخیر یک بحث و جدل درباره منشا و خانواده زبان لکی آغاز شده است(آنوبی 2004 و 2005).

شوربختانه طبقه بندی کنونی درباره زبان لکی به طور کلی بر پایه اظهار نظرات و دیدگاه های مردمان لک زبان است تا بررسی علمی اطلاعات و داده های موجود (توضیح لکستان: نگارنده به درستی این مسئله را درک کرده است چرا که برخی از لک های کرمانشاه خود را کرد میدانند).

موضوع طبقه بندی زبان لکی هنوز نیز موضوعی باز برای پژوهش و بررسی است. بسیاری از زبان شناسان لکی را زبانی جدا و مستقل ولی نزدیک به کردی معرفی کرده اند (ایزد پناه 1978). برخی دیگر لکی را در خانواده گویشهای کردی تبار (ویندفور 1989، لازارد 1992، کماندار فتاح 2000) و برخی دیگر زبان لکی را حد واسط و گذار بین کردی و لری دانسته اند (آساتریان 2009).

نتیجه گیری کلی این مقاله اینست که لکی از قواعد کلی گویشهای کردی تبار تبعیت نکرده و اشتراکات بین زبان لکی و گویشهای کردی تنها به خاطر اشتراکات موجود بین تمامی زبانهای شمال غربی ایرانی است.

توضیح لکستان: همانگونه که نتایج این بررسی و مقاله علمی نشان میدهد علی رغم اشتراکات فراوان زبانی، زبان لکی به هیچ وجه در طبقه بندی گویشهای کردی قرار نگرفته و این اشتراکات مواردی است که به صورت طبیعی بین تمامی زبانهای شمال غربی ایرانی مشاهده می شود.

نه کوردم نه لر .....نژادم لک است(بیرانوند) [شنبه 29 اسفند 1394 | 11:20] پاسخ

مارتین فان براینسن، پژوهشگر هلندی و کردشناس می‌گوید :
نام قومی "کرد" که در منابع قرن نخست اسلام دیده می‌شود بر یک پدیده رمه‌گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده می‌شد و نه یک گروه زبانی. چندین بار حتی "کردهای عرب" در منابع نام برده شدند. اما در پایان قرن دهم میلادی، این نام برای گروه‌های متعدد رمه‌داران و کوچ‌گران ایرانی‌زبان به کار می‌رفته‌است که از دریاچهٔ وان تا دریاچهٔ ارومیه و مناطقی از قفقاز زندگی می‌کردند. اگر در آن زمان روستانشینی بودند که به زبان‌های کردی امروز تکلم می‌کردند، هنوز نام "کرد" در آن زمان شامل آن‌ها نمی‌شد.

ولادمیر مینورسکی ایران‌شناس و مورخ و کردشناس نیز می‌گوید: در زمان پس از حمله اعراب، لغت قومی کرد برای تیره‌های قبایل گوناگون ایرانی‌تبار و ایرانی‌شده بکار می‌رفت

ریچارد فرای، ایرانشناس و پروفسور دانشگاه هاروارد نیز می‌گوید:
قبایل همیشه بخشی از تاریخ ایران بودند هرچند منابع در مورد آن‌ها کم است زیرا آن‌ها خود تاریخ‌ساز نبودند. عنوان فراگیر و عامیانه «کرد» که در بسیاری از کتاب‌های عربی و حتی پهلوی (کارنامه اردشیر بابکان) دیده می‌شود نامی بود که فراگیرنده همه کوچ‌گران و چادرنشنیان بود حتی اگر با مردمانی که امروز نام "کرد" دارند از پیوند زبانی نبودند. برای نمونه، برخی از منابع مردمان لرستان را کرد نامیدند و هم‌چنین قبایل کوهستان و حتی بلوچان کرمان

نه کوردم نه لر .....نژادم لک است(بیرانوند) [شنبه 29 اسفند 1394 | 11:21] پاسخ

زبان لکی

مقاله زیر با عنوان “لکی و کردی” نوشته آقای فرامرز شهسواری و چاپ شده در مجله ISI “ایران و قفقاز” است. نسخه اصل مقاله به زبان انگلیسی است که در اینجا برای خوانندگان و علاقه مندان گرامی بخشهای مهم آن به ویژه نتیجه گیری را به فارسی منتشر میکنیم.

معرفی:
عنوان مقاله: لکی و کردی Laki and Kurdishنویسنده: فرامرز شهسواری Faramarz Shahsavari از دانشگاه دولتی ایروان منبع: مجله ISI ایران و قفقاز شماره 14 سال 2010 برگه های 79 تا 82
چکیده و نتایج (در برگردان فارسی):

هدف اصلی این مقاله بررسی مجموعه سنتی تغییرات آوایی تعریف شده توسط مکنزی و بررسی ارتباط آنها با زبان لکی است. این مجموعه تغییرات آوایی ویژه و مختص گویشهای کردی تبار بوده و هر گویشی که از این قواعد پیروی نکند کردی نبوده و آنرا باید زبانی متقاوت دانست.

در بسیاری از مجامع به طور سنتی لکی را زیرشاخه ای از گویش های کردی تبار و در مواردی نیز آنرا یک گویش گذار میان کردی و لری دانسته و در برخی موارد دیگر لکی را زبانی جدا و مستقل معرفی کرده اند.

لک زبانان ذر غرب و جنوب غربی ایران و جنوب شرقی عراق سرزمین پهله متمرکز شده اند. برخی گروههای کوچکتر از لک ها نیز در سایر نواحی ایران همچون آذربایجان شرقی و نواحی جنوب دریای خزر سکنی گزیده اند.

تنها در اواخر قرن 20 بود که مطالبی کم و بیش در باره لکی از مازندران و لرستان برای نخستین بار توسط میرچراغی (1990) و لازارد (1990) منتشر گردید. از آن زمان به پس پژوهش خاصی در این باره صورت نگرفته است. این در حالیست که در سالهای اخیر یک بحث و جدل درباره منشا و خانواده زبان لکی آغاز شده است(آنوبی 2004 و 2005).

شوربختانه طبقه بندی کنونی درباره زبان لکی به طور کلی بر پایه اظهار نظرات و دیدگاه های مردمان لک زبان است تا بررسی علمی اطلاعات و داده های موجود (توضیح لکستان: نگارنده به درستی این مسئله را درک کرده است چرا که برخی از لک های کرمانشاه خود را کرد میدانند).

موضوع طبقه بندی زبان لکی هنوز نیز موضوعی باز برای پژوهش و بررسی است. بسیاری از زبان شناسان لکی را زبانی جدا و مستقل ولی نزدیک به کردی معرفی کرده اند (ایزد پناه 1978). برخی دیگر لکی را در خانواده گویشهای کردی تبار (ویندفور 1989، لازارد 1992، کماندار فتاح 2000) و برخی دیگر زبان لکی را حد واسط و گذار بین کردی و لری دانسته اند (آساتریان 2009).

نتیجه گیری کلی این مقاله اینست که لکی از قواعد کلی گویشهای کردی تبار تبعیت نکرده و اشتراکات بین زبان لکی و گویشهای کردی تنها به خاطر اشتراکات موجود بین تمامی زبانهای شمال غربی ایرانی است.

توضیح لکستان: همانگونه که نتایج این بررسی و مقاله علمی نشان میدهد علی رغم اشتراکات فراوان زبانی، زبان لکی به هیچ وجه در طبقه بندی گویشهای کردی قرار نگرفته و این اشتراکات مواردی است که به صورت طبیعی بین تمامی زبانهای شمال غربی ایرانی مشاهده می شود.

لک کرماشان [سه شنبه 6 مهر 1395 | 13:40]

سلام دوست چگنی من با هم زیاد صحبت کردیم .

اما چرا حرفهای شهسواری درست نیست زیرا که این فرد مدرکش رو از دست آساتوریانی گرفته که کورد هراسه و هیچ قومیتی رو کورد نمیدانه خخخخخخخ

آساتوریان در مقاله هاش سعی داره که زازا ها و تعداد زیادی از کردها رو ارمنی نشان بده زیرا که ارامنه سرمایه گذاری زیادی رو روی کردها برای مقابله با جمهوری آذربایجان انجام میدن اما آزمایشات ژنتیکی ناسیدزه و همکارانش قویا این نظریات رو رد کرده

نه کوردم نه لر .....نژادم لک است(بیرانوند) [شنبه 29 اسفند 1394 | 11:26] پاسخ

امیدوارم نظرات بنده را بتونید نشون بدید .لک اگر لر نباشه مطمئنا کورد نیست.زبان مجزا دارد و این تنها نداشتن پژوهش ژرف در باب زبان لکی آقایی محترم که میگن تنها الشتری ها و بیرانوندها بیرانوند بزرگترین ایل لک در ایران است و تاریخ بسیار کهن دارد.لطفا آدرس خودتان را بدهید بنده با خانواده و طایفه امرایی در کوهدشت پیوند خانوادگی دارم میتونم بیام از نزدیک بحث کنیم .مرحوم نظرعلی خان امیراشرف (نظه) داماد ما بوده است و مرحوم اسفندیار غنضفری امرایی پسرعمه پدرم هستند شما از کدام کوهدشت سخن میگوید؟

نه کوردم نه لر .....نژادم لک است(بیرانوند) سانسور نکنید میخواهم نظر آزادانه بدیمو بشنویم [شنبه 29 اسفند 1394 | 11:35] پاسخ

این آقایی دکتر کاکاوند خوبه به نوشته های
خانلری و مکاتباتشون با آقایی مهرعلی خان امیرمنظم یه نگاهی میکردن و این سخن را میگفتند

نه کوردم نه لر .....نژادم لک است(بیرانوند) [شنبه 29 اسفند 1394 | 11:41] پاسخ

با تشکر از مدیریت سایت
تنها دوست گرامی لطفا تذکر بدید به دوستان که دارن توهین میکنند
فرهنگ لک اگر کنار ما بود غنی تر بود یعنی چی این سخنان سخیف یعنی لک بی فرهنگه؟
لطفا نگاهی به شاعران مثل بهلول و بابا رجب لرستانی و .... بندازید و مبارکشاه(شاه خوشین)
به ادبیات مثلا شاعر بزرگ کورد آقایی احمد خانی که به گویش کرمانجی شعر گفتند یک قیاسی داشته باشید و اختلاف زمانیشون
عزیزم ما یه دین یارستان داریم کتبش به زبان خودمون هست آیا این نشانه غنی فرهنگی نیست
که شما مردم لک را فاقد غنی فرهنگی میدونید؟
همینجا کافیه مردم لک خودشون میدونن چی هستند و چه خواهند بود
هرکس هرچی خودش را بدونه برای من محترمه
با سپاس از مدیریت سایت

پاسخ مدیریت :
باسلام/ هرگونه توهین و تهمت در قبال اقوام ساکن دراین سرزمین غیرقابل قبول است و از کاربران گرامی درخواست می شود که نظرات و آرا خود را بدون هیچ پیشداوری و احساسات و صرفا با پشتوانه علمی و رفرنس اعلام کنند تا دیگر عزیزان درباره آن تبادل نظر نمایند.

هیرش [یکشنبه 1 فروردین 1395 | 18:18] پاسخ

برادر گرامیم با پوزش اگر در بیان گفته ام دقت کافی نداشتم و موجب ناراحتی برخی از خوانندگان شدم. بنده کاملا به اصالت گویش لکی و داشتن منابع فرهنگی ارزشمند این قوم اطمینان دارم و هرگز قصدم این نبود که بگویم فرهنگ و اصالت زبانی لک ها پایین است اما تصور می کنم به ظن اینجانب و اکثر کردان از جمله بسیاری از لکها، چون لک ها بخشی از کردها هستند، اگر همسایه سورانها یا کرمانجها بودند ، این غنا بیشتر از اکنون که در همسایگی لرهای عزیز هستند حفظ می شد. خداشاهد منظورم از بیشتر این نبود که الان کم است. بازهم بابت کلمات به کار برده شده که می تواند سوتفاهم ایجاد کند پوزش می خواهم.
درمورد زبانهای شمال غربی بنده تقریبا آشنایی کامل با زبانهای گیلان و کردستان دارم و با اطمینان می گویم که ویژگیهای گرامری لکی کاملا شبیه سورانی مکریانی و تا حدی کرمانجی و هورامی است و اصلا این که لکی مشابه بقیه لهجه های کردی نیست را قبول ندارم. در ضمن واژگان لکی در بسیاری موارد فقط در کرمانجی و هورامی یافته می شوند نه در همسایگان لر و کلهر. به گمان من شباهتهای پوششی، موسیقی... لک ها با همسایگان در اثر همسایگی چندصدساله بوده همانگونه که کرمانجهای خراسان در بسیاری زمینه ها به مازنی ها و خراسانی ها و حتی ترکمن ها مانند شده اند. و البته تفاوت های کرمانجی و هورامی و سورانی با یکدیگر هم کم نیست حال آن که همه را کرد می نامند.

هیرش [یکشنبه 1 فروردین 1395 | 18:32] پاسخ

درمورد وند هم لطفا به میان بسیاری طوایف لک دورتر از استان لرستان سری بزنید. آنها نام طایفه شان را با پسوند ان و نه وند میخوانند مانند جلاله ن و کاوشه ن و هوزمانه ن و باله ن و دواجه ن نه جلالوند و کاوشوند و عثمانوند و داجیوند. در کرمانشاه و کردستان هم بسیاری نامها مشابه سازی فارسی شده و حتی به مرور مردم هم اسامی جدید را به کار می برند. به ویژه در لرستان که لک ها و لرها با هم احساس اشتراک بیشتری دارند این اتفاق قطعا افتاده.
یک مورد دیگر هم فراموش کردم بگویم؛ منظورم از همسایگی سورانها به علت نقش متاسفانه فاصله انداز کلهرزبانها و بیشتر دورشدن لکها از بدنه اصلی کردستان و نزدیکی بیشتر به لرزبانها بود که باعث کمرنگ تر شدن نزدیکی گویشی، موسیقیایی... لکها با دیگر کردها شده

ماردین از الشتر لکستان [پنجشنبه 5 فروردین 1395 | 20:39] پاسخ

سلام دوستان لک بخش جدایی ناپذیر از کورد است.من کورد لک ساکن الشتر لکستانم و به کورد بودنم خودم افتخار میکنم .آقای بیرانوند شما لطفآ تفرقه افکنی نکن.پر واضح است که در جدانمایی لک از کورد عامل مذهب بسیار موثر است و این برای ما کوردهای لک مایه ننگ است که بخاطر مذهب کورد بودن خود را کتمان کنیم.
در جواب اون دوستی که گفتن ما لکها مورد بی لطفی قرار گرفتیم باید بگم تا ما خودمون هویت خودمونو نشناسیم و در مسیر سرافرازی فرهنگ خودمون گام برنداریم هیچکس نمیتونه به ما کوردهای لک کمک کنه پس ما خودمون مقصریم که از کاروان هویت کورده واری دور موندیم(کوردهای لک الشتر و کوهدشت و خرم آباد و نوراباد)منظور بنده است. درود بر کورد و کوردستان ..ماردین از الشتر لکستان

بیرانوند [جمعه 6 فروردین 1395 | 02:55] پاسخ

خواهش میکنم جوان میپذیرم من هم گاهی دچار اشتباه میشوم
عزیزم اون عثماون جلا لون و باله ون که شما میگوید تلفظ لکی وند هست
نمونه بیرانوند میشه ییرونون
و نمونه منوچهر میشه منوشیر
جمشید میشه جمشیر
یا نام ها را مخفف میکنند
شاید شما زیاد با مناطق لرستان و خوزستان و مناطقی در ایلام آشنا نباشید برا همین این سخت متوجه میشوید
لر منظور شما کدام لر است شاید شما لرها و لک ها را از هم تشخیص نمیدید
اگر تاثیری بوده از جانب زبان لکی بوده زیرا مجموعه سروده ها و نثرها و همه لکی هستند
حتی مقام های موسیقایی آقایی
حمید ایزدپناه در کتاب لرستان در گذر تاریخ تنها به موسیقی لکی اشاره میکند
ببیند انقدر سطح شناخت سطحی است البته منظور جنابعالی نیست عزیزم
خود لک ها را میگیوم
که فردی مانند حمید ایزدپناه را لر میدانند.
اصولا در استان لرستان بجز ایل بالاگریوه بقیه لک هستند مقداری هم بختیاری دارند که آنها واقعا از دیگر مردم مجاز و قابل تشخیص هستند هم از نظر پوشش و هم لهجه و کلا بختیاری ها شناخته شده هستند در کشور کلا میگویم

بیرانوند [جمعه 6 فروردین 1395 | 03:02] پاسخ

این طوایف که گفتی خودشان زیر مجموعه طوایف دلفانی هستند
یعنی هم اکنون مردم لک را به گویش دلفانی لکی میشناسند
که خود مردم دلفانی
به سه دسته و یا چهار دسته تقسیم میشوند
دسته سلسله=حسنوند-یوسفوند-ترکاشوند-کولیوند-غیاثوند
دسته هرو=بیرانوند و باجلوند(سگوند-قایدرحمت -اراوان -دالوند-یاراحمد)
دسته دلفان کوچک=ایتوند-میربک اولاد قباد-کاکاوند- نورعلی -سنجابی
طرحان=امرایی-کوشکی- گراوند- سوری- آزادبخت موموند هم مگویند
این طوایف عزیز را که نام بردید زیر مجموعه اینها هستند یا طرحان و یا دلفان

بیرانوند [جمعه 6 فروردین 1395 | 03:18] پاسخ

در ضمن آقایی شهسواری استاد دانشگاه رازی کرمانشاه هستند
و تفاوت چندانی بین لکی که من در خرماباد سخن میگیوم و یه عزیزی که در کرمانشاه سخن میگوید نیست. چه بسا لک های لرستان ایلام و همدان اصیل تر سخن بگویند البته
شاهنامه لکی را که سروده؟
به دستور رستم شاه عباسی اتابک لر کوچک که بر پیشکوه و پشتکوه و بخشی از عراق حکمران میراند. و این خاندان اصل و ریششون در خورشید شاه چنگری میرسد و لک بودند.
نمونه اقایی ابوقداره والی ایلام و خاندانشان پسرخاله های شاهوردی خان بودند
و پسوند فیلی که به ایلام میگن برگرفته از اخر فامیل همین ابوقداره بوده که در زمان اغا محمد خان از فلک افلاک به دده بالا میرود و شهر ایلام را بنا میگذارد.
شما ابتدا مطالعه جامعی در مورد لرستان داشته باشید در مورد گویش و زبان آنها و ادبیات آنها
لطفا به این مسئله پافشاری نکنید که ما غنایی فرهنگی خود را از دست دادیم
شما جوری سخن میگوید انگار ما مانند کرمانج ها از جایی دیگر کوچ کرده ایم
مگر فاصله خرماباد تا کرمانشاه چقدر است مگر محدود طوایف دلفانی از بیستون تا دورود و بروجرد و دشت سیلاخور و از شمال از تویسرکان تا شوش در خوزستان نیست؟
خوب این رو نمیشه با کرمانج های عزیز مقایسه کرد اتفاقا کرمانج های عزیز فرهنگ خویش را حفظ کرده اند و ان زبان خود است
بنده دوستانی بسیار در اسفراین و قوچان دارم و بخدا توهین نباشه از خیلی از کوردها بهتر و بیشتر زبان و فرهنگ خود را حفظ کرده اند.
ما در مورد خراسان که صحبت نمیکینم در مورد خرم اباد و یا کوهدشت و یا الشتر سخن میگویم بنده
با کلهر ها مشکلی ندارم و شهر کرمانشاه البته جسارت نباشد کلهر نیستند خیلی هاشون
کلهر شمال دو تیره سیا سیا و خالی است که در شاباد و گیلانغرب و ایوان هستند .
حتی مردم گوران و اهل حق میتوانید از بزرگانشون نمونه اقایی سید نصرالدین حیدری بپرسید و توضیح بهتون بدن منشا شان کجاست .
و شاهنامه جیحون ابادی میتوانید بخوانید کلام اهل حق است و خاستگاه اهل حق را میگوید و همه بر این اتفاق هستند اتابکان لرستان از بزرگان اهل حق هستند و همین علت قتل عام انها بدست شاه عباس صفوی بوده است

بیرانوند [جمعه 6 فروردین 1395 | 03:19] پاسخ

و در اخر بنده معذرت میخواهم منظور شما را درک نکردم این رو به پایای کهولت سن من بگذارید

هیرش [جمعه 6 فروردین 1395 | 22:28]

با درود خدمت آقای بیرانوند. تلفظ جلالوندی ها... از نامشان جلالون نیست جلالن میگن که به رسم الخط کردی میشه جلاله ن و همینجور باله ن و کاوشه ن و هوزمانه ن و ... که بیشتر شبیه جلالان و باله ان و هوزمانانه تا با پسوند وند لری. در ضمن درسته مسافت لکها تا کردستان زیاد نیست ولی لک ها تقریبا از بدنه کردستان بریده اند. موضوع دیگر پافشاری بنده راجع به غنای زبان و پوشش و اصیل تر دیدن لکهای نزدیک کرمانشاه به این دلیله که ایشان مشخصات متمایزه بیشتری نسبت به اقوام نزدیکشان(هم لرها هم کردهای کرمانشاه) دارند یعنی هم کلمات منحصر به فردتر هم پوشش درحالی که لک های لرستان در این زمینه هم از نظر واژگان و هم پوشش به مردمی که اکنون با گویشی شبیه فارسی و موسوم به لری است و در لرستان می زیند مانند شده اند. درباره کرمانجهای خراسان تعجب می کنم که شما ایشان را آیا با کرمانجهای ترکیه و آذربایجان اگر مقایسه کنید به طور واضح شاهد تغییر ایشان به سمت خراسان و مازندران می شوید هم از نظر لهجه هم موسیقی هم... همانجور که لهجه لک های لرستان شبیه همان مردمی که به اصطلاح لری می گویند متمایل شده. و اما آخرین مطلب اینکه درمورد کوچ احتمالی اقوامی از آسیای صغیر به محدوده لکستان بنده از خود لکها هم شنیده ام و البته مواردی مانند شباهت شلوار لکها که دمپایی تنگ تا ساق پا دارد و لهجه لکها که بسیار شبیه بارزانی ها و خیلی از کرمانجهای ترکیه است و کلمات مشترک زیاد با وجود مسافت و عدم ارتباط، این شک را بیشتر میکند خصوصا اینکه در تاریخ کوچ علوی های کرمانج به نواحی داخلی ایران هم رخ داده که با توجه به علوی بودن لکها در قدیم و پایه گذاری مذهب اهل حق در لکستان این گمانه تقویت می شود. با سپاس از این که وقت گذاشته مطالب بنده را می خوانید و البته بنده هم جوان نیستم.

هیرش [جمعه 6 فروردین 1395 | 22:41]

یک مورد دیگر: در یک منبع اینترنتی ترکی زبان خواندم که شهر adiyaman یا viranşehir اصالتا علوی و لک بوده اند.

بیرانوند [شنبه 7 فروردین 1395 | 12:58] پاسخ

برا اینکه خیال تو راحت کنم و خیال خودم را اقایی لک امیر که خودشون را کورد میدوند و یا حداقل نزدیک به کوردها در یکی از شعرهاشون در تمجید از کوروش چه گفتند؟
شال و ستره بپوشن کوروش خوش گفتار مای
عزیز دل همون جلالون میگیوند
همون هوزماون یا عثماوند به فارسی
یکی از دوستان من اقایی رحیم عثماوندی بومیان دره مهرگان ایشان را بخونید
این لباس و پوشش
داوود خان کلهر
http://zengyanah.ir/wp-content/uploads/2015/08/811827363_14789.jpg
حالا کاری به لک های دلفانی ندارم

بیرانوند [شنبه 7 فروردین 1395 | 13:10] پاسخ

دوست گرامی شما یا با زبان لکی اشنایی ندارید و نمیدانم چه کسی همچین حرفی به شما زده و یا با تاریخ ادبیات لکی اشنایی ندارید
معیارترین لهجه لکی لهجه نورابادی که اقایی ایزدپناه در کتاب اورده و تفاوت لهجه انقدر کمه که تنها در برخی واژگان نمونه
بخورم
لهجه بیرانوندو سلسله=بیرم
لهجه نوراباد تا همون هوزماون=برم
یک *ی* اختلاف دارند
نمونه براتون میگم در گویش اردلان *کردیه* بکار میبرند در موکری و لهجه عراق میگویند کردوا
چون بنده مادرم از ایل منگور هستند یکمی اشنایی با زبان کوردی دارم
حال آنکه این تفاوت گویش در لکی بسیار اندک است و بسیار
زله که میگویند در بیرانوند میشود زیله
بیل مر=در بیرانوند و سلسله
میشود بول مر=معنایی خاکستر میدهد
دوم گفتم عزیز بجز بالاگریوه که جمعیتشون در لرستان به اندازه تنها بیرانوند نیست و بختیاری گرامی که واقعا مجزا هستند و حتی در شهر دورود که مردم لک و بختیاری ها هستند واقعا از نظر پوشش و قابل تشخیص هستند.
و در مورد بالاگریوه این نظر است که بختیاری و از ممسنی فارس امده باشند لرستان و لهجه و اداب و روسومشان تحت تاثیر لک ها بوده است.

بیرانوند [شنبه 7 فروردین 1395 | 13:18] پاسخ

خواهش میکنم از همصحبتی با جنابعالی لذت میبرم دوست عزیز
ما هرچی هم باشیم بنده حقیر یک رگم کورد است.
و در مورد علوی اشتباه همینجاست که مردم یارسان را علی الهی و یا شیطان پرست خطاب میکنند
بله اولین بزرگ اهل حق مبارکشاه ملقب به شاه خوشین که پیش از سلطان سهاک بودند اهل همین نوراباد بودند
و بابارجب و بابا لوره و بابا حاتم لرستانی به همراه بهلول ماهی
پیش از شاه خوشین بودند که دوره شان کامل نشده است
و کلام اخر این یه پیوستار زبانیه
بجز عربی و ترکی تمام گویش های ایرانی و شاخه غربی با هم اشتراک دارند
و البته این نکته اخر را باید گفت لر-کورد-لک- گیلک- مازنی-تاتی-اینها سر منشا همشون به زبان پهلوی میرسد و یک ریشه و تبار دارند.
ولی من بر این باور هستم با احترام به همه هرکس در جایی خود
ارادتمند شما

لور لک [شنبه 7 فروردین 1395 | 22:05] پاسخ

حامیان این خبرگذاری مشخصن حامیانی از حذب کردستان عراق که در گروه های تروریستی سازمان ملل قرار دارن اگه ضره ایی به حق و حقوق خواننده هاتون و ازادی نظر احترام میذارید این نظرم رو ثبت کنید لر به هیچ وج کرد نیست و گرایشه کاملا جدا جدا از هر گرایشی داره چه ساختاری چه تمدن ک چه واژه های زبانی لک همیشه لر بوده و این کاملا مشخصه از سخنان کریم خان زند ها و شاعران نویسنده ها همچنین پدران و افراد مسن همیشه خودشون رو لر میدونستن لک لکه ولی قومیت بزرگترش لره و با یه بختیاری و جنوبی و مینجایی هیچ فرقی نداره...همه اقوام لر رو تشکیل میدن لرهای فیلی عراق همیشه لر هستند و میمونن منه لک افتخارم لر بودنمه همیشه پدرم بهم گفته که ما لریم با این نفوذ ها و کشور گشایی های حذب کوردستان کاملا برای همه اشکار شده و مشخصه نقشه کشی های کودکانه و خنده دار که قلمرو و کشوری که سعی در تاسیسش دارن را تا خلیج فارس هم حتی کشاندن کورد اگر اصالتی داره خودشو به لور نچسبونه چشم به اصالت لور ها نداشته باشید سعی در ساختن اصالت نداشته باشید به هیچ وج لر و کرد یکی نیستن و اگر یکی هم باشن لر الویته و کردستانه که باید به لور ملحق بشه

لور لک [شنبه 7 فروردین 1395 | 22:07] پاسخ

تا بوده از شما کورد ها حرف شنیدیم و توهین که کرمانشاه رو خراب کردیم که مردم بی فرهنگی هستیم که باعث نا امنیتون هستیم شما افکار نژاد پرستانه را از خود بروز میدید همیشه هم بوده و خصومت بین اقوام ایرانی ایجاد میکنید هیچوقت هم خودتون رو ایرانی ندونستید و در رویای کشوری جدا هستید

هیرش [یکشنبه 8 فروردین 1395 | 21:24] پاسخ

با درود به دوست عزیزم آقای بیرانوند
برخلاف فرموده شما من با لکی آشنایی خوبی دارم. سورانی لکی و کلهری را کامل صحبت می کنم به حدی که طرف مقابلم کاملا می پذیرد که همزبانش هستم. همچنین کرمانجی خراسان را البته نه در این حد ولی راحت صحبت می کنم و حتی با کرمانجهای ترکیه هم ارتباط می گیرم. با هورامی هم آشنا هستم. اما با این فرمایش شما درباره تلفظ نام طوایفی که ذکر کردم(و چون ذره یی در تلفظ خودشان شک ندارم) حقیقتش درمورد آشنایی شما با این ایلات و گویش ایشان به شک افتادم!!...
با این حد آشنایی و نیز مطالعه و علاقه ام به زبانهای ایرانی کمی بیشتر به تشخیص بنده اعتماد کنید.
راستی دو نفر از دوستان لک من می گفتند بیرانوندی ها حتی در تلفظ کلمات لکی مشکل دارند و لهجه شان خیلی شبیه لرهای خرم آباده؟!
ضمنا من اتفاقا برخلاف گفته خواننده جدید مطلب مشتاق جدایی نیستم و حتی مایل به پیوستن کردهای خارج ایران به ایرانم البته با حفظ حقوق ایشان و حتی کمک به پویش و ماندگاری کردی که به ظن من و بسیاری، اصیل ترین زبان های ایرانی است.

هیرش [یکشنبه 8 فروردین 1395 | 21:31] پاسخ

خواننده جدید!اولا حزب نه حذب بعد حزب کردستان کیه؟!! و چطور کردی که پر از واژگان اصیل و قدیمیه و کلی آهنگ و شعر و رمان و... به زبان خودش داره و جمعیت و وسعت چندبرابر کل لرها و بختیاری ها باید زیرمجموعه لری باشه!!! اونایی که میگن لر کورده صد درصد ریشه ش در یک اشتباهه. لری جزو زبانهای جنوب غربی ایرانه مانند فارسی ولی لکی و بقیه گویشهای کردی از شاخه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند. کرد و لر ارتباط کمتری دارند تا کرد و تالشی یا گیلکی.

هیرش [یکشنبه 8 فروردین 1395 | 21:41] پاسخ

قبلا هم گفتم اگر مطالب گذشته را می خواندید: اولا نظر مردم کرمانشاه که اتفاقا زبان ایشان از کردی معیار دورتر است تا لکی (به ویژه از نظر گرامر که شالوده زبان است) نظر کل کردها نیست و اتفاقا اگر کرکوک سری بزنید ارتباط خوب سوران ها و لکها را خواهید دید. البته نباید منکر این هم شد که متاسفانه لک های نزدیک کرمانشاه و ساکن کرمانشاه هم در ایجاد این نظرها مقصر بوده اند.

هیرش [دوشنبه 9 فروردین 1395 | 15:58] پاسخ

در کرمانشاه به کی توهین نمیشه؟! به سوران و هورامی میگن ...جاف، کلیایی: خیل یا هوز...، لرهای غرب همدان: توسرکانی...خلاصه هیچکس در امان نیست. البته مشابه این وضع در شهرهای دیگر هم نسبت به مهاجران هست حالا با شدت کمتر یا بیشتر

بیرانوند [دوشنبه 9 فروردین 1395 | 16:43] پاسخ

کدام لک در کرکوک هست؟
خیلی خنده داره عزیزم میتونید بگید کدوم تلفظ؟ کدام واژه
خوب همین سخن شما نشون میده اصولا هیچ اشنایی با زبان لکی ندارید.
که سخن اون دوستان را قبول کردید میتونید بپرسید کدام واژگان را میگویند؟
اتفاقا این لری خرماباد چون تحت تاثیر لکی بوده به طبع با کوردی هم نزدیکی دارد و نزدیکترین گویش به کوردی است این را میدانستید!؟
البته با احترام به شما دوست گرامی
همین گرامر را خوب امدید
خوب لکی با مازندرانی و گیلکی بسیار شباهت دارد
و یا فارسی و کورد
نگید اینگونه نیست که واقعا نمیتونم قبول کنم 70 دردصد واژگان مشترک و حتی شمارش اعداد
میشه گفت کوردی گویشی از فارسی است
ببنید تحقیق های انقدر سطحی بوده که باباطاهر رو مرحوم گرانقدر علامه علی اکبر دهخدا میگن
لهجه ملایری؟ کدام ملایری میگوید بوشم و یا بوره
بنید تنها بیرانوند در میان لکها میگه بوره
کهنی واژگان بیرانوند را میخام بگم قصد فخر فروشی ندارم
هیمه=واژه پهلوی که تنها مخصوص بیرانوند است
این نکات را به اون دوستان خود گوشزد کنید دوست گرامی

بیرانوند [دوشنبه 9 فروردین 1395 | 16:53] پاسخ

دوما همین منابع که ذکر کردن
از کتاب گویش های آقایی پرویز ناتل خانلری نام بردن ایشان استاد بنده بودن در دانشگاه تهران
ببنید ایشان بر این نظر بودن لهجه و ساختار کلی زبان و تعریف این گویش ها خیلی سطحی بودند ایسان بر این عقیده هستند و در کتاب خود ذکر کردن که بختیاری با توجه به نظام اوایی و در دسته شمال غرب قرار میگیرد
نمیدانم
شما
همین زبان شمال غربی و جنوب غربی را گرفتید و چسبیده اید بهش
دوست عزیز بازهم گفتم
ساختار جمله سازی و گرامر در تمام زبان های ایرانی حتی شمارشون یکی است و تنها یک اختلاف های کوچک اوایی این گروهها را بوجود اورده برا طبقه بندی راحتتر
اگر خیلی اصرار دارید همین هورامی جز زبان های کوردی نیست و زازاکی و گورانی اگر بخواهید لینکش را بهتون میدم
روی این زبان ها بیشتر تحقیق شده خوب اگر تحقیق جامعه روی لکی صورت بگیره و که یک نمونه تحقیق جامعه اقایی فرامز شهسواری بوده است
خیلی چیزها و سخنان اشکار میشود

بیرانوند [دوشنبه 9 فروردین 1395 | 17:09] پاسخ

دوما شما میتوانید برای کرمانشاهی این سخن معیار را بزنید چون ادبیات مکتوب ندارند
ولی نمیتوانید در مورد لکی این سخن را بگوید زیرا لکی ادبیات مکتوب دارد.
و به تازگی رسم خط بسیار عالی توسط یک جوان هویت طلب و ایرانی لک
به نام اقایی علی ایویتوندی ساخته شده است
که جوابگو زبان لکی است
جلاله ن
خدایی نمیدونم چی بگم اگر جلاان بوده چرا فارسی شده جلالوند؟
خوب میشناسمون اقایی اسماعیل ططری که مشهور ترین چهره سیاسشون بود یه بار در کوهدشت ملاقت کردم
بر میگرده به اولیل انقلاب هرجند خدایی بگم از یه سری خلقیات ایشان خوشم نمی امده ولی خدا رحمتشون کنه
به هرحال
و درضمن بازهم میگم لر خرم اباد کیه انقدر من را به خنده نیاورید
اگر کرمانشاه یه محله جعفر اباد داره که میگن ما لک هستیم
و از لکی دلفانی یکم فاصله گرفتند و انسان های خوبی هم هستند خدایی
خرماباد از والی زاده و چاغروند (دو خاندان اصیل شهر خرماباد ) تا طوایفی که پیشتر بیشتر کوچ نشین بودند و تنها فصل زمستان در خرماباد سکنی میگزیدن
نمونه ایل بیرانوند که 40 درصد خرماباد هستند و به همین مقدار در شهر بروجرود و ایل حسنوند و طوایف باجلان (سگوند.دالوند)
لک هستند . یعنی خرماباد بزرگترین شهر لک نشین ایران است حالا میگن لر نشین خخخ
دوست گرامی
بسیار خوب است مطالعه میکنید در مورد زبان های ایرانی در مورد اداب و رسوم هم تحقیق کنید و ریشه ها بد دور از تعصب
بنده اگر میخواستم تعصب بکار ببرم خوب من مادرم موکری است
هرچند این سخن را به هیچ عنوان قبول ندارم که میگویند موکریان اصل کورد هست
مگه در اصلت انسان ها اصل و فرع هست؟؟؟؟؟؟؟
به طبع باید خود را کورد بدانم هرچند من تنها جنبه علمی را میسنجم نه طوایفی و قبیله و چون بالاخره ما همه انسان هستیم

بیرانوند [دوشنبه 9 فروردین 1395 | 17:17] پاسخ

امیدورام مدیریت سایت اگر براشون مقدور هست این هم نمایش بدن
و برا مهم ، هم بخدا نیست خودتان را ایرانی بدانید و یا نه
چون خودم در دروان جوانی گرایش های چپی داشتم و اصولا یک انسان جهان وطنی هستم و این مرز کشی ها بین کشور ها را قبول ندارم
و تنها جنبه علمی را میبینم
به قول میرزاده عشقی خخخ
چو ایران نباشد...که نیست
روم جایی دیگر زمین قطع نیست
بقیه اش رو دیگر قبول ندارم نمیگذارم
و در اخر بلوچی نیز جز زبان های شمال غربی است ایا شما بین لر و کورد بیشتر پیوند هست و یا بلوچ و کورد؟
اگر بلوچ و کورد پس شرف خان بدلیسی چگونه لر را جزئی از کورد میدانند؟
حتما ایشون اشتباه کردن!
و در مورد دوست دیگر *لورلک*
دوست گرامی میخواهید بحث کنید رعایت ادب را کنید خواهشا و زیاد عصبانی نشید

بیرانوند [دوشنبه 9 فروردین 1395 | 20:42] پاسخ

هیرش عزیز
چون خیلی دوست دارم با لهجه بیرانوند آشنا بشید.امیدورام لذت ببرید
این یه غزل زیباست به لهجه بیرانوند
به دوستان خودتون هم نشون بدید. لذت ببرند
سروده اقایی کرمعلی بیرانوند
با لهجه خس بیرانی
http://www.aparat.com/v/NZSIu/%D8%B4%D8%B9%D8%B1_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%84%DA%A9%DB%8C

هیرش [سه شنبه 10 فروردین 1395 | 12:13] پاسخ

دوست عزیزم آقای بیرانوند
با سلام. وقتی در خیلی جاها شاهسون که کلمه یی ترکی است را شاهسوند نوشته اند و بسیاری دیگر از نامهای غیر فارسی اشتباهی مشابه سازی شده اند که کافی است برید تلفظ و معنای بومی واژگان را بشنوید و آنچه نوشته می شود آنوقت به درستی عرض بنده مطمین تر می شوید.

هیرش [سه شنبه 10 فروردین 1395 | 12:22] پاسخ

ترانه لکی را شنیدم. اگر بیرانوندها هنوز اینجور حرف می زنند که لهجه غنی و اصیلیه البته ملودیش بختیاری بود.لباسش هم از دید من شبیه همونایی که از نظرمن لر هستند و قطعا شما می فرمایید لر لرستانی نداریم!

بیرانوند [چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 11:45] پاسخ

درود دوست و برادر گرامی
ملودی بختیاری جداست عزیز دل بنده
ملودی و سبک موسیقی بختیاری در دستگاه *شور و اواز دشتی* است در صورتی که موسیقی لکی بیشتر و بیشینه اش در دستگاه *ماهور* است.
اتفاقا موسیقی سنتی کوردی که بزرگانی همچون جناب* محمد ماملی *
میخوانند در دستگاه شور است .
گفتم تنها ایل بالاگریوه که جمعیتش 80 به 20 است در مقابل لک ها
به میشه گفت لر
البته ایل بالاگریوه مردم شریفی هستند ولی جمعیتشان به اندازه بیرانوند هم نیست. چه برسید دیگر لک ها
البته باید این را بگویم لک ها در همجا از شاه مانند کریم خان و تا شعاران و دیگران
و حتی نامه سرانجام اهل حق میگویند مبارکشاه لرستانی *بهلول ماهی و یا بهلول لرستانی بابارجب باباحاتم لرستانی*
حتی کلام الماس بیگ و یا خان الماس لرستانی
اگر خواستید لینک کتاب و پیشگویی ها خان الماس به قلم
شهید بزرگورار سید خلیل عالی نژاد را اختیارتان میگذارم
و یا اتابکان لر کوچک از بزرگان اهل حق بودند و به طبع چون شاهنامه و فرمان های انها به زبان لکی بود.و زبان آن ها لکی میتوان گفت جزئی از مردم لک هستند.
من به هیچ وجه این گفته دوستان را قبول ندارم که میگویند لک یعنی
*لرکوچک* زیرا زمانی که ما میبینم که زبان اتابکان و فرزندان خورشیدشاه چنگری لکی بود پس به راحتی این حرف به فنا میرود
و یا میگیوند لر کوچک (لک و فیلی)
خنده دار از این حرف تا کنون نشیندیم این فیلی ها که هستند!؟؟؟؟؟؟
فیلی معرب پهله و پهلی و پهلوی هست
نامه باستان دکتر میر جلالدین کزازی و مقایسه زبان پهلوی و لکی میشه گفت بله لکی همان فیلی است و از مهمتر اشعار باباطاهر که به زبان لکی است فهلویات میگویند و نمونه نام لک ها در گذشته
اسدخان فیلی بیرانوند پدر پدربزرگ بنده است در تاریخ مسعودی ظل السطان
و یا حسین قلی خان فیلی والی ایلام که از خرماباد به دده بالا رفت و اونجا را ساخت و یا شاعر بزرگ ملاحقلی سیاهپوش و هزاران بزرگ که پسوند فیلی دارند.
این ها سخنان به عده بی اطلاع میزند که تنها دنبال مقاصد سیاسی هستند
جنبه علمی و تاریخی را نمیسنجن
و کلامی را تکرار میکنند که امثال این تاریخ دان پانترک ناصر پوربیراه میگوید خخخ

بیرانوند [چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 12:00]

و بهتر بگویم اون اتابکان لرکوچک جزئی از مردم لک بودند.

بیرانوند [چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 11:58] پاسخ

شاعرش همین اقا هست که میخونه
زیاد زمانی نمیگذرد که این را سروده
میتونید مصاحبه رادیو کردانه با استاد عزیز بیرانوند را نیز مشاهده کنید.
به هرحال
در مورد شاهسون
شاهسون در فارسی شاهسوند نشده چرا اصل واژه ترکی است. یعنی شاه سون یعنی دوست داشتن
نمونه واژه *سو* در ترکی مراد از اب میدهد
در لکی زبان ما معنایی *باسن* و اندام تهتانی میدهد و یا
و یا واژه سیک در ترکی نام یک اندام است در انگلیسی به معنایی بیماری
اوشاخ لر =یعنی بچه ها
لر واژه ای برای جمع بستن در و در زبان ما معنایی چرا دام را میدهد و یا برخی ممکنه با واژه لر اشتباه بگیرند.
که برابر آن در فارسی کوردی و لکی
میشه ان و ها و یل بزرگان ،گوره کان،کلنگیل و یا کلنگان کلنگوو
و یا کوه ها و بسیار واژه دیگر
و در این بگویم من ندیدیم با کمال احترام شاهسوند را شاهسوند بنویسند
و اصولا سون واژه ترکی و التایی است و به زبان های ایرانی و هند اروپایی ندارد.
بالا توضیحی دادم اگر قانع کننده باشه

بیرانوند [چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 12:32]

خواستید کسانی رو بشناسید نخست نام طایفه اینها را بپرسید
در لرستان و ایلام و همدان و خوزستان
و بیشتر لرستان
بر روی طایفه خود تعصب دارند نمونه بیرانوندها بسیار به بیرانوند بودن خود افتخار میکند تا لک یا لر بودن و یا کورد بودن
البته باید هم بکنند چون تاریخ بیرانوند تمام غرور و سرافرازی است ولی در کنار افتخار به این تاریخ پر افتخار باید به حفظ سنت های خود و زبان بعنوان یه میراث مشترک تمام مردم جهان بپردازند انها که وطن پرستن هستند که غریب به اتفاق ایشان اینگونه هستند حداقل برای حفظ میراث ایرانی باید اینکار را بکنند. چون زبان لکی و فرهنگ لکی یک میراث جهانی و بویژه اصیل ایرانی است.
شاید برخی الان خنده شان به این سخن بیاد
ولی اگر اینگونه نبود دیگر یونسکو چرا تاسیس شده است؟
حیف برخی در فرهنگستان زبان به زبان های محلی ایران بی توجه هستند
و تنها دنبال این هستند به کپسول بگیم استوانک خخخ
حیف عزیزانی مانند دکتر کزازی به حاشیه رانده شده اند و دیگران جایی انها را گرفته اند و یا دکتر خانلری دیگر کم بین ادیبان پیدا میشود.

بیرانوند [چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 12:10] پاسخ

در مورد لباس لکی میتوانم این لینک را بهتون بدم
اتفاقا اون لباس راه راه را لک ها قبلا می پوشیدن برخیشون
بهش میگن قوه سی پیسه ولی الان دیگر استفاده نمیشه و ستره رنگ رنگ یا دیوه جومه و یا کراس دیو که قبلا برا شکار بوده است مورد استفاده قرار میگیره
اها این مطلب را همین الان دیدم امیدورام شما استفاده کنید
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D9%84%DA%A9%DB%8C
به هرحال بسیار با هم صحبتی با انسان های با شخصیت لذت میبرم
دوستدار شما گودرز اسدان بیرانوند

بیرانوند (چون مطلب فوق جغرافیاست لک هاست اینم بد نیست بگذاریم) [چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 16:21] پاسخ

بجز بالاگریوه همه لک هستند
*************
حوزه نفوذ ایل بیرانوند که مهمترین ایلات لرستان بوده و شاید از حیث کثرت و تعدد و جنگجوئی و سلحشوری در ردیف ایلات درجه اول ایران باشد و اگر صدمات و لطمات سنگین به ایل مزبور وارد نشده بود، بدون تردید از ایل بختیاری هم قویتر می بود.

ایل معظم بیرانوند در بخش هرو و قسمتی از زاغه و قسمت مهم بلوک ده پیر بخش حومه سکونت دارد. با این حال چون یکی از خصایص نژادی ایل مزبور کثرت موالید می باشد، به نحو عجیبی جمعیت آن رو به افزایش نهاده و مزارع جدیدی از نقاط مختلف لرستان (اعم از پشتکوه و پیشکوه) را خریداری کرده اند که گرفتاری ضیق مکان آنها را باهمدیگر دست به یقه نسازد و نیز قسمت اعظم سیلاخور سفلی را نیز از سال ها پیش متصرف شده اند.

خوانین و سرکردگان بیرانوند از همه طوایف لرستان خشن تر و جسورتر و ... بوده و عامل عمده ناامنی
و ... لرستان و شهرستان های دور و نزدیک- از اوایل قرن چهارده به بعد- محسوب و مخل امنیت و آرامش بوده و اسباب تضعیف حکام وقت را فراهم و از جنگ جهانی اول به بعد تا سال 1302 شمسی نمی گذاشتند حکام لرستان از شهر بروجرد قدمی بیرون گذارند و به همین سبب غالبا فیمابین حکام لرستان و ایل بیرانوند جنگ های خونین اتفاق افتاد که هریک در محل خود مشروحا نگارش یافته است.

رؤسا و خوانین مشهور و مقتدر ایل بیرانوند که وجودشان در سرنوشت لرستان منشاء اثر بوده، عبارت بودند از علی مردان خان امیر اعظم، غلام علی خان امیر همایون، شیخ علی خان، حسین خان، صید عبد الحسین خان.
************************************************************
منطقه نفوذ نظر علی خان امیر اشرف که شامل قسمت بزرگی در خاک لرستان و مشتمل بر بخش های طرهان، دلفان، چگنی و الیشتر بود. امیر اشرف چون بر قطعه عظیمی از خاک لرستان تسلط داشت، من باب رقابت با والی پشتکوه که دشمن دیرین او بود، خود را والی پیشکوه خواند. ولی دو سال یک مرتبه چوب این رقابت را می خورد و والی پشتکوه یکی از پسران یا سرداران سپاه منظم و نیرومند خود را می فرستاد و او را می تارانید و عمله اش را غارت می کرد و غالبا یکی از پسرانش را به جای او حاکم منطقه طرهان می کرد.

در منطقه نفوذ قلمرو حکومت امیر اشرف دو نفر دیگر از خوانین بودند که غالبا گردن به اطاعت او خم نمی کردند و مزاحم او بودند و سرانجام هردو نفر نیروی خود را روی هم ریخته و علیه امیر اشرف متحد شده او را به سختی شکست داده، خودش را هم اسیر کرده مدتی توقیف

نمودند و برای همیشه دستش را از دو بخش مهم الیشتر و دلفان کوتاه ساختند. «1»

این دو سرکرده یکی مهر علی خان امیر منظم «2» رئیس طایفه حسنوند بود که بر طوایف کولیوند و یوسفوند نیز مسلط بود و دیگری اعظم السلطنه کاکاوند- معروف به خان لره- رئیس طایفه کاکاوند. «3» بنابراین در قلمرو حکومت امیر اشرف سه نفر در سرنوشت مردم تأثیر عمیق داشتند اول خود امیر اشرف که مشهورترین و متنفذترین خوانین پیشکوه بود. دوم مهر علی خان امیر منظم، سوم اعظم السلطنه کاکاوند.
*************************************************************
ج: منطقه نفوذ طوایف باجولوند که نقطه مقابل بیرانوند محسوب می شوند، عبارت است از بخش زاغه و قسمتی از بخش حومه. طوایف باجولوند عبارتند از: سگوند، دالوند، قاید رحمت، آروان و یاراحمد. خوانین و رؤسای طوایف مزبور در آن هنگام عبارت بود از فاضل خان، شیر محمد خان، محمد حسین خان، تیپه خان و امیر امنع که در بروجرد سکونت داشت
************************************************************
د: حوزه نفوذ خوانین و رؤسای و طوایف بالاگریوه عبارت است از بخش های پاپی و ملاوی و ویسیان و حسینیه. طوایف اصلی بالا گریوه دو طایفه پاپی و ساکی می باشد ولی رفته رفته طوایف میر و قلاوند و دیرکوند (این سه تیره را غالبا دیرکوند می نامند) هم جزو بالا گریوه محسوب شده اند. خوانین مهم بالا گریوه میر صید محمد خان، میرزا محمد خان، شهاب، حسینقلی خان پاپی، قندی خان.
*************************************************************
ه: منطقه نفوذ مهر علی خان امیر منظم حسنوند عبارت از بخش سلسله بوده است در بخش سلسله یا الیشتر طوایف حسنوند، یوسفوند و کولیوند اقامت دارند. سابقا طایفه کرمعلی نیز مربوط به بخش سلسله بود که نیمی به امیر منظم و نیمی به امیر اشرف سرسپرده بودند.

مهر علی خان امیر منظم و پدرش صید مهدی خان امیر العشایر در زمان اقتدار امیر اشرف چندان تسلطی به طوایف نداشتند ولی بعد از شکستی که به امیر اشرف داد «1»، عملا الیشتر از زیر سلطه امیر اشرف بیرون آمد و نفوذ و قدرت امیر منظم جانشین قدرت امیر اشرف گردید و حسنوندها بنای ظلم و ستم را نسبت به طوایف دیگر گذاشتند. در الیشتر غیر از مهر علی خان خوانین دیگر هم بودند ولی در مقابل او چندان اقتداری نداشتند.
*************************************************************
و: منطقه نفوذ اعظم السلطنه کاکاوند قسمتی از بخش دلفان که اختصاص به طایفه کاکاوند داشت، بود به اضافه قصبه هرسین و حومه آن که غالبا متعلق به خود اعظم السلطنه بود.

بخش وسیع دلفان سابقا جزو قلمرو حکومت امیر اشرف بود ولی بعد از شکستی که از جبهه متحد به تصف وی درامد.

هیرش [شنبه 14 فروردین 1395 | 11:11] پاسخ

با درود به دوست عزیزم آقای بیرانوند و با سپاس از مطالب فرستاده شده
به بخشی از فرموده های پیشین شما دارم معتقد می شوم و البته همین مرا به سوی موضوعی دیگر می کشاند. به نظرم لر واقعی همین قوم لک است و لرهای امروزی در واقع یا به اشتباه لر خوانده می شوند مانند بختیاری ها و تقریبا فارس زبان های لرستان یا زبانشان تغییر کرده و البته اینکه از قدیم کردها مدعی بوده اند که لرها هم بخشی از کردها هستند به احتمال زیاد منظورشان همین لک ها و فیلی ها بوده نه بختیاری ها و لرهای کنونی که عملا شباهت چندانی به کردها ندارند. یعنی به نظرم احتمالا درست است که لک ها و فیلی ها و شاید حتی کلهری زبان ها لر خوانده شوند اما لری که به تعبیر درست گذشتگان یکی از بخش های طوایف کردزبان است.
موضوع دیگری که هم برای شما و هم بنده مهم است حفظ زبان لکی است که این مهم به نظر من در بودن لک ها با دیگر کردها که نزدیکی بیشتری دارند میسر می شود تا همراهی با مردمی که اکنون تقریبا فارس شده اند و در آینده احتمالا کاملا فارسی سخن خواهند گفت.
آخرین موضوع هم گلایه بجای شما از فرهنگستان است که بنده هم همیشه افزون بر فرموده شما از این در شگفت بودم که چرا با آنکه بسیاری از واژگان حذف شده از فارسی در زبان های کردی هست از آن ها استفاده نمی شود یا حتی دنبال واژه سازی هستند حال آنکه همیشه ادعا شده کردها اصیل ترین ایرانی ها هستند!؟؟ اگر ایران با کردها مهربان تر بود و واقعا در عمل نشان می داد کردها را ایرانیانی اصیل می داند چه بسا کردهای خارج از ایران را هم به خود متمایل می کرد.

بیرانوند [شنبه 14 فروردین 1395 | 15:30]

سپاس گذارم عزیز جان

بیرانوند [شنبه 14 فروردین 1395 | 15:52] پاسخ

هرچند بنده هنوز بر سخن در مورد جدایی و استقلال لک از عزیزان کورد هستم
و البته از لر و عزیزان بختیاری ولی در عین حال احساس نزدیکی بسیاری عمیقی با این دو میکنم که همینگونه نیز هست.
در ضمن فیلی همیشه پسنوند مردم لک بوده است. و اصولا به هرکس ساکن سرزمین پهله را فیلی میگیوند.
دوما شکی نیست مردم کورد بسیار اصیل هستند.ولی هیچکس از کسی دیگر در ایرانی بودن
مطمئنا مردم همه ایران اصیل هستند.
و بجز زبانهای ترکی(ترکمنی ،ترکی آذربایجانی)و عربی همه دارای یک ریشه و آبشخور زبانی هستند. هرچند به هرحال عزیزان عرب و ترک زبان هم اصالت دارند و در این کشور و کلا دارای حقوق هستند.
ولی خوب در زمره زبانهای ایرانی جایی نمیگیرند بلکه جز زبانهای هستند که در ایران تکلم میشود. جایی میگیرند.
در مورد تاریخ بختیاری هم بیشتر بخونید. و ملوک هزار اسب که بعدها به اتابکان لرکچک هم این لقب را دادند در صورتی که بیشتر و دراصل مربوط به اتابکان لربزرگ بود که اصالتی در مناطق شمالی سوریه دارند. و زبان و فرهنگ و اداب رسوم ایشان را بخوانید و مطالعه کنید. گره از سوالات شما میگشاید
مرحوم ناتل خانلری یادمه همین را میگفت و عقیده داشتند اصل زبان فارسی امروزی از خراسان است نه استخر(استان فارس و غرب فلات ایران)
و در کتاب زبان ها و گویش های ایران به نکته اشاره میکنند که زبان و گویش بختیاری از نظر اوایی و خیلی از چیزها باید در دسته پیوستار شمال غربی قرار گیرد. به نظر بنده با مردم ما خیلی شباهت دارند تا فارس
و خراسانی البته همه تحت تاثیر زبانی هستند. نمونه فارسی خیلی تحت تاثیر عربی بوده و لیکن با زبانهای و فرهنگ ما همبندی دارد. تا با اعراب
به هرحال سخن زیاد است. نمونه
زبان *سیوندی* در مابین تخت جمشید و قبر کوروش جایگاهش است ولی میبینی با لکی گیلکی و کردی و .......همبندی فراوانی دارد.
بله باید به فکر بود زبان*راجی*زمانی گسترده از اراک اصفهان تا تهران و مرکز
ایران بود و بسیار به زبان های ما نزدیک است
بویژه زبان زازا-گورانی ولی هم اکنون بجز چنتا روستا در گمان کنم شهرستان های اراک و گلپایگان چیزی از این زبان و مردمش باقی نمانده است. متاسفانه
اگر برخی تعصبات بیخودی نبود
مطمئنا زبان ها دیگر ایرانی بجز فارسی نیز رشد و نمو میکردن و در واقعا به نفع زبان فارسی بود.
و یک نکته برخی اعتقاد دارند زبان پهلوی چه ساسانی و چه اشکانی
جدایی از زبان فارسی است. که از خراسان برخاسته
نمنه
پروفسور محمد حسین یمین
واژه پارسی میانه روی زبان پهلوی را یک سو تفاهم میدانند. هرچند با زبان پهلوی نزدیکی فراوانی داشته و میتوان گفت یک گویش آن بوده است که در خراسان (خراسان ایران ،افغانستان تاجیکستان و بخش های از ازبکستان و ترکمنستان) تکلم میشده است.
حیف زبان پهلوی از میان رفت.
به هر حال باید به زبان های ایرانی احترام گذاشته شود.
زیرا نابودی انها یعنی قطع و زدن خود فارسی است.
.........................
بحث خوبی بود اخرین پیام در این صفحه از مدیریت سایت و دوستان گرامی پوزش میخواهم اگر سخن درشتی را به زبان راندم و کسی را آزردم
به ویژه جناب هیرش گرامی پیروز باشید برادر گرامی
کـــــــــــــــــــــــــــــر داوت ار دورت نازار

هیرش [یکشنبه 15 فروردین 1395 | 14:07] پاسخ

کاک گوودەرز بەڕێز
...... کڕ داوده دور وژتان و کول لەکەل ئەزیز.

ناشناس [جمعه 20 فروردین 1395 | 20:21] پاسخ

هرجا لک مهاجر یا تبعیدی داریم به کرد آنها را می شناسند نه لر و نه حتی لکی که مستقل از کرد حساب شود مانند شمال و قزوین و نزدیک کرج و عراق و ترکیه. قابل توجه کسانی که می گویند لک ها خود را لر یا مستقل می دانند.

ناشناس [جمعه 27 فروردین 1395 | 16:13]

اگر ایشان خود را لر می دانستند می گفتند لرند و الان آنها را لر مهاجر می خواندند.

ناشناس [دوشنبه 23 فروردین 1395 | 08:27] پاسخ

بعضی لرها به عنوان لک مقالاتی بسیار بی ارزش از نظر علمی و پراز دروغ و سفسطه درخصوص لر نمایاندن لک ها در فضای مجازی منتشر کرده اند و با سانسوری عجیب فقط نظرات موافق لربودن یا مستقل بودن لک ها را منتشر می کنند که اگر کسی مطلب و نظرات را بخواند قانع شود لک ها خود را کرد نمی دانند حال آنکه اینگونه نیست. خود من چندتارا امتحان کردم و مطمین شدم مطالب مزاحم فکرشان را درج نمی کنند. درود بر کردهای شریف و آزاداندیش که نظر مخالفشان راهم می پذیرند. حقا به کرد بودن خودم افتخار می کنم .

ناشناس [پنجشنبه 26 فروردین 1395 | 15:14] پاسخ

شباهت لکی با لری بیشتر در استان لرستان و شهرهایی است که مخلوط لر و لک هستند یعنی قطعا همزیستی باعث شده از خیلی جهات اشتراک ایجاد شود. اما شباهت دستورزبان لکی با سورانی(به ویژه مکریانی و نه اردلانی) که به دو حالت: ا. اتصال شناسه فعل به کلمه پیشین مانند کارم کرد یعنی کار کردم 2. به قول لرها یا کردهای کلهر برعکس حرف زدن مانند بیچاره ت کردم یعنی بیچاره ام کردی یا کوشتمی یعنی او مرا کشت ... و بسیاری کلمه مشترک بین لکی و سورانی، هورامی و کرمانجی درحالی است که در فاصله نسبتا زیادی زندگی می کنند و این به طور واضح نشان دهنده شباهت ریشه یی این زبان هاست

لک الشتري [جمعه 27 فروردین 1395 | 01:24] پاسخ

سلام جنابي که فرمودند الشتري ها مي گويند لريم اين اشتباه است اتفاقا 80 درصد الشتر خود را کرد مي دانند نه لر من به عنوان يه الشتري که اطلاع دارم عرض مي کنم

الیشتری الیشتری [سه شنبه 25 خرداد 1395 | 13:23]

توجه کنید لطفا

نه عزیزم من الشتری هستم

دوستان چرا از زبان الشتری ها حرف میزنید

این عزیزانی که خودشون رو الشتری معرفی میکنند و میگن الشتری ها خودشون رو لر یا کرد میدونن هیچ کدوم الشتری نیستند

بایداینو خدمتتون عرض که الشتر نقش مهمی در هویت خواهی قوم لک داره و هیچ وقت خودشون رو لر یا کرد نمیدونن

اگر تمام لکها خودشون رو لک یا کرد بدونن الشتر دست از هویت خواهی خودش بر نمیداره

ناشناس [شنبه 28 فروردین 1395 | 14:13] پاسخ

در ایلام اسو مقاله یی هست با عنوان لکی شاخه یی از کردی میانه است که تقاضا دارم شما و خوانندگان این مطلب آنرا مطالعه بفرمایید

بالاوند [سه شنبه 31 فروردین 1395 | 09:13] پاسخ

اصولاً" مهاجرت ایلات لک زبان به لرستان، از زمان شاه عباس صفوی (۹۹۶ـ ۱۰۳۸ هجری) شروع شده است. شاه عباس برای تضعیف شاهوردی خان، آخرین اتابک مقتدر لرستان، در ۱۰۰۲، حدود دویست خانوار از لرهای حامی وی را که «زبده آن قوم» بودند به (ولایت خوار ری) تبعید کرد (افوشته یی، ص ۴۹۴ـ ۴۹۵). سپس در ۱۰۰۶ پس از اعدام شاهوردی خان و والی کردن حسین خان، سران لرستان را به ضیافتی در پای چنارهای خرم‌آباد دعوت کرد و کلیة کسانی را که با انتصاب حسین خان مخالفت کرده بودند، قتل‌عام کرد. با این حال، مخالفان حسین خان به مخالفت ادامه دادند. در نتیجه، شاه عباس ایلات سلسله و دلفان(بیرانوند،باجلوند،ایتیوندو...) را از ماهیدشتِ کرمانشاه برای حمایت از حسین خان والی، به لرستان کوچاند(سفرنامه رابینو ص 10و11).

هیرش [سه شنبه 31 فروردین 1395 | 12:28]

با درود و سپاس از اطلاعات شما
لطفا نام طوایف را به صورت درستشان یعنی آنگونه که خود مردمشان می گویند بنویسیم. منظورم بالن به جای بالاوند، ایوتین به جای ایتیوند...

هیرش [سه شنبه 31 فروردین 1395 | 12:37] پاسخ

لطفا از بزرگان طوایف، اگر دسترسی دارید، تحقیق کنید که آیا کوچی از سمت آسیای صغیر به مناطق لک نشین صورت نگرفته؟ احتمالا در همان اوایل صفویه یا پیش از آن به ویژه در زمان متفرق شدن علویان و احتمالا شکل گیری مذهب اهل حق در لکستان. زیرا شباهتهای گفتاری لکی و برخی گویشهای کرمانجی کمی شک برانگیز است.

بیرانوند [سه شنبه 31 فروردین 1395 | 20:40]

بزرگان طوایفزیاد یادشان باشد تا تاریخ رضا خان را میدانند نه بیشتر و شنیده های به گوششان رسیده
****
در زمان بدربن حسنویه گروهی از شمال سوریه کردها به قلمرو او مهاجرت کردند
و اتابک لر بزرگ
و همان مردم بختیاری متاسفانه دوستان فارس و شاخه ای از فارس بهشون میگن
تنها خواستم این را مطرح بشود و پاسخ بدهم
واقعا دیگر خدافظ

چون این مسئله را دیدم و هی بر طبل این میکوبند! [سه شنبه 31 فروردین 1395 | 19:39] پاسخ

نمیخواستم وارد بشم ولی دوست بالوند
از کی تا حالا بیرانوند شده سلسله و دلفان؟
بیرانوند از نظر جمیعت از هر دوتا طایفه مذکور کثرتش بیشتر است!
متاسفانه کسانی اظهار نظر میکنند
شاید به گفته منابع عصر قاجار
دوما
میخواستم بدانم اگر لک ها وارد لرستان شده اند چگونه است که شاهنامه لکی پیش از شاه عباس و حتی شاه اسماعیل در همین لرستان سروده شده است!
این را یعده بابا کردن و بر این میکوبند که لک ها مهاجر هستند!
کتب صفی زاده بورکه ای اتابکان لرستان از بزرگان اهل حق بودند
شاه خوشین معروف به نصد سوار است که نام دیگر اتابکان لرستان هزاراسبی بوده است
و زمانی که شاه خوشین مبارکشاه لرستانی شعر سروده است به زبان لکی
شاه عباس شاه طهماسب و شاه اسماعیل که هیچ خود شیخ صفی الدین اردبیلی و حتی شاید فیروز شاه زرین کلاه جد شاهان صفوی نیز وجود خارجی نداشته است!
آقایی رابینسون یه سفر کرده و یه حرفی زده این شده برایی یعده منبع

چون مسئله ای که میگفتند! مجبور دوباره پاسخ بگویم [سه شنبه 31 فروردین 1395 | 20:28] پاسخ

شما ابتدا به ساکن طوایف را از هم بشناسید بعد این سخنان را بازگو کنید
همین حسین خان والی عزیز
پسرخاله همین شاهوردی خان بوده است.
در یاسا خانوادگی ایشان آمده است!
زمانی که والی الله خان سپهوند(علیمحمدی بیرانوند) و غلامعلی خان بیرانوند (امیرهمایون)با اصرار از غلامرضاخان فیلی یا همان ابوقداره خواستند که ما را یاری بدهید تا لشکر غرب را بکویم
غلامرضا خان یاسا خانوادگی را به یادشان اورد که ما هرکس شاه ایران باشد
بر علیه وی جنگ نمیکنیم و اشتباه شاهوردی خان را تکرار نمیکنیم
تاریخ غنضفری-تاریخ لرستان و گفته پدر بزرگم که در اون روز و در همان ساعت بهمراه دیگر بیرانوندها کنار والی بودند!
در مورد اهل حق باید بگویم این دین ازلی است. و ریشه در میترا دارد نه علوی و این غلات شیعه
و رگ هایی از ایین های میترا و ایین هایی اریایی در این دین نمایان است نمونه
اصل تناسخ که به هیچ عنوان در ادیان سامی نیست!
حالا انکه در نامه سرانجام نخستین اشعار به فردی به نام بهلول ماهی یا بهلول لرستانی و چهار یار ایشان بابارجب و باباحاتم و بابالره و بابانجوم نسبت داده است.
نمیدانم همه چشم خود را بر اینها میبندن و گفته های یک فرد را یه سفری کرده و مطالعه چندانی نداشته و سطحی یه سخنی گفته را میپذیرند!
حال ایشان نمیداند همین
ماهی دشت جز قلمرو همین شاهوردی خان بوده
و اصولا این مرز بندی های استانی مال زمان و حوزه استحفاظی مال همین دولت های الان است
حال ما در اینجا ماندیم شاهوردی خانی که جد ایشان رستم شاه عباسی شاهنامه لکی به دستور وی سروده شده یعنی اینکه
پیش از این تبعید به قول شما از ان کتابی که فرمودید که بنده در هیچ جا این را ندیدم ولی از کشتار مردم لرستان بسیار شنیدم که اکثر مردم به زور مجبور به تغییر مذهب به مذهب مورد نظر صفوی شدند !
زبان این مردم لکی بوده ؟
یعنی این لرها لک زبان بودند و اگر نبودند چرا به زبان خودشون آثار ادبی به وجود نیاوردن!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
جالبه این نظریه بین خود لک زبان های ناآگاه نیز شیوع پیدا کرده
یعنی ما مهاجر هستیم و از زمان شاه عباس امده ایم و این عزیزان بالاگریوه مال اینجا بودند!!!!!!
خوب چرا یکی از آثار ادبی ندارند؟ و همه آثار لرستان لکی است؟
حالا باید دید شجاع الدین خورشید چنگری موسس ملوک الطایفی هزار اسبی
به قرن 6 بر میگرده
بابابزرگ از بزرگترین روسایی اهل حق جد مادری بیرانوند و باجلان به زمان سلجوقی و طغرل بیگ!!!!!!!!!!!
کمی مطالعه داشته باشید بعد بیایید این سخنان بی پایه و اساس و
را مطرح کنید!
و این لر به قول اقایی رضا حسنوند واژه لکی است به معنایی چرا دام و مربوط به همین هزار اسبی میشود
و تنها لقبی بوده است که برای مردم پهله بکار میبردند!
ولی لک نه لر است نه کرد با احترام به این دوتا
حال اگر بلکه لک بسیار کهن تر از این سخنان است
در مورد اتابکان میتوانم بگویم واژه لر برخواسته از مردم لک است
>>>نه اینکه مردم لک جزئی از لر هستند! زیرا بسیار هم از نظر اثار ادبی از لکی بلکه لر یه واژه و یه مشتق از لکی است>>> در مورد دیگر نیز نظر خودم را دادم!

بالاوند [شنبه 4 اردیبهشت 1395 | 09:26] پاسخ

دوست عزیز بخدا از مردم لرستان البته بجز لکها که به هیچ آیینی توهین نمی کنند انواع تهمتها را به مردم و آیین اهل حق را شنیده ام تهمتهای که بعد از هم صحبتی با سیدهای اهل حق می فهمی که انسانهای بسیار مظلومی هستند و لایق این همه توهین نمی باشند من خودم یک رفیق آتش بگی داشتم که تمام خانواده اش بخاطر این سوء نیتها از هم پاشید در مورد دوم که گفتید ایل بیرانوند خیلی بزرگ است باید بگویم بزرگترین ایل لرستان دلفان است که شامل (بالاوندها، کاکاوندها، اولادقبادها،ایتیوندها، قبل تر باجلانها و بیرانوندها ) می باشد البته ایلات سلسه شامل حسنوند، کولیوند و یوسف وند است که حتی یک دهم دلفان هم نیستند

بیرانوند [شنبه 4 اردیبهشت 1395 | 14:23]

نه میتوان سخن شما را تایید بکنم نه رد اگر بدانید هم اکنون در کرمانشاه تهمت شیطان پرست به این ها میزنند!
شما از این همه نام بردید از میربگ نام نبردید
عملا
تنها از یه منبع آگاه نقل قول میکنم این جمعیت تنها در استان لرستان است.
عزیز گرامی وافق هستید که جمعیت فروانی در خوزستان نیز دارند و البته ایلام
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930705001462
امار طوایف ثبت و ضبط است و اسناد خطی در زمان قاجار گرداوری شده است.
که هر طایفه به چه مقدار باید خراج و مالیات بدهد. تا اجازه رفتن به گرمسیر را بدهند!
در دلفان میگویند بیرانوند و باجلان خواهرزاده دلفان بودند به سبب نیا مادریشان یعنی بابابزرگ همان امام زاده معروف در نوراباد.
اگر خواستید بیشتر بدانید کتاب شوروش لرستان که دستخط پخمه الوله کاشانی است را مطالعه کنید. کزافه گویی کردند در مورد خودش که بنده میخواستم شیخ خزعل را سرکوب کنم این اقا نمیتوانسته اب نهر ورودی به بروجرد را که برخی از طوایف بیرانوند روش سد بسته بودند و از مردم پول زور میگرفتن را ازاد کنه!!!!!!!
به هرحال دلفانی که مد نظر شماست! که اتحادیه از (کاکاوند،اولاد قباد، ایتوند و میبرگ و نورعلی است) نه از بیرانوند بزرگتر نیست از سلسله هم بزرگتر نیست با یک اختلاف کم در عصر قاجار 500 خانواری از سلسله بیشتر است..
**********
البته این نکته هم باید یاد اوری کنم بله بیرانوند باجلان و سلسله و همین دلفانها
جز زیرگروه دلفان بزرگ هستند. که مشتقی از واژه دل فانی که برگرفته ایین یارسان است. میباشند.

بیرانوند [شنبه 4 اردیبهشت 1395 | 15:00] پاسخ

دوست بالوند گرامی
بنده وارد ششم زندگیمشده ام
میخواهم بدانم و بپرسم عمده منطقه ای که مردم اهل حق هستند. کجاست؟
دلفان و کوهدشت!
درسته اینها کجایی هستند؟ لک هستند دیگر
الیگودرز و یا ازنا که نمیداند اهل حق چیست حتی این بالاگریوه ها اهل حق به چشم خود ندیده اند.
بسیاری از مردم الشتر و بیرانوند نیز نمیدانند
البته یه شاخه کوچک از ایشان در دشت سیلاخور در اطارف درود در بین طایفه قایدرحمت از شاخه های باجلان هست. که ندیدم مردم باهشون بد باشندو اذیتشون کنند.
*یوسف خان امیربهادر* بزرگ نورعلی خود از اهل حق بود و با اهل حق مبارزه کرد. و به شیعه وارد شد.
http://s6.picofile.com/file/8178732976/03.jpg
ان فردی که کلاه نمدی بر سر دارد در همدان نیز گویا اعدام شد توسط خزائی فرمانده لشکر غرب
و بعدها یک فردی به نام حاج فرج الله موموندی از پدرتان بپرسید میشناسد ایشان چون صاحب نفوذ بودن در بین طوایف دلفان بودن به اذیت و ازار مردم اهل حق در دلفان پرداختن و سیبل متراشیدن و توهین و لت کوب که اینها عرضیه ای به مرکز نوشتند و شاکی شدند. و ایشان گفتند اگر میخواهید مبارزه بکنید جدال کنید نه اینکه مردم را لت کوب کنید.
اصولا خودت میدانی مردم لرستان مردم مذهبی نیستند.
نهایت به این مردم علی الهی میگویند.
دیگر شیطان پرست و ان لفاظی های زشت را بکار نمیبرند.

************************************
دقیقا میدانم رنج این مردم چگونه است
بنده به سبب اینکه مادرم پیرو مذهب شافعی بود و اهل سنت بود بسیار رنج دیدم
زمانی که دانش اموز بودم معلم ها که اکثرا از اصفهان و یزد و جاهای دیگر بودند چون برخیشون مذهبی بودند توهین بدی به اهل سنت میکردن
بنده هم چون علاقه فراوانی به مرحوم مادرم داشتم برخی اوقات به مقابله میپرداختم در مقام دفاع از اهل سنت بر می امدم که موجب تنبیه ام میشد.
در همجا انسان کم خرد و بی بوته یافت میشود
مطمئنا باشید در میان لک ها،بخیتاری ها، کرمانشاهی ها،فارس ترک روس افغانی
انسان های کم خرد و بی خرد هست ربطی به زبان و یا نژاد ندارد.
کسی که بر پایه زبان،مذهب،نژاد، درمورد مردم قضاوت کند.ارزش فکر کردند ندارد.

ناشناس [پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 | 14:26] پاسخ

تصاویری از کردستان قدیم دیدم. پوشش خوانین و شاید بعضی از مردم، با لباس کردی فعلی تفاوت داشته و بعضی بالاپوش بلند و شال پهن تر از معمول و حتی کلاه برسر داشتند. البته احتمال می دهم خوانین بعضا اینجور می پوشیده اند.

درسته [پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 | 17:29]

بله بعضا مشاهده میشود که کلاه نیز بر سر میگذارند و اکثرا از کلاهای جنس درباری که از پشم گوسفند قره قل ساخته میشده در کلاه همه میشود دید کلاه بسیار زیبا و فاخری است
هرچند با کلاه نمدی که در ایران و بویژه در بین لک ها رواج دارد تفاوت دارد. کلاه نمدی یادگاری از زمان ماد و بعدها در سر سربزان ساسانی مورد استفاده قرار میگرفته است.
در مورد شال باید گفت بله شال در گذشته یکی از اجزا اصلی پوشش در بین اقوام بوده است و مانند هم اکنون که تنها جنبه تزیینی دارد نبوده است. و در پر شال پول و وسایل جنگی و بسیاری چیزی نگه داری میکردند. نمونه
این عکس را ببنید.
http://8pic.ir/images/ngomnirx7k3kg2yw0031.jpg
و کلاه که پارچه ای به درو ان میپیچیند از عناصر مهم لباس در لک ها است
و جامه ای بلند به نام قوه
قوه در زبان مازندرانی بختیاری و برخی زبان های ایرانی گمان کنم گیلکی هم معنی کت میدهد که بعضا تا پایین مچ پا می امد و روی هم قرار میگرفت و شال روییش میبستند و یا پال را بروی ستره میبستند و قوه به صورت بارانی بود.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C#/media/File:P_amirahmadi_1.jpg
اینم دیدیم دیروز خیلی جالب ایشون قصاب لرستان شهرت دارند.

بالاوند [یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 | 12:59] پاسخ

آقای بیرانوند عزیز لکها همه از قوم سکایی هستند مثلاً سقزیها اسم شهر خود را در قدیم سکز می دانند یعنی پایتخت قوم سکا و اگر از یک لک کهنسال اسم شهر سقز را بپرسی دقیقاً کلمه سکز را تلفظ می کند یا (داد و هوار) را که بعضی از کردها جریقه تلفظ می کنند چریکه می گویند و دلفانیها همه از قوم سکا هستند و بسیاری از دانشمندان خارجی نیز عقیده دارند که هخامنشیان و ساسانیان از قوم سکا هستند که از استپهای جنوب سیبری در حدود چند هزارسال پیش به این مناطق آمده اند و در اصل (کرد) هستند با توجه فرضیه زیر:دکتر سکندر امان اللهی بهاروند که درباره ایلات‏ لرستان تحقیق کرده است،عقیده دارد که سگوندها و به طور کلی باجلانها و بیرانوندها لک هستند،نه عرب،و در گذشته به زبان لکی صحبت می‏کردند؛ثانیا اطلاق‏ نام سگوند(یکی از شعبات ایل باجلان) بر این طایفه صرفا به خاطر آنکه یکی از رهبران آن تعدادی سگ تازی نگهداری می‏کرده، معقول بنظر نمی‏رسد.این نویسنده معتقد است که‏ واژهء سگوند مشتق و یا تحریف شدهء واژهء سیکه وند (Saydavand ) است و آن هم نام تیره و یا قبیله‏ای‏ بوده که قبلا در منطقهء دلفان، دهستان چواری‏ سکونت داشته و هنوز هم دهی به همین نام در دهستان چواری(در شمال نورآباد)وجود دارد.از طرفی تیرهء مختوا( Mokhtava )،یکی از شعبات‏ مهم ایل سگوند،اصلا از سیکه‏وندها بوده و حاج‏ خدادادخان جد خوانین سگوند نیز خویشاوندی‏ بسیار نزدیک با مختواها (سیکه‏وندها)داشته‏ است.نکتهء جالب توجه اینکه سگوندهای ناحیهء تویسرکان هنوز خود را سیکه‏وند می‏نامند.بنابراین‏ آقای بهاروند معتقد است که احتمال دارد سگوندها و یا لااقل گروه با نفوذ این طایفه،در اصل از سیکه‏وندها بوده که با گذشت زمان به علت زندگی‏ در بین لر زبانان نام سیکه‏وند به سگوند مبدل شده‏ است در ضمن کیرشمن هم اعتقاد دارد مردم سلسه و دلفان و ایلات لک از قم سکا هستند حقیقت را باید پذیرفت در نتیجه کردها همه از قوم سکا هستند اما در مورد لرها معلوم نیست بعضیها از محقیقن متفقند در اصل شیرازی و از قوم پارس هستند

نه کوردم نه لر(لر نامی برخاسته از لک زبان ها) .....نژادم لک است(بیرانوند) [چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 18:05]

دکتر بهاروند یه بالاگریوه ای است. که بسیار سعی کرده لک ها را مهاجر نشان بدهد. و بالاگریوه را قوم هسته اصلی لرستان معرفی کند.
در ضمن وجه تسمیه سگوند را برایتان به تفضیل میگویم
ایشان در مورد بیرانوند تحقیق کرده ولی این معین الدین نطنزی را ندیده است!!!!!!!!!
به این میگوید تحقیق؟
مغرضانه واژگانی را نادیده گرفته است. حتی ادبیات لرستان را؟
http://s7.picofile.com/file/8249995676/Untitled.jpg
وجه تسمیه سگوند:
یکی نظر محلی در لرستان است چون جد ایشان پاسبان بوده و سگ میبسده به سگ بند و سگوند معروف شدند.
این را خودشان میگیوند
نظر دیگر از* بنی کلاب* از طایفه عرب ریشه اصلیشون و در لرستان وند و ون معنی فرزند را میدهد و از واژه وندین امده است روی ایشان گذاشته اند نمونه ایویوتوندی که خود سگوند ها در گذشته به همین باور داشتند
مورد سوم که اقایی ایزد پناه مطرح کردند همین سکاها و این مسائل گفته شاید اردشیر سگوند و بقیه دیگر به این پرداختند و چون خود را باستانی دانستند مد شده است در ایران
و هرکس خود را به قومی باستانی نسبت میدهد. بعید نیست این از همان موارد باشد.
و همچنان عرب ستیزی یکی دیگر از این نظریات است
در ضمن چنین نظریه با توجه به علم ژنتیک رد شده است.
در ضمن خود حاجی خداد از مختوا بوده نه اینکه ایشان خویشاوند باشند و مختوا یکی از تیرهای اصلی سگوند است. و محل اصلی این عزیزان منطقه هرو بوده است. که توسط ملک احمدخان بیرانوند تارنده میشوند.
این سکیهوند و شباهت نامی را اقایی بهاروند نمیدانم از کجا میاورد که
یک طایفه به بزرگی مانند سگوند را با نظریه های فوق تصور خویش زیر مجموعه یک طایفه کوچک میداند و در کدام و کجا مختوا اصلی ترین تیره سگوند از طایفه دیگر باشد.
مناطقی بسیار
بیرانوند هم اکنون نیز لکی سخن میگیوند حتی عزیزان باجلان در سر هرو لکی سخن میگیوند.
باز میخواهم بدانم این لر زبان ها که هستند دوست بالوند عزیز؟
بالاگریوه و عمله که عمله نصف ایشان لک هستند خوب تنها یه بالاگریوه میشود لر اگر اینگونه باشد.
و در ضمن سگوند منطقه اصلیشان هرو است که یکی از مناطق مهم زبان لکی است. بین لر زبان که هستند
این اقا کتابی پر از پاردواکس دارد. اگر بخواهید مو به مو براتان وا کاویی کنم.

ناشناس [سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 | 13:35] پاسخ

لکی از نظر دستور زبان بسیار شبیه سورانی است که به سه مورد اشاره می کنم: 1- صرف فعل: مثلا گرتم گرتت گرتی گرتمان گرتتان گرتان در لکی که تقریبا با سورانی یکسان است. 2- الصاق شناسه فعل به کلمه پیش از فعل مانند کارم کرد=کار کردم که در هردو یکسان است 3- به نظر گویشوران فارس، لر یا کردهای کلهر برعکس حرف زدن مانند: بیچاره ت کردم= بیچاره ام کردی والبته درمورد دستورزبان شباهت سورانی و لکی تنها این سه مورد نیست بلکه تقریبا تمام موارد تفاوت دستوری سورانی با فارسی و لری و کلهری در لکی هم مشاهده می شود. در زمینه واژگان هم لکی دارای واژگان مختص به خود یا مشابه هورامی و سورانی زیادی است که در لری و کلهری مشاهده نمی شوند و حتی بسیاری از مشترکات لکی و لری مربوط به لری استان لرستان است که عملا از لکی به لری وارد شده. بنابراین لکی به هیچ وجه نه شاخه یی از لری یا کلهری و نه مخلوط این دو است.

نه کوردم نه لر .....نژادم لک است(بیرانوند) [چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 17:33]

متاسفانه ان کامنت بنده که هیچکونه توهینی درش نبود را درج نکردید به هر حال
اولا گویشگران فارس هیچ نظری ندارند و مردم عامی خیلی چیزها رو نمیپسند این چیزی که شما میگوید خاصیت ارگاتیو زبانی هست که در فارسی نیز هست. و در زبانهای ایرانی
لطفا
در مازندرانی هم نیز هست
این لرهای لرستان بنده باش ند مطرح کردم دوستان نخست
لری و لکی را از هم در بیارید اثار گذشتگان را باز شناسی بکنید و سپس ابراز نظر بکنید

لکستان میراث باستان [چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 17:44]

درود بر شما

لکستان میراث باستان [چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 17:42] پاسخ

سلام من دوست گرامی من هرچی تحقیق کردم در همه جا پهله ها رو کرد حساب نکرده اند وگفته شده پهله جدا از فارس وکرد هست مطالعه بفرمایید درمورد لک(پهله) وقیاس با کردی
http://lakestan-aryan.mihanblog.com/

لەک کاکاوەن [دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 20:44]

چه ربطی به پهله داره..گیر دادی به پهله
نظر استاد دهخدا شده پهله...پهله یا فیلی پسونده!!!!!
برو با یه زبان شناس غیر ار لور که همه رو لور میدونه...و بدون غرض هست صحبت کن
تاریخ رو اونجور داری میخونی که دوست داری لک رو کورد ندونی
که جایه تاسفه

نه کوردم نه لر(لر نامی برخاسته از لک زبان ها) .....نژادم لک است(بیرانوند) [چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 18:41] پاسخ

مد شده هرکسی بخشی را بگیرید و یک قوم باستانی را به خود نسبت دهد .
و متاسفانه این طرز نگاه در بین طبقه تحصیلکرده رسوخ کرده است. و باعث شده کسانی گرامی همچون امان اللهی بهاروند
بیاید بر این همه سند تاریخی می بند. و قوم قبیله خویش را هسته مرکزی قوم محترم لر نشان میدهدو حال انکه نه ادبیاتی از بالاگریوه ثبت شده است. نه تاریخی از فرمان روایی و هماره لک ها بیشنیه مطلق سکنه لرستان را داشته و در مناطق مهم لرستان (دلیل ذکر مناطق مهم چون مردم در گذشته بیشنه امرار معاش خود را از دامپروی تامین میکردند. و مناطق مذکور از غنی ترین مناطق کشاورزی و مراتع لرستان و ایران هستند) و این را در مقابل مردم محترم بختیاری که داری ادبیاتی غنی و تاریخ در ایران است و قرار دهید و ایا هسته مرکزی گفتند. به این مردم محترم درست است. حال با درنظر گرفتند این که ایشان**لک ها را جدا از لر میداند. و در جایی میگیود لرها به دو زبان لکی و لری سخن میگیوند!!!!!!!!!!! خدایی پارادوکس ها به این بزرگی در این کتاب قابل مشاهده است.)کامنت های بالا ذکر کردم دوباره نمیپردازم
بالاگریوه محترم در مقابل بختیاری و بویراحمدی این دقیقا نشانه بارز قوم گرایی است. محقق قوم گرایی را مد نظر نمیگرید خودتان ببنید. ایشان بیشتر از قومگرا طایفه گرا هستند.
http://www.mehrnews.com/news/1627268/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
واقعا نمیدانم چرا نام پلدختر نامی لکی است. پل کر و دت و یا کلمانکره و یا ماژین محل زیدعلی بیرانوند که بالاگریوه قرار دارد!!!!!!!!!!!
بنده تنها به ذکرمنابع و مطالعاتی که داشتم میپردازم برای تبادل ارا با دوستان و یا کسی در جوامع مدرن نمیپرسد کجایی هستی !
و تفاوتی بین یک فرد لک با دیگر اقشار جامعه بشری نمیگذاریم. و افراد را بر پایه وجدان و رعایت هنجارهای اجتماعی در کفه ترازو قرار میدیهم.
لطفا نمیاش بدهید ان کامنت بنده هم هیچگونه ایرادی نداشت.

نه کوردم نه لر(لر نامی برخاسته از لک زبان ها) .....نژادم لک است(بیرانوند) [چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 19:00] پاسخ

لکی را برخی پیوستاری بین گورانی و لری میدانند. نه همه برخی
گورانی با آن گویشی که شما میگیوند تفاوت دارد . گورانی بیشتر شبیه به هورامی است. و در طبقه بندی زبان های ایرانی
بهشان زبان های زازا-گورانی میگویند که جز دسته ای مجزا از کوردی در زبان های شمال غربی ایرانی است هرچند برخی جز دسته کوردی قرار داده اند. و
زبانی بغیر از کوردی که کوردها با ان تکلم میکنند و از این دسته قبیل
هورامی هم نیز جز دسته زازا-گورانی است. و لکی به این دسته بسیار نزدیک است.
و این زبان پیوندهای فروانی با زبانهای مرکزی ایران دارد. و از نظر اوایی با کردی تفاوت دارد.
و نظر ها در این مورد گوناگون است ذکر کردم.
بی طرفانه
در مورد لباس لکی نیز گذاشتم که متاسفانه نمایش داده نشد.

ناشناس [پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 | 19:16] پاسخ

متاسفانه بی اطلاع از کیفیت ویژگی ارگاتیو در زبانهای مختلف،یک عده عنوان می کنند در زبانهای دیگر ایرانی هم هست. لطفا اول تحقیق کنید که ویژگی پس و پیش کردن شناسه و... در مثلا گیلکی و حتی کردی کرمانجی چطوره بعد اینقدر با اطمینان رای صادر کنید. شباهت دستوری لکی و سورانی در این موارد نزدیک به صددرصد است حال آنکه موارد مربوط به گیلکی و... تقریبا هیچ شباهتی به سورانی ندارد.

نه کوردم نه لر(لر نامی برخاسته از لک زبان ها) .....نژادم لک است(بیرانوند) [شنبه 18 اردیبهشت 1395 | 01:57]

مازنی را فرمودم اولا مانت رو خوب بخوانید
نمونه غذام ها خرد در کویش نوری در مازندران دوست عزیز
در واقعه باید گفت همه زبان ها ایرانی دستور زبان یکسان دارند مخصوصا کردی و فارسی پس کردی گوبشی از فارسی است.
اصولا نام گویش گذاشتن بر زبان لکی اشتباه است.
دوما گویش عمده زبان لکی سه گویش است.
دلفان-سلسله- بیرانوند با تفاوت بسیار کم
کاکاوندی و جلالوندی چیست؟
چغلوندی دیگر چیست؟ چغلوند یه تیره تنها از دشنیان بیرانوند هستند.
فرهنگ نامه اقایی ایزدپناه منبع بوده ولی به این توجه نشده
مرکزیت زبان لکی نیز در دلفان است
حتی گویش خواندن سورانی اشتباه است زبان کردی سورانی و زبان کوردی کرمانجی
چن درک متقابل ندارند بلکه یک نفر که به دو زبان زیر شاخه کوردی تسلط داشته باشد
نمونه بنده کوردی سورانی بلدم ولی از درک کرمانجی عاجز هستم نمونه نمیدانستم ئه ز معنی من میدهد
دو زبان مجرا در گروه کردی نه گویش تفاوت گویش و زبان اورده شده است مطالعه فرمایید.
این نکات را بیاموزید دوست عزیز و بی تعصب با مطالب برخورد کنید

ناشناس [شنبه 18 اردیبهشت 1395 | 13:32] پاسخ

بدیهی است اینکه هرکس بتواند با افراد بیشتری در دنیا ارتباط زبانی دوطرفه برقرار کند یک مزیت برایش محسوب می شود. لکها با اندکی آشنایی و ارتباط، یعنی با کمترین زحمت می توانند با دیگر کردزبان ها ارتباط زبانی دوطرفه ایجاد کنند و در این حالت علاوه بر فهم زبان فارسی که زبان رسمی منطقه وسیعی است، با کردها هم که جغرافیای سکونتشان تا ارمنستان و اواسط آناتولی و نزدیک مدیترانه می رسدارتباط برقرار کنند که این مزیتی انکارناپذیر و سهل الوصول است. شرط آن این است که در این مسیر، با حرکت مستقل و ساخت خط و واژگان جدید سعی در جداکردن خود از دیگر کردها نداشته، علاوه بر حفظ رابطه موجود با زبان فارسی، تا جای ممکن با کاروان کردی هم همراهی کنند.

لر [پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 | 02:15] پاسخ

نمی دانم لک ها چرا می خوان اصالت خودشونو فراموش کنن البته لرها قوم بزرگین و هیچ احتیاجی به اینکه لکها خودشونو لر بدونن ندارن. لر بودن افتخاره با کلی تاریخ پشت سرش.

لەک کاکاوەن [دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 20:52]

لور ربطی به لک نداره...شما لور عادت کردید...فقط از ما لکها سو استفاده کنید
لک بسیار قدیمیتر از لوره...لور چیزی نداره...زبانتان هم که جز فارسیه
لور به معنی محل چراگاه اومده...ما لکها میگیم...لرانن... جایی که محل چراست
حالا اومدی چی میگی تو...لرستانم که 80درصدش لکن...لور کجا بوده!!!!!
اینو رضاشاه ملعون درست کرد چون ما لکها اصلا قبولش نداشتیم و نداریم
همش سیاسی بوده اسم لورستان در اصل باید میشد لکستان

لر با افتخار لر [سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 | 12:52]

اول برو مطالعه کن بعد حرف بزن. لرستان کجا 80% لک داره؟خخخخخخخخ!!!!!!!! بازم میگم لربودن افتخاره و شما تابوده زیرمجموعه لر بودین الانم کسی محتاج نیست شما خودتونو لر بدونین یا کرد. تاریخ لرستان سرداراسعد رو داره دلیران تنگستانو خیلی کسای دیگه که همه میشناسن برو تا آریوبرزن وهخامنشی. کریم خان هم که تازگی لک شده و قدیما لر بود! موسیقی که به جز مور ...هیچی ندارین نه ساز و نه آواز و هرچی دارین یا لری یا کردی. درضمن آدم بی مطالعه از توهین کردنش معلومه.

رها [یکشنبه 20 تیر 1395 | 19:20]

آریوبرزن لک بوده وکردکریم خان زندازلکهای اطراف سنندج بوده وکسی حق نداره اصالتشوانکارکنه طایفه زندیه الان درکردستانن وماازنوادگان کریم خان زند شماهم که مطالعه داری اخلاق رورعایت کن وتاریخوتحریف نکن لکها قدمخیروداشتن که چهارسال بارضاخان درکرمانشاه مبارزه کرد لکها شاهزاده نانسی رو داشتن لکهااولین قومی بودند که حیوانات رورام کردندوکشاورزی روزنای لک ایجادکردن لکها علی مردان خان روداشتن واصلاواژه ی ایران لکیه محض اطلاع کتاب ژان گوه مینورسکی وافشارسیستانی روبخونید

رها [یکشنبه 20 تیر 1395 | 19:32]

تازه اکه لرولک ازدیدشمافرقی نداره چ اشکالی داره اسم لرستان بشه لکستان م

لر [پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 | 02:30] پاسخ

تا اونجایی که من اطلاع دارم کردها هیچوقت لک ها و حتی کرمانشاهیا رو کرد حساب نمی کنن حالا هی شما خودتونو به کردا بچسبونین. لکها با این کارا ما رو هم از دست میدن

بیرانوند [چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 12:18] پاسخ

دوست عزیز(شاهو خبر) چرا اجازه میدهید
اشخاص معلوم حالی چنین کامنت های سخیفی را درباره ای اقوام نشر بدن؟
جناب لر
سرادر اسعد بله قهرمان هست
ولی متلعق به استان لرستان نیست!و باقی های که نام بردید!
متاسفم اجازه نشر چنین کامنت های را میدهید!
این کامنت ها جز نفرت پراکنی و توهین به مردم لک هیچی ندارد.

لر [چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 12:35]

لطفا با دقت بخوانید جناب بیرانوند من گفتم لرستان نه استان لرستان

لر [چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 12:42]

بعدش لر به معنای چراگاه توهین نیست یا لرستان همه اش لکه چرا اینا رو نمیبینی من فقط واقعیت گفتم

هیرش [چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 13:39] پاسخ

تعجب می کنم از این همه جدل. هرکس اندک آشنایی با زبانشناسی داشته باشه به راحتی تشخیص میده که ترکمنی و استانبولی و ازبکی همه گونه هایی از ترکیند. همین وضع برای عربی محلی مصر و عراق و مراکش هم هست. تعجب میکنم از کسانی که اهل مطالعه اند و متوجه این مشابهت بین لکی و هورامی و کرمانجی و سورانی و کلهری وهمچنین بین فارسی و لری و بختیاری و بندری نمیشوند!!! لکی قطعا یکی از زبانهای خانواده زبانهای کردی است.

بیرو [چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 16:41]

لکی زبان مستقل در خانواده شمال غربی ایرانی است

بیرانوند [چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 15:49] پاسخ

گویا گرین کارت *********** است.اگر خود را لر و یا کورد بدانیم و یا مستقل
تفاوتی ندارد خود را چه بدانی !
مهم این است به فرهنگ لکی خود ارج و عزت بگذارید.
اگر این کار را نکنید چیز گرانی را از دست دادید و آن هم اصالت لکی خود است
و میراث بشری که این اصالت و فرهنگ دارد.
دز ضمن جناب لر به سطر بالا نگاهی بیندازید و نام حوزه نفوذ طوایف
و همچنین ایل راه های لرستان را بجز یکی که مربوط به بالاگریوه است
تماما مربوط به طوایفی است که لک زبان هستند.
حال انکه ایل راه بالاگریوه نیز مشترک بوده است!
در باب کریم خان مطالعه ای جامعه داشته باشید بعد سخن به زبان اورید
در باب اینکه لکی جز مور چیزی ندارد
*لکی شاهنامه دارد
*فال چهل سرود دارد
*دیوان های اشعار چندین قرنی دارد.
*نگاهی به موسیقی لرستان که مرحوم ایزدپناه گرداوری کرده اندو بیاندازید
سپس دهن خود را بگاشید.
امثال پرفسور بهاروند!!!!!!!!میرود بر روی اهنگ های علی راس کار میکند
تا در دانشگاه هاروارد باز نشر کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ای کاش من هم در دوران جوانی بجایی تغییر دنیا و کمک به خلق های جهان و این سخنان مقداری
به فکر خویش بودم شاید ما هم پروفسور می شدیم!!
ادبیات مکتوب لکی را تنها میشود با فارسی مقایسه کرد . و بس !!!!!
هم اکنون نیز افتخار ادبیات بومی لرستان سروده های رضا حسنوند و عزیز بیرانوند است.
*در باب تاریخ لرستان باز هم میگویم تنها تاریخ ایل بیرانوند را مثال میزنم تاریخ این ایل سراسر سردار اسعد ها دارد. و هزاران شهید که گوشه گوشه خاک لرستان چه ورکوه و پشتکوه نشان آنها هنوز نیز پا برجاست.
زمانی که تمام لشکر های ایران در تنگ زاهد شیر فرار را به قرار ترجیح میدادند.

جریان فرار امیر مفخم بختیاری را از تنگ زاهدشیر در مصاف با عشایر بیرانوند بخوانید و جنگ تنگ زاهدشیر در زمان رضاخان که خوانین و مابقی ایل بیرانوند در آن نقش نداشتند و تنها سه تیره از بیرانوند بودند و به کوهی از کشته ها نظامی ها تبدیل کردند
تنها بی غیرتها بودند زمانی که لشکر غرب را مرحوم شهید غلامعلی خان امیرهمایون محاصره کردند
چه کسانی پا به فرار گذاشتند و روباه صفتان امیر و بیرانوندها را تنها گذاشتند.
باری دیگر خواستید در مورد لک و لرستان کامنت بگذاریدو مقداری تامل کنید.

لطفا کسانی هم که از لک دفاع میکنند به اقوام دیگر توهین نکنند و دیگران را زیر سوال نبرند. همه ما در مرحله اول انسان هستیم!
کسی به کسی برتری ندارد.
*******************************************
خطاب به مدیر عزیز سایت
آنقدر این کامنت ها فاقد اعتبار و سطحی و ... هستند که بسیاری را در بالا پاسخ ندادم
ولی چون میبینم شما از مسئولیت ژورنالیستی خود متاسفانه تخطی میکنید
و اجازه نشر چنین افکار پوچ و متعلق به قرن هشتم هجری را میدهید. که تنها سود آن تفرقه و کینه توزی بین اقوام است.
دل آزرده شدم و وظیفه خود دانستم اینگونه پاسخ دهم.
هرکس میتواند با هر نامی بیاید و به نام قومی به قوم دیگر توهین کند
لطفا دوست عزیز مقداری تامل کنید.
و کمی احساس مسئولیت کنید.
اینجا یک وبلاگ نیست یک سایت رسمی و خبری است.

لک نوراباد [چهارشنبه 18 اسفند 1395 | 14:50]

ااقنورآباد نه ن،خواستم با عصبانیت جواب حرفتونو بدم ولی هزار آخ..طایفه شما اگه ببن لک و لر یکی را انتخاب کنند آن لره!!آنوقت شما دم از حفظ رسوم لکی میکنید.براکه م.له شت ساق و گیانت آزا.60سال تریش و سربرزیو کامرانی بژی,

ممنون دوست من [جمعه 4 فروردین 1396 | 12:41]

عصبانی شوید مثلا چه میشود؟ایل معظم بیرانوند که اکثریت قاطع افتخارات لرستان مربوط به این ایل است چه ورزشی چه هنری چه علمی و چه مبارزاتی بعضا همین های که دم از کورد اینها میزدند.در سوئد و فرانسه اینجاها همیشه در رسانه های خود از دلاوری ها و مبارزات ایل بیرانوند بسیار تقدیر کرده اند.زمانی بود دوستان مردم در این استان سر چراگاه در دهه 45 50 خود را میدریدند تا مگر گوسفندشانعلف بیشتری بخورد.
ان زمان جوانانی از ایل بیرانوند وارد مبارزات سیاسی و فلسفه های گران شده اند. مارکس و انگلسو دیگر فلاسفه را میشناختند. و تفکرات ایشان را تجزیه و تحلیل میکردندو بسیاری از معروفترین چهرهای سیاسی در ایران شدند. نام نمیبرم چون برای این دوستمان نمیتوانند نام انها را درج کنند.بعد برخی بر سر نوئه دونیا(نوبت چرا)همدیگر را میکشدند. بیرانوند بخواهد چیزی را انتخاب کند بیرانوند بودن است. نه لر یا لک بودند هرچند انقدر شعور و فهم بالایی دارند اکثرا انسان بودند را انتخاب میکنند.در ضمن تشکر ولی من دوست ندارم زیادی عمر کنم چنتا کار ناتمام دارم تنها.
مرد زاده و مرد تبار عمر پر عزت را انتخاب میکند هرچند کم باشد.\\\\r\\\\nانشالله شما عمر طوالانی داشته باشید ندیده های خود را هم ببنید و انقدر عمر کنید کا از پوشاک های مخصوص بزرگسالان بهره ببرید.صد بیست سال دیگر

زیبا ترین زیبایی ها
با نغمه عندلیبان بهاری را
برایت آرزوی دارم

اسدیان [شنبه 5 فروردین 1396 | 01:57]

عزیز رسومات لکی در میان مردم بالاگریوه هم هست. جنباعالی اگر اهل دلفان باشید این را میدانید.
در مراسم خود موره دارند شما چگونه اهل نوراباد هستید این را نمیدانید؟
در ضمن عزیزم بنده از جانب خودم کامنت میگذارم نه 500 600 هزار نفر تنها خودم . بنده را اکثر ادیبان نوراباد میشانسند. و جد بزرگوار ما را که خیلی محبوب هست هنوز هم جناب موموندی در ان منطقه ،
آرامشت را حفظ کن اینجا و این فضا جای *********** نیست.

بیرانوند [چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 15:58] پاسخ

در مورد وجهه تسمیه لرستان سخنان فراوانی است.
ولی شکی در ان نیست بیشینه مردم لرستان از لک ها هستند.
ولی باز هم میگویم هرکس با کامنت های خود شخصیت خود را نشان میدهد
با دوست عزیز کاکاوند هم هستم شما با این نوع دفاع کردند از لک
لک ها را زیر سوال میبرید.
در باب وجهه تسمه لر هم بخوانید. و قدری شکیبایی به خرج دهید.

بیرو [چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 18:56]

والله نمیدانم یعنی چراگاه است و یا خیر
آلمان هم میگویند یعنی سیب مریض و واژه ای ترکی است
آلما+یامان که به صورت آلمان در امده!!!!!!!!!!
لرستان یعنی لرانن!!!!!!!!!!!!!!!و چراگاه
این لُرستان
اون
لَرانن هست یک مصوت معنی واژه را تغییر میدهد چگونه به این قطعیت در بابا موضوعی نظر میدهید ؟
(هاردا کلی گیلیان هاردا.........بیر سیم کدوخان دردا؟)
چندین وجه تسمیه آمده که معتبرترین ان این است از مانرود و از منطقه ای به نام لر برخواسته اند.
پهله گیر دادی پهله فیلی و پهلوی نشانه زبان است.دوست من چگونه بی ارتباط است و آن را یک پسوند میدانید.

لر [پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 | 12:30] پاسخ

این از جواب وجه تسمیه لرستانت. در ضمن باباطاهر هم ظاهرا لک شده. بابا بس کنین این شخصیت دزدی رو. شما از این بابت عین کردایین. باباطاهرو هر بیسوادی بخونه میفهمه لریه حالا دوتا کلمه قدیمی توش پیدا کردین شده لکی!!!!!

بیرانوند [پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 | 13:23]

مه درویشم لکم اعجاز دیرم
مه دوسی چی خوشین دم ساز دیرم
خوشین=مبارکشاه لرستانی نخستین رهبر اهل حق

بیرانوند [پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 | 14:42]

شما که دنبال این لرستانت و البته دیگر دوستان که دنبال مسائل قومی دیگر
یک نکته شاه خوشین دارایی هزار سوار است. از محل و تاریخ تولد و رجز خوانی های شاه خوشین در خراب کردن گنگاور بر می اید وی همان هزار اسب اتابک بوده است . زبان اشعار وی چه هست؟
مقاله پیشتر نوشته بودم و باز نشر شده است. که در نامه سرانجام خود را زاده خورشید میدادند
میدانید که شجاعالدین خورشید شاه چنگروی و خانواده وی اتابکان لرستان بودند. و به آل خورشید و معروف هستند که 600 سال بر این مناطق حکومت کردند و به تفضیل تمام مناطق تحت سیطره خورشید شاه و نوادگانشان امده است و شاهنامه لکی این اثر گرانبها اثر همین مردم است.
نمونه ای از اشعار شاه خوشین مبارکشاه لرستانی
پری شام کردن، پری شام کردن
ای رمه زنی پری شام کردن
خواجام دیارن اسپشان زردن
خواجام خوشینا شفای گرد دردن
اینگونه شعر ده هجایی تنها که بهشان فهلویات و اشعار باباطاهر هم بر همین وزن هستند. یادگار آن ایام است.
حال شما که مسخره مور میکنید دقیقا اشعار مور هم بر همین وزن است.
ا داد ا بیداد/ کارچیه ژ دس
مینا شکسم /نمیو پیوس
و یا
کزه کز نکه/ کزه ات گیونم
گزت بی و تیر/ دا ار سخونم
بخش کردن زمان ابتدایی را که بلد هستید اشعار را بخش کنید میفهمید هر مصراع از دو جمله 5 بخشی و یا به قول بالا دیپلم ها هجایی بوجود امده تمام اشعار مور و فال چهل سرود و ابیات رقص زیبا سنگین سماع لرستان و ابیات دیوان اهل حق بر همین وزن هستند.
*********************************************
چرا تا چیزی میشود سردار اسعد بختیاری را مثال می اورید؟و یا دوستان که با شما در جدال هستند هم مانند شما عمل میکنند.
کمی درباره ای ادبیات لرستان بخوانید. و پیشینه آن با آرامش کامنت بگذارید.
کسی خود را به قومی خاص نچسبانده است بنده خودم مادرم کورد هستند احترام ویژه ای برای کوردهای عزیز قائل هستم ولی نظر خود را میدهم
نوشتارهای دیگر نیز در مورد لک ها نوشته شده است که 180 درجه با این نوشتار تفاوت دارد.
توصیه دوستان من به شما این است اگر تحمل و شکیبابی سخن خلاف خویش را ندارید کلا وارد بحث نشونید زیرا تاثیرات سو بر روان و روابط اجتماعی شما میگذارد
پیروز باشید

اینم یک دوبیتی معروف از باباطاهر [پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 | 13:34] پاسخ

خداوندا که بوشم با که بوشم
مژه پر اشک خونین تا که بوشم
همم کز در برانن سو ته آیم
تو کم از در برانی واکه بوشم
در ضمن جناب لر عزیز بابا به بزرگان یارسان لقب میدادند. پس شک نکنید ایشان لک زبان بودند همانگونه که خود را مرید شاه خوشین مبارکشاه معرفی میکند.
شما مشخص نیست با خود چند چندی برادر ابتدا میگویی لک ها لر هستند
پس می آیی اینگونه سخن میگویی!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟
به دوستان همه پیشنهاد میکنم تعصبات بیخودی را کنار بگذارند.
باباطاهر و شاه خوشین و امثال اینا به هیچ قومیتی تعلق ندارند حتی لک زبان بودند و این سخنان اینها فراتر از قومیت و مرزها هستند
معلمین و عاشقانی بودند که انسانیت را تبلیغ میکردند.
باباطاهر ترک عرب بلوچ
باباطاهر به خاطر قومیت و زبان خویش باباطاهر نشده است.
هرچند لک زبان هم باشد.
در مورد کریم خان زند
زند و وند واژه و پسوندی بود که به طوایف لک زبان میدانند.
بازهم کریم خان بخاطر سخاوتش شد کریم خان نه اینکه لک زبان بود.

اینم یک دوبیتی معروف از باباطاهر [پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 | 13:37] پاسخ

خداوندا که بوشم با که بوشم
مژه پر اشک خونین تا که بوشم
همم کز در برانن سو ته آیم
تو کم از در برانی واکه بوشم
در ضمن جناب لر عزیز بابا به بزرگان یارسان لقب میدادند. پس شک نکنید ایشان لک زبان بودند همانگونه که خود را مرید شاه خوشین مبارکشاه معرفی میکند.
شما مشخص نیست با خود چند چندی برادر ابتدا میگویی لک ها لر هستند
پس می آیی اینگونه سخن میگویی!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟
به دوستان همه پیشنهاد میکنم تعصبات بیخودی را کنار بگذارند.
باباطاهر و شاه خوشین و امثال اینا به هیچ قومیتی تعلق ندارند حتی لک زبان بودند و این سخنان اینها فراتر از قومیت و مرزها هستند
معلمین و عاشقانی بودند که انسانیت را تبلیغ میکردند.
باباطاهر ترک عرب بلوچ
باباطاهر به خاطر قومیت و زبان خویش باباطاهر نشده است.
هرچند لک زبان هم باشد.
در مورد کریم خان زند
زند و وند واژه و پسوندی بود که به طوایف لک زبان میدانند.
بازهم کریم خان بخاطر سخاوتش شد کریم خان نه اینکه لک زبان بود.

لر [جمعه 31 اردیبهشت 1395 | 23:29] پاسخ

من که تحقیق کردم این ابیات از باباطاهر نیست و تازه بازهم لکی نبود بیشتر لریه

بیرانوند [شنبه 1 خرداد 1395 | 12:34]

هرچی شما میگوید دوست من !
نگاهی به مشرب عرفانی باباطاهر نوشته دکتر امامی استاد دانشگاه شهید چمران اهواز بیندازید.
سپس
بوشم یک واژه مختص لکی است. و تنها لکی و هیچ گویش و زبانی از واژه بوشم استفاده نمیکند.
مزونم در اشعار ایشان که مختص لکی است.
بوره روزی که دیدار ته وینم
گل و سنبل به دیدار تو چینم
بوره بنشین برم سالان و ماهان
که تا سیرت بوینم نازنینم

و یا این دوبیتی بوره واژه ای مختص بیرانوند است. نه حتی لک زبان های دیگر دیران واژه بوری را بکار میبرند. بازهم میگویم واژه بابا نشان از آیین اهل حق است.
نمیدانم منظور شما از لری چیست ولی بالاگریوه ای اینگونه سخن نمیگویند. دوست من

لکستان [سه شنبه 4 خرداد 1395 | 16:26] پاسخ

پاینده باد لکستان ازولایتهای کردستان

لر بویراحمد [جمعه 7 خرداد 1395 | 10:52] پاسخ

بادرود بر همه اقوام ایرانی حصوصا قوم بزرگ لر(لک،مینجایی،بختیاری،بویراحمد،بهمئی،ممسنی،دشتستانی،حیات داوودی،لیراوی و.....) دوست بزرگوار من جناب اقای بیرانوند ولر لک ، باید متوجه باشیم کسانی به نام لر کامنت می گذارند که یا کاملا تاریخ مردم سلحشور لک را نمی دانند ویا اوصولا لر نیستند ،باید هوشیار باشیم بعضی ها برای اختلاف افکنی ،محترمانه توهین می کنند ،مانند اقای بیرو که لر را چراهگاه می داند ،در صورتی که اهل فن نام لر را برگرفته از شهر باستانی به نام (لرویه) وبعضی هم به معنای (اصیل )وتعدادی هم به معنای (سرزمین پردرخت )می دانند، حال کدام درست است خدا می داند ، ما نباید اجازه بدهیم دشمنان قسم خورده قوم لر بازیرکی بین ما شکاف بیندازند واز اب گل الود ماهی بگیرند به کامنت لکستان توجه کنید (پاینده باد لکستان از ولایتهای کردستان) با توهین جناب لر ؟؟؟؟!!!!!!به لک ها ی عزیز به یکباره لکستان زیر مجموعه کردستان شد. من قاطعانه می گویم لر اصل ،لکها هستند ، هرچند در اثر دو قرن حکومت کردهای برزیکانی در قرن های چهارم وپنجم هجری قمری زبان این شاخه از قوم لر ،کمی به کردی گرایش پیدا کرده است ،اما این مردم خونگرم وبا اصالت همیشه خود را لر می دانستند وما مردم لر به انها افتخار می کنیم.

بیرانوند [شنبه 8 خرداد 1395 | 12:10] پاسخ

درود دوست من
با سپاس از حسن نیت شما
ولی چون بنده را مخاطب قرار دادید
نکته های را میگویم
اینجا فضایی مجازی هر کس با هر نامی میتواند ادعایی کند.
شما جوانان که باید بهتر این چیزها را درک کنید
بنده بیشتر میخواستم جواب این گونه کامنت ها را بدم میدادم تنها کامنت های که به قول معروف در آن ها نگارنده بجث مهمی را مطرح کرده بود را پاسخ میدادم و با آن گرامیان تبادل آرا میکردم
تنها یکی از دوستان نامی از بیرانوند آورد پاسخ دادم
دوم اینکه شخصی با کامنتی به این و آن ور برود بهتر است به فنا برود چون حزب بادی بیش نیست و نظر وی اهمیتی ندارد
در باب اینکه فرمودید لکی بر اثر برزیکانی خیر مخالفم دوست من زیرا برزیکانی حکومتشان قرن چهارم است در حالی که اثار مکتوب لکی پیش از ایشان هست
و این گفته شما دلیل علمی ندارد
و این نکته را باز نیز میگویم زبان شما نیز با کردی ارتباط نزدیک دارد همانگونه که بلوچی و غیره ارتباط دارد
زبان سیوندی در استان فارس نیز با لکی همبستگی عجیبی دارد
و کلا اینها زبانهای ایرانی هستند و اختلافاتی در آوا و واژگان اینها را از هم جدا ساخته همین
در باب قومیتی
مکتوب هست عزیزانی مانند
کریم خان منوچهر کولیوند و پریشان لرستانی و فلان و فلان نام لر را بر خود نهاده اند
همینگونه سه دودمان سرشناس من جمله زند و فیلی و آل خورشید در تاریخ لر خود را خطاب کرده اند و در دفاتر اهل حق بدین گونه است هر فرد منتسب به لکها با پسوند لرستانی خطاب شده
بنده هر آنچه آموخته ام از جناب اسفندیار خان امرایی مانند الان نبودن گوشه ای از مقاله ای را کپی پیس کنند و مقاله بسازند
اسفندیار خان امرایی نسب
دانا دانشمن اصالت حسب
در باب لکی پیوستار زبانی میگویند بین گورانی و لری که گورانی خودش در بابش بحث ها است در بالا توضیج دادم
و برخی
به کل زبانی جدا که مطرح ترنیشان فرامرز شهسواریه
و سخن زیاد است
دیگر موضوعی نیست به آن نپرداخته باشم کاش بنده را مخاطب قرار نمیدادی
لک ها خارج از ولایت در داغستان با نام لک
و در آذربیجان غربی هم بدین نام صورت

لر بویر احمد [یکشنبه 9 خرداد 1395 | 12:17] پاسخ

بادرود بر همه اقوام ایرانی :کرد ،ترک،بلوچ،عرب،فارس،گیلگی ،مازنی،وخصوصا قوم سرافراز وایراندوست لر.
در مورد تغییر زبان بوسیله حکومتها می توان مثال های زیادی اورد مانند
تغییر زبان مردم بومی امریکای جنوبی وافریقا بوسیله استعمار گران اروپایی ،
ویا تغییر زبان مردمان سوریه،لبنان،اردن،مصر،لیبی ،الجزایر و....بوسیله عربهای مسلمان ،
اینکه برادر بزرگوار می فرمایند تارخ لک قبل از قرن چهرم است در ان شکی وجود ندارد اما گرایش زبان مردم بزرگوار لک بسمت کردی در دوقرن حکومت برزیکانی ها هم می تواند یک نظزیه باشد ، همچنانکه می توان این نظریه را مطرح کرد،که زمانی تمام مردم لر به همین زبان لکی صحبت می کرده اند ،اما در گذر زمان گویش بخشهایی از قوم لر(بختیاری ،بویراحمد ،ممسنی و.....) دچار تغییراتی شده اند . البته باید برای پذیرش هر دیدگاهی ،سند ومدرک کافی وجود داشته باشد ،و کارشناسان خبره انرا نایید کنند

بیرانوند [پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 09:52]

این یکم زیاد روی است
دوست گرامی لکی با کوردی اشتراک دارد بله ولی زبانی به نظرم مستثل از کوردی است همانگونه هویتی مستقل برای کوردی از فارسی و لری از فارسی میتوان در نظر گرفت
نمیشود گفت کوردی لهجه ای از فارسی است.
به هرحال بحث زباد است. دوست من هر کس باید خود هویت خود را میسازد
و الان در این زمانه نمیگویند کجایی هستی!
میگویند عیارت چقدر است.
دوست بویراحمدی

واقع بینانه [پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 00:41] پاسخ

با سلام به همه دوستان
من تا به حال با لکهای زیادی برخورد داشتم و عجیب آنکه همه آنها قبول داشتند که کردند البته احتمالا همگی از استان کرمانشاه بودند. الان برایم جالب بود که می بینم تعدادی از لکها خود را لر یا قومی مستقل می دانند. از دید من لکی یکی از لهجه های کردی است و البته قطعا هرکس حق دارد خود را متعلق به قومی حساب کند و با آن قوم احساس قرابت نماید. به نظر من هرچند لکی بخشی از کردی است لیکن لکی که خود را کرد می داند کرد است و لکی که خود را با لرها همانند می داند لر است. با شناختی که من از لکی و زبانهای کردی ایلام و کرمانشاه دارم زبان لکی به کردیهای هورامی و سورانی نزدیکتر است اما کرمانشاهیها و ایلامی ها بدون شک خود را کرد می دانند و بنابراین کرد هستند اما ظاهرا بخش مهمی از لکها با وجود نزدیکی بیشتر زبانی خود را کرد نمی دانند و از دید من نمی توان آنها را کرد دانست.

بیرانوند [پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 09:46]

بگویم اکثریت قاطع بهتر است زیرا اگر بخواهیم همه ای لک های کرمانشاه روی هم رفته به اندازه ایل باجلان در دو استان خوزستان و لرستان نیستند.
به هر حال
البته در باب هوارمی نیز بحث ها هست. کوردی است و یا خیر!
البته اقایی رحیم عثمانوندی که خودشان اهل کرمانشاه و منطقه سر فیروزاباد هستند. میگوید. لک ها منش لری دارند تنها با زبانی متفاوت !
در باب ایلام از همه مردم ایلام بپرسید شهرستان دره شهر کجایی هستند میگویند لر با اینکه مردم دره شهر اکثریت لک زبان هستند. و مهمترین منطقه لک زبان استان ایلام است از حیث کثرت جمعیت همین دره شهر است.
یعنی در استان ایلام جمعیت دره شهر را با اینکه مهمترین مرکز لک زبان ایلام است لر میدانند.
حال از ان سو شوهان را ایلی کرد میدانند زبان شوهان لری است. و بسیاری از طوایف شهر ایلام اصالت لری دارند.
ولی خود را کرد میدانند.
در ایل ترک زبان قشقایی سه تیره از طوایف لک هستند ولی چون در قشقایی بودند بعد از سقوط زندیه دیگر خود را ترک میدانند.
و این خود مهر تاییدی به سخنی که شما بیان کردید است.هرکس هویت خود را هرچه ببنید مطمئنا همان است
حال عزیزان در کرمانشاه هم همان هستند که دوست دارند . یعنی میخواهند لر باشند و یا کرد و یا هرچی دیگر خود انسان در تعیین هویت خود را میسازد.
همانگونه که واژه کورد در سده های گذسته به قومی خاص گفته نمیشده
و یک جور طریقت زندگانی بوده
ولی هم اکنون یک هویت واحد را شکل داده است.
در مورد دیگر اقوام هم بدین گونه است. همه از جاهایی و مناطق جمع شده و یه هویت را شکل داده اند.
و این حقیقت است که هویت انسان را خود میسازد. و قابل احترام است.

رها [سه شنبه 1 تیر 1395 | 10:29]

لکم مینورسکی لکها روکرددونسته بعدازشهادت مظلومانه لطفعلی خان زند ریختن خون لکها ازطرف قاجاریه حلال شداموالشون مصادره شدآماج انواع واقسام توهینها قرارگرفتن ودرزمان رضاخان قدمخیرکردکه از لکها بود برضدرضاخان قیام کرد درتنگه سنجراز دهگلانیها شکست خورد وازلج این موضوعات به بعضی مواجب گیران پول دادهویت کردی ماروانگارکنند تادگرکردهاباما متحدنشوند وشکست نخورد من لکیم وکردزبان خواهان اتحادکردولر

شاهین لک کرد [پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 15:14] پاسخ

لکهای کرمانشاه اکثریت نباشند انقدر که شما می فرمایید کم نیستند. نزدیک به نیمی از شهر میلیونی کرمانشاه و شهرهای هرسین و بیستون و بخش مهمی از صحنه و کنگاور و کلی روستای لک نشین در شهرستانهای کرمانشاه و اسلام آباد و هرسین و کنگاور و صحنه به چشم شما نمیان؟ و البته مطمینا خیلی از لکهای خارج کرمانشاه هم هستند که خود را کرد می دانند پس قاطعانه! نگویید اکثریت قاطع .

بیرانوند [پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 22:31]

واقعا نیمی از جمعیت کرمانشاه 900 هزار نفری کرمانشاه لک هستند.
نمیدانستم چون من تنها یه محله جعفراباد را به نام لک میشناسم که انها همه جمعیتش لک زبان نیستند و در کل کرمانشاه ندیدم انقدر به چشم بیایید
چون در مسکن و گلستان و نوبهار و فردوسی و شریعتی الهیه و صابونی وکیل اغ و مسیر نفت
دولت اباد و دره دیریژ شهرک امام اینها لک نیستند و یاباشند
دولت اباد هم عزیزان سنی مذهب از ایل جاف و ثلاث هستند البته نه همه ولی اکثریت انها
محل خدمت در کرمانشاهان بوده البته شاید اکنون شابد تغییر کرده باشد
و سخن شما هم متین است دوست من شاید نباید با این قطعیت نباید میگفتم
تنها با حساب سرانگشتی دیدم ایل باجلان 500 هزار نفر جمعیت دارد و شهری مثلا مانند هرسین بیستون صحنه و گنگاور اگر 100 ردصد لک باشند بازم به 200 هزار نفر به زور میرسن و کرمانشاه هم خوب
به هرحال سخن شما متین اگر اشتباه از من سر زده پوزش میخواهم دوست من
واقعا دیگر سرگرمی ما شده کامنت گذاشتن در این مطلب

پاسخ مدیریت :
باسلام/ از دوستان عزیز خواهشمندم مطالب مربوط به زبانشناسی یا شناخت ایلات و طوایف کرد، لر و ... را به صورت یادداشت یا مقاله به ایمیل زیر ارسال نمایند تا بیشتر با اندیشه ها ی شما آشنا شده و گفت وگو های مثمرثمر ادامه پیدا کند.ضمنا می توانید مطالب خود را به صورت کامنت برای انتشار در همین پست قرار دهید اما اعلام نمایید که یادداشت یا مقاله برای انتشار می باشد.
awin_af@yahoo.com

بیرانوند [پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 22:43] پاسخ

البته در شهر کرمانشاه بسیار ترور شخصیت میشن و این به هیچ عنوان جوانمردان نیست.
چون بعضا مشاهده میشود برخی از لک ها در کرمانشاه هویت خود را پنهان میکنند
و چون بافت عشایری کرمانشاه مانند لرستان نیست و شهر نشینی مثلا در تک شهر کلان این استان بافت قبیله ای را برهم زده و مقداری تنها لک ها هنوز عشیره میشناسند نمیشود از رویی قبیله هم فهمید چه هست
و متاسفانه اینگونه این اعمال هست و مشاهده شده است که خودم زمان خدمتم در اداره راه باختران دیدم و هم اکنون نیز از سال 82 که از کرمانشاهان خارج شدم هم شاهد این هستیم و در کامنت های دوستان نمایان هست.
به هرحال از شما معدرت میخواهم اینگونه قاطعانه سخن راندم!
پوزش مرا بپذیرید.

پاسخ مدیریت :
سخنان شما بسیار شریف و آگاهانه است.

بیرانوند [پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 22:46] پاسخ

بله حتما در مورد باجلوند و افسانه لکی ان حتما برای شما ارسال میکنم و این را نیز بگویم شهر شوش را همین مردم بازسازی کردن حتما قرا میدهم در مورد ایشان
اگر در مورد تاریخ بیرانوند و تحولات لرستان در صدها پیشین مطالب را اختیار شما قرار میدهم

پاسخ مدیریت :
جناب بیرانوند حتما ازقلم شما بهره خواهیم برد و ممنون که همیشه ما را یادکرده و کامنت می گذارید.

شاهین لک کرد [جمعه 14 خرداد 1395 | 11:56] پاسخ

آقای بیرانوند عزیز بنده به سهم خودم راضی نیستم اینقدر عذرخواهی بفرمایید به هرحال هرکسی اشتباه می کند بنده تصور کردم شاید تعمدن این جمعیت را نادیده گرفتید و ببخشید که مقداری تند اعتراض کردم. بله در همان محله هایی که ذکر فرمودید بعضا تا نیمی از جمعیت لک هستند ولی معمولا به خاطر دید نامناسب نسبت به لکها، قومیت خود را پنهان و به کردی کرمانشاهی صحبت می کنند.

بالاوند [سه شنبه 18 خرداد 1395 | 09:46] پاسخ

آقای بیرانوند عزیز مناطقی از کرمانشاه که دارایی بیشترین آمار لک هستند و شاید بنیانگذار کرمانشاه بوده اند شامل محله های قدیمی برزه دماغ، وزیری، خیام،چالحسنخان، شریعتی، کل هواس و مسکن، جعفرآباد، رشیدی و بطور کلی شرق کرمانشاه البته نزدیک به 40 درصد این مردم فارسی صحبت می کنند و 30درصد کردی کرمانشاهی اصیل و 30 درصد بقیه که دارایی ریشه های روستایی هستند هنوز لکی صحبت می کنند من چون زادگاهم کرمانشاه است این مطلب را می گویم و با کلهرها پیوندهای خویشاوندی زیادی دارند ما که بالاوندهستیم دارایی تیرهای مختلفی از ایل کلهر هستیم در ضمن شما سعی دارید که بیشتر لکها را ساکن در استان لرستان قراردهید درصورتیکه این طور نیست اگر حرف شما صحیح بود باید صدا و سیمای لرستان بجایی لری، لکی را بعنوان زبان اصلی تبلیغ می کرد در ضمن تیره ای از ایل بیرانوند در منطقه سرفیروزآباد و بطور محدود درودفرامان هستند که خود را بهراموند یا به لکی وه رامن می نامند که دارایی سابقه 300 ساله در ماهیدشت کرمانشاه هستند و این را از روی قبرهای آنها که که مربوط به سال 1100 هجری قمری هستند قابل درک هست

بیرانوند [چهارشنبه 19 خرداد 1395 | 11:49]

اقایی بالوند در جواب شما فرمودید ان طایفه محترم 300 سال در کرمانشاه هستند نمیدانم چناب بالاوند ولی در دو جا پراکندگی های در ایل بیرانوند صورت گرفته که به دویست سال نمیرسد در دوران محمدشاه قاجار و دوران ناصرالدین شاه
که یکی از مشهورترین این مهاجرین و انشعابات در ایل جناب نایب حسین کاشی بود که سودایی شاهی در سر داشت.
به هر حال داستانی میگذارم برایتان در اینجا لذت ببرید.
نام ها رو مختصر توضیح میدم
1-سرهنگ اسدخان فرزند حسینعلی خان بیرانوند
و برادرش حیدرخان که این دوتا و نوادگانشان که خودم یکیشان باشم دشمنی داشتند باهم نوادگان اسدخان اکثرا ریاست ایل را بر عهده داشتند و اکثرا مردم سخاوت مندی بودند بعدها داستان زیاد است حیدرخان تقریبا نسلشان منقرض شد.
2-حاجی عالی خان سگوند فرزند حاجی خداداد که کلا با بردارش رحیم خان و پسران رحیمخان مشکل و خصومت داشتند
3-صید مهدیخان حسنوند پدر مهرعلی خان امیرمنظم
4-باقر امرایی پسر فتح الله خان سرتیب امرایی که توسط برادرش بعدا از حکومت طرهان عزل گشت و قاسم خان نیز توسط نظرعلی خان پدر مرحوم اسفندیار امرایی تارانده شد
5-میر تیمور یا که یکی از عجوبه های لرستان بودند. و بعدها در دره شهر ساکن شدند و و خود و پسرانش وزیر خاندان ابوقداره بودند.
6- سردار خان سگوند رحیم خانی که سگوند های رحیم خانی در اطراف نهر هرموشی و دشت عباس ساکن هستند در شمال خوزستان
به هر حال داستان زیبایی است
_____________________________________
داستان از اینجا آغاز میشود که ظل السطان پسر بزرگ ناصرالدین شاه با حکومت اصفهان به حکومت لرستان(پیشکوه و پشتکوه) و خوزستان میرسد.از آنجا که ظل السطان در بی رحمی شهرت عالم بود خوانین لرستان در منزل تیمور خان میر در زاغه گرد هم می ایند و به شور می نشینند پیشنهاد میشود که تلگرافی به ناصرالدین شاه بنویسند و از ایشان درخواست کنند. تا ازحکومت ظل السطان بر لرستان صرف نظر کند ناصرالدین شاه در پی دریافت تلگراف از متن ساده و بی آلایش تلگراف دلش به رحم می آید و به ظل السطان میگوید در باب مردم لرستان مدارا پیشه کن ولی خود ناصرالدین شاه
با اینکه شاه مملکت بود هم قدرت رویارویی با ظل السطان را نداشت..
ظل السطان که به خشم آمده بود. در دل کینه عمیقی از سران طوایف بدل میگیرد
خلاصه ظل السطان با 7 فوج سرباز که همه به تفنگ های رندول(مجهز ترین تفنگ آن زمان) و 15 قبضه توپ اتریشی 7 قبضه آتشبار کوهستان و 12 قبضه آتشبار صحرایی و همچنین حدود 20 هزار فوج ذخیره راهی لرستان میشود.
به گفته خود ظل السطان در کتاب تاریخ مسعودی (کتاب خود ظل السطان که پر غلط دیکته و تاریخی است) چنین ارتش عظیمی تنها در زمان جدش عباس میراز قاجار در ایران دیده شده آن هم برای درگیری با ارتش روسیه تزاری
ظل السطان به بروجرد میرسد و در آنجا اردو میزند . عده ای از سران طوایف به ریاست حاجی عالی خان سگوند عهد شکنی میکنند و به پیشواز ظل السطان میروند این گروه عبارت بودند از حاجی عالی خان سگوند. حیدرخان بیرانوند. صید مهدی خان حسنوند و باقر خان امرایی.....
و سوگند گور سگ را زیر پا گذاشته و سوگند قرآن خود را میشکنند.
دسته دوم که به عهده خود پا برجا بوند. اسدخان بیرانوند .تیمور خان میر و سردار خان سگوند رحیم خانی بودند.
عهد شکنان به پیش ظل السطان میروند و و بنا بدگویی از اسدخان را پای ریزی میکنند. و سوگند گورسگ را به وی نسبت میدهند و میگوند عامل تحریک مردم لرستان علیه شما اسدخان است.
اسدخان و یارانشان میبیند که تنها مانده اند. در برابر قوایی قهریه ظل السطان که بالغ بر 50 هزار نفر به علاوه نفرات ذخیره هستند. کاری از پیش نمیبرند در گردن رازان به استقبال ظل السطان میروند.
ظل السطان با محبت با آنها برخورد میکند تا در مکان مناسبی آنها را گرفتار کند. ولی در جریانی که طولانی است یکی از آنها یعنی میر تیمور از نقشه باخبر میشود و فرار میکند. و ایشان به خرماباد میرسند. اسدخان و سردار خان با راهنمایی میر تیمور بنا را بر این میگیرند که به عتبات عراق پناهنده شوند. که در آخرین لحظه اسدخان پشیمان میشود و میگوید هرچه خدا بخواهد من فرار نمیکنم نمیخواهم این ننگ پشت نام من بماند. و ان دو یار وی هم به درخواست اسدخان لبیک میگیوند و میمانند فردایی آن روز فراشان اسدخان و میر تیمور و سردار خان و جمعی خوانین را دستگیر کرده و تنها کسی که میتواند فرار کند علی مردان خان علی محمدی بیرانوند(سپهوند) است که با اسب خود صف سربازان را شکافت و با اسب خود از طریق رودخانه خرماباد موفق به فرار میشود.و مستقیم به شاه آباد جایی که حسینقلی خان فیلی اردو زده میرود و از او طلب کمک میکند ولی والی چیزی نمیگوید و تنها با اشاره میگوید از این مکان برو چون ممکن است دستگیر شوی و او هم فرار میکند.
عشایر که میبیند اینگونه است با حدود 5000 هزار نفر به اردو ظل السطان حمله ور میشوند از این تعداد 2000 هزار تفنگ داشتند که اکثرا سرپرقدیمی (دنگی)بود و مابقی با شمشیر و گرز داشتند .در مرحله اول ظفر با عشایر بود ولی نیروی بیشتر و اسحله مدرن و غرش توپ های ظل السطان و همچنین گسیل نیرو از جانب والی به ناچار (چون والی خیال جنگ با هم زبان های و وهم تباران خود رانداشت و مجبور به این کار شد) و همچنین حضور چند هزار سوار بختیاری و حضور نیروهای پیمان شکن به سرپرستی حاجی عالی خان سگوند به
تنگ آمده و مقاومت عشایریرانوندهای طرف دار خاندان اسدخان و سگوند رحیم خانی که تعدادشان بسیار کمتر از نیرو ظل السطان بو به شکست انجامید. و هر دو طایفه مجبور به عقب نشینی شدند و تا چندین سال در بین دو طایفه عرب در نواحی بین النهرین اقامت گزیدند.
بالاخره اعدام:
نخستین کسی که اعدام شد الله مردان خان دایی اسدخان بود زمانی که فراش میخواست سر او را ببرد اشهد را گفت و نره ای زد و خاموش شد
و یکی پس از دیگری به بیرون آورده شده و به اینگونه اعدام شدند.
ولی غم انگیز ترین اعدام مربوط به یکی از جوان ترین آن ها بود
اعدام آقا میراز خان سگوند بود وی که جوان بلند قامت و زیبا روی بود به بیرون آورده شد میر تیمور که شاهد این قضیه بود به فراش التماس کرد که جانب این بچه گناهی ندارد و او تنها به حرف بزرگسالان گوش کرده است به جوانی او رحم کنید من مبلغ 40 هزار تومان به شما پرداخت میکنم فراش خود دلش به رحم امد گفت اقایی میر من میدانم این پسر بچه است ولی من مامورم ظلل السطان گفته باید از خواب بیدار میشود کار تمام شده باشد.
نااگاه این جوان شجاع آقا میرزا خان که این شجاعت او ما را به یاد مرحوم لطفلی خان زند میاندازد گفت :
حاجی به اینها التماس نکن پیر جوان ندارد این دنیا محل گذر است. و ما یک روز از دنیا میرویم خون من رنگین تر از این سرداران نیست زمانی اینها به وعده و قسم خود عمل کردند و ما را بی گناه نکشتند ما زنده ایم حاجی چه بهتر بی گناه کشته شوم شاید خدا مرا مورد محبت خود قرار دهد. و با کمال خونسردی و اراده محکم به سوی حق شتافت.
اخرین فرد اسدخان فیلی بود که از زندان خارج شد.
رو به میر تیمور کرد و گفت: دوست من دنیا محل گذر است چه بهتر انسان شهید شود و از این دنیا برود. و به میر تیمور این یار دیرن خود وصیت های خود را در مورد قیطولش گفتو گفت همسرم اگر خواست بعد من با برادرم ازدواج کند و گر نه هماره او را محترم دارید
و در کمال خونسردی جان به جان افرین تسلیم کرد.
تنها میر تیمور به دلیل قران مهر کردند نجات پیدا کرد هرچند وی به همراه برخی دیگر به زندان اصفهان برده شد. و بعدها توسط والی حسین خان ابوقداره که به دیدار ناصرالدین شاه رفته بود و از وی طلب بخشش کرده بود آزاد شد و به دیار ابا اجدادی خود بازگشت تا انتقام خون یاران را بگیرید. که داستانی دیگر دارد.
____________________
ظل السطان حاکم نیمی از ایران بوده شرح احوال وی را بخوانید
تاریخی نیز دارد به نام تاریخ مسعودی که پر غلط دیکته و تاریخ ها را به غلط وارد کرده و به قول گفتی جک محافل رجال زمان قاجار بود
کتابی نیز در مورد شکار حیوانات دارد این برای کسانی که به شکار علاقه مند هستند بسیار مفید است شکارچی ماهری بوده است.

بیرانوند [چهارشنبه 19 خرداد 1395 | 15:22]

عکس مرحوم اسدخان و فتح الله خان سرتیب امرایی
در گذشته عشایر سلسله و بیرانوند و طرهان و دلفان فوج داشتن یعنی سرباز پیاده
و سکوند ها جماعت سوار
اینها در زمان جنگ نیرو در اختیار حاکم میگذاشتن
یک فوج خیلی معروف دارد فوج سربازان سیلاخوری بوده که حاج سردار گودرزی فرمانده فوج بود در تمام تذکره های قاجار از از ایشان نام برده شده
مرحوم اسدخان زمانی که شمال خوزستان بودند حاکم ولایت خوزستان و لرستان از ایشان برای دفع اعراب مدد میخواهد مرحوم اسدخان در کناره کرخه اینها را شکست میدهند و اسیر میکنند
و این حاکم که الان حضور ذهن ندارم نامشان را از ناصرالدین شاه در خواست درجه سرهنگی برای اسدخان میکنن
و باقی ایشان جد مرحوم شیخ علین و غلامعلی خان و علی مردان معروف هستند همچنین دکتر هوشنگ اعظمی هم که نوه مرحوم علی مردان هستند و مردم فقیر را بدون دریافت حق وجهی درمان میکردن و بعدا توسط ساواک به شهادت رسیدن و بسیاری دیگر که بدلایلی نام بردن از انها صلاح نیست
http://uupload.ir/files/omr_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%AE%D8%A7%D9%86841953.jpg

کرمانشانی [سه شنبه 18 خرداد 1395 | 12:37] پاسخ

اولا کامنت ها رو دارم میخونم برا اینکه لک رو کورد بگن میان به کلهرزبانها توهین میکنن نمیدونم کلهر زبان نباشند پیش ما باشند کجایی نصف کرمانشاه لک هست؟ اینو برام من توضیح بدهید یه کجایی نوبهار و مسکن نصفش لک هستند؟لک ها از منطقه سر فیروزاباد ساکن شهر کرمانشاه شدند. چطور شدند قدیمی های کرمانشاه؟ این امار رو ازکجا میارید؟ والله کسانی که به لک ها منسوب هستند فامیل لرستانی زیاد دارند. جالب ما تو شهر خودمون مهاجر شدیم
لطفا نمایش بدهید

کرمانشانی [سه شنبه 18 خرداد 1395 | 12:58] پاسخ

من کامنت ها رو خوندم کامل که همش توهین به مردم کلهر بود و جالب شده چرا در کرمانشاه عده ای از مردم بدشون میاد بگن لک هستیم؟دلیلش چیه؟ چار جاف ها بدشون نمیاد منطقی دارم سوال میکنم تقصیر کلهر زبان هاست؟خیر نهایت جمعیت لک های عزیز که شهروند کرمانشاه هستند.نهاست 10 تا 20 دردصد جمعیت شهر کرمانشاه را تشکیل میدن! این آمارها را نمیدونم از کجا میارید. در مورد لرستان نمیدونم ولی شهرهای کوچیک هرسین و صحنه و بیستون کنگاور که بجز هرسین که تمامشون لک زبان هستند بقیه کرد و کنگاور لر هم داره کلا روی هم به قول این دوست لرستانی روی هم 200 هزار جمعیت دارند. و گیرم مقداری از این جمعیت به شهرکرمانشاه مهاجرت کرده باشند. ولی 40 دردصد جمیعت کرمانشاه خیر در کل استان کرمانشاه حدود شاید 400 هزار با حساب سر انگشتی لک داشته باشیم. بزرگترین گروه قومی در کرمانشاه اول ایل کلهر هستند. بعد گوران و اهل حق بعد لک ها سر فیروزاباد و لک های دیگر شهر های شرقی استان لرستان حدود 60 درصد کرمانشاه از ایل کلهر هستند بقیه اهل حق های گوران و سنجابی و... هستند.و برادران لک و اهل سنت که با نام عمومی جاف و یا همان سورانی زبانها جالب اینجاست.
ما که دشمنی با لک های عزیز نداریم چرا الکی جو سازی میکنند. دلیل این چی بوده؟
اقا توهین به ایل کلهر بزرگترین ایل کورد رو نمایش میدید که مثلا کلهرها کورد اصیل نیستند. متاسفم برا بعضی

شاهین لک کرد [سه شنبه 18 خرداد 1395 | 14:03] پاسخ

دوست کرماشانی از بابتی راست می گویند. مشکل نه از لرهاست و نه از کلهرها بلکه این لکها بوده اند که (نمیدانم به چه علت؟) همیشه به راحتی ماهیت اصلی خود را از دست داده و در قومی که در بینشان زندگی می کنند حل شده و عملا واقعیت خود را از دست داده اند. به راستی جای فکر و بحث دارد که علت عدم تعصب و اعتماد به نفس لکها روی قومیتشان چیست؟ به راستی چرا باید در لرستان اگر 80% لک هستند زبان رسمی و صداوسیما لری باشد؟ چرا اگر آنگونه که آقای بالاوند میگویند موسیقی لرستان عمدتا مربوط به لکهاست، ما تقریبا هرچه آهنگ لرستانی شنیده ایم با شعر لری و با لهجه لری بوده نه به زبان لکی؟؟؟؟؟

بیرانوند [چهارشنبه 19 خرداد 1395 | 10:43]

نمیدانم شما نشید دوست من یک چنتا اهنگ براتان میگذارم تا دانلود کنید و گوش دهید.
http://dlkhoram-music.ir/1394/bardia%20mehr%20ara/
بسیار زیبا و گوش نواز هستند در دستگاه ماهور اجرا شده اند توسط هنرمندخرمابادی بردیا مهرآرا

شاهین لک کرد [چهارشنبه 19 خرداد 1395 | 18:26]

جناب بیرانوند خیلی سعی کردم خوشبین باشم ولی واقعا الان در عمدی بودن بعضی کارها و صحبتهای شما به شک افتادم. این آهنگها را به عنوان لکی گذاشتین که هرکی بشنوه لکی را اینجور تصور کنه؟! خوبه من لکم و لکی خوب بلدم. از کی تا حالا لکی شده عین لری خرماوی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مدیر محترم سایت این همه شما را مورد خطاب قرار میدهند که چرا فلان نظر درج میشه خواهشمندم در این موارد هم دقت بیشتری بشه چون تاثیر ماندگاری بر دیدگاه خوانندگان داره. لطفا لکها آهنگها را بشنوند. من سه چهارتای اول را گوش کردم و واقعا....

شاهین لک کرد [سه شنبه 18 خرداد 1395 | 14:11] پاسخ

مستند دیگر بر مدعایم شعرهای لکی قدیمی است که بسیار شبیه هورامی بوده و نشان میدهد لکی به مرور با کلهری و لری مخلوط شده و صورت فعلی درامده وگرنه در فرم اصیلش مشابه هورامی بوده.

بیرانوند [چهارشنبه 19 خرداد 1395 | 10:52]

هم لری زبان است هم لکی هم اورامی هم کردی سورانی و هم کردی کرمانشاهی
لهجه=مثال ساده میزنم تا درک کنید به زبان محاوره ای اصفهان لهجه میگونید و یا فارسی تهرانی یعنی همان زبان تنها از نظر اوایی یکم با هم تفاوت کنند.
گویش یکم پیچیده تر میشود
و زبان نیز یکم تفاوت بیشتر میشود.
ولی لری زبان است لکی و اورامی زبان است
به تازگی اقایی دبیر مقدم زبان های ایرانی را طبقه بندی کرده اند.
بله درست میفرماید مقداری شباهت با زبان گورانی دارد.که اورامی یه زیر مجموعه گورانی است. و در انتولگ مستقل و یک گونه زبانی جدا طبقه بندی شده است.
البته لکی در بین این زبان ها نیست. برخی در رده چهارم زبان کردی و بقیه زبانی مستقل از گروه کردی طبقه بندی کرده اند.
چون اورامی را کلا از جدا از زبانهای خانواده کردی طبقه بندی شده است.
هم اکنون نیز تیر ای از مردم باجلان در منطقه دورود و دشت سیلاخور به این زبان سخن میگن البته با هم بیشتر و همین

بیرانوند [چهارشنبه 19 خرداد 1395 | 11:16] پاسخ

در باب صداسیما لرستان که ملک مرحوم پاپی حسن خان سپهوند بودند و بعد اعدام ولی الله خان پسرش و کشته شدن تقی خان نوه اش در گردنه پونه وراث این را در اختیار ایستگاه تلویزیونی لرستان قرار دادند. بدون دربافت وجهی یعنی تمام ادارات در خرماباد همین گونه بود مردم برای پیشرفت شهرشان
که ای کاش نمیکردن پول مردم صرف ساخت برنامه های بی محتوا که حتی یک بیننده هم ندارد میشود
به هرحال
در قدیم مردم خرماباد زمین ها را در اختیار بیمارستان ادارات قرا میدانند تا
شهر به سر و سامانی برسد.
حالا ان زمان برنامه بهتر پخش میکردند. ولی الان چه؟ زبان رسمی
صداسیمای لرستان لری نیست. یک برنامه شب ها
پخش میکند. فاقد محتوا
کسی هم نگاه نمیکند یک سری ادم انجا جک میکن و میخندن
هرکس نداند خیال میکند اینجا از نظر رفاهی از سوئد
و نروژ سرتر است و چه مردم شاد دارد.
باری
شما یک صدا سیما استانی را که ان مرکز عظیمش در تهران به گفته
خود مسئولین در رکود کامل است. را ملاک قرار میدهید؟
برنامه شبکه افلاک 95 % فارسی است.
موسیقی سنتی لرستان اکثریت لکی است نمیدانم اهنگ های بهمن اسکینی و ایرج رحمانپور و فرج علی پور و علی اکبر شکارچی را نمیدانم چگونه نشنیده اید؟
پس چگونه میگوید موسیقی لرستان را شنیدم؟
اکثریت مطلق این را دیگر به جد میگیوم و سند ان را میاورم
اثار فاخر ادبیات لکی و موسیقی لکی از لرستان برخواسته است و هم اکنون بر میخیزد.
مثل شما این است ما بیایم حشمت الله لرنژاد را با این خواننده چی بود این جوان ها میگذاشتن بچه مامانی کارت دارم مقایسه کنیم.
کتب را بخوانید نه برنامه ای و رسانه ای که برنامه هایش بر دست سازندگانش باد کرده است.
مرحوم ایزدپناه تمام موسیقی و مقام های لرستان را شرح داده اند. انها را بخوانید موسیقی فاخر گوش دهید.
و دوست عزیز در خرماباد کسی نمیایید بگوید من لکم و یا لر و یا هویت خود را پنهان کند نام طایفه خود را میگیوید به راحتی حتی بعضا دیده میشود کسانی خود را به طوابف لکی میچسبانند
چون واقعا افراد سرشناس و فرهیخته بسیار داشته اند. به هر حال
اینگونه این نیست که مسا میفرمایید

رها [پنجشنبه 20 خرداد 1395 | 14:05] پاسخ

ماکردیم ازاهالی لیلاخ کوردستان به مرکزیت شهرستان دهگلان لرهاکردهاولکها یک نژادن وزبانشون از زبانهای مادی است ابتدا درزمان صفویه بین کردهالرها ولکها تفرقه انداختن که دربرابر صفویه باهم متحدنباشندبعداون ماجرااین سه قوم زیرپرچم نادرشاه افشارکردبودند درزمان بعداز زندتمامی طوایفی که به کریم خان کمک کردند موردظلم قرارگرفتندمخصوصامنطقه ی ما که ازتبارکریم خان زندندحدود15روستای مااززندیان هستن وفامیلاشونم زندی زندسلیمی زندکریمی هستش ناصرالدین شاه قاجاربیشترین ظلمو درحق کردها لرها ولکها کرد واونوروازهم جداکردومنطقه ی ماباگذشت سالهاازمرگ قاجاریه هنوزم موردستم واقع میشه وباهمون دیدگاه بی احترامی بامارفتارمیشه که سیاست قاجاربه علت ترس ازطایفه زندیه بودوترس ازانتقا م این مردم همیشه تلاش کردنداین سه قوم رودشمن هم ودورازهم نگه دارن ویاتوهین وتحقیر روانی یکی ازطوایف آنهارانسنت بهم دلسردکنندوازجنگ روانی بهره برداری کردندمایکی هستیم کمترین تفاوت زبانی روبهم داریم فارسهای افغانی وگیلکی زبان همومتوجه نمیشن بازخودشونو یکی میدونن ماتمامی مراسمات رسم ورسوم وزبانمون یکیه ولی متحدنیستیم همون ضعف اجدادمونو داریم تکرارمیکنیم

بیرانوند [پنجشنبه 20 خرداد 1395 | 18:11] پاسخ

در باب البوئمی که فرستادم
بله البوم دو اهنگ و یا سه تا لری و مابقی لکی است درست است لری خرمابادی بسیار نزدیک است به لکی ولی شما باید دیگر تفاوت این دو را از هم تشخیص دهید.
دریش کشلکوله دسم یا حق و یاهوه مکم
یار فره عاشق کشه ا عاشقی توه مکم
این یک اهنگ دیگر از ان البوم
صیاد کونه کاری کی د برژنگ نیه صحبت
منیش اشکار زیم دارم نموشی ایمشو هاینر کو
یکی دیگر
فل شکوفه سوز و سال نو
سوزه بالا برز ا دت مارک بو
هر تو بوشی مه هر موشم خو
سوزبالا برز ا دت مارک بو
یکی دیگر از همان البوم
هرچی مقارنم بله کسی جواو بای و دیر
دنگی نمای و گوش دل جز ا کویا هنا وژم
اهنگ شیرین نیز
عشق شیرن و فرهاد لکی است
و اهنگ گلارا یعنی باز گرد به زبان لکی
شما لک هستید دیگر نمدانید وای به حال دیگر دوستان به هر حال بنده به قول شما از قصد میگذارم و یا هرچی نظر خودم را در محیط مطلوب قرار میدهم هرکس میتواند بخواند و قبول کند و یا نکند من باب عرض کردم چون بنده را مخاطب قرار دادید
یا باسخ نمیدادم
و در باب اینکه کامنت نگذارند و و نشر نشود چون در زیر محل درج کامنت نوشته شده توهین و افترا مننوع است.
و خرماوی نه دوست من بگید خرم ابادی و یا لفظ لکی و لری ان را درست بیان کنید
خرموئه ای
به هر حال باز هم اهنگ های فاخر ار قرار میدهم

بیرانوند [پنجشنبه 20 خرداد 1395 | 18:24] پاسخ

اکثرا البوم های این جوان اشعار ************* و خود بنده یک اهنگ و ر***********است
بجز ایشان البوم تماما لکی کله باد هم نیز هست که خوانده شده توسط ایرج رحمانبور و علی اکبر شکارچی است
ان هم اشعار ملا حقلی سیاهبوش است.
زمانی که یک فرد فرهیخته میاید به بنده میگوید من اشعار لکی را با فلان کس شناختم چه بگویم ما نمیدانستیم لکی نیز شعرش قوی است
گفتم دوست من شما نمدانستید وگرنه افراد اگاه و اکثر ادیب مانند ایت الله مردوخ مکتوب نیز درباره ای افردی مانند منوچهر کولیوند نوشته اند.
و من با توجه میگم کامنت های بنده هست میتوانید بخوانید در باب جمعیت کرمانشاه دوست من بنده از زبان خود مردم کرمانشاه گفتم چون چند سالی در اداره مخابرات کرمانشاه خدمت کردم و نقل کردم و دیدم یک فرد دیگر نظری غیر از این دارد به خود گفتم حق دارند انسان در باب هیچ موضوعی نباید به قطعیت سخن بگوید
چون روش بنده در زندگ
ی است
به هر حال تها مشاهدات خود و نظر مردم کرمانشاه را که دوست بنده بودند بازگو کردم همین

بیرانوند [پنجشنبه 20 خرداد 1395 | 18:48] پاسخ

این هم اهنگ زیبایی از بهمن اسکینی گمان کنم شعرش از استاد کرمی باشد شاعر خرمابادی دقیق نمیدانم
http://www.aparat.com/v/0qFuE
این هم همان خواننده کنسرت گذاشته اند
http://www.aparat.com/v/Wfj8Q
این که دیگر شاهکار موسیقی لکی و لرستان است.
http://www.aparat.com/v/59IXV/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%84%D9%83%DB%8C_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF_%D8%B3%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C
و این بخواه بگذارم موسیقی لرستان را خیلی میشود این از استاد علی اکبر شکارچی سلطان کمانچه لرستان است
بازهم اگر دوستان خواستند میگذارم در باب البوم نیز چون واقعا بنده وقتی به این جدال ها نمیگذارم مجبور شدم توضیحات لازمه را بگذارم تا دوستانی که لکی را مسلط نیستن بیشتر درک کنند
بوشم و وژم و هاینر کو اینها واژگان لکی است
در لری خرمابادی میشود بوئم خوم و های کا یا های کجا

بیرانوند( این را گروه زبان شناسی دانشگاه بروجرد براساس گویش بیرانوند جمع اوری کردن) [پنجشنبه 20 خرداد 1395 | 18:54] پاسخ

نام‌گذاری انواع دام بر اساس رنگ و شکل و سن و سال:

باز بازی (bâz bâzi): بزی که موی آن سیاه است، اما در برخی از نقاط موی سفید نیز دارد (سفید و سیاه). گوسفندی سفید رنگ که گوش‌های لوله‌ای دارد.

بَخته (baxta): گوسفند یا بزی که اخته شده باشد.

بِز(bez): بز ماده، بالای یک سال که دست کم یک بار زاییده باشد.

بز خوت (bezxot): بزی که موهای قهوه‌ای دارد.

بِزنه (bezena): جنس و انواع بز شامل کلیه‌ی دسته‌های بز نر و ماده.

بلکان شاخ (belakan ŝax): بزی که شاخ‌های آن بدون پیچ، ولی انحنا دار باشد.

بَله‌رش (bala raŝ): بز قهوه‌ای رنگ با گوش‌های ایستاده و لوله‌ای.

بَله‌سی (bala sé): بز سیاه رنگ با گوش‌های ایستاده و لوله‌ای.

بَله‌کیو (bala kiow): بز آبی کم‌رنگ با گوش‌های ایستاده و لوله‌ای.

بَلی‌گوش (bali goŜ): بز و یا گوسفندی که گوش‌های متوسط ولوله‌ای دارد.

بَله‌هویل (bala hoil): بز مو طلایی با گوش‌های ایستاده و لوله‌ای.

بور (bur): بز و گوسفندی که موهای آبی پر رنگ دارد.

پازن (pâzan): بز پیش‌رو، بزی که جلودار گله برای حرکت باشد.

پَرچن (parčen): گوسفند یا بزی که موهای روی پیشانی آن به شکل چتر باشد.

تَگه (taga): بز نر یک سال به بالا، کمتر از دو سال.

تول چرمی (töl čarmi): بز وگوسفند سیاه و سفید با پیشانی قهوه‌ای.

تول کژل (töl kažal): گوسفند یا بز سیاه با پیشانی سفید.

توشتیر (tuŝtir): بز ماده و بالغ از یک سال به بالا که هنوز نزاییده، اما آماده جفت‌گیری است.

تیر مازه (tirmaže): گوسفند یا بز چاق.

تویشک (tuiŜk): بزغاله نر و یا ماده از وقتی که از شیر گرفته می‌شود تا یک‌سالگی.

تَیل(tail): بزی که گوش‌های آبی با نقطه‌های سفید دارد.

چَمولینه (čamülina): بزی که شاخ‌هایش به طرف پایین و داخل پیج خورده باشد.

چَپُش (čapoŝ): بزغاله‌ی نر و ماده زیر شش ماه.

چرمی (čarme): گوسفند نر یا ماده‌ای که صورت قهوه‌ای دارد.

خالی (xali): گوسفندی که صورت آبی با خال‌های سیاه یا سفید دارد.

خَرّمه (xarra mé): خر نری که بامادیان جفت گیری می‌کند.

خَلت (xalt): بز نری که پا به سن گذاشته است.(سابرین سال خورده)

زرد دُر (zarddor): گوسفند زرد که دمبه‌ای بلند دارد.

سابرین (saberin): بز نر بالای دو سال.

سه‌ره (saré): میش پیش‌رو، گوسفند ماده‌ای که جلودار گله باشد.

سووا (sowa): بره یا بزغاله‌ای که تازه به دنیا می‌آید تا وقتی که شیر می‌خورد.

سی (sé): گوسفند یا بز سیاه رنگ.

شاخ چوکنه (ŝax čokena): بزی که شاخ‌های کاملا راست و ایستاده دارد.

شاله گوش (ŝalagoŜ): گوسفند یا بزی که گوش‌های بلند و افتاده مانند شال دارد.

شیرکن (ŝir kan): بزغاله‌ی جوان اخته شده ← بخته

شَک (ŝakk): گوسفند ماده‌ی یک ساله که آماده جفت‌گیری است.

شی شک (ŝiŝakk): گوسفند ماده‌ی بالاتر از یک سال که یک شکم زییده است.

غَنی (qani): گوسفند یا بزی که صورتش قهوه‌ای و وسط سر ان سفید رنگ است.

قژقژی (qožqozi): مرغی که به رنگ قهوه‌ای با نقطه‌های سفید.

قلم گوش (qelamgoŝ): بزی که برای نشانه‌گذاری، مقداری از گوش آن را بریده‌اند.

قورچ (qorč): گوشفند بز بالای دو سال وقوی هیکل ← ورن

کال (kall): گوسفند یا بز سیاه کم رنگ (بین سیاه وقهوه‌ای)

کال‌باز (kalbaz): گوسفند یا بز قهوه‌ای وسفید.

کره‌کژل (korakažal): گوسفندی با سر و صورت سفید و گوش لوله‌ای و ایستاده.

کَژل ( kažal ): گوسفندی با صورت سفید و قهوه‌ای.

کَل ( kal ): بز گوش بریده.

کوور ( kowerr ): بره‌ی نر یا مادّه بالای شش ماه تا یک سال.

کلول ( kalol ): بز قهوه‌ای وسفید، ابلق.

کَیری (kairé): بزغاله نر و ماده تا وقتی که شیر می‌خورد ← سووا

کیو ( kiow ): کبود، گوسفندی که سر آن سفید باشد.

گَد ( gad ): بزی که شاخ ندارد.

گُد (god ): گوسفند یا بز که گوش خارجی ندارد.

موین ( moin ): مادیان، اسب مادّه.

می ( mé ): گوسفندی که زاییده است ( از یک سال به بالا .)

ملایری ( melayery ): نژادی از بز که جثه‌ای کوچک و لی شیر فراوان دارد.

نوارین (howa reyen): بزی که جلودار و پیشگام گله است ← هه‌ریو

نوم قی باز ( nom qey bâz): بزی که قسمتی از کمر آن سفید است.

نوپالن (nupâlon): کره اسب دوساله‌ای که تازه زین بر پشتش می‌گذارند.

وَرک ( vark ): بره‌ی نر یا ماده ← سووا.

وارِک (vârek): جوجه مرغ جوان که هنوز آماده‌ی تخم گذاشتن نیست.

وِرن ( veran ): گوسفند نر و بالای دو سال.

هُوره گله(hora galla): گوسفند نری که برای جفت‌گیری به میان گله‌ی دیگران می‌رود و با گله‌ی مربوط به خودش کاری ندارد.

هه‌ریو (hareyo): بزی که با تمرین و آموزش چوپان، جلودار گله می‌شود و سایر دام‌ها به دنبا او حرکت می‌کنند ← نوارین

هویل (hoil ): گوسفند یا بز با موهای طلایی.

هویل باز (hoil bâz ): بز یا گوسفندی که آمیخته‌ای از سفید و قهوه‌ای است.
4-1واژه های بیماری های دامی و داروهای دامی

بَرفک (barfak) : نقطه‌های سفید و برف مانندی روی پوست حیوان (بیش‌تر روی پستان و لب‌ها و اطراف چشم دیده می‌شود)

برنج داس (berenjdâs): بوته‌ی گیاهی است که گل‌های ریز و چتری زرد رنگی دارد. از جوشاندن آن، برای درمان بیماری‌های دام، از جمله اسهال و استفراغ، استفاده می‌کنند.

بَلَه ریقه (balariqa): اسهال دائمی دام (برای انسان نیز کاربرد دارد.)

پِژه (pezé): کرمی در بینی دام که موجب عطسه‌ی دائمی آن و آزار ولاغری می‌گردد.

تِرس (ters): تغییر یافته‌ی «تَرس» است، بیماری صرع است که حیوان، جنون می‌گیرد و خود را به در و دیوار می‌زند. این بیماری، اغلب باعث مرگ دام می‌شود.

تشنه داری (tâsnadari): گیاهی که از عصاره‌ی آن برای درمان بیماری گّری، کچکی از آن استفاده می‌شود.

خایه جره (xâyajora): یک نوع بیماری مخصوص پرندگان دامی که تخم نرم و قوام نیاقته می‌گذارند.

خَمری (xamari): حالت اسهال و استفراغ شدید در دام که بر اثر پرخوری گیاهان مقوی دست می‌دهد.

دِله میز(deamez): نوعی بیماری که دمبه گوسفند از زیر به علت ادرار می‌سوزد و زخم می‌شود.

دَم زیمی (dam zaimy): نوعی بیماری است که دام به دلیل مالش زیاد دهان به سنگ و گیاهان خاردار به ان دچار می‌شود.

زردی (zardi): یرقان، بیماری خطرناک که علامت آن زرد شدن پوست وگوش چشم است. حیوان مبتلا به زردی مدتی لاغر می‌شود و از خوراک می افتد و سرانجام از پای در می‌آید.

زیله درد(zaila dard): نوعی بیماری دامی که به سبب پارگی کیسه صفرا در حیوان پدید می‌آید.

سی پوپ (sé pop ): نوعی بیماری پرندگان اهلی که تا سیاه شدن تاج و پژمردگی ان پدیدار می‌شود. سی پوپ که در اصطلاح علمی به آن «نیوکاسل» گفته می‌شود. موجب لاغری ومرگ تدریجی ماکیان می‌شود.

سی گون (sé gÖn): نوعی بیماری واگیر دار که باعث سیاه شدن پستان دام می‌شود و گاهی برای همیشه شیر آن خشک می‌شود.

شلکه(ŝalka): این مرض مربوط به سم حیوانات است. به علت برخورد پای دام با سنگ و یا راه رفتن زیاد به وجود می‌آید و موجب خون‌ریزی، در پای دام می‌شود.

شلی (ŝalli): نوعی بیماری که پای دام می‌لنگد ← طوقه

شیر بردی (ŝir berdi): بیماری واگیر‌دار دامی که شیر آن در آغاز چرکی می‌شود و سپس به طور کامل، خشک می‌شود.

طوقه (tavaqa): بیماری پای دام بر اثر زخم یا عفونت ← شلی

قرژیلک (qeržilek): گیاهی کوتاه به مساحت حدود ۲۰ سانتی متر که بسیار تلخ است و گاهی سبب مرگ حیوان می‌شود.

قُن قرا (qonqorâ): نوعی بیماری دامی که گوشت دام، به تدریج تبدیل به خون می‌شود.

قره قُش (qeraqoŝ): نوعی غده‌ی عفونی است که به پای حیواناتی مانند اسب و قاطر می‌زند و باعث باد کردن مفاصل آنان می‌شود. این بیماری اغلب کشنده است و یکی از راه‌های معالجه آن «داغ» کردن محل زخم است.

کاویه (kawiya): حشراتی ریز مانند شپش که بیش‌تر در مو و پشت گوش گوسفند، جمع می‌شوند و خون حیوان را می‌مکند.

کچله (kačela): در این آفت پشم یا موی حیوان می‌ریزد و پوست آن خشک می‌شود. تفاوت این بیماری با «گری» این است که این عارضه بیش‌تر در اطراف چشم، گوش و دهان دیده می‌شود.

کِرمِژِنی (kermeženi): به معنی «کرم خورده» است گاهی قسمتی از پوست و بدن حیوان به علت گاز گرفتگی گرگ یا برخورد با اجسام خراش برمی دارد و سپس به علت عفونت کرم می زند که به آن «کرمژنی» می‌گویند.

کرم روده (kermeroda): نوعی کرم و انگل اجباری که سبب لاغری دام می‌شود و مواد غذایی هضم شده دستگاه گوارش حیوان را مصرف می‌کند و اجازه جذب نمی‌دهد.

کِرنی (kerni): حشره‌ای ریز مانند کنه که در زیر پشم حیوان به پوست گاز می‌زند و خون دام را می‌مکد.

کِنسا (kenesâ): بیماری پوستی دام که بدن آن همیشه، خارش دارد و حیوان معمولا خود را به سنگ یا دیوار می‌ساید.

کیسله (késela): نوعی غده و زائده که به صورت لخته‌ی سفید در کبد دام پدید می‌آید و موجب خرابی جگر و سرانجام ، مرگ آن می‌شود.

گَرّی(garri): پیسه، نوعی بیماری که پشم وموی دام می‌ریزد و پوست آن سفید و سخت می‌شود.

گِنه (gena): حشره‌ای بزرگ‌تر از کرنی که این حشره نیز خون حیوان را می‌مکد و آن را ضعیف می‌کند.

گون شقه (gônŝaqa): پستان دام، ترک برمی‌دارد و پوست می‌اندازد و به موجب آن شیر دام نیز آلوده می‌شود.

مافاته (maâfâta): نوعی کرم، مانند کرم شبتاب که با راه رفتن پیله ای از پوشال و چوب برای خود، درست می‌کند و اگر دام آن را بخورد می‌میرد.

هَوَژوَه (hawažua): گیاهی با ساقه‌ی قرمز و تیغ دار که ریشه‌ی آن را می‌جوشانند و از آن مرهمی می‌گیرند وروی زخم دام می‌مالند.

هه‌وه‌بر (hévabar): همیشه به بر، بز یا گوسفندی که بارور نمی‌شود و همیشه جفت‌گیری می‌کند.

۴-۲-واژگانو اصطلاحات در چراندان دام

سوران (soran): چراندن در صبح که به اعتقاد پیشینیان باعث دمبه گرفتن گوسفند می‌شود.

شوچرونی (ŝocaroni): چراندن دام در شب پس از دوشیدن.

شو و کو (ŝovakö): بیتوته کردن با گله در کوه به منظور چراندن بهتر دام و نیز فرار از گرما و بیماری «زردی».

لَرانن(laranen): چراندن دام.

وهار چریvehar cari): کوچ کردن دامدار در بهار و تابستان به مکان‌های خنک که چراگاه‌های مناسب دارند.

۴-۷ واژگان مربوط به نام‌گذاری گروهی دام‌ها

جلو(jallow): گله‌ی بزرگ بز.

رمه (rame): جمع بزرگ اسب و خر و قاطر.

رین(reyen): جمع بزرگ گوسفندها.

گاگیل(gâgail) : گروه گاوها ← یلخی.

وریل (weril): جمع بزرگ بره‌ها.

یَلخی (yalxi): گروه گاوها ← گاگی

۴-۸ اصطلاحات نام گذاری صدای حیوانات دامی

شیپانن(ŝipaneh): صدای اسب و قاطر.

کالونن(kalonen): صدای بز و بز غاله.

کورانن(koraneh): صدای گاو و گوساله.

لویلانن(loilânen): صدای گرگ.

وَرانن(veraneh): صدای گوسفند و بره.

هَرانن(harrâneh): صدای خر.

۴-۹ واژگان مربوط به صدا کردن دام‌ها.

پیس((pés:صدایی برای حرکت دادن وکنترل مرغ.

چچخ(ečexč):صدایی برای راندن ودورکردن سگ‌ها.

کچو(kočo): آوایی برای خواندن وغذادادن به سگ‌ها.

وش(vaŝ): صدایی برای حرکت و کنترل بزها ← یخ

هه‌مِی (hame): برای کنترل و حرکت گوسفند.

هوشه (hoŝa): برای حرکت و کنترل خر.

هوهه (hoha): برای حرکت و کنترل گاوها.

هه یِخ (ha yex): برای حرکت و کنترل بزغاله .

هی هه (hi ha): برای حرکت و کنترل اسب و قاطر.

یخ (yex): صدایی برای حرکت دادن وکنترل بزها ← وش

۴-۱۰ واژگان مربوط به نام‌گذاری بچه‌های دام‌ها.

تویتک (toitek): بچه‌ی سگ.

خرکری (xar kore): کره خر، بچه‌ی خر = خرولی

خِرولی (xeroli): بچه‌ی خر، کره خر = خرکری

کَیری (kaire): بچه‌ی بز، بزغاله.

گور(gowr): بچه‌ی گاو، گوساله.

ورک (vark): بچه گوسفند، بره.

۴-۱۱ واژگان مربوط به جفت‌گیری دام.

بَر (bar): جفت‌گیری بزها و گوسفندان.

دویس(dois): جفت گیری سگ‌ها.

فیل(fail): جفت‌گیری خر و اسب.

کَل(kal): جفت‌گیری گاوها.

واژه کردن (vaza kerden): برای بار دوم جفت‌گیری کردن.

۴-۱۱ نفرین‌ها و تابوها نسبت به دام‌ها

اَرچکوکته (arcako kate): چاقو به گردن رسیده، نفرین عمومی برای همه‌ی حیوانات حلال گوشت.

بَن بِر (banber): چاقو، در فرهنگ عشایری به عمد اسم چاقو را نمی‌برند و از اصطلاح «بن بر» استفاده می‌کنند یعنی؛ برنده‌ی بند و طناب.

دُم بریا (domberya): دم بریده، نفرینی که برای خر و اسب به کار می‌رود.

دُمکه بِریا (domka berya): دمبه بریده ، نفرینی که برای گوسفند به کار می‌رود.

سَقطابی(saqatâbi): نفرین برای حیواناتی که گوشت آن‌ها را نمی‌خورند مانند خر، اسب و قاطر.

گون تشیا (gÖntisya): نفرینی بر گاوها وگاهی نیز بزها.

لمان (laman): نفرینی برای اسب و خر وقاطر.

گرگه زائه ایرکته(gorge zaé eir kate): نفرینی برای گله‌ی بز و گوسفند، گرگ زاییده به شما حمله کند.

۴-۱۲ اصطلاحات و واژگان عمومی در فرهنگ دامداری:

آحُر (ahor): آخر، لبه ای در اطراف طویله برای گاه و جو دادن.

اَووس (awes): آبستن، باردار شدن حیوانات.

بَر گِرتن (bar gerten): جفت‌گیری حیوانات برای تولید مثل.

بَن گِرتن(ban gerten): پروار گرفتن دام، دام در طویله حبس می‌کنند تا زود چاق شود.

پرچی (parče): آغل، محفظه‌ای که در بهار و تابستان با شاخه‌های درخت بلوط برای نگهداری دام‌ها فراهم می‌کنند.

چِزنه(čzena): غذایی که از نوعی نان تابه‌ای فطیر و آمیخته با روغن حیوانی یا کره ،به دست می‌آید← شلکینه

چِزیلک(čezilek):سرخ کردن وتاباندن دمبه‌ی گوسفند که پوسته‌ی چربی به صورت تراشه‌های ترد باقی می‌ماند.

چیره (čera): گرفتن پشم یا می‌دام.

دُمکت دُرا بو (domkat dora bo): دعاکردن و اظهار شادمانی ورضایت از گوسفند.

خُواریز که (xawa rizka): منطقه‌ای با سنگ‌های صاف برای نمک دادن به گله.

رویه هو (roya how): دستور دادن به دام برای آب خوردن.

ژا کردن (xa kardan): نشخوار کردن حیوانات پس از چریدن.

شلکینه(Ŝelkina): غذایی ازنان فطیر وکره یا روغن حیوانی که بسیار مقوی و خوش‌مزه است← چزنه

کور(kurr): خوابیدن ظهر گاهی گوسفندان به صورت ایستاده که هر کدام سر خود را به سمت دمبه‌ی دیگری پایین می‌برند و حرکت نمی‌کنند.

سَر کردن (sar kardan): به هم زدن «کور» و حرکت دادن گوسفند.

سور گون (sor gown): سرخ پستان، حیوانی که نزدیک به زایمان است.

شُون (sown): شبان، چوپان، شونی: چوپانی.

کُلی (kolé): کله، قسمتی جدا شده از داخل طویله برای جدا کردن بره‌ها و بزغاله‌ها.

کُله برگ(kola barg): چوب کوتاهی در دست چوپان که وقتی عصبانی می‌شود آن را به سمت دام پرت می‌کند.

کو کردن (kokwrden): تقسیم گوشت حیوان ذبح شده به چند قسمت (کو) ← پش کردن.

قَلما سنگ (qalmaseng): وسیله‌ای برای سنگ انداختن و دفاع چوپان.

موره (more): سوهان و یا مهره‌ای برای گردن دام.

هاوه بر (hava bar): اصطلاحی کلی برای دام‌هایی که آماده جفت‌گیری هستند.

هور دابون (hordabun): برگردید، امر کردن به برگشتن و تغییر مسیر دادن گله

كورد لەک [پنجشنبه 20 خرداد 1395 | 20:55] پاسخ

لەک کورد بیە کوردیشە مە مێنێ. م باوەم دام و کول کومەلمان وژانە کوردە مەزانن. چيي كە کورد و لەکی ئژ یەک جیا کردیەسی زوان نیە ،*********** کە ئیسە دی چوو کەدیم نەمەنیە.

رها [شنبه 22 خرداد 1395 | 10:23] پاسخ

آقایان چ اصراری دارندکردولرولک یکی نباشن بهشون چی میرسه الان خیلی اززبانشتاسازبان گیلکی وطالشیو جداازفارسی میدونندویزدی وطبری اصلا مثل هم نیستن مگه اونام خودشونو جدامیکنند ومثل مابه جون هم افتادن تمامی واژه هایی که انجمن بروجرد آورده در زبان کردی ماوجود داره لباسامون مث همه موسیقیامون مث همه حالااگه بخاطرعوارض جغرافیایی ونزدیکی به برخی فرهنگهای دیگه فرهنگ ولهجه هامون تغییر کرده ویاتحت زورگویی قاجاروصفویه وپهلوی تغییرکرده نبایدانقدبه اختلافات دامن بزنیم مثلا باسوادیم

رها [شنبه 22 خرداد 1395 | 10:30] پاسخ

درزمان قاجاریه بین کردولرولک اختلاف می انداختن اونام باهم دعوامیکردن نتیجه اش این میشد که دولت براحفظ جان مردم قواونیروازپایتخت می فرستادن اونام دربین مردم بازاختلافات روبیشترمیکردن وبعدازی مدت کلا زبان اون منطقه رونابودمیکردند وزبان ترکی روجایگزین میکردند همدانیاهمشون لک بودند ولی اززمان ناصرالدین شاه به اینورتحت تاثیرترکها دارن زبانشونو ازبین می برن اخیرا هم فارس شده اندازخشونت اختلاف بیزارباشیم بهتره تااینکه زبانمونوازبین ببریم ودنبال هویتهای دیگه باشیم

ناشناس [شنبه 22 خرداد 1395 | 13:04] پاسخ

رهای عزیز لطفا موضوع لرها را در این مبحث پیش نکشید. منظور از لری که بعنوان شاخه چهارم کردی ازش نام میبرند همین لکی و فیلی و کلهریه که اشتباها (یا؟) لر نامیده شدند نه لرهای بختیاری و لرستانی.

ناشناس [شنبه 22 خرداد 1395 | 13:35] پاسخ

گویش‌های زبان لری نزدیک‌ترین گویش‌های ایرانی به زبان فارسی هستند.[8] زبان لری همانند زبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسی دارد..[9] ریشه زبانهای ایرانی لری (بختیاری، خرم‌آبادی) مانند زبان فارسی به پارسی میانه(پهلوی ساسانی) برمی‌گردد[10]. برخی اقوام لر کوچک در قرن دوازدهم هجری(حدود 300 سال پیش) از نواحی کردنشین عراق کوچ کرده و در لرستان ساکن شدند.[11] برخی گویش‌های زبان لری مانند لری خرم‌آبادی نیز تحت تاثیر زبان کردی قرار گرفته‌اند.[12][13] اما لرها مردمانی هستند که از نظر قومی جزئی از مردم کرد به شمار نمی‌آیند.[14] و خویشاوندی لرها با مردمان کردتبار تنها در ایرانی بودنشان است.

رها [شنبه 22 خرداد 1395 | 16:18] پاسخ

لرهای بختیاری اصالتا از کردهای سوریه ای هستندوبه ایران اومدند لرهای لرستان ودیگرمناطق از زمان صفویه دارن تلاش میکنندازکردجداش کنن الانم دارن لکها روجدا میکنندولهای بختیاری وشهرکردبه کردهای کرمانج تعلق داشته ولی قرابت ونزدیکی باشهرهای غیرکردبین زبانهامون اختلاف انداخته وگرنه لرهم به کردتعلق داره تازه بین لرها اختلاف انداختن لربزرگ وکوچیک ساختن تاازهم دورباشن همش کارصفویه وقاجاریه بوده

رها [شنبه 22 خرداد 1395 | 16:21] پاسخ

درضمن من لکم اززندیه کسی حق نداره ماکردها روازهم جداکنه

ناشناس [یکشنبه 23 خرداد 1395 | 10:03] پاسخ

اتفاقا بیشتر از همه لرها دارند لک ها را لور و غیر کورد معرفی می کنند. سایتها و وبلاگهایی با اسامی مجعول درست کردن و معمولا از زبان یک لک مدعی میشن که لک لوره درحالی که کلی اشتباه فاحش در معرفی لکی دارند و هر لک یا آشنای نسبی با لکی متوجه میشه که لک نیستند. شما سری به این سایتها بزن و سعی کن نظری منطقی و مستدلبنویسی که لک کورده. محاله درجش کنن. یکیش اسمش کلوپ کردستانه یکیش میرملاس یکی پایاران و خلاصه لکی را سرچ کن و خودت ببین. کاملا هدفمند دارند فقط نظراتی که میگه لک لره رو درج میکنن تا هرکی این مطالب و نظرات رو ببینه قانع بشه لکها خودشونو لر میدانند

ناصر [یکشنبه 23 خرداد 1395 | 14:17] پاسخ

وه لا نمه زانم زون مه ارا باد بیه نی ار زون لری
یه گه ل چمه ارا هورامان ، چه ن گله ا فعلی که قصه ونه مه کرد ، جور مه که ری یا نه که ری هه ر جور ایمه بی
دوستان اگه توجه کنید این قضیه جدایی لک از کورد به بهانه مستقل بودن و یا منتصب شدن به لرها متاسفانه بیشتر از لک های لرستان آب میخوره و در اکثر بحث هاشون تمام بدور از یک سند علمیه و فقط یا در تاریخ سراسر دروغ و یا استناد به بعضی به اصطلاح محققین کوچه بازاری و میان و نظر میدن و جالب اینجاست که میگن شباهت بیش از انداز دستور زبان لکی با دیگر گویش های کوردی دلیل بر انتصاب لک به کورد نمیدونن و معقوله دین رو که چند صد ساله باعث جدایی اقوام چند هزار ساله شده دلیل بر جدایی لک از کورد میدونن،، ولی در بیشتر جوامع که شکل گرفتن مرز بین جوامع و فرهنگ ها همین زبانه ، که نمونه بارزش اتحادیه اروپاست که یکی از دلایل شکل گیریش شباهت زبانی بین تمام کشورهاست، حال این دوستان لک در لرستان بیان یک سند علمی از یک زبانشناس درست حسابی بیارند که لکی جدای از کوردیست ، من بعنوان یک لک کاملا موافق با تشکیل استان لکستان نیستم ، چون فکر میکنم با تشکیل این استان و لک های لرستان ضربه بزرگی به فرهنگ کوردی خواهد خورد ، همانطور که یک استاد عزیز مثل رحمانپور میاد خودش رو لر خطاب میکنه چه انتظاری از دیگر دوستان باید داشته باشیم ، درهر حال لک جدای کورد نیست و کوردی یک زبان رسمی شناخته شده ست و فقط مخصوصا سنندج یا کرمانشاه یا سلیمانیه یا دیاربکر یا حلب نیست ، کوردی زبانی با شش گویش اصلی که یکیش هم لکی هستش

بیرانوند [دوشنبه 24 خرداد 1395 | 17:27] پاسخ

متاسفانه مردم لک زبان خیلی از سبک خویش را نمیدانند
مطمئنا لک کورد نیست هرچند کورد بسیار بزرگ و ارزنده است و لر نیز نیست زیرا لرل برخاسته از لکی است از نام منطقی در کوهدشت در مادیان رود
هرچند بسیاری از لک ها در طول تاریخ خود را لر دانسته و الان نیز خود را لری میدانند ولی مخالفم
بله با لر هم بستکی فراوانی داریم ولی ما زیر شاخه للر نیستیم لر بخشی از پاره لکی یا بهرت بگویم پهله است.
تحقیقی که جناب فرامرز شهسواری در مورد لکی کردن در مجله زبان شناسیب ایران و قفقاز باز نشر شده است. و مفصل ترین تحقیق درباره لکی است. ایشان دکترایی زبانشناسی دارند. و اقایی محمد دبیر مقدم نیز دکترایی زبان شناسی از دانشگاه های انگلستان دارند.
و من باب اطلاع عرض میکنم هورامی که شاخه از زبان های زازا-گورانی است.
نه گویش زبان است نه گویش باز هم تکرار میکنم زبان است نه گویش
اقایی د منگزی و بسیاری دیگر که از بارز تریبن زبان شناسان جهان بودند
اقایی منکزی به چندین زبان تسلط کامل داشتند زبان ایرانی
فرهنگ پهلوی ایشان موجود است.
ایاشن هورامی را جزئی جدا از زبان های کوردی نه زبان کوردی طبقه بندی کرده اند.
و در باب اینکه
مردم لرستان و به ویؤژ لک ها انقدر مذهبی شدید و تند رو نیستند که بخاطر مذهب هویتشان را منکر شوند در مورد آل سعود سخن نمیگید در مورد
عشایر لرستان سخن میگوید
مادر بنده از شهر مهاباد است. سنی مذهب است.
حال معنی کوچه بازاری بودند را میتوانند دوستان برای ما توضیح دهند.
لازم به ذکر است لک زبان های منطقه ایلام دره شهر و ابدانان از همین مردم لرستان هستند و خوزستان و البته همدادن و بعضا کرمانشاه
لازم به ذکر است یکی از منابع
کتاب بومیان دره مهرگان اقایی عثمانوندی هست.
خوب ایشان خود در کتابشان میگویند لک های دارایی منشی لری هستند تنها لهجه و زبانی متفاوت دارند.
ژ الوار کوه حق پیدا میو
یا فی جبال خزاعنه
این را ملا پریشان در قرن نه هجری گفتند وپالبته کریم خان زند
ولی با همه ای این دوستان و عزیزان مخالفم زیرا لر را نامی برخواسته از پهله میدانم.
حلب نیز بیشتر جمعیتش عرب است

شگفت اور [دوشنبه 31 خرداد 1395 | 22:37]

بله بالاخره لر شد جزیی لک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!وجدانن شما لکها چقدر اعتماد به نفس دارید. میدونی جمعیت لر چقدره و جمعیت شما چقدر؟

رها [سه شنبه 25 خرداد 1395 | 11:39] پاسخ

من لکم توکردستان به مامیگن گوران لهجهمون شبیه سنندجیاولکهای کرمانشاهه وهیچ کس ماروغیرکردحساب نمیکنه وخیلی ازسنندجیام لک زبان اندوگوران توکردستان به لک میگن گوران اسم اکثرروستاهای ماهم بالک شروع میشه خضرلک .دلک . الک.ومینورسکی ژان گوه وخیلیای دیگه لک روازکردهامیدونندحلب بخاطرسیاست تعریب حزب بعث سوریه ی درصدکمی اش تعریب شده اونام عربای فلسطینی هستن که کردهاروبخاطراونابیرون کردن مانواده کریم خان زندیم نمیدونیم جدبزرگمون کجاییه شمامیدونی؟

ناشناس [سه شنبه 25 خرداد 1395 | 12:17] پاسخ

با سلام. سوالی داشتم اگر کسی از لکهای زند اطلاعات کافی دارد. نوعی گویش در استان کرمانشاه و همچنین همدان هست که به نظرم به اشتباه لکی نامیده میشود؛ در این گویش خبری از ارگاتیو لکی نیست و همچنین تا حد زیادی لهجه خاص لکی. در این لهجه که عملا مخلوط کردی کلهری و لری است عمده شباهت به لکی معیار در افزودن مه برای حالت استمراری افعال است. سوالم این است که آیا زندها هم از این دسته هستند یا دستورزبانشان شبیه سورانی است؟

رها [سه شنبه 1 تیر 1395 | 10:17]

دستوزبان ماشبیه لکهای کرمانشاه است

ناشناس [سه شنبه 25 خرداد 1395 | 12:24] پاسخ

مثلا به جای کارمه مه کرد میگویند کاره مه کردم... یا به جای مه سم مگویند مه خه فم و به جای مایژم میگویند مه خه م. .... خلاصه کردی کرمانشاهی اما با استفاده از مه برای حالت استمراری. این را از لکهای ملایر هم شنیده ام. آیا لکی زندی همینگونه است؟

رها [سه شنبه 1 تیر 1395 | 17:45]

نه ای شکلی نیست درضمن تمامی آداب ورسوم ماشبیه کردهای کرمانشاهه چ درعروسیامون چ درعزاداریمون

لرستانی [چهارشنبه 26 خرداد 1395 | 23:49] پاسخ

با سلام خدمت شما استاد گرامی بنده کوهدشتی هستم پدرم لر کوهدشت هست ومادرم لک اینجا در ضمن کلهری و سورانیم کامل بلدم یه چیزی که شکی توش نیست که همه یک ریشه مشترک دارن کلماتی در لری خرم ابادی هست که با سورانی ریشه مشترکی دارد در لکی هم همینطور ولی این واقعیت رو نمیتوان نادیده گرفت که لک و لر یک قومیت واحدن که مدت ها با همزندگی کردن واز لحاظ فرهنگی صد در صد با هم یکی هستند البته من منکر تفاوت لری جنوبی با اینها نمیشم چون با فارسی امیخته است

ناشناس [پنجشنبه 27 خرداد 1395 | 12:24]

اتفاقا این لری شمالی است که با کردی آمیخته است

ناشناس [پنجشنبه 27 خرداد 1395 | 19:16]

اتفاقا لری شمالی با کردی به واسطه لکی آمیخته شده

ناشناس [پنجشنبه 27 خرداد 1395 | 20:36] پاسخ

خواهشی از بزرگان و فرهیختگان لک دارم. همانگونه که می دانید در فارسی بیشتر نقاط ایران اکثر ا ها را با صدای او تلفظ میکنن مثل خونه یا نون ولی برای رعایت اصل کلمه ها و عدم ایجاد تمایز و چندگانگی در نوشتن با همان صورت اصلی می نویسند این موضوع در زبانهای عربی و ترکی مختلف هم هست. در لکی نیز مانند کرمانجی تلفظهایی هست که قطعا جایز نیست اصل کلمات را بخاطرشان به هم بزنیم به ویژه آنکه یک لک زبان میداند مثلا اگر بنویسی مانگ با صدایی بین مونگ و مانگ بخواند و لکهای لرستان هم احتمالا مون بخوانند. شناسه های ملکی در کردی م ت ش مان تان شان و در کردی م ت ی مان تان یان است اما میبینیم لکهای لرستان بصورت مو تو و مینویسند و دارند شکل اصلی کلمات را تخریب می کنند که حتی این تلفظ با لکهای کرمانشاه هم متفاوت است یعنی با این سیاق در آینده چند جور نوشتن فقط برای لکی خواهیم داشت که فهم از کتابت را برای تیره های مختلف لک هم دچار اشکال می کند. دوستان لک در استان لرستان به خدا این تلفظ را شما از لرها گرفته اید و اصالت لکی ندارد که اینقدر سعی در حفظش دارید.تلفظ لکی نزدیک به کرمانجی خراسان و لهجه بارزانی عراق و بسیاری لهجه های کرمانجی دیگر است.

shaho [یکشنبه 30 خرداد 1395 | 14:37] پاسخ

http://8pic.ir/images/z5lmiz5ms8t69oaov02c.jpg
این سند یا میثاق توسط بزرگان پاوه در سال 1228 قمری نگاشته شده و ممهور به مهر ملا حسین قاضی اورامان( هورامان) است که درآن بزرگان پاوه و هورامان خواهان اتحاد در برابر اکراد به گفته آنان خیانت بنیاد و فاسد الاعتقاد شده اند و این سند نشان میدهد که مردم پاوه و هورامان در گذشته خودرا کرد نمی دانستند.

رها [سه شنبه 8 تیر 1395 | 18:01]

خانا قبادی سیصدسال پیش دراشعارش خودشو کرددونسته مولوی کردهم به کردی واورامی شعرگفته وهمه ی کردها قبولشون دارن وبشون افتخارمیکنن جای جمع آوری این اطلاعات بریدمواظب اشعارصییدی هورامی باشیدکه ازتاجیکستان اومدن شعراشوترجمه کردن وبانام خودشون به چاپ رسوندن واونوانکارکردن

رها [سه شنبه 1 تیر 1395 | 10:03] پاسخ

درکردستان شهرهای قروه بیجار کامیاران دیواندره ودهگلان لکهای زیادی زندگی میکنندوخیلی باسوادوثروتمندهم هستندوشهردهگلان دروسط همه این شهرهاست که باسوادترین وصنعتی ترین شهرکردستان ودرایران جزو برترینهاست درروستای باشماق وقادرمز لهجه ی لکی باسورانی قاطی نشده وشایدسره ترین کلمات لکیو اونجا دید وهمه خودشونو کردمیدونند درضمن قادرمز دومین روستای باسوادآسیاست درشهرستان قروه لکها دقیقا مثل کرمانشاهیها حرف میزنندولکیشون شبیه اوناست درکامیاران هم همینطور

رها [سه شنبه 1 تیر 1395 | 10:10] پاسخ

یکی ازدوستان لرزبان رفته از ویکی پدیا مطالبی رو درباره لکها آورده که ثابت میکنه لکها لراند فک کرده فقط خودش زرنگه به ویکی پدیا دسترسی داره ومانمی تونیم ویکی پدیاروبخونیم خیلی زرنگی ضریب هوشیتون قابل تحسینه؟مطالب قسمت اول که گفته لکها کردهستندرونزاشته فقط فرضیه های ضعیف روگذاشته درباره لرها خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

رها [سه شنبه 1 تیر 1395 | 10:15] پاسخ

دراین روزها استانهای کردنشین سوریه سرتیتر خبرهای دنیا هستند اونوقت شما فقط شهرحلب روکردمیدونی اونم با ترکیب جمعیتی بالای عرب صداقتتون رومینویسه باقی مطالبی هم گذاشتی درش انقدصداقت بخرج دادی یافقط بفکرتفرقه هستی

سوال از رها [سه شنبه 1 تیر 1395 | 15:08] پاسخ

لکی اصیل دستورزبانش شبیه سورانیه و به قول عوام، معکوس حرف میزنند و شناسه را قبل از فعل میاورند. لهجه هایی در کرمانشاه و همدان هست که شبیه لکی هستند ولی این ویژگی بارز لکی که آنرا کاملا از کرمانشاهی و لری و فارسی جدا می کند ندارند. منظورم این خاصیت بود. آیا زندها این ویژگی را دارند یا مانند کردی کرمانشاهی مستقیم حرف میزنند؟ مثلا بیچاره ت کردم در لکی اصیل یعنی بیچاره ام کردی، کارم کرد یعنی کار کردم، چه ت اگره که یعنی چی لازم داری، بردمی یعنی او مرا برد، کراست اران بدوورم یعنی لباس برات بدوزم...

سوال از رها [چهارشنبه 2 تیر 1395 | 12:27] پاسخ

من متوجه نشدم. ساده تر بپرسم. شما بخواهید بگویید چای خورده ای؟ چی میگید؟ لکها میگویند چایت هواردیه؟ و کرمانشاهیها میگویند چای خواردیده؟ همچنین درحالت استمراری لکها مه قبل فعل می آورند شبیه هورامها مثلا مه رم یا میه رم یعنی میخورم ولی کرمانشاهی میگه خوه م

رها [سه شنبه 8 تیر 1395 | 17:56]

سلام ممنون ماقبلنا چه مه ری روتومرام عذاداشتیم ولی الان حدود15 ساله نداریم سه ربندمیپوشن زنامون البته بیشترزنان پیروبه سربندهامونم میگیم سرکه ایی .سه روین .طرفای ورمقان لکها شبیه لک اصل حرف میزنند مامیگیم چایت خواردیه کارم کرد بردمی نانم گه ره که کراست بوبدورنم ارا ت هم میگن

ناشناس [چهارشنبه 2 تیر 1395 | 12:58] پاسخ

درمورد مراسم: عروسی درمیان همه کردها شبیه است؛ رقص دسته جمعی هه لپه رکه و ساز و دهل و شه نگ ده ر کردن... ولی عزاداری لک ها و کرمانشاهیا به دلایل مذهبی با دیگر کردها متفاوت شده. لکها مراسمی قدیمی به نام چه مه ری هم داشته اند که این مراسم ظاهرا ایرانی یا کردی قدیمیه و ریشه در آیین میترایی داره. لباس: لکها و کردهای کرمانشاه تقریبا یکسانند البته غیر از برخی مناطق لرستان که تحت تاثیر پوشش لری تغییر کرده. مرد لک سربندی شبیه سربند مرسوم کردها به نام میزه ر یا ره شتی می بندد، شلوار هم کردیه اما شال نمی بندد مانند کلهرها. البته قدیم ترها میگویند شال یا پشتوه ن هم رواج داشته. لباس زنهای لک تقریبا شبیه کردهای کلهره.

ادامه سوال [چهارشنبه 9 تیر 1395 | 12:30] پاسخ

رهای گرامی اینهایی که شما گفتید دستورزبانش شبیه لکی اصیل بود منظورم همین بود که کنایی است یا مستقیم که تا اینجا زبان شما به لکی و سورانی میخوره نه کردی کرمانشاهی. دو مورد دیگر را بپرسم که معلوم شود شبیه سنندجیها حرف میزنید یا بازهم لکی: در لکی به شی دام یعنی سهممو داد سنندجی به شمی دا، کرمانشاهی میگه به شم دا. در مورد استمراری هم لکی میگه مه کرد ، سنندجی میگه ئە کرد و کرمانشاهی میگه کردیا. لطفا این دومورد هم بگین که قضیه روشن بشه

رها [دوشنبه 14 تیر 1395 | 11:37]

چشم ولی شماهم به سوالای من جواب بدین اهل کجایی تحصیلاتتون چیه جنسیتتون وهدفتون ازاین پرسشها چیه ممنون

ادامه سوال [دوشنبه 14 تیر 1395 | 18:17]

سلام هرچند سوال شما برام عجیب بود چون سوال خصوصی که نپرسیدم ولی هدفم اینه که بدانم زبان لکهای زند،الان سورانی اردلانیه یا چیزی از لکی در آن مانده. خودم لکی و سورانی بلدم. البته اگه دقت می فرمودید من از اول سوالات را پرسیده بودم ولی شما ناقص جواب دادید که دوباره شما را زحمت دادم.

کرد اصل [پنجشنبه 10 تیر 1395 | 21:09] پاسخ

لطفن واقع بین باشید. بین کردهای شیعه و سنی تفاوت فرهنگی به حدی زیاد است که به هیچ عنوان نمی شود در یک گروه قرارشان داد. مثلن در آذربایجان غربی رابطه ی کردهای شیعه با ترک ها بهتر است تا با کردها. کلهر و لک همان درست تر است که مستقل یا لر نامیده شوند. کرد واقعی همان سوران و هورام و تاحدی کرمانج است.

دنیا [جمعه 11 تیر 1395 | 11:36]

این لاطائلات چیه نوشتی...؟ اصلا دراذربایجان کوردشیعه نداریم.ضمنا پارامترهای شما برای انتخاب کردواقعی چیه ادم بیسواد؟ مگه کورد یا فارس یا عرب واقعی و غیرواقعی داریم؟ انسانها همه واقعیند و کوردها نیز اینگونه اند و لهجه باعث تحقیر این یکی و بزرگ داشتن ان یکی نیست. از همه مهم تر هیچ وقت مذهب نتوانسته است ایجادفرقه گرایی نماید و این را می توان در زندگی مسالمت امیز مردم در شهرهای کوردنشین دید.دفعه دیگه هم بااین دیدگاه در این سایت کامنت نزاری...فهمیدی بیسواد..

کرد اصل [جمعه 11 تیر 1395 | 12:30] پاسخ

اولن چرا اینقدر عصبانی!! شما خبر نداری برو در مورد چرداولی های بوکان و تکاب تحقیق کن. در ضمن اگر باور نداری مذهب اختلاف می اندازه سری به کردستان بزن و از رابطه مردم کردستان با ************** حتمن سوال کن. ضمنن این که گفتم اصل بابت اینکه این مردم تنها مردمانی هستند که روی حفظ زبانشان مصر بوده اند نه مثل کلهرها و لک ها که دارند کم کم فارسی حرف می زنند و معمولن نسبت به مشکلات کردها حساس نیستند و...

رها [دوشنبه 14 تیر 1395 | 10:28]

سلام مطمینی کردی اونم ازنوع اصلش بچه کجایی اینهمه باسوادیتو کجای دلمون جا بدیم

لک ریوار [شنبه 12 تیر 1395 | 13:39] پاسخ

آقای کرد اصل همین هورامی که می گید خیلی به زبان فارسی نزدیک است خصوصاً از لحاظ صرف افعال مانند آمدن=آمن ، نیامدن=نامن، شما= شمه ، ببندش= بونش، خصوصاً از لحاظ کاربرد پسوند ((ش)) در زبان فارسی تهرانی و هورامی در ضمن در جواب آن دوستی که گفته بود لکهای الشتر و نورآباد دارند زبان لکی را وارونه جلوه می کنند و به کلمه زوان= زون می گویند باید متذکر شوم هر چه به طرف مرکز ایران می رویم زبان به طرف فارسی پیش می رود مثلاً در الشتر و نورآباد مانند تهرانیها و فارسهای اراک و قزوین نان را نون ، نشان را نشون و خود هورامی زبانها نیز به این نکته معترفند که زبانشان به نقاط مرکزی ایران و مازندران شبیه است در نتیجه زبان کردی به نظر من ریشه زبان فارسی است و از فارسی به هیچ وجه جدا نیست اگر که باور داری زبان هورامی یا همان لکی قدیمی ترین زیان ایران است.

رها [دوشنبه 14 تیر 1395 | 10:23]

باس عرض شودزبان گیلکی جزو فارسی نیست وبیشترشبیه اورامیه واورامی صددرصدکردیه همه شاعران وبزرگاشونم خودشونو ازکردهای اصیل میدونن توزبان اسپانیولی به خواب میگن یاسر به دونستن میگن سابر حتما اینام باروش محاسبه شما عرب زبان محسوب میشن

الشتری [یکشنبه 13 تیر 1395 | 13:40] پاسخ

ببنظر من این تقسیم بندی ایلات و طوایف بخاطر شناسایی بوده همانطور که در قرآن مجید سوره حجرات اشاره شده و همه ماها الشتر نورآباد کوهدشت ایلام لرستان کردستان کرمانشاه بویر احمد و غیره همه یکی هستیم و با گذشت زمان گویشهای مختلف پیدا کرده ایم چون در یک اقلیم و منطقه همزیستی داریم و هیچکدام از ما بر دیگری ارجحیت و ارشدیت نداریم فکر کنید زمانیکه خانواده ای از یک شهر با گویش خودشان به تهران مهاجرت می کنند بعد از 20 سال چقد زبان خودشو بچه هاش تغییر میکنند منطقه ما هم همینطور بوده

شگفت انگیز است [چهارشنبه 16 تیر 1395 | 22:01] پاسخ

چیزی که برای من خیلی جالبه اینه که چرا لکهای لرستان خبر ندارند زبانشان چقدر شبیه دیگر لهجه های کردی است. دوستان لک استان لرستان زبان شما هنوز اینقدر شبیه کردی است که مثلا یک کلهر که به عمرش لکی نشنیده باشد را با یک آموزش یک ساعته میتوان قادر کرد که تا ۹۰% لکی بگوید و اگر آرام صحبت شود لکی بفهمد. همچنین یک کرد سنندجی را تا بتواند لااقل ۷۵% لکی حرف بزند و البته دستورزبان لکی دقیقا مشابه سورانی است. یک لک هم با آموزشی اندک به راحتی قادر به فهم و تکلم به سورانی و کلهری خواهد بود این یعنی چی؟ آیا یک لر اگر لکی نشنیده باشد چقدر زحمت دارد تا لکی بیاموزد؟ حتی همین الان در شهرهای مخلوط لک و لر اکثر لرها با صحبت کردن لکی مشکل اساسی دارند.

بیرانوند(اصل) [یکشنبه 20 تیر 1395 | 21:21] پاسخ

من در جنوب خرم آباد زندگی میکنم ومیدانم زندگی یک لک در میان لرها چقدر سخت است فرهنگ ما و لرها صد وهشتاد درجه فرق میکند .ما افتخار میکنیم که لک هستیم ولک ها هم بدون تردید با کردها یک ریشه دارند چه بخواهید وچه نخواهید ما کردیم و لا غیر ،اظهر من الشمس

انشان [چهارشنبه 23 تیر 1395 | 11:36] پاسخ

بادرود بر اقوام ایرانی :کرد،ترک،بلوچ،مازنی،گیلک،عرب،....وقوم سرافراز واصیل لر(لک،مینجایی،بختیاری،ثلاثی،بویراحمد،دشتستانی،حیات داوودی و.....)همه می دانیم بیشتر طوایف لک پسوند وند دارند ، ولی این پسوند درمیان طوایف کرد وجود ندارد وفراگیر نیست اما در میان بعضی طوایف مینجایی لرستان ،وبشکل گسترده تر در میان طوایف ایل بختیاری این پسوند وجود دارد،مانند،سالاروند-حاجیوند-پولادوند-گرگیوند-عیسی وند-حسینوند-فرخوند- بهداروند-شهی وند- میوند-گاییروند- دویروند-تساروند-طهماسبوند-عالی وند-خلیلوند-میروند-گراوند و....... خوب ایا این اشتراک ها خود دلیلی بر لربودن مردم لک نیست ؟ چراباید بر اختلاف های جزیی تمرکز نمود وانهارا بزرگ نشان داد؟ مگر گویش لکی با مینجایی چقدر اختلاف دارد ایا بیشتر از 30درصد است ؟ خوب اگر این اختلاف نشاندهنده این باشد که لک ها لر نیستند ،پس بسیاری از کسانی که در استان های ایلام وکرمانشاه خود را کرد می نامند در حقیقت کرد نیستند زیرا گویش انها با کردهای اردلان وکردهای عراق وترکیه تفاوت فراوان دارند.البته من اعتقاد دارم باید به خواست مردم احترام گذاشت ، وهمه اقوام ایرانی با هر زبان وفرهنگی دوست داشتنی هستند.

هیرش [چهارشنبه 23 تیر 1395 | 12:56] پاسخ

طوایف لک اکثرن تلفظ خودشان از نام طایفه شان وند نیست بلکه an است مثلا jelalan, balaan,kaveshan,huzmanan,dovajan,ivatian,hameyan... و در لرستان آنهم به تبعیت از لرها پسوند را وند می خوانند. در ایران بسیاری از نام ها مشابه سازی شده و خیلی مواقع اشتباه اما متاسفانه به دلیل ناآگاهی و کمسوادی مردم بومی، ایشان تصور کرده اند خودشان دارند اشتباه تلفظ میکنند و این نامهای جعلی کتابی را قبول کرده اند. تا جایی اشتباه صورت گرفته که حتی شاهسون را خیلی جاها شاهسوند نوشته اند در حالی که کلمه ترکی است. تاق وسان را تاق بستان تصور کرده اند و خیلی نامهای کردی اشتباه نوشته شده و رایج هم شده. به هرحال تلفظ اکثر لکها وند نیست و اشتباه نوشته اند. و این پسوند ان در کردها وجود دارد هرچند این موضوع ربطی به زبان لکی ندارد و حتی اگر وند هم بود دلیلی نیست که زبان لکی را لری بدانیم. ایل قشقایی میان بختیاریها گ بویراحمدی ها زندگی میکنند و رسوم و لباس و فرهنگشان شبیه لرهای منطقه شده ولی قطعا ترک هستند نه لر.

هیرش [چهارشنبه 23 تیر 1395 | 12:58] پاسخ

ضمنا جناب انشان، بسیاری از شباهتهای لکی به ویژه دستور زبان لکی نه شبیه کرمانشاه و ایلام که شبیه کردی سورانی است.

کروان [جمعه 25 تیر 1395 | 04:53] پاسخ

با سلام ....
تمام لک های تبعیدی در همه جای ایران از زمان قاجار و هم شاه صفوی خود را کورد لک میدانند ........
لکی یکی از شعبات زبان کوردی است ....
وقتی هورامی با تفاوت بسیار با دیگر لهجه های کوردی درون ایران کورد است ....
چرا لکی که بیشتر به کلهری نزدیک ..
کوردی نیست !!!!!!
جلل الخالق .......

هیرش [شنبه 26 تیر 1395 | 13:05]

کاملا درست می فرمایید.البته بسیاری از تفاوتهای لکی با کلهری معمولا شباهتش با سورانی است که باز شاخه یی از کردی است.

انشان [جمعه 25 تیر 1395 | 19:41] پاسخ

بادرود بر همه اقوام ایرانی کرد،لر،بلوچ ترک و.....بعضی از دوستان به هردری می زنند تا ثابت کنند لک کرد است نه لر ، اینکه اقای هریش عزیز می فرمایند پسوند طوایف لک anمی باشد ،بشتر به شوخی می ماند تا واقعیت ، دوست عزیز در تمام زبانها یک اصطلاح وجود دارد بنام زبان سره ، یعنی در گفتگوهای غیره رسمی مثلا نام تهران می شود تهرون دشتستان می شود دشتسون ،سنندج می شود سنه و.....حال برای نام بردن طوایفی از لک ،مینجایی وبختیاری که پسوند وند دارند در محاوره روزانه ، حرف دال حذف می شود و به van تبدیل می شوند ،مانند : احمد وند به احمدون - همدوند به همد ون - کا کاوند به کا کاون - بهاروند به بهار ون -عیسی وند به عیسی ون و...... ولی در نوشتار وگفتگوهای رسمی حرف دال به ان اضافه می شود،اگر شما پسوند an را به همین طوایف اضافه کنید بعد خواهید دید که چقدر بد تلفظ خواهند شد .در مورد شباهت گویش لک با سورانی شما اگر حرف اقای بیرانوند را بپذیرید ،که ایشان بدرستی می گویند (تمامی گویش های ایرانی ،ریشه یکسان دارند )،مشکل حل خواهد شد. اما این ریشه یکسان دلیل بر ان نیست که لک ها کرد هستند بلکه با توجه به اشترکات بیشمار واژه گانی ،موسیقی ،پوشاک تاریخ و....که بامینجایی ها دارند، قطعا شاخه مهمی از قوم لر هستند.

هیرش [شنبه 26 تیر 1395 | 14:15]

شباهت دستورزبان لکی و سورانی کجا و همین با حتی گیلکی و بلوچی که همخانواده اش هستند کجا؟ یا شباهت واژگان لکی و کلهری کجا و شباهتش با بقیه کجا؟ در مورد an هم لطفا از بالن ها هوزمانن ها جلالن ها بپرسید که تلفظ خودشان دقیقا چیه؟

هیرش [شنبه 26 تیر 1395 | 14:24]

ضمنا من اصل حرفم این بود که همیشه نوشتار درست تر از تلفظ مردم نیست و مثال تاق و سان و تاق بستان یا شاهسوند و شاهسون را برای همین گفتم که خیلی جاها در فارسی اشتباه متوجه شده و شبیه سازی کرده اند و مردم کمسواد بومی هم قبول کرده اند. در مورد شباهت لکهای لرستان و لرهای خرم آبادی هرچند این موضوع، تاثیرگذاری دوطرفه و بیشتر از لکی بر لری بوده، باز دلیلی بر یکی بودن نیست همانگونه که قشقایی لر نیست هرچند با لرها هماهنگ شده است یا کرمانجها خراسانی نیستند هرچند در آنجا خیلی به هم شباهت پیدا کرده اند. البته همه این حرفها را قبلا هم گفته بودم و شما دوباره برگشتید به مرحله قبل

رها [شنبه 26 تیر 1395 | 11:12] پاسخ

سلام دوستان لک زبان میخواهم بعنوان ی لک بیشترهمدیگروبشناسیم وفرهنگامونو بهم معرفی کنیم ازهرکدام ازشهرهای لک نشین که هستیم درمورد آداب ورسوماتمون بنویسیم وشخصیتهای برجسته شهرامونوبهم معرفی کنیم مثلاتوشهرما مردم باکمک سنجرخان رضاخانو شکست دادن زنان جاافتادمون سربندمی بندند فامیلهای زندی یوسفی کاکایی بیگلری طهاسبی احمدی برالکهای شهرماست توعزاداریا زنانمون چارقدسیاه میپوشیدن الان ایطوری نیست من دهگلانی هستم خوشحال میشم بالکهای لرستان قزوین وکرمانشاه ایلام ودیگرلکهای عزیزم آشنابشم

انشان [شنبه 26 تیر 1395 | 17:35] پاسخ

بادرود بی پایان بر همه اقوام ایرانی :کرد ،لر ،بلوچ ،عرب ،تالش ،ترک و....
جالب است بدانید بسیاری از اختلافات گویش لکی با مینجایی ،همسان است بادیگر گویش های لری مانند
مثلا در گویش مینجایی علامت جمع (یا ) است ولی در گویش لکی (ل) است ،
اما علامت جمع در بخشهایی از بختیاری وتمام لر های فارس ،بویراحمد،وبوشهر وبخشهایی از خوزستان حرف (ل) است ،پس می بینید که اختلاف گویشوران قوم لر بسیار ناچیز است وبییشتراز 30درصدنیست.

مینجا یا ...؟! [یکشنبه 27 تیر 1395 | 19:14]

کلمه مینجا معناش چیه؟ اسم ساختگی برای لرهای شمالیه یا از قدیم بوده؟ من قبلا نشنیده بودم.

بیران(اصل) [سه شنبه 29 تیر 1395 | 01:10] پاسخ

یه مثل قدیمی میگه .یکه نفر از ده میومد ،یه نفر دیگه داشت از ده میگفت !یا ایها الناس جرا نمی فهمید,!!!من لکم تو خرم آباد زندگی میکنم جنوب شهر .جنوب خرم آباد اکثریت لرن ..ما ولرها با هم فرق میکنیم از همه لحاظ حالا یا بهتر یا بدتر!!! حالا شما از کهکیلویه نظر بده لک ولر یکی هستند .مثال ما ایل خودمونو بیران مینامیم ولی لرها ما رو بیرانوند! اگه اونا ما رو با وند می نامند .این کار باعث لر شدن ما میشه !!در ضمن نود درصد افتخارات ما رو به پای لرهای سی درصدی تو لرستان تموم میکنن که یکی از بزرگترین تحریفات قومیه تو ایران.از با با طاهر عریان بگیر تا کریم خان زند تا رشادتهای لکها در برابر رضا خان .دروغ نگفتن تاریخ رو فاتحان(نان به نرخ روزها)می نویسند!اگه سیاه سفید شد لک هم لر میشه!!!

بیران(اصل) [سه شنبه 29 تیر 1395 | 01:57] پاسخ

تو استان لرستان که هفتاد در صد مردمش لک هستند واز نظر زبانی با کردی به اندازه کمتر از انگشتان یک دست اختلاف در تلفظ کلمات دارن .ما رو لر محسوب میکنن !!! لرها و لکهای که برای اولین بار باهم با زبان و لهجه ی خود صحبت میکنند .اصلا زبان و لهجه هم رو نمی فهمند.!این رو به عینه دیدم .حالا به علت سیاستهای تفرقه افکنانه رضا خان استان ما رو لرستان نامیدند!! ان هم با لهجه لری طرهانی !که در میان لرهای اقلیت در این استان، خود نیز اقلیت هستند !جالب است برادران کرد .بدانند .اکثر لرهای لرستان به لهجه لری بختیاری و بعد لری بالا گریوه وبعد لری طرهانی(خرم آبادی)و بعد لری بروجردی تکلم می کنند .ولی بعلت اینکه در زمان رضا خان همه لکها با دولت درگیر بودند ومرکزیت استان (خرم آباد)هم در اشغال رضا خان بود .لری طرهانی (خرم آبادی ) لهجه رسمی استان شد !!!و این مساله تا به امروز نیز صادق است .همین مساله باعث بوجود امدن نام غیر رسمی لکستان در میان لکها برای این استان شد .جالب اینجاست صدا وسیمای رسمی استان نیز بنا بر الزام بخش نامه مرکز نشینان .لهجه رسمی خود را (خرم آبادی )قرار داده که نه تنها به زبان لکی سخن نمی گویند بلکه به لهجه اقلیت لرهای استان نیز سخن می گویند .این اشتباه تاریخی چه دانسته وچه ندانسته باعث کمرنگیودر بعضی موارد مانند(ایل سگون و دالون)باعث از بین رفتن زبان مادری شده .جای تاسف است که در استان لرستان که دارای بیشترین جمعیت لک در ایران است .بیشتر بچه های خانواده های لک زبان یا از بدو تولد. زبان فارسی(تاجیکی دری) می آموزند یا لری خرم آبادی!!! .تا جای که بعضی از همان کودکان در سنین بالاتر به واسطه لری گفتن ،خود را به اشتباه لر می نامنند و با کمال افتخار!از ان نیز دفاع میکنند واین یعنی کاهلی و دیگر هیچ..... زبان لکی با قدمتی چند هزار ساله به درازای قدمت مفرغ و ماد و کاسیت به راحتی آب خوردن در حال انقراض است و این یعنی کاهلی و دیگر هیچ....این بود رنج نامه یک لک که بیش از دو دهه در میان لرها زندگی کرده. لرها هم فرهنگ خودشان را دارند ولی باید در منطقه و اقلیم خودشان اعمال شود

بیران (اصل) [سه شنبه 29 تیر 1395 | 02:39] پاسخ

بیرنون یکی از بزرگ ترین ایلات لک زبان ایران وجهانه امروزه جمعیتشون بالغ بر ششصد هزار نفره تو استانهای لرستان خوزستان وایلام زندگی می کنند یه بخشی ازشونم قدیما به کاشان و ورامین و شیراز واطراف مشهد تبعید شدند.در زمان رضا خان ایل بیرانون مقیم لرستانو حدود نود هزار نفر تخمین زدند.اون زمان ایران ده میلیون نفر جمعیت نداشته !اگه نگیم دلیر ترین ایل لک. قطعا یکی از غیور ترین و آزاد ه ترین ایلات لک محسوب میشن.تو اینترنت اطلاعات خوبی در مورد این ایل بزرگ هست .در کل از زمان افشار به بعد به طور شگفت آوری به علت کثرت موالید رشد کرد ودر اواخر حکومت قاجار حرف اول و آخر رو تو لرستان میزد .دمورگان باستان شناس فرانسوی تو یه بازدید که از نحوه زندگی ایل بیرانون داشت .گفت که به جرات میتوان گفت که نحوه زندگی این ایل چهار هزار ساله دست نخورده باقی مونده !چهار هزار سال شوخی نیست اونم از زبون دمورگان فرانسوی کاربلد .که حدود صد و پنجاه سال پیش از این ایل بازدید کرده.چهار هزار سال زندگی درست یه ایل لک زبان .که با وجود فراز ونشیب زیاد تاریخی.جنگ و بیماری . سبک درست زندگی با عزت وآزاد خودش رو تا حدود چند دهه قبل حفظ کرده بود و حال نیز با وجود هجمه شدید فرهنگ ها و هنجار های مختلف .کمترین آسیب رو خورده .و زبان لکی باستانی رو مانند نگینی در صدف خویش حفظ کرده .امید وارم زبان لکی باستانی. که مانند ریسمانی محکم ،این ایل و تمام لک زبانها رو به هم متصل کرده برای همیشه تاریخ استوار بمونه.

بیرنون (اصل) [سه شنبه 29 تیر 1395 | 02:56] پاسخ

تو زبان لکی ما به آتش میگیم :آگر . گر .گرآن. به ذره های آتیش میگیم :پریسکه ، کوله پریسک موقع فتح ایران توسط اعراب اونا نمی تو نستن(گ)رو تلفظ کنن. آگر. رو آذر تلفظ کردند و مبعد و آتشکده طبیعی آگر پادگان .واقع در آذربایجان!!!امروزی رو تحریف کردن و آذربایجان نامیدند .شهر تیریژ که یکی از قدیمی ترین شهر های کرد نشینه رو تبربز نامیدند و بعدها هم توسط ترکهای سلجوقی کاملا تاریخشو باز نویسی کردن!!! خمی دیرم که آگر إ دله مه ی. \ خور إ کوشش بی حاصله مه ی !

انشان [سه شنبه 29 تیر 1395 | 11:12] پاسخ

بادرود برهمه اقوام ایرانی خصوصا قوم بزرگ وسرافراز لر
یکی از دوستان پرسیده ،مینجایی یعنی چه؟
خدمت ایشان عرض کنم در زبان لر حرف (من) با کسره میم وسکون نون یعنی ( تو ویا در) می باشد ،مثلا : منه ماشین یعنی توی ماشین داخل ماشین،
حال مینجایی یعنی (درجا وساکن )این شاخه از قوم لردر طول چند قرن زودتراز دیگر هم تباران خود ،دست از زندگی کوچ نشینی کشیده وروستا نشین شده اند ،وطبعا گویش انها دچار تغییراتی شده است .

مینجا؟ [سه شنبه 29 تیر 1395 | 12:25]

ممنون. اما سوال اصلیم اینه که این کلمه جدیدا ساخته شده؟ یا از قدیم مردم محلی برای نامیدن خودشان به کار برده اند؟ معناش رو حدس می زدم ولی به قول معروف حس میکنم من دراوردی باشه.

هیرش [سه شنبه 29 تیر 1395 | 12:20] پاسخ

درود بر بیران عزیز. آخیش!بالاخره یکی پیداشد که عرایض بنده رو قبول داشته باشه و لک هم باشه. به خدا دلم میگیره وقتی می بینم یک جمعیت بیش از یک میلیونی اینقدر کم اطلاع از ماهیت خودش است. همین که خیلی طوایف لک پسوند وند ندارند ولی متاسفانه در نوشتن مثلا می نویسند عثمانوند و بالاوند و هیچکس متوجه اشتباه نیست و فکر میکنه این خودشان هستند که با لهجه محلی لکی! به اشتباه میگویند هوزمانن یا بالن حال آنکه اشتباه در املای رایج است. یا اینکه با هزار قسم و قران نمیتوانی به بعضی لک ها بقبولانی که زبانشان ریشه کردی دارد نه لری و هزار موضوع دیگه....دستور زبان که چارچوب اصلی زبان است ملاک مهمی در همخانواده بودن دو گویش است که درمورد لکی شباهت با سورانی در حد کامل است و با لری در حد هیچ. اما بیشتر لکها اصلا از این موضوع اطلاع ندارند.... به قول یاس از چی بگم؟!!!

انشان [سه شنبه 29 تیر 1395 | 17:10] پاسخ

بادرود برهمه اقوام ایرانی کرد،ترک،بلوچ،ترکمن،گیلک،مازنی،عرب،وقوم وطن دوست لر.دوست گرامی نشنیدن ویا ندانستن یک واژه ،دلیل بر نبودن ،ویا من دراوردی بودن ان نیست ،به مینجایی ها ،فیلی هم گفته شده است اما این بخش از قوم لر به اشتباه در بیش از یکصد سال گذشته ،اختصاصا،خود را لر نامیده که باعث تشکیک در بین اقوام لر شده که ایا فقط مینجایی ها(خرم اباد،درود،اندیمشک،پلدخترو..) لر هستند ویا لک،بختیاری،بویراحمد،ممسنی دشتستان و......هم لر می باشند ؟اگر می بینید در برخی ازسایت ها همتباران لک وبختیاری ،خود را جدا از لر می دانند ،در اثر همین تناقض است، که باید اصلاح شود،یعنی همانگونه که مردمان شهرهای نوراباد،دلفان،الشتر،کوهدشت ،هرسین و....خود را لک می نامند ویا بختیاری ها ،بویراحمدی ها وممسنی هاخود را با نام ایلات خود معرفی می کنند ،بایدمردمان پلدختر ،خرم اباد ،درود، و..... خود را فیلی ویا مینجایی بنامند تا بیشتر از این بین مردم قوم لر اختلاف ودودستگی پیش نیاید.

بیرانوند(اصل) [پنجشنبه 31 تیر 1395 | 04:10] پاسخ

با درود وسپاس خدمت تمام ایرانیان عزیز.هدف از طرح این مباحث قومیتی. روشن نمودن اذهان و جلوگیری از انحراف افکار ی می باشد که یا در اثر بی اطلاعی و کمبود دانش کافی در پی دفاع متعصبانه از قومیت ولهجه وزبان خویش وبطور افراطی می باشند.لب کلام این است که کرد ولک ولر یکی از ارکان تشکیل دهنده ایران بزرگ اند .ونقل قولهای ما نباید تاثیری در اتحادمان داشته باشد ولی افتراق نظام بندی از لحاظ سیاسی و فرهنگی وقوانین وغیره ...می تواند ثمره ارزشمندی برای این اقوام داشته باشه چرا که برای مثال تشکیل یک استان بنام لکستان بدلیل شباهت فرهنگی و ریشه ای این قوم. باعث پیشبرد اهداف توسعه ای همگون با سبک زندگی و کمترین خسارت و هدر رفت منابع می باشد زیرا اگر یک مجموعه باهم هما هنگ و موزون باشد کسی نمی تواند جلوی رشد وبالندگی آنرا بگیرد.مانند تجربه کشورهای با نظام ایالتی .که هر ایالت بنا به فرهنگ مردمش قوانین ومقررات خاص خودش را دارد. .ولی این مساله اکنون با چالشهای جدیدی نیز مواجه است .مثال در بعضی از شهرهای حاشیه ای این استان غیر رسمی اختلاط نژادی و قومی در حد بالای است که خیلی سخت بتوان بطور کامل این اقوام رو از هم تفکیک نمود .لذا باید کارشناسان وصاحب نظران از هم اکنون با طرح این مسائل به دنبال را حل مناسب باشند .چرا که دیر یا زود با پیشرفت وارتقاع سطح فکری مردم ونزدیکی ارتباطات بواسطه تکنولوژی جدید..شاهد رشد هویت طلبی وهمگرایی بیشتر در بین این اقوام خواهیم بود. هر کسی کو دور ماند از اصل خویش /باز جوید روزگاری وصل خویش

بیران(اصل) نه بیرانوند(اصل) [پنجشنبه 31 تیر 1395 | 13:38] پاسخ

لطفا از اسم دیگران استفاده نکنید! نظرات قاطی میشه.

لک سرگشته [شنبه 9 مرداد 1395 | 23:32] پاسخ

هم کردها هم لرها تمایل دارند اقوام مختلفی را زیر یک نام جمع کنند و لکها متاسفانه یا در دام پان کردها می افتند یا پان لرها.

انشان [دوشنبه 11 مرداد 1395 | 11:56] پاسخ

بادرود برهمه اقوام ایرانی (کرد ،بلوچ،ترک،عرب،گیلگ ،مازنی ولر)
جای تعجب است بعضی از همتباران از سر احساسات زودگذز ،خود را انچنان را سرگردان می کنند که ندانند لر هستند ویا کرد.
این دوستان می توانند با خواندن تاریخ قوم خود مانند اتابکان لرستان ویا دست کم خاطرات تیمور لنگ در کتاب (منم تیمور جهانگشای)نوشته مارسل بریون، هویت خود را شناسایی کنند ،در این کتاب وقتی تیمور از جنگ با لر کوچک می گوید از چند طایفه نام می برد که یکی از انهاطایفه بیرانوند می باشند ،حال پرسش این است مگر می شود لکها در هفت صد سال پیش به اشتباه خود را لر نامیده باشند ؟مگر درسرزمین لرستان کنونی وایلام جز قبایل لر فیلی(لک ومینجایی) کسان دیگری هم بوده اند ؟

هیرش [سه شنبه 12 مرداد 1395 | 22:48]

مشکل اینجاست که در آن زمان ها لر بودن به معنای غیرکرد بودن نبوده. مشابه کردستان عراق که خیلی از کردهای جنوبی خود را لر و درعین حال کرد می دانند. همانگونه که اگر کسی بگوید کرمانج است معنایش این نیست که کرد نیست. خلاصه قضیه پیچیده تر از این است. ضمنا برای تعیین هویت یک قوم استناد به گفته یک نفر که چندان آشنایی به آن منطقه ندارد اصلا درست نیست. اگر اینقدر راحت بود این همه ابهام ایجاد نمیشد و البته منابعی هم هست که در آنها به مناطق و اقوام لک اشاره شده و آنها را به عنوان بخشهای کردستان می شناسانند. از نظر زبانی هم شک نکنید که لکی بسیار بیش از آنکه به لری نزدیک باشد به لهجه هایی از کردی نزدیک است(شباهت نسبی به مینجایی هم دلیلش همسایگی و بیشتر تاثیرگذاری لکی بر مینجایی آنهم فقط در حوزه واژگان و نه دستور زبان است وگرنه شباهت لکی و بختیاری یا بویراحمدی حتی از شباهت لکی با گیلکی و تالشی کمتر است)و معمول این است که اقوام را براساس زبانشان دسته بندی کنند. مثلا یک ترک زبان حتی اگر با فارسها احساس قرابت کند ترک زبان است نه فارس.

هیرش [سه شنبه 12 مرداد 1395 | 22:58]

یک خواهش هم از شما دارم و آن این که دست کم بیست نظر آخر را بدون تعصب وپیش داوری مطالعه بفرمایید. مطمینا متوجه عرایض بنده و بی دلیل نبودن به قول شما سرگشتگی همتباران لک خواهید شد.

انشان [چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 11:53] پاسخ

بادرود بر همه اقوام ایرانی : اگر دوستان بزرگوار تاریخ اتابکان لر را بدون تعصب ودرست بخوانند،این سوء تفاهم برطرف خواهد شد،پرشس اینست،با توجه به ا ینکه جغرافیای اتابک لر کوچک ، شامل لرستان ،ایلام بخشهایی از عراق (دیالی ومیسان) شمال خوزستان وجنوب کرمانشاه بوده ،و دراین سرزمین ها جمعیت لک ها از مینحایی ها بیشتر بود است ،چرا نام این سرزمین اتابکان لر نامیده شده ،ولی اتابک لکستان ویا کردستان نامیده نشده است؟جواب کاملا روشن است ،با توجه به اینکه همه این طوایف لر بوده اند نام (قوم )خود را بروی سرزمین خود گذاشته اند ،واین نام در طول تاریخ عامل همبستگی واتحاد انان بوده است ، در حقیقت همه طوایف (لک،بختیاری،مینجایی،بویراحمد،ممسنی،حیات داوودی،لیراوی،بهمئی، دشمن زیاری، دشتستانی و....) همه ازفرزندان خانواده بزرگ لر هستند ، و تاریخ این قوم بزرگ ،بخش مهمی از تاریخ ایرانست وبه ثبت رسیده وکسی نمی تواند سلیقه شخصی خود را بدون سند ومدرک به تاریخ تحمیل کند .

هیرش [چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 13:51]

جناب انشان با کمال تعجب شما در جواب هر نکته یی فقط صحبت قبلیتان را تکرار می کنید. کلا دارید می گید در فلان کتاب نوشته فلان و متاسفانه بیشتر کتابهای تاریخی ایران غیرمستند و حتی گفته های نویسندگانی مانند ذبیح الله منصوری هستند که داستان و رمان را به صورت تاریخ تحویل خواننده می دهند. شما یک جواب را برای همه جور سوالی ارسال می کنید. من میگویم فقط فلان کتاب نمی تواند ملاک باشد و شما دوباره مینویسد اگر فلان کتاب را بخوانید....

هیرش [چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 14:11]

عرایض بنده: 1- تاریخ خیلی قابل اطمینان نیست به ویژه آن که ضد و نقیض در کتا بهای مختلف زیاد دیده میشود.
2- زبان یک قوم را با تاریخ آن قوم تعیین نمی کنند مثلا قشقایی ها اگر با لرها متحد هم شده باشند دلیل بر لر بودنشان نیست همچنانکه در روزگاران قدیم اقوامی باهم علیه قومی برای مدت طولانی متحد می شدند.
3- لر بودن قطعا به معنای کرد نبودن نیست همچنانکه هنوز مردمانی خود را لر و درعین حال کرد می دانند و چه بسا در قدیم هم اینجور بوده.

کورد کلهر [پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 06:58] پاسخ

درود وه منالیل لک ...
بنده خوشبختانه با جستجوی گوگل این سایت آشنا شدم ؛ برخی دوستان گفتند که کلهرها (کرماشانیها)باعث جدایی لک ها از دیگر کوردها شده اند ...که میخواهم نظر خود را به عنوان یک کلهر بگویم ...
متاسفانه شماری از مردم لک که در استان و شهر کرمانشاه ساکن هستند گاه رفتارهای نامناسبی از خود بروز میدهند که باعث بدبینی به همه ی لک ها میشود ؛ اگر نه بنده با آگاهی خودم به این باور رسیده ام که لک ها و کلهرها از جنبه های بیشتری به هم نزدیک تر هستند تا مثلا سوران ها و کلهرها ؛ چرا که ما هردو در آیین هایی همچون علویت و یارسانی با هم مشترکیم و همچنان برخی از مردم دو قوم پیروان فراوانی از آیین یاری را شکل میدهند(حدود 30 درصد استان بر این آیین هست که هردو کوردهای کلهر و لک هستند) ...
زبان ارتباطی ما به هم بسیار نزدیک هست ؛ اینجانب زبان لکی را همچون زبان خود و اصطلاحا بهتر از آن متوجه میشوم و به نظرم نزدیکی ایندو به هم بسیار از فرضا سورانی و کرمانجی بیشتر است ...
ما فولکلور مشترکی داریم ؛ در آیین هایی همچون چمری و هوره و جشن های عروسی و عزا بسیار به هم نزدیکیم ...
پوشاک ما هم که بزرگترین نمود آن یعنی \"گلونی یا بزرگترش سر وین\" میباشد با هم مشترک است ... پوشاک مردانه هر دو ما هم که اندکی متفاوت با \"چوخورانک\"سورانها است هم به هم شبیه است...
قوم لک همیشه بخشی از محدوده ی فرهنگی و جغرافیایی مفهوم \"کرمانشاهان\" بوده که بی گمان میدانید چیزی فراتر از استان کنونی کرمانشاه را در بر میگیرد و استان هایی چون ایلام ، همدان و لرستان و نیز بخش هایی از کوردستان عراق را همیشه شامل بوده است...
پس لک ها و کلهرها یک تیره ی واحد از کوردها هستند که تا شاید ؛ 2 سده ی گذشته بزرگترین نقش را در شناخت و گسترش فرهنگ کوردواری داشته اند برخلاف سورانها که نامی از آنها نبوده است ...
کسانی که به خاطر کارهای عده ای که در همه ی مردمان جهان وجود دارند همه ی مردم لک ها را که بشخصه دلباخته ی آهنگ \"برزان برزان\" آنان هستم را مورد دشنام قرار میدهند ؛ نماینده ی همه ی کلهرها نیستند ؛ ضمن اینکه باید بگویم در راست همه ی مردم شهر کرمانشاه کلهر نیستنذد شاید بیشتر از 80-90 درصدشون بگن ما کلهر هستیم اما در بهترین حالت 60-70 درصد واقعا تبار کلهری دارند که ممکنه حتی در حد 10-15 درصد آنها نیز تباری آمیخته داشته باشند و دیگر کوردهای شهر از طوایفی چون زنگنه و سنجاوی و گوران و لک و سوران و...پدید آمده اند ...
البته ایل و طایفه مهم نیست ؛ همه ی ما کورد هستیم و ناممان کورد هست و لک و کلهر و زنگنه و ... نداریم
اما ما از همدانی ها و تیوسرکانیها(و البته دیگر مهاجران ناسپاس و فارس های بی هویت شده) بدین دلیل گلایه داریم که مسبب اصلی مشکلات فرهنگی کرمانشاه همین ها هستند و تمامی امکانات ارتباط جمعی رو در کرمانشاه به دست گرفته و تلاشی وصف ناپذیر برای نابودی هرگونه نشانی از فرهنگ کوردواری در کرمانشاه دارند ... اقلیتی شاید کمتر از 2 درصد شهر کرمانشاه هر گونه قدرت و منابع کرمانشاه را در قبضه ی خود گرفته و حتی گاه ادعا میکنند که مردم اصیل کرمانشاه فارس بوده و کوردها چندسالیست که از روستاها به این شهر هجوم آورده و آنرا کوردنشین کرده اند (نمونه ی بزرگ آن کزازی اراکی الاصل میباشد) متاسفانه مردمان لک کرمانشاه زودتر از دیگر کوردهای شهر در برابر این ****** صفتان شکسته شده و بخشی از آنها شروع به فارسی گفتن کرده اند که شوربختانه به دیگر کوردهای کرمانشاه (کلهرها و زنگنه ها و سنجابی ها و سورانی ها و گوران ها و...) هم کشیده شده
ما به عنوان شاخه های درخت استوار کوردی جنوبی باید با همکاری یکدیگر در برابر *********** ***********ی شکل بدیم تا از آسمیله شدن خود به خاطر **************(****************.) نسبت به دیگر کوردها جلوگیری کنیم ...
امیدوارم روزی در همه ی کرمانشاهان (جنوب کوردستان******) ما یک زبان معیار و نظام مندی شده داشته باشیم تا دیگر به خاطر چند واژه ی متفاوت خود را از دیگری بالاتر یا پایین تر ندانیم و از نابودی فرهنگمان به دست ********* جلوگیری کنیم و ***************...
بژیه کورد ؛ کلهر و لک و کرمانج و زازا و هورام و سوران = کوردستان
بدرود ...

کرد ایرانی [پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 09:23]

کردستان بخشی مهم از ایران بزرگ و اصیل ترین بخش آن است. امیدوارم همانگونه که تا کنون کردها بسیاری از یادگاران ایران کهن را پاس داشته اند، راه پرارزش گذشته را ادامه دهند و البته امیدوارم ایران و ایرانی بسیار بیشتر از پیش این قوم دلاور و اصیل را قدر بداند. دلم می گیرد وقتی میبینم بسیاری از کردها ایران را همردیف بیگانگانی چون عراق و ترکیه می بینند و همچنین برخی ****که نمی دانند کردها چه نقش ارزشمندی در حفظ یادگاران ایران باستان داشته اند.

انشان [پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 12:21] پاسخ

درود بر اقوام اصیل ایرانی:کرد ،ترک،بلوچ،مازنی،گیلک،عرب،،ترکمن وخصوصا قوم اصیل لر.اقای هریش بزرگوار ،تاریخ سرگذشت مردمان در دورانهای گذشته است ، چگونه می شود ،انرا به این دلیل که واقعیت را بر خلاف خواست ما بیان می کند، بی اعتبار بدانیم ؟ شما از صحبت تکراری می گویید کدام صحبت ؟ انچه من گفته ام بخشی از تاریخ این سرزمین است ، که پرسش های ان از سوی شما بی جواب مانده است ، اما قضیه قشقای ها با مردمان لر فیلی(لک ومینجایی) کاملا متفاوت است انها مردمانی ترک زبان وخواست گاه انها اسیای مرکزی بوده ، البته با تاریخی کاملا متفاوت ، اگر انها در دورانهایی بخاطر منافع خود ، با طوایف لر همبستگی داشته اند بسیار کوتاه مدت و تاکتیکی بوده است ، اما لر های فیلی (لک ومینجایی) دارای تاریخ وفرهنگ مشترک می باشند و قرنها در کنار یکدیگر زندگی کرده اند ،کردها ولرهای اصیل هیچگاه در دوراهی (کرد ویا لر بودن )گیر نمی کنند ،زیرا از قوم وقبیله خود اگاهی دارند وکسانی که بر سر این دوراهی (کرد ویا لر بودن) مانده اند بهتر است هرچه زودتر فکری بحال خود بکنند.

هیرش [پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 13:13]

من نگفتم تاریخ کلا بی اعتبار است ولی با یکی دو کتاب نمیتوان رای قطعی داد به ویژه از برخی نویسدگان که سابقه ادغام رمان و تاریخ دارند و بسیاری حرفهای بی سند را به مانند تاریخ به خورد خوانندگان می دهند. برای نمونه در مورد سینوهه تحقیق کنید. در مورد زبان هم موضوع عین تاریخ نیست مثلا فارس و لر مدتها باهم و متحد بوده اند ولی دلیل نیست که لر را فارس بدانیم. زبان لکی هم از لری متمایز است هرچند لک و لر همواره باهم بوده باشند که البته اینجورهم نبوده به ویژه در خارج محدوده لرستان کنونی...

کورد کلهر [پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 20:30] پاسخ

آقای کرد ایرانی :
متاسفانه ؛ این سخن که کرد جزیی از بوده و این سخنان پهلوان و فلان ؛ ابزاری برای شیره مالیدن بر سر ما بوده است ...تاریخ ما نشان داده است که هرگز کسی دوست ما نبوده است و همه از ما سواستفاده کرده اند ؛ بنده نیز روزگاری ادای پان ایرانیست بودن درمیاوردم ؛ اما تنها آگاهی از اتفاقات جنگ 8 ساله سبب شد به این حقیقت برسم که من کورد ، تنها خودم را دارم و بس ...
هنوز یادم نمیرود که چگونه در مدرسه ما را به خاطر کوردی گفتن ؛ فلکه میکردند و زیر باران و برف میانداختند ..
هنوز یادم نرفته که چگونه در شهرهای کرماشان (همه ی کرماشان نه فقط شهر مرکزی)چگونه تبلیغ میکردند که هیچ کس نباید کورد باشد چون چوپان و بدبخت است ...
یادم نخواهد رفت که به خاط اینکه با برخی معلمان کوردی حرف میزدیم از نمره های انظباطی ما کم میکردند و برای معلمان مشکل درست میکردند...
با اختلاف افکنی میان گروه های کورد همچون لک ها و کلهرعا و سوران ؛ همشه سیاست تفرقه انداز و حکومت کن را اجرا گذاشته و ما را به اموری واهی مشغول کرده اند ...
راست آن است که شوربختانه دولت های ایران تفاوت ماهوی با عرب ها و ترک ها نداشته اند ؛ آنان با جنگ رودرو بوده و اینان با الفاظ قشنگی چون ایرانی خالص و آریایی و با غیرت و ... همیشه ما را سپر و سینه ی بلای خود کرده اند ؛ تا از مرزهای آنها دفاع کنیم و در آخر چیزی جز بدبختی و بیکاری و ویرانی جنگ نصیبمان نشود ...
ما نیز هیچگاه نگفته ایم که از ایران جدا شویم و آنرا تجزیه کنیم ؛ این کار کورد نیست بلکه این کار خیانت پیشگان ****است که ایران را به زنان و شراب میفروختند ؛ اما دوست داریم به فرهنگ و زبانمان احترام گذاشته و آنرا لهجه ای از زبان نیمه عربی فارسی قرار ندهند ؛ تا بتوانیم در دنیای بی هویتی آنان ؛ خود را نگه داریم و اماتنی که به ما رسیده است را به آیندگان نیز منتقل کنیم ...
بدرود...

کورد کلهر [پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 21:08] پاسخ

درود...
جناب آقای مدیر
چندتا از کلمه هامو حذف کردید ؛ اما بدانید ؛ ما با این مهاجران تو کرماشان هر روز روبرو میشیم و خیلی خوب میشناسمشون که چجوری هستند و چه رفتارهایی با مردم میکنند ؛ اینا از این میسوزند که بعد از 100 سال هنوز نتونستند ماموریتی که بهشون سپرده شده رو به اجرا بزارند و کرماشان رو فارسیزه کنند ؛ حتی همون کرماشانیهایی هم که فارسی بگن ؛ بازم حاضر نیستن که بگن کورد نیستند و فارس هستند...پس این*****شایسته ی این صفت که تازه اون ***** رو نمیشه با اینا مقایسه کرد ؛ اینا از***** هم بدترن...
اما درباره ی واژه ی کوردستان بزرگ که به کار بردم و آنرا نمایش ندادید ؛ هدفم بحث پان کوردی نبودم ؛ ما چه بخواهیم و چه نخواهیم کوردستان سرزمین بزرگیست که در چهار کشور تقسیم شده و در ادبیات سیاسی به کوردستان بزرگ مشهوره و این ربطی به تجزیه طلبی و ... نداره و نیمه ی جنوبی این سرزمین نیز به نام \"کرماشان = کرمانشاهان\" مشهوره و زبان آنها هم گونه ای از کوردیست که لهجه ی معیارش کلهریست که در بخش های گسترده ای از مناطق گویش میشه و البته خود لکزبان ها هم مشکلی در فهم آن ندارند و همان زبان خودشان با کمی پس و پیش هستش...

من قصدم از به کارگیری اون واژه نشان دادن میل پان کوردی و تجزیه طلبی نبود ؛ چون ما کلهرها بشترین بدبختی رو برای این مرز کشیده ایم و اکنون حتی نمیتوانیم در قلمرو خودمان به زبان خودمان شعری را بخوانیم(کنسرت شهرام ناظری و اتفاقات پس از آن توسط *****)
بدرود...

پاسخ مدیریت :
باسلام/
دوست فرهیخته، بهتر است حتی اگر راه و روش نادرستی را نقد می کنیم از واژه های مناسب استفاده کنیم؛ ضمن اینکه ما در سرزمینی زندگی می کنیم که دارای اسلوب و قاعده ایی قانونی است و چه بخواهیم یا نه، باید به آن قانون و نوع حکومت احترام بگذاریم.
دستان شما را دوستانه می فشاریم.

هیرش [شنبه 16 مرداد 1395 | 09:32]

لکی از نظر واژگان بسیار شبیه کلهری است اما از نظر دستورزبان خیلی متفاوت است و اتفاقا با توجه به شباهت دستورزبان کلهری به فارسی و لکی به سورانی، نمیتوان لکی را قربانی کلهری به عنوان زبان معیار کرد. شما چون کلهر هستید قطعا تمایل دارید کلهری حفظ شود و یک لک هم همین حس را به گویش خودش دارد. بنابراین از دید من یا باید هر دو را مستقل بدانیم یا لکی را معیار تلقی کنیم. البته لکی مناطق کوهستانی مرزی جنوب استان کرمانشاه و مرزهای لرستان و ایلام که قطعا دست نخورده ترند.

بیران(اصل) [جمعه 15 مرداد 1395 | 04:57] پاسخ

ما لکها با افتخار تنها قوم اصیل ایرانی هستیم که بعد از گذشت قرنها هنوز هم خورشید رو که همان اهورا مزدای اوستاست رو (هور)می نامیم ..در لری خورشید(افتو)تلفظ میشه واین بخاطر جنبه حساسیت آیین مداری اقوام بسیار اهمیت داره .لکی دارای بیش از سی هزار لغت ناب واصیل ایرانیه که در طول تاریخ کمترین اسیب رو خورده وریشه زبانهای غربی فلات ایرانه تقریبا بیشتر لغات اوستا ولکی کنونی مشترکن .لکی ولری بسیار بیشتر از اینکه بخواهیم درباره مشترک بودنشون نظر بدیم باهم متفاوتند .موضوعی که بعضیها بدلیل اگاهی کم وتعصب کورکورانه نمی خوان قبول کنن..مه لک .لکم و وایتکس هم نمچم!!!

انشان [شنبه 16 مرداد 1395 | 21:16] پاسخ

بادرود بر همه اقوام ایرانی:در مورد لر بودن لک ها به غیر از انچه که قبلا ذکر شده اسناد تاریخی زیاد دیگری وجود دارد که کافیست دوستان کمی با حوصله جستجو کنند ،مثلا :کتاب منتخب اتواریخ نوشته معین الدین نطنزی .یا عالم ارای عباسی از اسکندر بیک ترکمان و....اما بعضی دوستان اختلاف در گویش را عامل جدایی می دانند ،همین دیروز من از شبکه تی ار تی ترکیه دیدم که رییس جمهور کشور قزاقستان به ترکیه سفر کرده بود ،جالب است بدانید این کشور ترک زبان وترک نژاد است ،اما وقتی نظر بایف جلوی خبرنگاران به زبان قزاقی صحبت می کرد ،سخنان او بوسیله مترجم برای مخاطبان به ترکی استانبولی ترجمه می شد ،با این حال کسی نمی گوید قزاق ها تر ک نیستند،اما وای به احوال ما که بخاظر بیست درصد اختلاف در گویش به جان هم می افتیم و....اما در اخر ،ارزوی من به عنوان بک لر اینست که روزی جشن ایجاد چهارمین استان لر نشین کشور (لکستان ) را با هم جشن بگیریم ،این استان هیچ ضززی برای استان های همجوار ندارد بلکه این مردم مقاوم وخونگرم ،بهتر می توانند ،اداب ،سنن وفرهنگ دیرین خود را خفظ کنند ،

هیرش [شنبه 16 مرداد 1395 | 22:38] پاسخ

چند نمونە دیگر از شباهت دستورزبان لکی وسورانی علاوە بر شباهتهای ارگاتیو کە در کامنتهای قبلی نوشته شده: ئەڕا کوە مە چین؟= بۆ کوێ ئەچی؟ کە معادل کردی کرمانشاهانی آن: چیدە کوو؟ است. ئەڕا چیە سی؟= بۆ چیەتی؟ کە کرماشانی یا بە بيان بهتر کلهری آن ئەڕاى چەیە؟ است. این س همواره در جاهایی که در سورانی ت استفاده میشود دقیقا به کار میرود که در دیگر گویشهای کردی نیست. البته شباهت دستوری لکی و سورانی بیشتر از این موارد است و معمولا الگوهای متفاوت این دو گویش با نظام چیدمان کلمات در فارسی مشابه یکدیگر است.

انشان [یکشنبه 17 مرداد 1395 | 10:36] پاسخ

بادرود بخاطر دوغلط املایی (یک وضرر) درمتن عذر خواهی میکنم.

کاژه زردلان [دوشنبه 18 مرداد 1395 | 18:54] پاسخ

با سلام به خوانندگان این صفحه. آیا کسی از مردم زردلان اطلاعات دارد؟ درجایی خواندم که ایشان اصالتا از طایفه کردزبان کاژه هستند که ظاهرا در مناطق مختلف کردستان حضور دارند

رها [دوشنبه 18 مرداد 1395 | 20:07] پاسخ

بنطرم این ********** اینا خودشون خودشونو انکار میکنندپسر***** وبچه های ******** بلدنیستن کردی حرف بزننددولت که توخونه های اونا نیست که مجبورشون کنه زبان کوردیو به بچه هاشون یاد ندن وهمچنین کدوم یک ازاین کروهها تابحال ی کنسرت عام المنفعه به خاطربمباران سردشت دادن هروقت عراق میرن کلی پول میگیرن تنهاچیزی که واسشون مهم نیست کوردبودنه این لغوکنسرتهاهم بامبول خودشونه درمیارن که خودشونو محبوب کنن که مثلا براکوردبودن بهمون ظلم میشه وکم کاریهایی که درحق موسیقی کوردی کردنو لاف پوشونی کنن

موافقم [سه شنبه 19 مرداد 1395 | 00:10]

کاملا درست میفرمایید جناب رها. متاسفانه کلا در کرمانشاه شعار زیاده و عمل... بالاخره این گروه هم از این منطقه هستند. به نظر من بزرگترین عامل تفرقه در میان کردها همین کرمانشاهه که خودشان را اصیل ترین کردها می دانند ولی از کردی حرف زدن ننگ دارند و کلا در حال تحقیر اقوام دیگر...

موافقم [سه شنبه 19 مرداد 1395 | 00:15]

من با لکهای زیادی صحبت داشته ام. انقدر در کرمانشاه اهانت دیده اند که ترجیح داده اند بگویند قوم مستقلی هستند و با کردها در یک دسته نیستند هرچند اگر بگویند کرد هستند هم مردم کرمانشاه قبول نمی کنند!

لکها اولین کردهایی نبودند که در کرمانشاه فارس زبان شدند [سه شنبه 19 مرداد 1395 | 00:59] پاسخ

دوست عزیز کرد کلهر. برخلاف فرموده شما چیزی که من در کرمانشاه دیده ام تنها در محله های لک نشین و جاف و هورامی نشین کرمانشاه است که اکثر مردم با بچه هایشان فارسی صحبت نمی کنند و اتفاقا مردم اصیل تر منطقه از مدتها قبل شروع به فارسی صحبت کردن نموده اند یعنی اینجور که دیده میشود فارسی گفتن از لکها شروع نشده. و اصلا حضور لکها در کرمانشاه از زمانی بوده که کرمانشاهیان فارسی صحبت کردن را از مدتها پیش شروع کرده بودند و کردی مختص مهاجران اکثرا روستایی بوده

رها [سه شنبه 19 مرداد 1395 | 17:19] پاسخ

من نمیخام اختلاف افکنی کنم ولی درتاریخ ناصری ناصرالدین شاه قاجار ازمحله ی لک نشین جعفرابادکرمانشاه درسفرش به کرمانشاه فقط توهین نوشته ونشون میده لکها چقدحال قاجاریه روگرفته بودن که ی شاه انطورمغرضانه نوشته

رها [سه شنبه 19 مرداد 1395 | 17:26] پاسخ

پارسال تمام موسیقیدانهای دنیا که ازشرایط دختران کوبانی وشنگال اطلاع پیداکردن سعی کردن ی کاری واسه اونا بکنن حتی موتورسواران هلندی ازدخترای کوبانی حمایت کردند درحالیکه یکی ازگروههای کوردی از دادن کنسرت به نفع آوارگان شنگال درسنندج به خاطرپول امتناع کردند وامسال درتهران واسه سالمندان محک کنسرت مجانی دادن تازه چون صداشون به دردآواز فارسی نمیخوره کوردی میخونن وهمچنین ازفارسی خوندنشون استقبال نمیشه وگرنه خودشونو میکشتن واسه شادی دل تهرونیا

رها [سه شنبه 19 مرداد 1395 | 17:36] پاسخ

جمشیدخواننده کوردتوآمریکاس اگه کوردی بخونه کی جلوشومیگیره درحالیکه همه دنیا واسه کوبانی میگفتن اون واسه دخترای آذری میخوند وداشت تودل اوناخودشومحبوب میکردبهمن قبادی باخانمش توآنتالیاخوش میگذروندواس کوبانی هیچ کاری نمیکرد به ترکیه کمک میکردتاثروتمندانه تربه داعش کمک کنه حالااکه ایران بودن میگفتن دولت بهمون اجازه کارنمیده والکی دولتو تخریب میکردن حالابذارفردا آسیابا از آب بیفته ببین این هنربندها چقدرخودشونو دلسوزمردم نشون بدن وپول به جیب بزنن

یک پیشنهاد به مدیریت محترم [سه شنبه 19 مرداد 1395 | 19:27] پاسخ

با سلام. پیشنهاد می کنم شما و دوستان دیگر که دستی در نوشتن دارند با استفاده از نظرات علمی و باارزشی که زیر این مقاله و همچنین در سایتهای دیگر درباره لکی نوشته شده، مقاله یی تهیه فرمایید که از نظرات ارزشمند برخی دوستان نهایت استفاده شده باشد. زیرا بسیاری از دوستانی که اینجا کامنت گذاشته اند از درون جامعه لک و یا آشنا با آن هستند و نظرات ایشان اگر برپایه علم و استدلال باشد بسیار معتبرتر از اشخاص ناآشنا به بوم و فرهنگ لکهاست.

رها [چهارشنبه 20 مرداد 1395 | 18:00] پاسخ

لک بودنم رادوس دارم هرجازندگی کرده ام باغیرت بودم به هرکجای تاریخ سرک بکشی باشرف وآزادیخواه بوده ام بهترین فرهنگها را درجهان به وجود آورده ام مردان بزرگی را به جهان تحویل داده م اززمان مرگ لطفعلی خان زیرجور وستمم اما تن به ذلت نداده ام زن لک شرافتمنداست مثل تمام زنان کورد سالهاست که سربندم رانگه داشته ام وبا شرایط نساخته ام به هرشیوه ایی که لباس درایران رایج بود لباس رانباخته ام رنج تاریخ زخمی عمیق در دلم دارد سالهاست لباس سیاه لطفعلی خان زندراازتن درنیاورده ام اما شرمسارتاریخ مملکتم نبوده وبه هیچ کسی بی احترامی نکرده ام

رها [چهارشنبه 20 مرداد 1395 | 18:09] پاسخ

لکی فقط زبان نیست فرهنگی غنی است که همه ما لکها باوجودتمام فاصله هایی که بینمان ایجادشد باوجودتمامی تبعیضها تحقیرها توهینها اعدامها وافتادن شکاف میان زبانمان آنراحفظ کرده ایم من وقتی دردانشگاه نجابت دختران لک کوهدشت را میدیدم یاد تربیت ورفتارمادرخودم می افتادم وقتی غرور دختران دلفان ونورآبادرامیدیدم فاصله ها را دیگرنمیدیدم صلابت رفتارومتانت دختران لک ایلام وخرم آبادرامیدیدم آشناییها وگدشته های یکسان راحس میگردم وهنگامی که جسارت وآزادی اندیشی لکهای کرمانشاه و سلسه والیگودرز را میدیدم غربت را احساس نمیکردم وباهرسینیها باردیگرازنواصالتم را سجده گردم

ریشه جدایی طلبی در ایران مذهبی بوده نه زبانی [پنجشنبه 21 مرداد 1395 | 02:04] پاسخ

بر خلاف ترکیه که معنایش سرزمین ترکهاست یا عراق و سوریه که خود را همواره جمهوری عربی معرفی کرده اند، ایران هرگز خود را کشور فارسها معرفی نکرده و به همین دلیل جدایی طلبی در ترکیه و عراق و سوریه به دلیل زبان بوده اما در ایران عمدتا این موضوع در میان مناطق سنی نشین به صورت عمیق و ریشه یی پدید آمده.

رها [پنجشنبه 21 مرداد 1395 | 17:07]

چی میگی چه ربطی به موضوع داره توهم زدی ناصرالدین شاه واسه سفربه فرانسه نصف ایرانو بخشید جزایرچن گانه رورضاخان بخشیدمردم ایران هیچی نگفتن تامامردم کورددرباره زبانمون حرف میزنیم همه شیرمیشن کی ازجدایی حرف زده داریم از ظلم وجدایی که درحق لک افتاده حرف میزنیم ماداریم راههای متحدبودنو بررسی میکنیم مزاحم نشو نصف ایران کورده چراجدابشیم سرزمین مادریمونه واسش خونها داده ایم روسهاروبه زمین زده ایم غربت نشینی تمام مرزهای ایرانو برا دفاع ازایران به جان خریده ایم جوانان رشیدورعنا داده ایم شماها واس ایران چکارکرده اید که مانکردیم

به کم راضی بودن مانع پیشرفت است [پنجشنبه 21 مرداد 1395 | 19:21] پاسخ

بسیاری از کوردها جوری درمورد بزرگان و فرهنگ و پوشش کوردی صحبت می کنند انگار فقط ایشان صاحب افتخاراتند (که حتی چیزهایی مثل شکل پوشش یا ویژگیهای عشایری اصلا نازیدن ندارد!!؟؟)متاسفانه این خود برتربینی اگر غیرواقعی باشد نه تنها سازنده نیست که باعث غرور بیجا و مانع حرکت و اصلاح کاستیهاست. من خودم کوردم و به کورد بودنم به خاطر بعضی خصلتهای نادر کوردان می بالم ولی لطفا نگاهی به تاریخ و افتخارات همین اقوام اطراف مانند ملت فارس بیندازیم. حقیقتا افرادی در اندازه خیام و مولوی و خوارزمی و حافظ و فردوسی و نظامی را ما نداریم. معماری و کیفیت و تنوع صنایع دستیمان قابل مقایسه نیست. وسعت و توانایی موسیقی ایشان را نداریم...
البته بسیاری از ما کوردان خصالی داریم که در جهان سوم و حتی جهان کمیاب است مانند راستگویی، آزادگی، احترام به دیگران، ساده دلی و مهربانی که امیدوارم گذشت زمان اینها را هم از ما نگیرد. و البته از عیبهای ما این است که به اندک داشته یی راضی و حتی غره می شویم و این خصلت، مانع جدی عطش بیشتر به رشد و پیشرفت است.

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 17:38]

اولاتوروانشناسی میگن آدمها هرمشکلی دارندبه دیگران نسبت میدهندکوردهاهم شخصیتهای بی نطیری دارند مثل مولوی کوردکه تنها شاعردرجهان هستش که توننسته اخرین مرتبه عرفان ادب هستش روتوصیف کنه حتی مولوی بلخی نتوسته این کارو بکنه پدرداستان نویسی ایران خسروی کرمانشاهی کردکرمانشاه بوده پدرعلم سیاسی ایران دکتر کریم سنجابی بوده پدرترجمه ایران محمدقاضی بوده پدرموسیقی جهان ابواسحاق موصلی کوردبوده وموسیقی اوج تمدن هرکشوری هستش پدرگیاه شناسی جهان ابوحنیفه دینوری بوده پدرنقاشی ایران هانیبال کردکرمانشاه بوده میرزای کلهر پدرخط ایران وپایه گزارسبک سیاه مشق بوده اولین دکترای تربیت بدنی ایران دکترذوالفقارنسبه پدرتیاترایران دکترصادقی کوردسنندج بوده اولین زن تاریخ نویس جهان مستوره کوردبوده وزنان لک کوردبرا اولین بار درجهان کشاورزی رو به وجود آوردند وفرش هنرکوردها بوده درموردباقی شاعرانی چون احمدخانی که منظومه مم وزینش بی نظیره ونالی وخاناقبادی حرف نمیزنم ولی اشعارصیدی اورامی ازتاجیکستان اومدن دزدیدنش وبه فارسی دری چاپ کردندبه حدی قدرتمنده اشعارش که تاجیکستانیه به نام خودش چاپ کرده ننوشته ترجمه ازصیدی هورامی به جای امرونهی کردن مردم اطلاعاتتو ببربالا وبه جای ذوق کردن برا دیگران هویت خودتو پیداکن برتولت برشت گفته خاک توسرمملکتی که خودش قهرمانی نداره وبه دیگرا افتخارمیکنه

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 19:23]

ماساده دل نیستم شایدازفلسفه ی چیزایی میدونیم به روی خودمون نمیاریم چون بزرگترین فیلسوف شرق سهروردی کوردبیجار بوده هرجایی که آموزش بالا باشه وسطح کیفی فرهنگ عالی باشه راستگویی آزادگی پرورش پیدامیکنه سیصدساله اروپاییان تلاش میکنند بهترین روشهای علمی روپیداکنن تابه بهترین نحواین مسایل رو آموزش بدن تواقتصادسوسیالیستی میگن اول فرهنگ جامعه روتغییر بدید بعدکارهای اقتصادی بکنید وشامل صداقت وودرستکاری دراقتصادسرمایه داری اصل اول موفقیت مهربانی برا جذب دیگران واحترام متقابلمه که ماعشایرها داریم ولی تودلسوز باسوادبرای ماچیکا کردی

لرستان اکثرش لکه!!!! [شنبه 23 مرداد 1395 | 19:03] پاسخ

عزیزانی که ادعا دارند اکثریت لرستان لک است و لک بوده بروند از قدیمی ترهای شهرهای اصلی لرستان سوال کنند که قبلا اکثریت لر بودند یا لک. اگر شما فراموش کرده اید هنوز افرادی به یاد دارند که چه کسانی از روستا به شهرها آمده اند. البته هنوز هم اکثریت خرم آباد و بروجرد که پرجمعیت ترین شهرهای استان هستند لر است و نشانه اش این است که لکها سعی می کنند لری حرف بزنند چون زبان اصلی شهرها لری است. در ضمن درجواب آنهایی که ادعا دارند شعر و موسیقی و مفرغ و همه چیز لرستان متعلق به لک هاست این را می گویم که صنعت و موسیقی و شعر معمولا در شهرها شکل می گیرد و رشد می کند نه در بین عشایر و روستاها.
یک چیز دیگر هم اضافه کنم که امیدوارم به کسی برنخورد چون قصدم توهین نیست شما که ادعا دارید لک ها از همه بهترند پس چرا هرجا رفته اند مردم دید خوبی به آن ها ندارند؟ چه کرمانشاه چه بروجرد چه ایلام یا حتی همان صحنه و هرسین که ادعا می کنید لکند ... به نظرتان عجیب نیست؟؟

وحید لکستان [جمعه 29 مرداد 1395 | 17:49]

حرفات سراسر توهین بود
شما در حد و اندازه ای نیستید که در مورد مردم لک توهین کنید
ما از خودمون گذشتیم تا تو مرد بشی و سر پات بمونی
تو داری مفرغ سازی لکستان رو زیر سوال میبری
قوم لک قوم متمدن کاسی ها بودند که همه اثارش هم موجوده
هرچی آثار باستانی استان لرستان و کرمانشاه در شهر های لک نشین موجود است
کور بشه هر کی نمیتونه لکستان رو ببینه

آرمان کردآذری [شنبه 30 مرداد 1395 | 19:18]

خرم آبادی اصیل نه لر و نه لک نژاده بومیان خوزستان که در اثر هجوم اعراب در میان لرها و لکها خزیده قیافه مخصوص و فشرده و قد کوتاه و جمجمه کوچک خصوصیت اکثر اینها ست با چمان کوچک و براق سیاه
همچنین جمعیت قابل توجه کولی سیه چرده که خود را لر خرم آبادی معرفی میکنند
در برابر لک ها سفید و بلند قامت و آریا نژاد .
کل لرها خرم آبادی 200 الی 300 هزار جمعیت دارند در برابر 2 میلیون لک عددی نیستند

هیرش [دوشنبه 25 مرداد 1395 | 01:20] پاسخ

بنا به دلایل ژیو پولتیکی ترجیح داده میشود که لک ها بخشی از لرها دانسته شوند یا به عنوان قومی مستقل لذا معمولا نظریاتی که در این راستا هستند حمایت می شوند و البته با توجه به بی تفاوتی اکثر لک ها به موضوع قومیتشان نتیجه خواهد داد. در واقع در آینده نزدیک به مرور و با سرعتی بیش از اکنون در رسانه ها لکها را لر و اگر احیانا پذیرفته نشود قوم مستقل لک معرفی خواهند کرد و به نظر من به سرعت در میان مردم هم جا میفتد.

وحید [جمعه 29 مرداد 1395 | 17:45] پاسخ

چه مقاله مسخره ای
کرد لک دیگه چه سیقه ایه
لک لکه و ربطی به کردها و لرها ندارن
متاسفانه کردها و لرها چوم هیچ افتخاری ندارن ما رو به خوشون میچسبونن تا با مصادره کردن فرهنگ و مفاخر ما به ان بنازند
لکم لک زاده نژادم ماده
هویت خواهی لکستان به وجود اومده
و شما لطف کنید روی داشته های خودتون متمرکز بشین
به امید وجود لکستانی آباد

647یک لک [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 02:36]

فرهنگ لک = فرهنگ کورد
مفاخر لک = مفاخر کورد
لکم کوردزادم نواده ی مادم
هویت خواهی یک مساله سیاسی هست که به لک ها و هورامی ها القا میشه
لکی یعنی لکی حرف زدن روستاهای دور از شهر نه لکی که در شهر ها سخن گفته میشه
شهر لک نشین استان کرمانشاه اکثرا یا فارسی حرف میزنن یا سعی میکنن طوری لکی حرف بزنن که شبیه کلهری ازاب در بیاد مثلا : فعل گفتی رو میگن وتین /شبیه وتید کرماشانی/ در حالی که در لکی وتت گفته میشه مثالی دیگر: چی گفتی = چه وتین ! در صورتی که لکی میشه چت وت؟
ن
ولی قدیمیای روستاهای نوراباد و الشتر و کوهدشت مردانه لکی اصیلو حرف میزنن ولی نسل جدید اوناهم لر شدن!!!
از لحاظ فرهنگی ما لک ها به کرمانج ها خیلی نزدیکیم مثلا بستن پارچه قرمز به دور کمر عروس یا پرت کردن میوه و شکلات از بالا پشت بام توسط داماد در بین میهمانان مراسم عروسی و -----
فقط خواهشمندم از لک های عزیز که لکی اصیل رو با سورانی و هورامی و کرمانجی مقایسه کنن
به خدا به شباهت عجیب لکی به این سه زبان از زبان های کوردی پی خواهند برد
ما لک ها فقط از اطلاع کم از زبان و فرهنگ و هویت خودمان رنج
ایشالله که اگاه شویم بورن تا لکایتی ویژمان حفظ کیمن

آرمان کردآذری [شنبه 30 مرداد 1395 | 19:13] پاسخ

اول روشن بفرمائید که منظور از کرد یک مجموعه طوایف متفاوت با سابقه عشایری و ریشه در ماد است
در این صورت لک ها هم یک شاخه از پهلوی و ماد و امروزه کرد بزرگ 50 میلیونی هستند
وقتی کرد میشود سورانی و یا کرمانجی البته کردهای جنوب یعنی گوران و کلهر و هورامی و لکی خودشان 4 الی 5 میلیون هستند و سورانی نیستند گرچه به کرمانج نزدیک ولی کرمانج هم نیستند .
ولی در قالب بزرگ کرد هستند
راجب لرها هم مخلوط فارس و کرد هستند نیمی از لرها مهاجران کرد از سوریه و لبنان هستند .ولی لکها اصل ماد هستند .و شبیه گوران و هورامی و تالشی و تاتی اینها نزدیکترین به قلب ماد و ایران باستان

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:27] پاسخ

یکی ازهنرهای هفتگانه جهان رقصه رقص کوردی هرساله درجهان اول میشه

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:29] پاسخ

صنایع دستی کوردها درجهان اوله مخصوصا صنایعی که با چوب ساخته میشن

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:31] پاسخ

ماندانا مادر کورش ومعلمش کوردبودن مادرنظامی وامیرکبیرکوردبودن درتاریخ بیهقی به هوش وزکاوت دختران وزنان کورداشاره شده است

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:34] پاسخ

شمالکها اگربیایید دهگلان استان کوردستان تازه میفهمیدچقدکوردهستید کاملا لهجتون ورسم ورسوماتتون مثل ماست درضمن ماتوعروسیامون سیب پرت میکنیم

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:37] پاسخ

دختران کورددرناساهستن ما کوردها نباس افتخارکنیم ولی پارسال بسیاری ازسایتهای ایرانی با افتخار ازحضور زنان خدمتکار ایرانی درکاخ سفیدخبر میدادن

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:40] پاسخ

اکه مستوره اردلان که اولین تاریخ نویس زن درجهان هستش تهرانی بود الان تمام شهرهای ایران مستوره میشدولی چون سنندجیه ازش اسمی نیست شعراشم دست کمی ازحافظ ومولوی نداره تازه به چن زبانم مسلط بوده

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:42] پاسخ

احمدشوقی بزرگترین شاعرمصرکوردبوده عبدالباسط بزرگترین قاری قرآن کوردبوده

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:44] پاسخ

اولین فرهنگها وتمدنهای جهان درکناربین النهرین بودن که مناطق کوردنشینی بوده ومعماری کوردهاهم عالی بوده ولی درزمان قاجاریه نصف بناهای تاریخی مارونابود کردن تاهویت زایی کنن

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:46] پاسخ

اکثرجاهای دیدنی شیراز به دوره زندیه برمیگرده که کوردها انجامش دادن وسبک معماری درتخت جمشیدکارمعماران کوردی بوده که گورش اوناروباخودبه مرودشت شیراز برده

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:51] پاسخ

کوردیه بزرگترین زن امپراتورجهان در زمان ساسانیان بزرگترین سیاستمدارزن بوده از تبار کوردها

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:56] پاسخ

اگرکمی اطلاعات تاریخی داشته باشی میدونی مناطق کوردنشین موردتهاجم و نابودیگرفت درحالیکه شهرهای مرکزی ایران اینطور نبوده وامروزه ودر دوران پادشاهان گذشته صدبرابر شهرهای ما به اونجا اهمیت میدادن رضاخان فقط چن تا قلعه بی نظیر اطراف کامیارنونابود کرد درحالیکه چقدبه شیراز برای بقاش اهمیت دادن ومیدن

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 18:58] پاسخ

اهمیتی که میراث فرهنگی دراصفهان به صنایع وآثارباستانی میده قابل قیاس با میراث فرهنگی سنندجه

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 19:01] پاسخ

توتلویزیون رسمی چن بار درباره شاعرای کوردحرف زدن اگه اونهمه روسعدی نطامی اهمیت میدن درباره شاعران ودانشمندان کورد حرف میزنن مطمینا انقدراحت به مردمت توهین نمیکردی هرچن که فکرنکنم کوردباشی

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 19:03] پاسخ

هیچ کدوم از نویسندگان ومترجمان ایرانی نتونستن کتاب قانون ابوعلی سیناروبه فارسی ترجمه کنن به جز ماموستا هژار خیلی کراهت داره کورد باشی واینو ندونی

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 19:09] پاسخ

بزرگترین عامل عقب ماندگی یک جامعه عدم تحقیق مطاله وآگاهی است البته اینا موادخامه استنباط واستدلال وقیاس وواقع نگری بعددوم علمه که توایران نیست بیشترحفظ میکنیم تااینکه مطلب روبفهمیم هرکی ی دست کت شلوار قشنگ بپوشه بی چون وچرا هرچی بگه میپذیریم وعشایریهارو واس لباساشون مسخره میکنیم دیگه نمیگیم رعایت حقوق شهروندی موضوعی الزامیه ونباس به ی عشایر صرف پوشش توهین کرد

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 19:11] پاسخ

عشایری بودنم رودوست دارم اگه حافظ ومولوی وروهم نداشته باشم انسانم وحقوق شهروندی برای هرانسانی از هرایلی تباری وقبیله ای رنگ ونژادی تعریف شده است

رها [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 19:14] پاسخ

آآقای باسوادبیست وچهارساعته توتلویزیون تهرانیها به فرهنگ وداشته هاشون می بالن مااگه درموردشاعران وتاریخمون برمبنای واقعیت حرف بزنیم اونوقت عشایریهایی میشیم که باس بهمون بی احترامی کنی

باز هم می گویم به کم راضی نباشیم [سه شنبه 2 شهریور 1395 | 13:06]

من اکثر این افراد و بسیاری دیگر از مشاهیر کرد را که شما نگفتید می شناسم و کرد هم هستم و کرد بودن را به دلایلی که در پایین عرایضم نوشتم دوست دارم اما افراد شاخصی از ملت فارس زبان را که نام بردم با ایشان برابر نمی دانم که نه به نطر من در دنیا هم اعتبار ویژه یی دارند. دقت کن من نام خیلی شاعران دیگر مانند سعدی و شاملو و نیما و شاعران سبک هندی و کلی آدم معروف در عرصه علمی که به عنوان پدر... شناخته می شوند را نبردم چون آنها را به اندازه چند نام بزرگی که گفتم شاخص نمی دیدم وگرنه در میان فارسی گویان بسیارند شاعران و عالمان. به هرحال نیتم خیر بوده و هست زیرا حس می کنم این زود غره شدن ما را از پیشرفت باز داشته و می دارد.

رها [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 16:51]

اولااشعارشاملوتحت تاثیرلورکای اسپانیایی است و اشعارنیما تحت تاثیرشاعران فرانسه س پس پدرچیزی نیستندشاعرانی همچون دامغانی وانوری هم شاعران درباری بودند درثانی من غره نیستم ولی ازخودباختگی بیزارم

رها [سه شنبه 2 شهریور 1395 | 15:46] پاسخ

اگرشهرام ناظری اشعارمولوی کوردرومیخوندورواشعارکردی تمرکز میکرداگرجمیل عندلیبی وتمام آهنگسازان کوردبرای شاعران کوردوقت میذاشتن واگرکامکارها درسنندج به جوانان کوردآموزش موسیقی میدادن الان ارزش شاعرامونو درک میکردیم

رها [سه شنبه 2 شهریور 1395 | 15:48] پاسخ

اگر************** از مستوره اردلان فیلم میساخت واولین بانوی تاریخ نویس رونه جهان معرفی میکردبه جای اینکه سمیرا مخلباف روبیاره وبا تخته سیاه کلاس ماروبیسواد نشون بده الان وضعمون این نبود

رها [سه شنبه 2 شهریور 1395 | 15:55] پاسخ

اولین رمان جهان دن کیشوت ازپاله وان په موکردها الهام گرفته

رها [سه شنبه 2 شهریور 1395 | 15:56] پاسخ

ادبیات فرانسه شاهکار ادبیات درجهانه ولی شاعران فرانسوی زبان دربرابر اشعار ماموستا بیسارانی سرتعظیم فرود آورده اند

رها [سه شنبه 2 شهریور 1395 | 15:59] پاسخ

لباس عشایری نازیدن داره نشون دهنده ی اینکه ما صنعت نساجی داشتیم انگلیس زمانی به قدرت رسید که صنعت نساجیشو توسعه داد وما زمانی بدبخت شدیم که بادیدن چن دس لباس خارجی صنعت نساجیمونواز دس دادیم

رها [سه شنبه 2 شهریور 1395 | 16:01] پاسخ

درزمان قاجار کوردها صنعت ابرایشم داشتن قاجاریه تمامی درختان توت کرم ابریشم رونابودکردتا صنعت ابریشم وثروت کوردهاروبگیره درختهای توت سنندج تنها گواهان عینی این ماجرا هستند

647 یک لک [سه شنبه 2 شهریور 1395 | 22:35] پاسخ

واقعا جای بسی تاسف هست که اخیرا فردی به اسم فرامرز شهسواری که خودش از ایل سنجابی هست و اصلا لک نیست در مورد لک ها و جدایی انها از کورد مدارکی ارائه میدهد که به گمان خود این آقا این دلایل بسیار محکم هستن مثلا ایشان واژه ی خر رو مثال میاورند که در سایر گویش های کوردی به خیال ایشان کر تلفظ میشود و در لکی خر !!!!! در صورتی که در هورامی حر تلفظ میشه همه لک ها میدانند که هر چقدر زمان میگذرد از کوردی و کورد بودن دور میشوند در صورتی که حتی تلفظ کلمات لک ها مشابه بقیه کورد ها بوده مثلا آهن = آسن و ماهی = ماسی که میبینیم اسم رودخانه ی گاماسیاو که از سرچشمه اش تا ورودش به رود سیمره از مناطق لک نشین میگذرد به همین لفظ ماسی اشاره دارد مشکل بزرگ ما لک ها این است که کسانی همچون آقای ایزدپناه از ایل لر زبان ساکی و آقای شهسواری از ایل سنجابی که تقریبا کلهری حرف میزنن در مورد زبان ما اظهار نظر میکنند و لک ها فقط باید بشینن نگاه کنن بله لکی صد در صد زبان هست اما یکی از زبان های کوردی که در گذر زمان چند پاره شده اند رسم و رسومات و شباهات بسیار زبانی و .... اینها رو همگی نمیتوان نادیده گرفت و خود را تافته ای جدا بافته حساب کرد

هیرش [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 19:28]

جالبه خود سنجابی ها و همه کلهرزبانها هم خر را خر میگن نه کر. در ضمن ایل سنجابی اصالتا لرند و از اطراف شیراز به کرمانشاه آمده اند.

رها [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 16:56] پاسخ

کوردبودنمو دوس دارم حتی اگرهیچ افتخاری درکارنامه ملتم نباشد مردمم راهمانگونه که هستنددوس دارم بالباس عشایریشان با تمامی اشتباهاتشان بزرگترین پیشرفت باورکردن انسانهاست همانگونه که هستندخودکم بینی وخودتحقیری بزرگترین مانع پیشرفت

رها [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 17:00] پاسخ

سهروردی فیلسوفی ازکوردهاست بحدی افکارش قدرتمنده که اتحادیه عرب میلیا ردها دلارپول خرج میکنندوبه مستشرقامیدن که درتاریخ اونو عرب نشون بدن

رها [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 17:09] پاسخ

ای کاش درآن داشته های به قول شماکم تعمق میکردیم ودرظاهرافکاردیگران غرق نمیشدیم نیچه باتعمق درافکارزرتشت چقدربرفلسفه تاثیر گذاشت ماهم فقط مولوی راتوسرهم میکوبیم

رها [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 17:11] پاسخ

مطمینم کوردنیستی اگرهستی چطورازشیرکوبیکس خبرنداری که امپراتورشعردنیاس کمترشاعری درجهان به پای اومیرسه

رها [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 17:12] پاسخ

درکتابهای درسی کلاس چهارم درآمریکا اشعار شیرکوبیکس هست ولی از دیگر شاعران ایرانی خیرخبری نیس

رها [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 17:15] پاسخ

اگرهایکوشعرمابودهیچ وقت جهانی نمیشدچون چشمان به اشعارحافظ می افتاد وکتابهای هایکومان راچون مثل آنها نبودن پاره میکردیم

رها [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 17:22] پاسخ

تمامی اشعارنیما اخوان ثالث شاملو روخوندم خیامو ازحفظم مولوی رو کارکردم تمامی اشعارشاعران انگلیسی رو خوندم باادبیات فرانسه آشنایی کامل دارم از اشعار آلمانی وایتالیایی باخبرم اکثرشعرهای جهان روخوندم ولی به اندازه ادبیات فولکلوری کوردی منوتحت تاثیرنگذاشتن ازادی اگه فک کنی بیسوادیابی کلاسم برا افکارت احترام قایلم

اسدیان [جمعه 4 فروردین 1396 | 12:57]

و گیس دام ار جنابعالی بزانی ادبیات چس (به گیسوان مادرم اگر شما بدانید ادبیات چیست.)حیف جوابی برای شما نوشته نشود.
""""""""""ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد 
شاید نتواند از مرگ یك كودك جلوگیری كند
ولی میتواند كاری كند كه دنیا به آن فكر كند
ژان پل سارتر این را در خطابه نوبل گفت""""""""""
ببنید کم برید این سایت و ان سایت مطالب بدون منبع را بخوانید.و درضمن جواب ان دوست دیگر افرادی که میگید ملت فارس انها اصولا متعلق به قومیت و زبانی خاص نیستند.اگر بودند انقدر مشهور نمیشدند.و اندیشه های ژرفشان انقدر زیبا و ستودنی نبود.
تا پوست و استخوان شما کینه رسوخ کرده است.

اخر در جایی گفته بودید نادر قلی افشار کورد بود جمع شدند لرها و لک و کوردها جنگ کردند. وایی از این همه نااگاهی اخر نادر ستمگر که منتسب به قبیله اغوز بود کجا کرد یا لر است؟

اگر اشعار شاملو را خوانده و با وی اشنایی داشته باشید افشار و شاملو دو طایفه از طوایف ترک هستند.
بعید میدانم کسی که ادبیات خواتده باشد چنین با کینه و تعصب بی خودی سخن بگویید.

هیرش [چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 19:38] پاسخ

از جناب رها تقاضا میکنم نظراتشان را در قالب یک نظر بنویسند نه چند نظر کوچک پیاپی زیرا با توجه به حاشیه های پیام، جای زیادی می گیرند و خوانندگان مطلب به علت طولانی شدن مجموع نظرات ممکن است از خواندن همه نظرات بازمانند.

هیرش [جمعه 5 شهریور 1395 | 19:26] پاسخ

مهمترین اصل این است که احساس تعلق به یک قومیت مهمتر از همزبانی است. مثلا هورامی نسبت به لکی از کردیهای بیشتر شناخته شده سورانی و کرمانجی دورتر است اما هورام ها معمولا خود را کرد می دانند پس کرد هستند اما برخی لکها خود را لر یا مستقل می دانند و بنابراین تنها لکهایی را کرد باید دانست که خود را کرد می دانند.

رها [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 22:34]

داداشم سلام وقت بخیر مطالبو اینشکلی نوشتم تادرحافظه خوانندگان ثبت بشه وتاثیرگذاری این نوع نوشتنها بیشترازمتنهای طولانیه باسپاس

کورد [سه شنبه 9 شهریور 1395 | 13:28] پاسخ

یزدان:
نقل قول
دوست عزیز کرد کلهر. برخلاف فرموده شما چیزی که من در کرمانشاه دیده ام تنها در محله های لک نشین و جاف و هورامی نشین کرمانشاه است که اکثر مردم با بچه هایشان فارسی صحبت نمی کنند و اتفاقا مردم اصیل تر منطقه از ...
=================
درود ...
درباره ی جاف ها و هورامی ها بحثی ندارم ؛ چیزی که هست و خود به شخصه مشاهده کرده ام بیشتر کوردهای سورانی زبان ( چه جاف باشن و چه اردلان و ...) که چند نسل تو کرماشان هستن ؛ خیلی هاشون کوردی رو فراموش میکنن و فقط مدعی نگه داشت فرهنگ کوردین تا اینکه واقعا باشن ...
اما بسیاری از عزیزان لک به معنای واقعی کلمه خارج از محدوده ی زیست خودشون بسیار اندک به زبان کوردی حرف میزنن و بیشتر از فارسی استفاده میکنن ؛ مگه اینکه اون شخص دیگه خیلی آدم متعصبی باشه ...
البته به دلیل گسترده بودن این شهر ؛ تا حدی میشه این موضوع رو توجیه کرد که زبان فارسی به کار بیاد ؛ اما نباید نقش سیاست های برنامه ریزی شده رو انکار کرد ؛ در اینجا در تمام رسانه های ارتباط جمعی و محیط محیط های آموزشی ( مثل دانشگاه و مدرسه و...) تصویری که از یک انسان کورد میدن ؛ بسیار زشت و کریه هست ؛ و هرکس دیگری هم بود خوشش میومد کوردی نگه ؛ تازه کرماشان فعلا خوب مقاومت کرده از این ژینوساید 150 ساله ...
درباره ی این شهر هم باید بدانیم که از چند درصدی بافت غیر مرتبط برخورداره که عموما همدانی و اصفهانی و لر و اراکی و تهرانی و قزوینی و کاشانی و...یا از نسل *****بوده اند که برای گسترش دین به این منطقه اومده اند و عناد وحشتناکی با کورد بودن این منطقه دارن ؛ ضمن اینکه تمام ادارات و مکان هایی که عموم مردم باهاش سر و کار دارن مثل آگاهی و بیمارستان ها و بانک ها و...توسط افراد غیر بومی گردانده میشه و طبیعیه که اونا علاقه ای به فرهنگ کوردی نداشته باشند ...
آنها نه تنها شهر کرماشان بلکه حتی دیگر شهرهای استان را در اصل مردمی با گویش فارسی گمان میکنن و زبان کوردی را فقط مختص ایلات و روستاها میدانند ؛ یعنی اینکه استان کرماشان که 60 درصدش تو شهرن همشون باید فارس زبان باشن و اما 40 درصد باقیمانده میتونن کوردی حرف بزنن ...
این سیاست در تمام شهرها هنوزم پیگیری میشه ...
اما متاسفانه سیاست آسمیلاسیون در مناطق لک نشین شرقی کرماشان بیشتر موثر افتاده تا مناطق غربی و پرجمعیت ؛ به این دلیل که عموم مردم غرب و مرکز کرماشان از کوردهای کلهر و گوران هستن که معمولا تعصب بیشتری نسبت به قومیت کلهری دارن و پایبندی بیشتری دارن ؛ هرچن درصد فراوانی از اونا هم آسمیله شده اند ...
در هر حال کرماشان مورد حمله فرهنگی سنگینی قرار گرفته که بسیار سخت اونو شکنجه میدن
البته رفتار کوردهای سنی مذهب (سوران)هم در دور شدن مردم این منطقه از کوردها بی تاثیر نبوده ؛ چراکه ایرانیان شیعه مذهب رفتار بهتری با آنها داشته اند تا کوردهای همخون اما متفاوت فرهنگشان...
بله خیلی از مردمی که از گذشته های دور در کرماشان ساکن بوده اند که عمدتا از طوایف کلهر زبان بوده اند که البته خیلیاشون الان خارج از کشورن به تدریج در مناطق و شهرهای این منطقه ساکن شده اند و دست از سازمان ایلیلاتی برداشته اند ؛ به مرور به دلیل برخورد با عناصر غیر مرتبط مثل سران حکومتی و زوار و کاسب های طمع کار و ... مجبور به یادگیری زبان حکومت بوده اند ؛ البته این فقط مختص مردم کرماشان نبوده ؛ اردلانی ها و حتی مکری ها هم فارسی توشون نفوذ کرده ؛، اما قضیه کرماشان بنا به دلایلی از جمله بزرگترین بودن در میان شهرهای کورد و نیز موقعیت راهبردی و کلیدیش فرق میکنه و بیشتر مورد حمله های آسمیلاسیون قرار گرفته ...
اما شهر کنونی کرماشان تا حوالی 150-200 سال پیش به گستردگی کنونی نبوده در کنار این شهر شهرهایی دیگر مثل گیه لان و مایشت و دینور و به ویژه هارون آباد(شاه آباد) بوده ؛ که هارون آباد اهمیت زیادی داشته و اهمیتش تا پیش از انقلاب هم کمتر از کرماشان نبوده تا جایی که یکی از 5 مرکز فرمانداری استان پنج بوده ؛ حتی یکی از فعال ترین فرودگاه های غرب کشور رو داشته ...
گسترده شدن کرماشان کنونی به سال های دهه ی 60 تا پس از جنگ 8 ساله برمیگرده که بسیاری از مردم غرب کرماشان به اینشهر اومدن و دوباره شهر رو شهری کاملا کوردنشین درآوردن ...
با این حال طی سالهای اخیر مانند همه ی جای کوردستان روژهلات تمام شهرای استان کرماشان (نه فقط شهر کرماشان) نیز مورد آسیب قرار گرفته که همانگونه که گفتم بنابه دلایلی از جمله رفتار کوردهای سنی مذهب و رفتار خوب دیگر ایرانی ها با آنان بخشیشون رو به کنار گذاشتن زبان کوردی آوردن که البته نمیتوان به همه ی مردم تعمیمش داد
اما طی سالهای اخیر گسترش ارتباطات و افزودن آگاهی سبب شده که وضعیت بسیار از سالهای گذشته بهتر باشه و حداقل افراد زیادی در این شهر ها دغدغه ی حفظ هویت داشته باشن ...

اطلاعات ارایه شده اشتباه است [سه شنبه 9 شهریور 1395 | 22:40]

اتفاقا کرمانشاه پیش از انقلاب با سیصدهزارنفر جمعیت، با اختلاف بسیارکمی نسبت به اهواز، هفتمین شهر ایران بوده و پس از جنگ به دلیل ناامنی و بمباران دایم، نسبت به شهرهای دیگر کمتر رشد داشته تا جایی که اکنون نهمین شهر است با اختلاف نسبتا زیاد نسبت به شهرهای قبلی است و البته چند شهرهم که پیشتر قابل مقایسه با کرمانشاه نبودند اکنون جمعیتی نزدیک به آن دارند.
اینکه اولین فارسی گویان کرمانشاه از مردمان اصیل خود کرمانشاه بودند و نه کردهای اطراف، ذره یی شک ندارم و شماهم بپرسید قطعا به نظر من خواهید رسید.

کورد [چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 00:49]

جناب اطلاعات ارایه شده اشتباه است ...
بنده نگفتم کرماشان کوچک بوده ....
کرماشان در تمام تاریخش شهر ارشد منطقه ی غرب ایران بوده و هست ...
حرف بنده اینست که برخی شهرهای دیگر هم در این منطقه بوده که بزرگ بوده اند و میتوانستند تبدیل به استان شوند ، همین هارون آباد اگر مقداری از کرماشان دورتر بود میتونست بشه استان که ای کاش میشد تا هویت کوردی در این منطقه روبه نابودی نباشه ...
بیشتر مردم کرماشان تا حدود 200 سال به صورت ایلی و عشیره ای زندگی میکرده اند و دشت کنونی کرماشان چندان مراکز بزرگ جمعیتی متمرکز نداشته ...
من گفتم گسترش کرماشان از حدود سالهای 50 - 60 میلادی به این سو شروع شده ، چونکه دیگه تحت عنوان استان پنج همه منطقه غرب رو زیر کنترل داشته و نماینده ی مردم غرب هم مثل عباس خان قبادیان از مردم کرماشان بوده اند نه دیگر مناطق تابعش مثل همدان و لرستان و سنندج و ایلام ...

درباره ی رواج فارسی منم گفتم ، مردم اصیل وقدیمی شهر بوده اند که بخشیشون فارس زبان شده اند ، دلیلش رو هم گفتم ؛ اما اشخاص نامبرده هرگز منکر هویت کورد بودن خود نبوده اند و
همیشه خودشون رو کورد میدونسته اند ...
اما این مربوط به همه نبوده ؛ این غیر قابل انکار هستش که از حدود 150 سال پیش به این سو مهاجرت های هدفمندی به این منطقه شده که بیشترین نقش رو در رواج فارسی گویی داشته اند ...

بله جنگ ها نقش منفی در این منطقه داشته، به جرات میشه گفت اگه جنگ ها و موقعیت مرزی کرماشان نبود میتونست جمعیتی تا حد 4 میلیون نفر جمعیت داشته باشه ، چون این موارد سبب این شده بسیاری از این مردم به خارج از ایران یا شهرهای مرکزی ایران مثل تهران برن ...
اما با این حال همچنان شهر بزرگ کوردستانه که در آستانه ی استحاله فرهنگیست که شهرهای تابعه رو هم تحت تاثیر گذاشته و اوناهم بعید میدونم مقاومت کنن ...
به هر خود کم بینی و بی سوادی فرهنگی یکی از عوامل اصلی این موضوع بوده ...

کورد [چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 04:15]

شاید اگر جغرافیای کرماشان به اروپا نزدیک بود مثل مهاباد ، تبریز ، دیاربکر و... و اندیشه های سیاسی و فرهنگی را مستقیم لمس میکردیم امروز ****دچار نمیشدیم ...
در هر حال امروزه برای برخی که عموما یک مشت بی هویت و سست عنصر و بی سواد بیش نیستن فارسی گویی کلاس هستش ، حال آنکه نمی دانند که خود فارس ها از چیزی که هستن گریزانن و زبان جدید فارسگلیشی رو اختراع کردن ...
به هر حال زبان رسمی و سیاست های مرکز گرایی تهدید جدی برای فرهنگ های قومی هستش که به قیمت حفظ مرزها ، تمام داشته های یک ملت رو نابود میکنه ...

کورد [سه شنبه 9 شهریور 1395 | 13:44] پاسخ

به دوستانی که میگن کرماشانی ها با لک ها بد رفتاری کردن و باعث دور شدن اونا شدن ...
اولا بگم که دوستان لک زبان این دور و بر چندان شرایط مناسبی از بعضی لحاظ ندارن و طبیعیه که اگر یک گروه جمعیتی خاص در یک شهری کارهای خلاف عرف جامعه انجام بده ، مورد شماتت قرار میگیره و اگر جمعیت مورد نظر نیز شناخته شده باشن که به همه ی اون قوم تعمیم داده میشه ...
البته خود دوستان لک برخی مشکلات رو نیز دارن مثلا کسایی چیزی مثل استاد دانشگاه یا شخص بالا مقامی باشه بسیار اندک میگه که از لک هاس ، یا میگن لر یا فارس یا کوردی کلهری حرف میزنن ...
ضمنا وجدانی به این شدت هم نیس که برخی ادعا میکنن ، فقط متأسفانه اسم برادران لک با ************** و کلا هنجار شکنی های احتماعی در رفته ، که البته گناه خودشونه نه مردم کرماشان ...
اینجا از کسی نمیپرسن طرف کیه و چه کارس و خیلی از پست های استانی و شهری دست لک هاس ، مثلا فرماندر اسلام آباد غرب که الان فرماندار گیلان شده لک بود ...
عزیزان بهتر است بی انصافی نکنن و همه را به یک چشم نبینن ...
اگه میخوایتن خوب میبودن خوب شناخته میشدن و هیچ مشکلی وجود نداشت ، کمااینکه الانشم نداره

کورد [سه شنبه 9 شهریور 1395 | 13:56] پاسخ

اما عزیزانی که میگن کرماشانی ها فقط خودشون رو قبول دارم و به بقیه اعتنایی نمیکنن ...

اولا اینجوری نیست ، همانگونه که گفتم همه ی کرماشان کورد نیستن ...
دوما این کار مردم کرماشان واکنشی به رفتار نامناسب دیگر کردها به ویژه سورانی ها بوده که در گذشته اندیشه های واوس گرایانه ی نیرومندی داشتن ...
چرا که بار ها و بارها با کارهاشون مردم کرماشان رو به خودشون بی اعتماد کردن و مردم کرماشان هم ترجیح دادن بیشتر از کورد بودن به کلهر یا کرماشانی بودن تاکید کنن ...
اما در کل هیچگاه مردم کرماشان چنین دیدی نداشته اند که خودشونو از کوردها جدا کنن ...
حتی با وجود سنگین ترین سیاست‌های آسمیلاسیون همچنان هویت کوردی رو نگه داشته و بهش پشت نکرده اند ...
پس نباید بی انصافی کرد و به همه ی این مردم توهین کرد ...
بدرود ...

کورد [سه شنبه 9 شهریور 1395 | 14:04] پاسخ

درود
جناب هیرش بنده کامنت های شما را خواندم ....
شما چرا اینقدر دوست داری به زبان کلهری بتازی ؟
هیچ میدانید کلهری یکی از کهنترین گویش های کوردیست ؟ تا جایی که بسیاری بر این باورن که زبان دوره ی ساسانی همین کلهری بوده ؟
سورانی کلا حدود 200 ساله به صورت مکتوب دراومده ولی ما چیزی مثل شاکه و خان منصور و شاهنامه کوردی جنوبی داریم ...
ضمن اینکه بر خلاف باور شما بسیاری از هورامی ها معتقدند زبان آنها کوردی نیست بلکه هورامی و خود قومی جدا هستن ...

هیرش [سه شنبه 9 شهریور 1395 | 23:34] پاسخ

جناب کورد، دیدگاههای شما دقیقا نمونه خوبی از خودمحوری و خود برتربینی میان مردمی است که من به قول شما به آنها تاختم!
لطفا دقت کنید: اگر هرکس با کلهرزبانها مشکل داشته، کاملا گناه را به گردن ایشان می اندازد و مثلا نمی گوید شاید کلهرها هم کاری کرده اند که کردهای به قول ایشان سنی از ایشان بریده اند... در مورد لکها هم که موضوع برعکس است باز حق را کاملا به کلهرها می دهد و تقصیر متوجه لک هاست اگر اینبار کلهرها از ایشان بریده اند!
آقای کورد. اگر نظرات بنده را می خواندید من کاملا لکها را بری از گناه نکردم و حتی به این نکته هم اشاره کردم که وجود برخی معضلات در میان برخی لکها هم در دید بد کرمانشاهی ها به ایشان تاثیر داشته. و حتی درجایی دیگر گفتم که خصومت کرمانشاهیان با مهاجران تاحدی طبیعی است و در شهرهای دیگر هم با مهاجران رفتار خوبی نمیشود.
اما از مشاهداتم در کرمانشاه: به عینه دیده ام که خیلی از ناهنجاریهای کرمانشاه مانند دعوای خیابانی و چاقوکشی و مواد مخدر و کلاهبرداری و فحاشی و... در محله هایی که حتی لکی هم در آنجا نیست وجود دارد و برعکس آن، لکهایی دیده ام که از خوبی نظیرشان در این زمانه کم پیدا میشود و شایسته نیست رفتار جماعتی که از فقر در مسیرهای خلاف قدم گذاشته اند را به حساب همه همزبانان ایشان گذاشت. من واقعا مشاهداتم را نوشتم و مطمین باشید سعی نکردم از روی تعصب کور حرفی بزنم.

کورد [چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 03:43] پاسخ

رود ...
جناب هیرش ...
راستش من گمان نمی کنم چیزهایی که نوشتم نشانی از به قول شما خودمحوری و برترانگاری داشت ، صرفا مطالبی بود که به نوعی پاسخ به برخی ادعاهای تقریبا بی اساس بود ...
شما گفته ای به کلهر زبانها نتاخته ای ؛ حال آنکه از نخستین تا آخرین نوشته ی شما و برخی دیگر از دوستان توهین به کلهر زبانها بود ...
دوستان برای اینکه بگن لک ها کورد هستن ، کلهر زبانها رو مورد حمله و توهین قرار دادن ...

در نوشته ی اول فرمودید که این کلهر زبانها بوده اند که باعث جدایی لک ها از کورد ها بوده اند ؛ حال آنکه این ادعایی نادرست است چرا که کلهر زبانها مشکلی با لک ها نداشته و اتفاقا بسیار بیشتر از دیگر کوردها با لک ها مراوده و ارتباط داشته اند آنچنان که به باور بسیاری از کلهر زبان ها لک ها به علت نزدیکی بسیار فراوان فرهنگی به آنها کلهر هستن و بهشون میگن کورد ...
میشه بفرمایید چرا در استان کرماشان فقط بخشی از مردم شهر مرکزی هستن که دید خوبی به لک ها ندارن اما در همان حال دیگر کلهر زبانها و شهرهای دیگر هیچ مشکلی با لک ها ندارن ؟ آیا نباید گفت رفتار نادرست خود آنان دلیل اصلیش هست ؟ ...
آیا لک های لرستان و دره شهر و دهلران و ... هم کلهر ها کنارشون بوده حالا برخیشون ادای پان لوریسم درمیارن ؟ ...
بعد فرمودید اگر لک ها به کوردهای به قول شما اصیل نزدیک بودن خودشون رو کورد میدونستن ، یعنی اینکه کلهر زبانها کورد نیستن ؛ حال آنکه به گواه تاریخ سرزمین کرماشان نخستین جایی بوده که بهش گفتن کوردستان و از دوره سلجوقی تا کنون شهر بزرگ کوردستان بوده ...
به گواه قدیمی ترین منابع راجع به کورد ها یعنی تاریخ مفصل کوردستان امیر شرف خان بدلیسی ؛ کلهر بزرگترین گروه جمعیتی کورد های روژهلات بوده با زبان و فرهنگ مستقل ، در آنجا نامی از سوران برده نشده ...
در تمام منابعی که راجع به کورد ها نوشته شده همیشه کلهر به عنوان یک جمعیت مستقل کورد که شامل کورد های ایلام و حتی خود لک ها هم بوده شناخته شده اما سورانی تنها حدود 200 ساله که شناخته شده ...
اگر این تاختن و توهین نیست پس چیست ؟ ...
سپس فرمودید که زبان کلهری از زبان کوردی دور هستش اما لکی بهش نزدیکه ...
نخست باید روشن بفرمائید از منظر شما زبان کوردی چیست ؛ آیا اساسا چنین چیزی وجود داره ؟ خیر ؛ در واقع ما با چهار دسته زبان کوردی مواجه هستیم یعنی : 1-کرمانجی(کوردی) شمال : که زبان مردم شکاک و بادینی و خراسان و کوردستان آناتولی و بخش شمالی کوردستان عراق مثل شنگال و... هستش
2 - کرمانجی میانی : یعنی سورانی
3 - کرمانجی جنوب : یعنی گویش های زیر مجموعه کلهری مثل کلیایی و ایلامی و کرماشانی و خانقینی و ... و نیز گویش مستقل لکی نیز در حوضه ی کرمانج جنوب هستش
4- دسته ی دیگر نیز گورانی - زازا هستش که گویش لکی هم میتونه در این دسته باشه
البته لکی بیشتر از همه با کلهری نزدیکه ...
حال آنکه کلهری یکی از کهنترین و پرمایه ترین زبان های کوردیست که به باور پژوهشگران بازمانده ی زبان گورانی هستش و آنرا زبان پهلوی نیز مینامند ...
حتی کلهر ها تنها کوردهایی بوده اند که زیر بار اسلام نرفته اند و تمام آداب و رسومشون رو نگه داشته اند ...
بعد شما و برخی دوستان فرمودید که پوشش کلهر زبانها کوردی نیست و پوشش لک ها به لباس کوردی نزدیکه ...
حال آنکه بایسته است بدانیم پوشش کنونی کوردی اصلش هورامی هستش نه سورانی ، اما پوشش کورد های کرماشان ، بدون شال و ساده تر هستش ، در واقع یه شلوار کوردی (عموما تیره رنگ) و یه پیرهن روشن (عموما سفید ) هستش با لچگ کوچک به سر و اتفاقا پوشش لکی هم همینه نه چوخورانگ ...پوشش زنان هم در هیچ منطقه ای به زیبایی پوشش رسمی کوردهای کلهر واقعا وجود نداره ...
البته فارغ از گل ونی که بین لک ها و کلهر ها مشترکه...
ادامه ...

هیرش [چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 13:04]

سلام جناب کورد. من هرگز نگفتم پوشش لکها از کلهرها اصیل تره یا احیانا به پوشش مثلا سورانها نزدیکتره. اتفاقا در پاسخ به دوستانی که میخواستند بگویند لباس لکها شبیه لریه گفتم این پوشش لکهای نزدیک لرهاست و لباس اصیل لکی این نیست. دقیقا درمورد لباس با شما موافقم که پوشش لکی اصیل دقیقا مشابه کلهری است چه لباس زنان و چه مردان. از نظر فرهنگی هم لکها بینابین کلهر و لر هستند اما از نظر زبانی، لکی بیشتر از فارسی دور است تا کلهری(بویژه دستور زبان) و از اینرو بله نظر من اینه که لکی اصالت بیشتری داره. از نظر واژگان، لکی و کلهری به حدی نزدیکند که میشود گفت تقریبا دو لهجه یک زبان هستند. این کل عقاید من.

کورد [پنجشنبه 11 شهریور 1395 | 09:53]

درود ...
به نظر بنده آنچه که لور ها در آن با کوردهای کلهر و لک ها نزدیکن تنها به سبب نزدیکی اقلیمی بوده ، گرنه هرچه از محدوده ی کوردها و لک ها دور میشویم پوشش لور ها هم تغییر میکند ...
هرچن لور ها طی سالهای اخیر پوشش گل ونی رو به اسم خودشون ثبت کردن اما به دید بنده ارتباطی به اونها نداره ...
پوشش مردم لک و کلهر یکیست و کمترین تفاوت رو با هم دارن ...
اصولا بعید نیست که بسیاری از لک ها از زنگنه ها باشن چون اونام ییلاق و قشلاقشون تقریبا همین سرزمین کنونی لک ها به ویژه لک های ایلام و لورستان بوده ...
اما درباره ی اصالت زبانی و شباهت دستوری کلهری به فارسی ...
موضوع نزدیکی دستوری کلهری به فارسی از چن جهت قابل بررسیه
اول اونکه با توجه به نیای زبان فارسی کنونی پهلوی ساسانی ( «پارسی میانه» نام مزخرف و ادعایی بیش نیست و هیچ گونه حقیقتی ندارد ، بلکه درستش «پهلوی» هستش که ترکیبی از مادی و پارتی و پارسی و عناصر یونانی بوده و بهش میگن یک انقلاب زبانی ، به حدی قدرتمنده که امروزه هم میتونه استفاده بشه ، کمااینکه زبان کلهری به عنوان وارثش هنوز زنده س ) زبان پهلوی بیشترین شباهت رو با گویش کلهری داشته و بسیاری بر این باورند این همان زبان درباری ساسانیست ، کسانی چون : مینورسکی چنین عقیده ای دارن ...نزدیکی کلهری با پهلوی به حدیست که امروزه با وجود وارد شدن واژگان بیگانه بسیار من کلهر زبان کتیبه های دوره ساسانی رو بیشتر از 60-70 درصد متوجه میشم ...
پس این شباهت میتونه توجیه بشه ؛ یعنی اینکه از لحاظ ریشه ای بهش نزدیکه ...
نظر دیگه هم اینه که خوب نظر به رفت و آمد ها به این منطقه و ارتباط با عناصر غیر مرتبط، برخی ویژگی های فارسی رو گرفته ، اما با این حال همچنان تفاوت های فراوانی باهاش داره که سبب شده کلهری به عنوان یک گویش مستقل در دسته زبان های شمال غربی ایران قرار بگیره ...

کلهری یکی از گویش های کوردیست که ادبیات مکتوب و کهنی داره و بسیار پر مایه هست ، این زبان از بسیاری از زبان های کوردی کهن تر و قدرتمند تره ...
البته بیسترین شباهت رو با سورانی داره ، یعنی اینکه یک کلهر زبان مشکلی در فهم زبان سورانی ندارد ... - اصولا برخی بر این باورند که زبان سورانی خودش از کلهری اصیل و کهن گرفته شده و کلهری مادر زبان سورانیست ...

کورد [چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 03:47] پاسخ

ادامه ...
جناب هیرش ...
بعد گفتید نسب به مهاجران بد رفتاری میشه و مثال تویسرکانی و همدانی آوردید ، اولا اینها ربط چندانی به ما ندارن بلکه مشتی مردم مخلوط و آسمیله شده هستن که نقش فراوانی در ضدیت با فرهنگ کوردی این منطقه دارن ...
درباره ی جاف ها : والا کسی بهشون بی احترامی نمیکنه اتفاقا جز اقشار قابل احترام جامعه هستن ، بیشتر به خاطر اینکه نمودهای فرهنگی کوردی رو بیشتر حفظ کردن ...
درباره کلیایی ها هم من اولین باره میشنوم که بهشون بگن هوز یا خیل ، بیشتر مردم اصن نمیدونن کلیایی بعنی چی ...
اما عزیزان لک گاه ادعاهای پانترکی در میارن و گاه مثل ترک ها در پی ایجاد کلونی سیاسی و فرهنگی هستن و شاید این یکی از دلایل واکنش برخی از مردم (نه همه) باشه ...
اصولا بی تعصب بگیم تنها شهر واقعا لک نشین کرماشان هرسین هستش ، دیگر شهرها یعنی صحنه و کنگاور و به ویژه صحنه کوردش بیشتره ، البته این موضوع چندان مهم نیست اما گاهی برخی بردران لک میگن همه ی اونجا مال ماست و ما هم لوریم و خوب ما نیز. چندان علاقه ای به لورها نداریم و این سبب واکنش میشه
اصولا در بین تمام گروه های کورد تنها کلهر ها و ایلامی ها بوده اند که با لور ها ارتباط داشته اند و میبینیم چندان علاقه ای به اونها ندارن ، چراکه خصلت تقریبا غیر قابل اعتماد بودن لور ها رو خوب یاد گرفته اند ...
اما کوردهای دیگر به ویژه خارج از ایران هنوز فکر میکنن اینا کوردن در حالیکه نیستند و بیشترین ضربه ها رو به کورد زده اند ...
ادامه ...

هیرش [چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 13:37]

منظور کردهای خارج ایران از لور، کوردهای به قول اینجاییها ارا زوان است یعنی کلهرها و فیلیها و لکها. در عراق خیلیها منظورشان از لور اینه. حالا اونا اشتباه میکنن یا لرهای ایران لور نیستند یا اینکه زبانشان عوض شده نمی دانم. به هرحال در این زمان، لرها را نمیتوا کرد دانست و این به یک سوتفاهم می ماند تا واقعیت. در مورد توهین به جاف و هورام و کلیایی با آن تعابیر که کامل ننوشتم، بازهم ذره ای شک ندارم. شما احتمالا کلهر هستید ولی در شهر کرمانشاه زندگی نمی کنید که نشنیده اید. در مورد شهر لک نشین هم بله حتی هرسینی اصیل هم لک نیست و لکهای هرسین همگی مهاجران کاکاون هستند یا از نوراباد آمده اند. زبان هرسینی از نظر دستورزبان کاملا از لکی متمایز و شبیه کلهری و پایرونی است یعنی ارگاتیو نیست و کلماتش هم با لکی تفاوتهایی دارد. عملا شباهت هرسینی و لکی در افزودن مه برای حالت استمراری فعل است و کلماتی مثل وژم بجای خوم.... تنها شهرهای نوراباد و الشتر و کوهدشت و تاحدی دره شهر ایلام را میتوان لک نشین دانست.

کورد [پنجشنبه 11 شهریور 1395 | 10:04]

درود ...
البته این درس هستش که کورد های خارج از ایران هنوز به پیروی از شرف خان بدلیسی و دیگر منابع لور ها رو یکی از اقوام کورد میدونند ، اما آنها کاملا به تفکیک کلهر زبانها و حتی لک زبانان از لور ها آگاهن ، برای نمونه به کاتولوگ زیر بنگرید که مربوط به انستیتو تحقیقات کوردی در شهر آمد= دیاربکر هستش تو سال 2015

http://uupload.ir/files/hpet_photo_2008-06-16_03-27-59.jpg

میبینیم که اونها لور را جدا دانسته و گویش های کوردی رو بهتر دسته بندی کردن ...
اما با این حال آن‌ها گاه به همه ی مردم کلهر زبان و لک زبان و لور هم میگن کلهور ، چونکه تعداد گویشروان کلهوری بیشتر هستش ...
طبق برآورد های غیر رسمی اگر لور را کورد به شمار آورد ما با یک دسته زبانی به نام کلهری یا کلهری - لوری مواجه میشیم که حدود 10 میلیون گویشرو خواهد داشت که از این میان سهم کلهر حدود 5- 6 میلیون خواهد بود ( در ایران و عراق) ( البته همه ی اشخاص مورد نظر مسلما کلهر نیستن اما قاطبه ی اونها کلهرن )...
اما به نظر من که بیشک نظر بیشتر کوردهای روژهلات هستش لور هرگز کورد نبوده و نیست و نخواهد بود ...


درباره ی توهین به مهاجران و ...
بنده سن چندان زیادی ندارم ، تو این شهر بزرگ شده ام اما چن سالیه که از این دورور خوشبختانه دورم ، چون دوس ندارم کنار مردمی باشم که برخیشون به چنین سرنوشت فرهنگی دچار شدن ، برام مهم نیس کلهر باشن ، لک باشن ، جاف باشن یا هر چیز دیگه ای ... چیزی که میدونم اقلیتی کمتر از 4 درصد تمام کرماشان رو به نابودی کشونده و بالاخره هم نابودش میکنن ...
من نمیدونم واقعا کلهر باشم یا نباشم ، حتی من زبان کلهری رو هم به اونصورت بهم یاد نداده اند ، بلکه بعدها با کوشش خودم زبان کلهری رو بهتر آموخته ام ؛ چیزی که میدونم اگر از بیشتر مردم کورد این شهر بپرسی که کجایی هستن به دروغ یا راست میگن کلهر ، چون اسمی مشهور تر از کلهر اینجا نیست ، مگه اینکه طرف اصل و نسبشو بشناسه که مثلا جاف باشه لک باشه ، زنگنه باشه و ... اما به تقریب میشه گفت شاید یه 70 درصدی و حتی بیشتر از این شهر از قوم کلهر باشن و همین نسبت در استان چرا که کلهر ها جمعیت بزرگی رو مناطقی مانند روانسر و ثلاث باباجانی و صحنه و کلیایی و کنگاور و حتی جوانرو رو تشکیل میدن ...
درباره ی مردم کلیایی تا کنون راستش من ندیدم کسی چیزی بگه ، کلیایی ها که خودشون از اقوام کلهر هستن و زبانشون هم در دسته بندی کوردی کلهری قرار داره ...
اما جاف ها بله ، در گذشته برخی چیز ها وجود داشت که البته باید بگم این موارد ارتباطی به مسائل قومیتی نداشته ، بلکه یک بحث و اختلاف دینی بوده که از طرف همان عناصری رواج پیدا کرده که هدفشون آسمیلاسیون و اختلاف افکنی اینبار به شکل دینی بوده ( بزرگترین عامل بدبختی ما یعنی تفاوت دینی با دیگر کوردها) ...
پس اینرو نمیشه به حساب ضدیت با جاف ها گذاشت ...
اما بحث هرسین و ... بنده منطورم این بود که متاسفانه برخی از افراد ( لور ها و پان ایرانیست (پان فارس) های خجسته دل) از این موضوع سوءاستفاده میکنن و از آن به عنوان یک اهرم فشار استفاده میکنن ، گرنه از لحاظ زبانی و فرهنگی لک های استان کرماشان به نظرم زبان و فرهنگی جدا از کلهری ندارن فقط لهجه ی آنان کمی متفاوته ، اما اصلش یکیست ، تا جایی که حتی بعید نیست اینا در واقع مخلوط اقوام مختلف کورد مثل کلهر و زنگنه و گوران و... باشن که به دلیل همجواری با لورها برخی عناصر زبانی اونارو گرفته اند ...
با این حال تعیین هویت لک ها به خودشون مربوطه ، اینکه خود را کورد میدانن یا لور و یا قومی جدا ...
و کسی نباید برای آنها تعیین تکلیف کنه ، گرچه لورها تمام داشته های فرهنگی لک ها رو به اسم خودشون زدن ، از گل ونی گرفته تا مراسمی مثل چمری ...
به نظر من فرهنگ لکی اگرم مستقلانه باشه بسیار از لوری نیرومندتره ، چون حداقل زبانشون یک گویش مستقله که میتواند زبان هم باشد ،اما لوری تنها یک لهجه‌اس ، و یک قوم واقعی نیست ، مثلا بختیاری به خودشون بختیاری و از واژه ی لور بسیار بسیار اندک استفاده میکنن ...

کورد [چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 03:55] پاسخ

ادامه ...
جناب هیرش ...
درباره ی اینکه میفرمایید کلهر زبانها همیشه حق به جانب هستن ...
میتونم بگم که مردم کرماشان و کلهر زبانها در کنار هویت کوردی ، برای خود هویت کلهر بودن هم داشته اند و شاید دروغ نباشه که بگم ، خود را نسبت به کوردهای به ویژه سوران بالاتر دونسته اند ، المان هایی مثل غیرتی بودن و ناموس پرست بودن نسبت به سورانها و یا لهجه عربی داشتن کوردهای سوران چیزهایی بوده که مورد توجه بوده ، اما کوردهای کرماشان دشمنی با اونها نداشته اند ، میشه بفرمایید ما چه هیزم تری به کوردهای سوران فروخته ایم ؟
اما شما به رویه ی اجتماعی و احزاب سیاسیشون که توجه کنی ، اومدن برای خودشون کوردها رو بر مبنای مزخرفاتی مثل کوردیاتی و دین و لهجه تقسیم کرده اند ، در واقع اونها بیشتر از کورد بودن ، سنیت و مراسم اسلامی رو برجسته دونسته اند ...
به احتمال میدانید بیشتر مردم کلهر زبان کرماشان یا شیعه مذهبن و یا یارسانی و ایندو با یکدیگر بسیار نزدیک تر بوده اند تا شیعه و سنی یا یارسانی و سنی ... تاریخ این منطقه جنگ های فراوان مردم یارسانی با سنی مذهب ها رو نشون میده ...
درست است که کوردهای کلهر شیعه و یارسانی تمایل چندانی به همراهی با ***************نداشته اند اما درگیری نیز با کوردهای سنی مذهب نداشته اند ؛ اما ایشان دارن و با الفاظ خنده داری مثل کورد پلاستیکی و مصنوعی و... سبب جدایی و سواستفاده ی دشمنان شده اند ، این فقط مردم کرماشان رو شامل نمیشه ، حتی ایلامی ها و بیجاری ها چاردولی ها و قروه ای ها هم این وضعیت رو دارن ، خوب نتیجه اش رو میبینیم که هیچ کاری تا کنون نتونسته ان که انجام بدن ...

درباره ی اینکه چاقو کشی و ... تو کرماشان هست
این موضوع همه جا هست و بنده نیز منکر نمیشم و نمیگم مردم کرماشان فرشته هستن ؛ هر جایی خوب و بد داره ؛ اصلا ایندو با هم هستش که معنی پیدا میکنه ...
اما عزیزان لک به دلیل اینکه اقلیت جمعیتی محسوب میشن ، جلو چشمن و متاسفانه برخی باعث میشن کار یک انسان بیمار به نام یک جمعیت چند صد هزار نفری به نام «لک» نوشته بشه ...
تردید نداشته باشید که اگر وضعیت برعکس بود همین اتفافات برای کلهر زبان ها یا هر کورد زبان یا هر قومیت دیگری میفتاد ...
و بنده نیز به همه ی لک ها گستاخی نخواهم کرد ، چرا که اگر بحث نزدیکی فرهنگی باشد ، هیچ کس به اندازه لک ها به کلهر زبان ها نزدیک نیست ، چه لباس و زبان و چه رسوم جشن و عزا و فولکلور های قومی مثل هوره و مور و چمری ...
اما درباره ی انسان های درست کار«لک» که بنده با امثال ایشان نیز به خوبی آشنا هستم؛ همانگونه که گفتم ایشان متأسفانه از لک بودن خود گریزان هستن و در بیشتر مواقع خود را لور یا فارس یا کلهر زبان معرفی میکنن ، حالا به نظرم کلهر باشن مشکلی نیست و به گسترش دوباره ی فرهنگ کوردی کمک کنن ، اما لور یا فارس به نظرم مناسب نیست ...

البته بسیارن انسان های با شخصیت لک که علاوه بر تاکید بر کورد بودن خود و استفاده از زبان کلهری و لکی ، نسبت به ملغمه ی فارسی کرمانشاهی موضع گرفته و آنرا به بوته ی نقد کشانده اند ...
در هر حال شایسته نیست برای کورد بودن لک ها به قوم کلهر توهین بشه ، چونکه تاکنون ضرری برای هیچ کوردی نداشته اند
بدرود ...

هیرش [چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 13:36]

تعبیرها از غیرت و ناموس متفاوته. بله در کردستان، زنها آزادترند و این از نظر یک انسان مدرن یعنی احترام به حقوق زن به عنوان یک انسان مشابه مرد و نشانه رشد فرهنگی است نه بی غیرتی... غیرت را در کردستان در این می بینند که در مقابل کشتار جمعی و فشارهمه جانبه مثلا در عراق، حاضر نشده اند از زبان و رسومشان دست بکشند. حاضر شده اند جانشان را بدهند ولی هویتشان را نه. این از نظر انسان مدرن یعنی غیرت و ناموس پرستی نه تحت فشار گذاشتن زنان....

هیرش [پنجشنبه 11 شهریور 1395 | 09:08]

درمورد چاقوکشی و بددهنی و دزدی و... قصدم این نبود که بگویم در کرمانشاه اینجور است. در کرمانشاه عملا همه اینها را به لکها ربط می دهند و معمولا علت تنفر از لکها و اینکه می گویند شهرمان را خراب کرده اند! را این مسایل عنوان می کنند نه قومگرایی لکها. منظورم این بود که در محله هایی که لک نشین هم نیست مشاهده میشود.

کورد [پنجشنبه 11 شهریور 1395 | 10:11]

درود ...
متأسفانه مانند بسیاری از دیدگاه ها این مبحث را نیز از روی عدم توجه کامل مطالعه فرمودید ...
ابتدا بایسته است بگویم که شهر و استان کرماشان به جز برخی مناطقش به ویژه سورانی زبان ها ، جز سکولارترین مناطق ایران به شمار میاد ، میزان مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی در اینجا حتی از میانگین کشوری هم بیشتره ، و زنها شرایط بسیار بهتری دارن ...
ضمن اینکه شاید بدانید و یا شایدم آگاه نباشید ، اما متاسفانه هنوز برخی رسوم جاهلی عربی — اسلامی در میان برادران و خواهران کورد سوران و سنی وجود داره که اینجا خوب نیست بر قلم جاری کردنش ...
بدون تردید از لحاظ برخورد با جنس زن دید مردم کرماشان بهتره ، اینرو شک ندارم ...

بحث بنده از غیرت و ناموس پرستی این بود که نسبت به این موضوع بی تفاوت نباشن ، برای نمونه به شما میگم به چشم خود دیده ام دوتا کورد سوران هم زبان یکی از مهاباد و یکی از سنه و یا بوکان و جاف و ... که تو یه شهر غریب مشکلی براش پیش اومده دیگر اشخاص با این استدلال که اونا همشهری ما نیستن هیچ کمکی بهشون نکرده اند تازه نفت هم به آتیش اضافه کرده اند ، اما در همان حال یک کرماشانی اومده برای اون شخص چه پسر باشه و چه دختر کتک خورده و ازش دفاع کرده ...
یعنی اینکه بی تفاوت نیستن ...
ضمن اینکه پیرامون حفظ هویت و ...
بنده نیز برای تمام کسانی که به حفظ هویت قومی خودشون پایبندن حال از هر قوم و طایفه ای باشد چه کورد باشد و چه لور و چه لک و تالشی و چه ترک و بلوچی و... احترام میزارم و بهش افتخار میکنم ...
اما بایسته است بدانید که امروزه بسیاری از مردم کوردستان باکووری ( آناتولی) دچار آسمیلاسیون ترکی شده اند و شاید به جرات بتوان گفت بسیار بیشتر مردم کلهر زبان دچار آسمیلاسیون شده اند ...
در ضمن نیرومندترین عاملی که کوردها رو به حفظ داشته های فرهنگی سوق داده یکی نزدیکی به اروپا بوده و دیگری تفاوت مذهبی ...
ضمن اینکه حفظ هویت در کوردستان عراق فقط مختص به کوردهای سوران نبوده ، کوردهای شیعه مذهب و کلهر زبان که حدود 1/3 و حتی بیشتر کوردهای عراق رو تشکیل میداده اند ، به جرم کورد بودن و مضاف بر این شیعه مذهب بودن مورد ظلم بیشتری واقع شدن و آنها نیز داشته هایشان را نیز حفظ کرده اند ...
درضمن هم اکنون به جرات میتوان گفت منطقه ی هه ولیر (اربیل)کمترین نشانی از نمودهای کورد بودن در خود دارد اما سلیمانی همچنان کوردترن ...
در ایران نیز بدون تردید ، وضعیت شهر دوم کوردهای ایران یعنی سنه (سنندج) هم چندان مناسب نیست و شما شک نداشته باش اینجور که داره پیش میره ما تا چن ساله دیگه با محصول «فارسی سنه ای » هم آشنا خواهیم شد و به بازار عرضه میشه ...
به هر حال کرماشان بنابه صدطایفه ای بودنش مسلما باید بیشتر از هر نقطه ی دیگری دچار این مشکل بشه اما سورانی و اردلانی ها و مکری ها و شکاک و میلانی ها و... دیگر مدعیان که مذهب متفاوتی نیز دارن چرا باید دچار مشکل بشن ؟

گذشت زمان همه چیز را روشن خواهد کرد ؛ باید منتظر بمانیم و ببینیم چه سرنوشتی خواهیم داشت ...
بدرود ...

باران [شنبه 13 شهریور 1395 | 15:52] پاسخ

منم باکوردموافقم پسردخترسورانیا تودانشگاه وشهرهای دیگه اصلا به کوردهای دیگه احترام نمیزارن فقط به فکراینن خودشونو برترمعرفی کنن خیلیم رفتاراشون بچگانس چ دلیلی داره سورانیا پیش هرکی میشینن وپامیشن میگن ماکوردبرتریم ودیگران کورداصل نیستن زبان مابهتره مگه چ معیاروسنجشی برا برتری زبانی هست هزربان ولهجه ایی درجایگاه خودش قابل ارزش گذاریه

هیرش [یکشنبه 14 شهریور 1395 | 10:30]

اگر کسی بی دلیل به کسی بی احترامی کند *********** خودش را میرساند ولی هرکس مختار است که کسی را دوست حساب کند یا نکند. بعضی از کردهای غیر سوران و هورام از موضوع دوم دلخورند و در واقع انتظار دارند سوران ها رفتار مشابه همزبانان خودشان با ایشان داشته باشند که بنا به دلایل زیادی اینگونه نیست... اما به دوستانی که شاهد این رفتارها هستند اگر برایشان اهمیت دارد توصیه میکنم از خود آنها بخواهند دلیل رفتار و حرفهایشان را توضیح بدهند؛ قطعا اگر بخشی از دلایل منطقی نباشد، دلایل منطقی هم در میان هست. کردهای به قول خودشان اصیل، دوست دارند دیگران، کرد را به صورتی که ایشان هستند بشناسند چه از نظر زبان و چه فرهنگ و از دید ایشان بقیه، از نظر زبانی و فرهنگی از معیارهای "کوردایه تی" فاصله دارند و اگر ایشان هم کرد حساب شوند.... به هرحال بازهم توصیه میکنم از خودشان مفصل بخواهید توضیح بدهند.

هیرش [یکشنبه 14 شهریور 1395 | 10:54]

مشابه این رفتارها (نپذیرفتن دیگران در جامعه اصلی) حتی در کشورهای پیشرفته هم هست و مثلا در اروپای شمالی و آمریکا، بیشتر مردم، نگران تغییر ارزشهای جامعه شان با ورود دیگران هستند و جرم و جنایت ها را از چشم مهاجران می بینند. در واقع اگر سیاستهای دولتها و سرمایه دارانشان ایجاب نمی کرد، اکثریت آنها با پذیرش مهاجر مخالف بودند. در ایران هم شهرهایی مانند اصفهان و تبریز و یزد، دیگران را به سختی در جامعه شان می پذیرند. حتی در کرمانشاه هم غیر کرمانشاهی را با دیدی دیگر نگاه می کنند و مثلا معضلات شهر را کلا به لکها نسبت می دهند و دوست دارند شهرشان را سوای مهاجران به دیگران معرفی کنند. مثلا میگویند اینا کرمانشاهی نیستن،خودشان را کرمانشاهی معرفی میکنن، کرمانشاهی کی فلان کار رو میکنه...

باران [یکشنبه 14 شهریور 1395 | 17:25]

تلاشی که امروز درجهان صورت میگیرد تلاش برای ایجادبرابری است مامهاجرنیستم وضعیت ی هندی که میره کانادا بامنی ک از ایلام میرم مهاباد کاملا فرق داره من تودانشگاه شاگرد اول میشدم پسرای سورانی واسه اینکه تهرونیا ناراحت نشن کلی پشت سرم بدوبیرامیگفتن تا اون دخترا رو شاد کنن والکی بخندن اونم با توهین به اصالتم چ حرفی چ کشکی دریغ از منطق وسواد وآگاهی همش چاپلوسی بیگانگانو میکردن درحد سبک کردن خودشان من نمیخام کسی منو تحویل بگیره برام اصلا مهم نیس ولی زجرمیکشیدم پسرودخترای جامعه ام انقدناآگاهن وبی احترام ب خودشون

باران [دوشنبه 15 شهریور 1395 | 15:45]

برامون مهمه فکرکردی هویت کم موضوعیه که واس ادما مهم نباشه یافک کردی فقط شماهویت وکوردبودن براتون مهمه این طرز صحبت کردن صورت خوشی نداره اگه با الباقی سورانیام حرف بزنن اینطوری پاسخ بدن دیگه حرف نزنیم بهتره واستونمهمه یعنی چی

647 یک لک [یکشنبه 14 شهریور 1395 | 14:14] پاسخ

این آقای بیرانوندی که میگه مادرش کورد مهاباده میخوام چند مسئله رو خدمتشون عرض کنم بنده در دانشگاه با دوستانی از منطقه مکریان آشنا شدم و الان هم از دوستان صمیمی من هستن در اولین برخوردم با این دوستان سعی داشتم با کوردی کلهری باهاشون ارتباط برقرار کنم و خیلی جالب بود که اونا خیلی کم میفهمیدن من چی میگم و من تقریبا 70 درصد حرفاشونو میفهمیدم و متوجه شدم که اونا از لحاظ دستوری و خیلی از اصطلاحاتشون به ما خیلی نزدیکن و اصطلاحات و کلماتی رو که فکر میکردم مختص لکی هست در لهجه مکریانی هم دیدم و الان دارم لکی خودمو باهاشون حرف میزنم و ایشان هم سورانی مکریانی شونو حرف میزنن و کاملا همدیگرو میفهمیم مثلا درکه بکا = در رو باز کن اگر هم میخواید تا مثال های بسیار بیشتری رو براتون بیارم با احترامی که برای شما قائل هستم بنده فکر میکنم شما میخواهید لک ها فقط کورد محسوب نشن و هر چی باشن مسئله ای نیست و فقط و فقط کورد نباشن

کورد [دوشنبه 15 شهریور 1395 | 11:50]

درود ...
دوست عزیز سخن شما باعث شد یک چیزی بگم...
تنها عامل جدایی گویش های میانی و جنوبی کوردی عدم ارتباط کلامیه ؛ وگرنه این دو دسته زبان کوردی در واقع یکی هستن ؛ به ویژه لهجه ی اردلانی (سنندج) وجافی بسیار به گویش جنوبی نزدیکه ؛ اما نحوه ادای واژگان متفاوته و تفاوت بنیادینی با هم ندارن ...
این موضوع در مورد کرمانجی هم صادقه ؛ گرچه کرمانجی فاصله ی بیشتری از دیگر گویش ها کوردی داره و خالص تر مونده ؛ اما با برقرای ارتباط میتوان آنرا نیز فرا گرفت ...
دلیلش اینه که گویش های کوردی از یه اصل و ریشه گرفته شده اند ؛ حالا گویشی مثل گورانی که امروزه جز دو سه تا روستا تو منطقه ی ریژاوو دالاهو به اسم زرده و بان زرده دیگه گویشرویی نداره و تبدیل به کلهوری شده ؛ گویشی کهنه ؛ کلهوری بازمانده ی گورانی و پهلویست ؛ اما کرمانجی ویژگی های پهلوی و مادی و حتی هوری و ...بیشتری داره ؛ اصطلاحاتش تا حد زیادی فرق داره مثلا واژه ی "ئەز یا ez " در زبان و گویش کرمانجی معنی "من" میدە کە در هیچ گویش دیگر کوردی و حتی ایرانی کهن کاربردی ندارە ...
یا هورامی و زازاکی نیز گویش و زبانی کهنە کە بیشترین شباهت رو با زبان تالشی دارە ...در کل میتوان گفت شاکلەی زبان کوردی از پهلوی و مادی درست شدە حالا گویشی مثل کرمانجی شاخصه های مادی بیشتری داره اما کلهوری یاجنوبی شاخصه های پهلوی ...دلیل این مدعا نزدیکی فراوان زبان بلوچی و پشتونی (کە بازماندگان پهلوی پارتی و سکایی هستند) با کوردیە کە همەی اینها در یک دستە قرار میگین ...
درباره گویش سورانی هم ، این گویش خاستگاهش شهر سلیمانیه هستش وقدیمیرین اثرش حدود 200 سال قدمت داره و زیر نظر حاکمان اردلان رشد کرده
...
البته سورانی اسم یه ایل و منطقه بین استان سنندج و سلیمانیه هم هست ...
سورانی نیز لهجه های زیادی داره مثل "موکری ، اردلانی ، جافی وهەولیری و...لکی ویژگی های سورانی (به ویژه لهجه موکری) و کلهری رو هم زمان داره ، البته به دلیل همجواری با لرها رنگ و لعاب لری نیز به خودش گرفته یا شایدم برعکس ...
اون جملە هم کە گفتید بە گویش کلهری میشە این "دَرَگە واز کە" یا "دَرَگە واز بکە "
بدرود ...

هیرش [دوشنبه 15 شهریور 1395 | 14:15]

یاد اولین برخوردم با کرمانجهای خراسان افتادم که ایشان اول فکر می کردن به کرمانشاه نزدیک باشن و حتی نمی دانستند کردند و اگر میپرسیدی کردی؟ می گفتند کرمانجم انگار کرمانج چیزی جدا از کورده! کمی بعد کشف شد که به سورانی نزدیکترند تا کرمانشاهی و بعدها کاشف به عمل آمد که شکاک هستند! حال آنکه شکاک بخشی از کورمانج ها می باشد!!!

کورد [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 03:42]

جناب هیرش ...
راستش من منظورو نگرفتم که چی شده است ، اصولا کرمانج یعنی کورد یعنی کوردمانج ، اسم کرماشان هم یعنی کرمانجان = جای کرمانج ها ...
شکاک ها تنها بخشی از کرمانج زبان ها هستند که به خراسان کوچانده شده اند و بیشتر طوایف کرمانج خراسان چشمزک و عمارلو هستن ، مکان اصلی شکاک ها ارومیه بوده نه آناتولی ، اسماعیل آقا سمکو و خانی لپ زیرین هم شکاک بوده اند ...
درباره ی اینکه کرمانج ها گمان میکرده اند به کرماشان نزدیکن ، که خودم نیز به وضوح دیده ام ، حتی از دهانشان هم شنیده ام که گفته اند کورد فقط کورد کلهر ...
دلیلش اینست که در واقع بخش بزرگی از کوردهای خراسان کلهرن که به آنجا تبعید شده اند و آنها فقط با کلهرها ارتباط داشته اند ...
اینهم خودش نشون میده که کورد را فقط با کرماشان میشناسند نه جایی دیگر ...
اصولا فقط سوران ها به جایی تبعید نشده اند ، چون جز دهه های اخیر نقشی در مبارزات کوردها نداشته اند و فقط به واسطه ی تحرکات کرمانج های آناتولی با اندیشه های سیاسی آشنا شده اند وگرنه تاریخ چندان پرپیشینه ای ندارن ...
درباره ی زبان سوران هم باید بدانید گرچه سوران باشید و بر آن تعصب داشته باشید ، این گویش از برخود کلهری کهن و کرمانجی پدید اومده و ویژگی های هر دوش رو داره ، دلیل اینکه شما امروزه کلهری را ساده میپنداری اینه که کلهری برخی نواحی شهر کرماشان را معیار میگیری وگرنه کلهری اصیل و کهن را حتی خود کلهر ها متوجه نمیشن ، هرچند گویشی که در بیشتر بخش های کلهر تکلم میشه به سادگی برای دیگران قابل فهم نیست اما باز هم نسبت به کلهری کهن ساده تر هستش ...
بدرود ...

باران [یکشنبه 14 شهریور 1395 | 17:39] پاسخ

حرف سر دوستی نیست بحث سرهویت انسانی ماست شما اگه با کسی دوس نشی دیگه حقوق انسانی وشهروندیشو رعایت نمیکنی وخودتو از اون بالاترمیدونی چ منطقی وجودداره به انسانها بیدلیل بی احترامی بشه اونم درحالیکه ماباتموم وجودمون برا دوستای سورانی احترام قایل بودیم ونون ونمک همو میخوردیم باز پشت سرمون حرف میزدن واگرم باهرکی سرکوردبودن حرفمون میشد به ناحق طرف دیگری رو میگرفتن واصلا مشخص نبود کدوم ورین هدفشون از زندگی چیه فقط دنبال خوشتیپای دانشگاه بودن خودشونو به اونا بچسبون اگه دشمن با باشونم بودواسشون مهم نبود فقط التماسشون بود نوکراونا باشن تهرونی وتبریزیا رو ارباب خودشون میکردن به هرقیمتی حتی خفت وخواری از طرزحرف زدن شمام پیداست چقدبه آدما احترام میذاری من کوردم چه شمامنودوس بدونی چه نه من حق دارم احساس آرامش واحترام داشته باشم وهویت انسانها تحت هیچ شرایطی نباس نادیده گرفته بشه وکورداصل یعنی چی یعنی نادیده گرفتن حقوق دیگرون یعنی نادیده گرفتن ابا واجدادما بی احترامی نشانه اصالت نیس مدیر مدیونی اگه ننویسی

باران [یکشنبه 14 شهریور 1395 | 17:46] پاسخ

مگه شما چ امتیازی دارید که مارولایق دوستی نمی بینید مگرالان قرن بیسویک نیست زمان امتیازات قومی تموم شده مگه مابرده ی شماهستیم این چ طرزحرف زدنه اگه باقی کوردها رو دوس داریم درپی دوستی نیستم به هویت خودمون وپدر مادرامون احترام میذاریم ببین درجواب حسن نیت دوستی ماخودت اعتراف میکنی که برای ما ارزشی قایل نیستید اینم جزیی از اصالتتونه جواب محبتو با نادیده گرفتن جواب بدید مدیونی مدیر اگه نشون ندی

کورد [دوشنبه 15 شهریور 1395 | 07:56] پاسخ

درود ...
جناب هیرش ...
به هر حال آنگونه که پیداست جنابتان دیدی غیر دوستانه نسبت به کلهرها و کرماشان دارید و از دایره ی منطق فاصله گرفته اید ؛ اینجانب دلیلش را نمیدانم و تقریبا علاقه ای نیز به دانستنش ندارم ؛اما میگویم دید عده ای در این شهر هزار فرقه ؛ متعلق به همه نیست و همه دید بدی به لک ها ندارن ؛ شاید شما خود لک نباشید ، شاید سوران باشید(از لحن نوشتن واژه "کوردایه تی " شما مشخص است که آگاهی خوبی ازآنان دارید )و... به هر حال ؛ کسی از لک ها بدش نمیاید وگرنه هم اکنون جمعیت بزرگی از این شهر رو لک ها تشکیل نمیدادن ...
درباره ی پذیرفتن در فلان جامعه و ...ما نیازی نداریم خود را به کسی ثابت کنیم ؛ تاریخ نشان داده است که کوردان در کجا بوده و کوردستان کجا شکل گرفته و شهر بزرگ کورد کجاست ؛ همین بس که تا چندی پیش تمام کودرستان در زیر حاکمیت کرمانشاهان بود ؛ در گذشته کسی اصولا سنندج و یا مهاباد و فلان شهر را نمیشناخته که بدانن کورد هستن یا نه ؛ مثال قشنگش جناب خان در برنامه خندوانه هستش که تمام چیزهایی که از کورد میدونه متعلق به کرماشان هست ...
تا پیش از انقلاب رادیو کرماشان توسط تمام کوردهای خاورمیانه از کلهر و سوران و کرمانج تا حتی لورها و ... بهش گوش میداده اند و بزرگان موسیقی کورد با رادیو کرماشان برای خود آوازه ای دست و پا کرده اند ...
به هر حال کرماشان همچنان افتخار بزرگترین شهر کورد را یدک میکشد و به یاری تکنولوژی ارتباطی در راه بازیابی داشته های تاریخیش میباشد ...
اما امروزه برادران سوران به واسطه ی وجود حکومت اقلیم خود را همانند پدر کوردهای دیگر حتی کرمانج ها که زبان دو سوم کوردان است میدانند ؛ سورانها از لحاظ جمعیتی و خاک شایت سومین گروه کوردها باشن ، اما افتخار داشتن نخستین حکومت تقریبا واقعی رو دارند و ما نیز به آن افتخار میکنیم ؛ هر چن این افتخار میتوانست نصیب کلهر و یا احسان نوری پاشای کرمانج شود ؛ حال اگر در طول تاریخ اینهمه طوایف و ایلات کلهور توسط حکومت های ایران به گوشه گوشه ی ایران تبعید نمیشدن ، هم اکنون جمعیت بسیار بیشتری داشتن ؛ نقطه ای در ایران نیس که حضور کلهور را لمس نکرده باشد ...نخستین کوردانی که به خراسان رفتند کلهرها بودند که فرمانده مشهوری به نام قباد خان کلهر داشته اند ...
کلهرها در جنگ های صلیبی نیز جز بازیگران اصلی بوده اند ؛ و مانع اصلی ناکامی عثمانی در عدم پیشروی به غرب ایران ...
همانگونه گفتم ؛ کلهر از کهن ترین و مشهورترین و دلیر ترین اقوام کورد بوده اند که بارها و بارها حضور و تاثیر خود را بر محیط پیرامونشان گزارده اند ؛ شاید اگر حکومت کلهرستان با دسیسه نابود نمیشد اکنون کوردستان و لورستان و میان رودان کلهورستان نام داشت
اینکه کورد اصیل کیست وکورد نااصل کیست و معیار کوردیاتی چیست را چون مطمئن نیستم شما سورانی باشید ؛ توضیح نخواهم داد ؛ اما به هر حال نخست جایی که کوردستان نام گرفته کرماشان بوده زادگاه کهن ترین تمدن های بشری ...
اما سخن پایانی به عنوان اقوام گوناگون کورد چه سوران وچه کلهر و چه کرمانج و چه اورامانی ؛ درست است که در برخی موارد با یکدیگر اختلاف نظر داریم ؛ اما حس مشترک همه ی ما کورد بودن است و همین حس سبب میشود خود را یک پیکره ی واحد بدانیم و خود را یک ملت بدانیم که آرزوی دیگری را آمانج خود بدانیم ...
گرچه با هم اختلاف داریم اما از وجود یکدیگر خشنود هستیم و تفاوت فرهنگی را مایه قدرت و صلابت فرهنگمان میدانیم ...
اینکه برادران سوران خود را اصیل میدانند و دیگران را نا اصل این حسی مشترک و رقابتی میان کوردان است و تنها در برابر خودمان قابل طرح است و دیگران را محرم رازهای خود نمیدایم ؛ چه اگر قرار باشد زبان یکدیگر را بگیریم آنرا فرا خواهیم گرفت و از آن خشنود خواهیم شد ...
نکته ی پایانی و آنکه 1- کرماشان همە کلهر نیستند و شهری صد فرقه است؛2ـ کلهرها با لک ها دشمنی ندارن شایت دیگران توهم توطئه داشته باشن اما ما نداریم نه با لک ها که با لورها وفارس ها و عرب و بلوچ و بختیاری و خوهران وبرادران کوردمان و... هیچ گونه دشمنی و تضادی ندریم ؛ همین بس که نام کرماشان و کلهر در درازی تاریخ به جوانمردی و مردم داری و مهمان نوازی مشهور بوده است ...
در پایان از جنابتان خواستارم که عینک بدبینی را ازچشمتان درارید ؛ چرا که چند نفرنماینده میلیون ها نفر نیستن ؛ وگرنه از این دست فراوانن که عزیزان لک تباری که سبب ساز اختلاف و توهین به اقوام و زبان کلهری شده اند که بیشک آنان نمیتوانند نماینده چن صدهزار انسان باشند ...
بدرود ...

باران [دوشنبه 15 شهریور 1395 | 15:48]

آفرین ودرود کاملا موافقم بیگانه را محرم دانستن خطاست حتی اگه به تمام اصول اخلاقی پایبندباشند درکل مطالبتون عالی بودممنون از اطلاعات خوبتون

کورد [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 05:22]

درود ...
خانم باران ...
سپاس از شما ...
متاسفانه برخی مشکلات در جامعه ی ما وجود داره که حتی با سالها تجربه و آزمون و خطا همچنان پیروانی داره و این یکی از بزرگترین دردهای ملتی به نام کورد است ، مشکلاتی که زمانی میان سران دینی و سیاسی کوردستان باکور (شمال = آناتولی) وجود داشت و همین مشکلات سبب شد پس از سقوط عثمانی حکومت و کشوری که میتوانست پدید بیاید ، ایجاد نشد و نتیجه اش صدها هزار کشته ی کورد در طول سالها مبارزه برای آزادی از دست رفته در برابر ترکهای مغول صفت و دشمن نژادی کورد بوده است ...
همین اختلاف میان کوردهای باشوور (جنوب = میان رودان) وجود داشت و آزادی که میتوانست باشد تبدیل به حکومت بعث شد و نتیجه اش انفال و هلبچه و... بود ، حتی امروزه نیز کوردهای حکومت حریم ( اقلیم کوردستان عراق) با یکدیگر اختلاف دارند و دست دشمنان را برای دامن زدن به آن باز گذاشته اند ...
در اینجا نیز هیچگاه یک اتحاد واقعی میان کوردها وجود نداشته ، حال اینکه مقصر کیست و چه کسی باعث و بانی آن در این مجال نمی گنجد و اینجا مکان مناسبی برای بازکردن رازهای سربسته نیست ...
نتیجه ی تمام این دشمنی خانگی : انگ هایی مثل تجزیه طلبی و سربریدن با قوطی کنسرو و محروم شدن از بسیاری از حقوق بایسته و سواستفاده دشمنان و تبعید شدن و کشته شدن برای دشمنان در چهار گوشه ی این حاکمیت سیاسی برای دفاع از بی عرضگان و ضعیف النفسان بوده ...
باید به آینده امیدوار بود و به این خوشبین بود که نسل های جدید اشتباه پدران را تکرار نکنن و بدانند که آنان فقط خود را دارند و بس و هیچ دوستی ندارن ...
به امید آن روز ...
بدرود ...

باران [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 19:54]

بروشانگهای چین پسرای سورانی بابیوه زنای اونجا ازدواج میکنن نصف شانگهای کوردسورانیه که پولاشونو می برن اونجا خوش گذرونی اصلا کوردبودن وزبان کوردی براشون مهم نیست توایران کوردبرترو کردن وسیله ایی توسرما میزنن توچین لباس کوردی میپوشن ولی اصلا بابچه هاشون کوردی حرف نمیزنن لباس کوردی میپوشن تا خوش هیکل نشون داده بشن وبیوه های چینی اونارو به همسری قبول کنه درحالیکه چقدبه دخترای خودشون سر پاکدامنی وناموس گیر میدن اونجا خبری نیست فقروبدبختی رو واسه زن کوردا میخان ولی لقمه نونشونو باچینیا تقسیم میکنن تقسیم چیه پیشکش میکنن واصالت وشرف وآبروهمش کشکه

کورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 08:11]

درود ...
والا ما زیاد دیدیم از عزیزان سوران غیر کوردی بگن ، اونهم با افتخار میگن و با آگاهی کامل ، چون میگن که آریایی هستن و ماد و پارس از یه ریشه ، حالا ما نمیدونیم کی گفته که کوردها ماد هستن یا آریایی تنها و خالی .
، اما داستان چین و شانگهای رو راستش بنده نمیدونم ، اما کورد برتر بودن ، شاید باشن به خاطر لهجه و برخی کارهای ناشایست اسلامی ، اما به هر حال توهم کردستان بودن اردلان به سر برخیشون زده و این ا سیاست های پان فارسیسم هست متاسفانه که خیلی هاش موفق بود ، البته فقط خودشون کورد برتر بودن خودشونو قبول دارن وگرنه تو ایران فکر کنم حداقل نصفشون فکر میکنن کردستان یه شهر کرمونشاه به قول اوناست ...
بدرود ...

لک [دوشنبه 15 شهریور 1395 | 15:28] پاسخ

معرفی چند کلمه مشترک زبان لکی با زبان کرمانجی
بچه= آیل،رو - کوچک= گوجر،بیوچک - بزرگ- کلاین- افتادن= کتن - از= اژ یا ژ
که نشان می دهد کرمانجی ها زمانی جزئی از خاک عزیز ایران بوده اند که در زمان صفویه از ایران جدا شده اند.

کورد [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 04:31] پاسخ

جناب هیرش و سایر دوستان به گمان فراوان سوران ...
نظر به مطالعه ی دوباره ی نظر ها و مشاهده تاخت و تازهایی که توسط کاربران عموما سوران زبان این سایت به فرهنگ کلهر وارد آمده بر آن شدم تا کمی تندتر مطالبم را بنویسم، پس ناراحت نشوید؛ چون جواب سلام علیک است و هر کنشی واکنشی در پی دارد...
در گام نخست که وارد این سایت شدم و مطلبش را خواندم. ، بی توجه به نام آن (یعنی شاهو که یادآور بخشی از اقلیم سوران است ، البته در واقع اقلیم کلهر ، چون همین کامیاران و شاهو و پالنگان خودش یکی از خان نشین های کلهر بوده و هم اکنون نیز جمعیت قابل توجهی کلهر زبان دارد ... به هر حال ) گمان کردم با یک سایت لکی طرف هستم، اما هر چه مطالب را خواندم به این باور نزدیک تر شدم که اینجا جز معدودی خبری از لک ها نیست، چراکه ما سایت های لکی را گشته ایم و بالاتر از آن با اقوام لک از نزدیک آشناییم، برایم تعجب آور بود که لک ها چنین نظرهایی بگن و به کلهر ها و زبان کلهری توهین کنند ، اصولا لک ها بزرگترین استدلالشان برای کورد بودن نزدیکی زبانی و فرهنگی به کلهر هاست نه سورانی که اصلا نمیدانند کجاست ...
توصیه ای به عزیزان سورانی دارم و آن آنکه به جای سعی در اختلاف افکنی میان اقوام کلهر فرهنگ (که شامل لک ها هم میشود) به اوضاع خود برسند ...
ما سالهاست که با هم زندگی کرده ایم و زبان همدیگر را آموخته ایم ، نمونه ی آن بسیاری از کلهر زبانهای شهر قوروه در استان اردلان از نظر تباری آمیخته ای از لک و کلهر هستند ...
ما در تاریخ خود هرگز جنگی با یکدیگر نداشته ایم و همیشه متحد هم بوده ایم ، ما با لورها جنگ های فراوانی کرده ایم حتی گاه با اردلان ها و جاف ها هم به مشکل برخورده ایم با ترک ها و حکومت های گوناگون ایران مشکل داشته و جنگیده ایم ، دشمنی حکومت های ایران با کلهرها بسیار بیشتر از دیگر کوردها بوده ، دلیلش آن است که درست است بیشتر کورد ها سنی مذهب بوده اند اما حداقل مسلمان بوده اند ، اما کلهر ها خیر ؛ بلکه تا 100 سال پیش کمتر از تعداد انگشتان دست از کلهرستان(کرماشان و توابع فرهنگی و تباریش) به دین اسلام بوده، بلکه نام و لقب " گوران" یا کافران به اسلام داشته اند ، زبان ما هم (یعنی کلهری) بازمانده ی همان زبانیست که دفتر های دین یارسانی با آن نوشته شده است یعنی زبان گورانی
ما با لک ها هرگز جنگ و تضادی نداشته ایم ، نمونه آن اینکه در انتخابات نمایندگی مجلس سال های. دهه ی 70 و...بیشتر مردم کلهر کرماشان به اسماعیل ططری رای دادن در صورتی که خود لک ها بهش رای ندادن( البته سن ما به ایشان قد نمیده ، ولی گفته میشه انتخاب ناموفقی بوده )
میتوانم بگویم گفتمان کوردی و فرهنگ کوردی در قوم کلهر متفاوت از دیگر کوردها بوده و در بیشتر تاریخ دراز خودش بر قومیت مشهور خود یعنی کلهری تاکید کرده اند و همیشه خود را «کورد کلهر» معرفی کرده اند نه «کورد» خالی و به افتخار نام بزرگ و معروف کلهر زندگی کرده اند ، این را نیز تا حدی میپذریم که آنقدر غرور داشته اند که تنها خود را کورد میدانسته اند و کسی را که مانند آنها حرف بزند و فرهنگ داشته باشد ( استدلال اصلی کلهرها برای کورد نخواندن سوران ها یکیش لهجه ی عربی بوده و دیگریش ترسو بودن و غیر قابل اعتماد بودن ) گرچه در دهه های گذشته بیشترین فشار فرهنگی و سیاسی را بر اقلیم کلهر وارد کرده اند از تجزیه کرمانشاهان (کرماشان ) گرفته تا کوچاندن عناصر غیر بومی برای نابودی فرهنگش اما همچنان زنده است و زنده خواهد بود و راهش را پیدا خواهد نمود ...
شاید اگر کرمانشاهان را تجزیه نمیکردند امروزه چیزی به نام سورانی در ایران وجود نداشت و همه ی کوردهای روژهلات چه کرمانجش چه سورانش و چه لکش به زبان کهن و پر مایه ی کلهری سخن پراکنی میکردند ، چون مجبور بودن ...
درست است که کلهر بزرگترین گروه قومی در کرماشان (کرماشان و توابع فرهنگی و تباریش ) بوده اما نام کلهر آنقدر افتخار آمیز و مشهور است که حتی ایلاتی که گاه نامی متفاوت از کلهر داشته اند (مثل زنگنه و سنجابی و...) نیز به این خوانده شده اند و امروزه همه زبان کلهری دارن و به قومیت کلهری نامور و مفتخرند ...
حتی لک ها نیز در تاریخ فرهنگی ما جزیی از فرهنگ کلهر شناخته شده اند و به آنان نیز نامواره کلهر داده شده است ، چونکه هیچکس به اندازه لک ها به کلهر ها نزدیک نیست و در واقع باید آنان را یک قوم به حساب آورد نه جدا از هم ، گرچه شاید به باور برخی جدا باشند ...
امروزه کلهر یک فرهنگ و یک قومیت مستقل است که میان میلیون ها نفر از بیجار گروس و چهاردولی مهاباد تا جنوب آبدانان و مهران و دلران ایلام و از اسدآباد همدان تا جلولا و بدره ی میان رودان در قلمرویی بزرگ وجود دارد و زنده است و همه را کلهر مینامند و میشناسند
عزیزان سوران خود به خوبی آگاه هستند که اختلافی که میان گویشروان مختلف سورانی (موکری و اردلانی و جافی و...) وجود دارد هرگز میان کلهر تبار ها نیست ، میدانند مهابادی با سنه ای مشکل دارد ، سنه ای با بوکانی مشکل دارد ، بوکانی با مهابادی مشکل ، مهابادی به قاضی محمد مینازد و جمهوری چند ماهه اش ، بوکانی به حسن زیرک ، سنه ای به رزازی و... شکاک های کرمانج زبان با میلان های کرمانج زبان مشکل دارند ، اختلاف آنها به حدیست که ترجیح میدهند با زبان ترکی با هم حرف بزنند تا اینکه با هم ارتباط بگیرند ...
مهابادی و بوکانی مکری یا سنندجی اردلانی ترجیح میدهند با دشمنانشان مراوده داشته باشند و سایه ی یکدیگر را با تیر میزنن ، یکدیگر را با الفاظ بچگانه و خنده داری میخوانند که آدمی شرم میکند و در حیرت میماند از اینکه چنین سخنانی از دهان انسان بالغ و سالم العقل خارج شود
ادامه ...

هیرش [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 13:18]

سورانها ترسوند؟! پس برداشت من از موضوع غیرت و ناموس هم که قبلا نوشتید درست بود... تلقی شما از شجاعت و غیرت، با تلقی سورانها متفاوت است. کسانی که به خاطر حفظ زبان و دین و فرهنگشان خونها داده اند ترسو نیستند....

هیرش [چهارشنبه 17 شهریور 1395 | 13:27]

آقای کورد در این کامنت نوشته است :”( استدلال اصلی کلهرها برای کورد نخواندن سوران ها یکیش لهجه ی عربی بوده و دیگریش ترسو بودن و غیر قابل اعتماد بودن ) ” و قبلا هم نوشته بود که ما کلهرها به خاطر موضوع غیرت و ناموس پرستی از سورانها برتریم و نظر ایشان هرچند به طور واضح اهانت آمیز بود، درج شد اما پاسخ من نه؟!!ببینید بنده از برخوردها خصوصا در کرمانشاه انتقادهایی داشته و دارم اما هرگز حالت فحش و ناسزا نداشت و باورم این است که اگر کسی مدتی را در این شهر باشد انتقادهایی از این دست را وارد خواهد دید اما متاسفانه ایشان در انتقادش نوعی اهانت دیده میشود... به هرحال همین جمله اخیر نشان داد که برداشت من از موضوع غیرت و ناموس هم درست بود و البته این موضوع را در کرمانشاه به صورتهای زشتی شنیده بودم و از اول هم می دانستم که منظور همین است. باز میگویم برداشت ها از ناموس و غیرت و شجاعت فرق دارد. ممکن است یکی غیرت را در محدودیت زن و دختر بداند، یکی دیگر در حفظ حریم انسانیت.یکی شجاعت را در دعوای شخصی و خیابانی با همزبان و همشهریش و یکی در دادن هزینه های سنگین جانی و مالی برای دفاع از همزبان و هموطنش... به هرحال من شک ندارم که سورانها نه ترسوند نه بی غیرت...
دلیل این همه نازیدن به دین یارسان و فخر به نپذیرفتن اسلام هم نمی دانم چیست که چندبار توسط ایشان و قبلا توسط دیگران مطرح شد!! اگر به قول شما مردم کلهر به این دلایل افتخار می کنند و از طرفی هم شجاعتشان بیشتر از مثلا سوران هاست چرا این مرام را حفظ نکرده اند و اکثرشان خود را مسلمان می خوانند در حالی که سورانهای به قول شما ترسو دینشان را (خوب یا بد) حدود 1300 سال حفظ کرده اند هدچند صدهاسال تحت فشار بوده اند. از دید من بسیاری از غلوها و مثلا در حدخدا دانستن حضرت علی و سلطان سهاک یا تولد بابایادگار از دانه انار و احترام شرک گونه به خیلی افراد و غلوها و خرافاتی اینچنین، نه از منظر اسلام که از دید منطق، نازیدن ندارد که ... درضمن فشار بر اهل حق حداقل از سوی عامه ایران بسیار کمتر از اهل سنت بوده نه برعکس زیرا عامه ایرانیها اعتقاد به حضرت علی و ایمه را مهم تر می دانند تا... و از این نظر با اهل حق احساس همگونی بیشتری می کنند.

کورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 07:03]

درود
بنده منظورم از ترسو بودن کسانی هستن که مانند موش پشت یه قناسه سر یک سرباز بدبخت را میپوکانند , چون آنقدر موش صفت و بزدل هستن که فقط پشت دوربین قناسه کوردوارن , اما اگه مردن روبرو بجنگند , اگه اینقد توانمندن بروند و ترک ها را از قلمروشان بیرون کنند , تا به شرایطی نباشیم که کوردهای شکاک و میلان به خاطر دشمنی با هم ترکی حرف بزنن ...
کشتن سرباز هنر نیست , بنده از آنها نفرت دارم چونکه دوست خودم که تنها پسر خانواده اش بود برای چند ماه سربازی قربانی شد ...
غیر قابل اعتماد بودن هم بهتر ست نگاهی بیندازید به تاریخ که چگونه اردلان ها به تحریک عثمانی و برخی حاکمان قاجاری کرمانشاهان مثل دولت شاهی به قلمرو کلهرها تاخت و تاز میکردن , گرچه کاری به پیش نمیبردن اما سبب مشغولی کلهرها به دفاع در برابر متجاوزان میشدن و در نتیجه از فکر کلهرستان خارج میشدن ...
درباره ی اینکه کسی با لک دشمن است و یا نیست ...
خب ...
روزگاری در تمام قلمرو کرمانشاهان کسی جز کلهر نبود و در قلمرویی بزرگ که به طور همزمان 4 ـ6 خان داشته است ...نظر به قدرت گرایی آنها و اینکه کسی نتوانسته بود بر آنها حکومت کند و با قدرت خود چندین دولت را تشکیل داده بودن , حاکمان بسیاری از آنها را به دسیسه های مختلف پخش و ویلان و تبعید کردن تا هم مدافع مرزهایشان باشند هم از قدرت آنها بکاهند, حکومت بزرگشان را که تا سوریه و آمد در برمیگرفته با خیانت نابود کردن و بعدها و پیش از آن بسیاری از سرزمین هایشان را به دیگران دادن و حتی دشمنی آنان با کلهر ها آنقدر بود که پهلوی اسم کلهر رو به باوندپور عوض کرد البته در زمانی که کلهر دیگر قدرت سابق را نداشت چون بیشتر اونها ساکن شده بودن و البته مسلمان و علوی و شیعه مذهب و طبیعتا نمیتوانستند با برادران دینی بجنگند ...
یکی از جمعیت هایی که به تدریج در کرماشان ( کرمانشاه درست نیست و غلط است) ساکن شدن لک ها بودن که در طول زمان در شهرهای مختلف استان پراکنده شدن و بخشی از بافت جمعیت رادر این استان شکل دادن , تا سال های اخیر که بحث کورد یا لور بودن لک ها پیش نیامده بود همه زندگی خود را میکردند و کسی دشمن کسی دیگر نبود , این موضوعات به روی لک های کرماشان هم اثر گذاشت و آنانرا به عنوان عنصری مهم برای کوردها یا لورها مطرح کرد , و بنابراین برخی از آنان خود را مالک کرماشان دانسته و مهمان نوازی و جوانمردی معروف کرماشانی را به شیوه ی بد معنی کردند و حتی خود را سرشاخه و کلهر را زیر مجموعه ی لک دانستند , در سال های اخیر هم مفهومی به نام لکستان در ذهن برخی از آنها پدید آمده که به قولشان هرسین و صحنه و کنگاور و نیمی از کرماشان را در بر میگیرد , درست همان افکار پانترکی , حال آنکه در واقع بینانه ترین حالت کل استان کرماشان حدود 10 درصد لک دارد , شهرهای شرقی صحنه و کنگاور جمعیت بیشینه ی آنها به ویژه صحنه کورد هستند که از طوایف کوردهای هم خون و برادر زنگنه و کلهر هستند و حتی خود هرسین هم جمعیتی کورد دارد و بهتر است بدانیم نمایندگان مجلس اون سه شهرستان معمولا از کوردهای کلهر هستن ...
تضادهای قومی و تکرار بیش از حد و بی حد و مرز نام لک , به نام های لک کوردستان یا لک لورستان نوعی آلرژی را به نسبت این مردم در ذهن برخی از ساکنان کرماشان ایجاد کرد و سبب شد آنان را عامل مصیبت های خود بدانند , حال آنکه فراموش کرده بودند تا پیش از آن هرگز میان خود و لک ها مرزی نداشتن و بیشترین مراوده را با آنان داشتن , از سوی دیگر لک ها نیز فراموش کرده بودن که تا پیش از این جریانات همیشه خود را موظف به خدمت به کرماشان با تمام اقوامش میدانستند , اما اکنون عنصری به نام لکستان در ذهن آنان رشد یافته بود و آنرا در برابر کرماشان نهاده بودند , نظر به اقلیت بودن مسلما بیشتر از اکثریت در مزان اتهام قرار داشتن و این بود خلاصه ی داستان ..
میبینیم که این پان ها بوده اند که کرماشان را به این روز کشانده اند نه مردم مردم نواز و پهلوان منش کرماشان و کلهر و البته برادران لک
ضمن اینکه این نکته نیز ضروریست که بگم همه ی کرماشان کلهر نیستند و هیچ بعید نیست اون کسی که به دیگر جمعیت های کرماشان مثلا لک ها گستاخی میکنه خودش لک تبار باشه ...
اگر همه ی این استان مانند گذشته کلهر بودن که آنوقت قابل قیاس با اکنون نبود و کرمانشاهان بزرگ رو میتونستند بسازن اما افسوس که ما را همه کس دشمن بود ...

درباره ی دین و این مسائل
بنده اصولا باوری به دین ندارم , و آنرا ابزاری برای تحمیق بیش نمیدانم
باز هم میگویم کرماشان سکولارترین و غیر مذهبی ترین مردم ایرانن و هرگز کسی را به خاطر دین دوست یا دشمن نمیدانند , اینرا هرکس که یک نفر از ما مراوده داشته تایید کرده ، در همان حال استان کوردستان و نیز شهر مهاباد بیشترین قربانیان حادثه ی منا در مکه ی تازیان داشتن , یعنی همان کسانی که برای کوردها انفال و داعش را پدید آوردند ...
آیا این افتخار نیست که در میان متعصب ترین انسان ها چه شیعه اش و چه سنی اش چه ایرانش و چه عثمانی و چه کورد و چه تازیان همچون جزیره ای دوام بیاوری و بالاتر از آن کسی نتواند بر سرزمینت دست یابد ؟ و خودت حاکم فکر و جان و مال و ناموست باشی ؟ حتی با وجود اینکه به خاطر موقعیت منطقه ی زندگیت چهارراه یک فلات بزرگ به نام فلات ایران باشد و دوست و دشمن و مهاجم و همپیمان این فلات باید برای رفتن به شرق و غربش از منطقه ی زندگی تو بگذرد ؟
اینکه آیین یارسان یا شیعه خوب و یا بد خرافی یا مترقیانه ، چندان مهم نیست ، علی خداست یا انسان به امروز مربوط نیست ، چونکه گذشت زمان بسیار تغیرات را در آن پدید آورده و آنرا به شکل امروزه درآورده است که پیروانش روزبروز کمتر میشوند ...
اگر خرافی باشد یا نه ، وارث کهن ترین فرهنگ های بشریست که امروزه برخی که اسم خورد را کورد گذاشته اند اگر به نفع آنها باشد خوب است ، اما اگر نباشد خرافیست ، اگر بحث نمود فرهنگی باشد کوردها هوره ی هزاران ساله دارن و البته گاهی به دروغ آنرا به دیگر کوردهای غیر کلهر هم نسبت میدهند ، حال آنکه غیر کلهرها حتی نمیدانند هوره و تلمور و مور چیست ، اما اگه بحث کوردیایه تی باشد کلهر ها پلاسیکی هستن ، اگر بحث تاریخ پرفروغ ماد و ساسانی کورد آریایی باشد کوردستان ؛ کرماشان را دارد که پایتخت ماد و ساسانیست اما اگه بحث جنبش کورد باشد آنها نیمه کوردن ، اگر بحث قدمت باشد بیستون کارنامه داریوش پارسی بر ضد کوردهای ماد است اما در همان حال پایتخت و یادگار ماد و ساسانی که کورد نیستن ، بلکه کلهرهای شیعه مذهب و فارس پرست هستن ، اگر بحث شهرهای بزرگ کوردستان باشد ، کرماشان شهر بزرگ کوردان است ، اما در همان کرماشان که فقط کلهر هستن نه کورد ، اگر بحث تاریخ و فرهنگ است ، ما جل و برگ کوردی داریم که از کرماشان پدید آمده ، اما در همان حال کلهرها که کورد نیستن و جلی کوردی له بر ناکن ، اگر بحث ادبیات کورد باشد ، ما شاهنامه و سید یعقوب مایستی و شهرام ناظری و کیهان کلهر و سید اسحاق مایشتی و غلام رضا ارکوازی و دیوان شاکه و خان مسیور و دفتر های یارسان داریم ، اما کلهری که کوردی نیست ، کورد باید (ح و ع و غ ) را از ته حلق بکشد اینا که کوردی نمیگن ، غافل از آنکه کلهری کهن ترین زبانیست که از زبان های غربی ایران باقی مونده که بسیاری کرمانجی را حتی جدا شده از آن میدانند ...

اما اینکه فرمودید چرا آن شجاعت و پایداری نماند و جایش را به تسامح داد : دلیلش این بود ؛ روزی یکی از برادران سورانی را ملاقات کردیم و بحث کورد و مذهب و این چیزها اومد ، ایشان فرمودند عرب ها از کلهر خوبترن ، چون اونا سنی هستن و به ما به عنوان برادر دینی نگاه میکنن ، اما کلهر ها فقط و فقط کلهر شیعه مذهب هستن و کورد نیستن ، آری این از دلایش بود ...
البته اینجا جای بحث پیرامون این مسائل نیست ، مکان های بهتری هم وجود دارد که میتوان در آنجا بحث های اینچنینی کرد ، که اگر مایلید میتوانید مکانی را معرفی کرده تا پیرامون این مسائل گفتگو کنیم ...
بدرود ...

کورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 07:16]

در ضمن بنده میگویم اصولا مردم این منطقه چیزی به نام دین نداشته اند که بشه روش اسم گذاشت ، اینها گور بوده اند ، یعنی کافران به دین الله ...
اهل حق ما چیزی شبیه به علویت کوردهای کرمانج و زازاکی ها بوده ، ضمنا ما اسلام و مذهبمان شیعه نبوده ، بلکه علوی بوده که گذر زمان اسمشو به شیعه تغییر داده ...
اهل حق تنها یکی از شاخه های یارسانی هستش نه یارسانی ، اهل حق از منشعبات یارسانیه ...
در ضمن بله شیطان پرست خطاب شدن ، فشار نیست ، سنی بودن فشاره ؟ تا گذشته ی نچندان دور اهل حق یعنی شیطان پرست ...
از منظر مفتی های شیعه و سنی نباید با دست خیس به یک یارسانی دست زد چون نجسه ، فشار نبوده ؟
ظلم ها و خیانت هایی که به کلهر ها شده تقریبا کم نظیره میشه گفت شایت سه برابر جمعیتش تبعید شده باشن ، نه تنها ایران که خارج از ایران افعانستان و پاکستان و ترکمنستان و ازبکستان و...

مورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 08:01]

درباره ی اینکه میفرمایید غیرتی بودن رو در کرماشان در جنگ و دعوا و این چیزا فهمیده اید ، باید به عرض برسونم اشتباه فهمیده اید
کرماشان از گذشته های دور به داشتن مرام پهلوانی و جوانمردی معروف بوده اند و اینکه هرگز کسی نتوانسته اینجا رو تغییر قومی بوده و ازش به آسودگی رد بشه ، مخلص کلام مرزداران بی ترس بوده اند ، اگر کلهر ها نبودند ، به گمان کوردستان ایران هم در چالدران از دست رفته بود ، اما شکست سنگین عثمانی از سواران کلهور در حوالی خانقین و قصر شیرین باعث شد حتی قدرت عثمانی بر کوردستان عراق هم فرو بریزه و همین یکی از عواملی بود که مدتی بعد ذوالفقار خان با سواران حلوان و پالنگان و نیز برخی از کلهرهای شرق کرماشان به سهولت عراق و کوردستان رو بگیره و حدود 20 سال خلیفه باشه ، در آخرم توسط خیانت و از خانه ی خودش نیش زده شد ...
ترسو بودن یا غیرتی بودن کوردهای سوران ، نمیدانم ؟ و من نیز نگفتم سوران ها بی غیرت هستند ، هرچند باز هم میگویم کوردهای سوران با یک ذخیره فرهنگی و نام و اعتباری به کورد بودن خود تبلیغ کردن ، بیشتر مردم ایران کورد رو با کرماشان میشناسن و کرماشان رو تو ایران با مرزنشینی و مرزداری و اینجور چیزهای مزخرفی ، وقتی یک مهابادی یا سنندجی میره فرضا اصفهان میگه کوردم اولش فکر میکنن کرماشانیه و همون رفتارو باهاش دارن ، بعدش شاید متوجه بشن اشتباه کردن ، البته این به این معنی نیست که سوران ها بی غیرت هستن یا نه ، اما میگم خیلی از داشته های کرماشان رو به اسم خودشون زدن و البته به نام کورد سوران و در همان حال روبروی هرکس و ناکسی به مادرشهرشون گستاخی میکنن که حالا نه همشون اما برخیشون که هوای کردستان بودن سورانستان به سرشون زده و این رفتار سبب ساز واکنش میشه ، حال مقصر کیست و چیست ، چندان روشن نیست ...
بدرود ...

کورد [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 04:54] پاسخ

دوستان سوران (از مکریش گرفته تا اردلان و جافش ) بهتر است به جای نسخه پیچیدن برای کلهر فرهنگ ها به درمان مشکلات خود بپردازند و نمیخواهد برای ما نام های جدید اختراع کنند که زبان و فرهنگ ما چیست و چه نامی دارد و از آنها میخواهیم به حریم فرهنگی و سیاسی ما تجاوز نکنن و سبب ساز پریشانی ما نشوند،ما یک قوم یکپارچه و نزدیک به هم هستیم

نکته ی آخر و پایانی که در این سایت بر قلم جاری میکنم و آن اینکه داشته های کلهر آنقدر بزرگ و توانمند است که میتواند حتی یک کشور مستقل یا یک قلمرو خودمختار باشد ، پس برای ما ارزشی ندارد که دیگران چه تصوری از ما دارند ، اینکه کورد به قول برخی سرامیکی باشیم یا پلاستیکی ، ما میتوانیم قلمرو کلهورستان داشته باشیم به جای اینکه بخشی از کوردستان باشیم و نیز بی تردید نخستین اولویت زبانی ما ارج گزاری زبان کهن و زیبای خودمان خواهد بود و آنرا زنده خواهیم کرد نه زبانی که بسیاری از آواهایش حتی از عربی هم غلیظ تر است ( حتما میدانید که عزیزان سوران حروفی مانند غ ، ح ، ع و... را چگونه تلفظ میکنن ) گرچه اگر نیاز باشد آنرا فرا خواهیم گرفت ...
به هر حال به نفع هیچ کوردی نیست که سبب ساز اختلاف میان اقوام کورد باشد چون به جدایی بیشتر میفزاید و میشود همین وضعیتی که تا کنون در آن گرفتاریم و به تمام داشته های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ما (به عنوان اقوام مختلف کورد خورهلات چه کلهر به عنوان بزرگترین آنها و چه سوران و کرمانج و هورامی و...) از جانب بیگانگان( فارس و ترک و...) تجاوز میشود ، تنها اتحاد ما خواهد توانست به این شرایط پایان دهد ...
کورد با داشتن فرهنگ ها و اقوام مختلفش زیباست ، نابودی هر کدام از آنها نابودی تدریجی کوردستان را به همراه خواهد داشت ...
اگر کورد هستید پس برای کورد باشید ، اما اگر دشمن کوردید پس چه خوب است که به جای کورد نظر ندهید ...
یک نکته و آن آنکه شمار کسانی از اقلیم کلهر که تحت عنوان گریلا به کوردهای کوبانی یاری رساندن بسیار بیش از سورانی های ایران هستش ( البته مردم عادی نه اون سازمان های جنایتکار کوردکُش ) و این نشان میدهد که چه کسی عمل میکند و چه کسی حرف میزند و فقط ادعا دارد ...

بدرود ...

کورد [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 08:40] پاسخ

نکته ای که فراموش کردم بگم و آن که
تاریخ مبارزات کوردها در ایران نشان میدهد که آنان بدون کرماشان عملا هیچند و اگر تا قیام قیامت هم بجنگند چیزی به دست نخواهند آورد ...
کل جمعیت سورانی های ایران به اندازه شهرستان کرماشان است حال اگر حدود 1 میلیون کرمانج که حداقل یک سوم آنها تباری کرماشانی دارند به حساب آوریم میشود گفت کل کوردها به اندازه ی استان کرماشان ( جدای اندک جاف ها و ترک ها و لک هایش) هستند و حتی شاید کمتر ...
پس این ما نیستیم که به سوران ها محتاجیم بلکه برعکس این قضیه درست است
این تنها قیاس جمعیتی بود از لحاظ موقعیت استراتژیک که هیچ نقطه ی در ایران قابلیت کرماشان رو ندارد و از لحاظ منابع فسیلی دومین استان نفتی ایران و بزرگترین تولید کننده غذایی ایران است و میتواند لجستیک یک جنگ ده ها ساله را تامین کند ...
همین بس که تنها یک بار دشمن توانست از آن بگذرد و آن یکبار ایران اشغال شد ...

به قولی وه بی کرماشان کوردسان دی چه س ؟ ...
بهتر است برخی عزیزان کم سود و بی دانش سوران خوب بیندیشند که چه ضربه ای ممکن است به ملت کورد بزنند
بدرود ...

کورد [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 10:29] پاسخ

مدیر سایت عزیز
دلیل اینکه متن ها را بلند نوشتم این بود که حوصله خواندن تمام متن را نداشته و شرایط حذف کامنتها را نداشته باشی یا حداقل اینکه اگر در آن دخل و تصرف میکنی اصل موضوع مفقود نشود و مفهوم پیام مورد نظر را برساند , چون در نوشته ها واژگان و مفاهیمی وجود داشت که ممکن است منشوری طبقه بندی شود , مانند پیام اول که بخشی هرچند مهم را بریدی اما به اصل موضوع خللی وارد نیامد ...
در هر حال از این باب طلب حلالیت میکنیم که مجبور به استفاده ی بیشتر از چشمان شدی ...
بدرود ...

پاسخ مدیریت :
باسلام
محتوای هر نظر وکامنتی اگر دارای تهمت، افترا و توهین باشد بنا به اعلام پروتکل ها و قوانین مطبوعاتی باید حذف شوند؛ با وجود این، همکاران در سایت با برداشتن واژه های اینچنینی سعی دارند بی کم وکاست نظرات را منتشر نمایند.
البته این پاسخ براین مبنا نیست که خدای ناکرده شما واژه نامانوسی درج کرده اید، صرفا برای آگاهی دوستان می باشد؛ ما با چشم دل همه نظرات را می خوانیم و بر آگاهی و آگاهی بخشی دوستان می نازیم و بدون دخل و تصرف منتشر می نماییم.
از سعه صدر شما نیز سپاسگزاریم.

لک [سه شنبه 16 شهریور 1395 | 11:45] پاسخ

باسلام به برادر عزیز کرد کلهر لطفاً برو تاریخ چگونگی پیدایش هفت ماله بان سیری ایوان را بخوان یا سرگذشت داودخان کلهر قبادیانی لک خالص هستند اما به دلایلی در گذر بودن زوار کربلای معلی زبان افعال زبان آنها به طرف فارسی تمایل پیدا کرده و افعال را به مانند لکی معکوس نمی گویند البته نه همه افعال مثلاً زن عمو را مموژن می گویید هنوز یا زن دایی را خالوژن و فراموش نکن همیشه تمدن های بزرگ بشری در کنار رودخانه ها بوجود آمده اند در ضمن مادر مرحوم فقید ططری از طرف پدر جلالوند و از طرف مادر رضایی کلهر بود من هیچوقت کلهر و لک (بازکنندگان دروازه شیراز همراه کریمخان زند وکیل الرعایا) را جدا از هم نمی دانم در پایان به امید موفقیت تیم ملی فوتبال ایران عزیز مخصوصاً آقای اشکان دژاکه اصالتاً از ایل جلالوند کرمانشاه و علیرضا بیرانوند از ایل لک بیرانوند خرم آباد

کورد [چهارشنبه 17 شهریور 1395 | 09:07]

درود ...
برادر عزیز لک...
متاسفانه اینجا جایش نیست وگرنه به خوبی برای شما توضیح میدادم که کلهر یعنی و چه مردمی را شامل میشود ...
کلهر چیزی نیست که در جاهایی مثل ویکیپدیا نوشته ، کلهر یک فرهنگ و یک قلمروس ، گرچه امروزه بنابر سیاست حاکمان بزرگترین ایل کورد استانی به نام خود ندارد تا از داشته هایش پاسداری کند ، اما ایل کلهر تنها بخشی از قوم کلهر است ، قدمت پدید آمدت قوم کلهر بسیار کهن تر از ایل کلهر است ، ضمن اینکه واژه ی ایل کلهر درست نیست ، بلکه باید گفت ایل های کلهر ، چون حدود 50 ایل و 170 طایفه و 700 تیره رو شامل میشده که حدود 37-8 تاش مستقل بوده و 7 ایل مستقیم زیر نظر خان بزرگ بوده اند(که در واقع « ایل کلهر» همین 7 تا ایل بوده ) و بقیه هم به گمان باید از توابع بوده باشن و به احتمال فراوان کوردهای پشتکوه (ایلام) 4-5 ایلی به احتمال بوده ...
آنقدر بزرگ بوده که در حالت اقتدار میتوانسته ارتشی در حد سپاه ایران داشته باشد ، کمااینکه ذوالفقار خان کلهر با حدود 20 (در برخی منابع 12 ، 15 ، 18 هزار هم ذکر شده ) هزار مرد جنگی لورستان و کردستان و عراق را فتح کرده است ، در زمانی که سپاه صفوی 30 هزار نفر بوده است ...
البته بخش بزرگی از خاک کلهر در کوردستان عراق و استان کنونی اردلان و سلیمانیه بوده که به تدریج کمتر شده ...
میتوان گفت لک ها یا زند ها حداقل از لحاظ فرهنگی از قوم کلهر و گوران و از لحاظ تباری آمیخته ای از کلهرها و زنگنه ها و کرمانج ها و سوران ها باشن که به دلیل همجواری با لر ها برخی نمودهای زبانی و فرهنگی لری رو نیز گرفته اند ، به ویژه بنده به کورد بودن لک های کوهدشت و نورآباد بیشتر باورمندم چون بسیاری از اونها تا چندی پیش بر آیین یارسانی بوده اند ...
ضمن اینکه بله در برخی منابع پیرامون داود خان اومده که گویا داییش یا باباش یا پدر مادرش به اسم صفر لک مشهور بوده و جز سران 20 هزار مرد جنگی کلهر بوده که با کریم خان به شیراز رفته اند و البته این موضوع نشان میده که کلهر ها و لک ها (زندها) با یکدیگر متحد بوده اند چون در همان حال لر ها دوستی چندانی با کریم خان نداشته اند ..
البته اینکه لک یا زند چه قومی بوده آیا از تیره های جدا شده کوردهای کرماشان بوده یا اینکه نه خودش از تیره های مستقل کورد بوده اند جای بررسی و پژوهش داره ، اما چیزی که هست هر آنچه کلهر دارد ( لباس و هوره و مور و چمری ) لک هم دارد یا برعکس ، حتی زبان هم یکیه در اصل و اساس ...
اما اسامی معکوس اینها بیشتر مخصوص نسبت های فامیلیست و در موارد دیگه کاربرد چندانی نداره ...
زبان کلهری در شاخه ی زبان گورانیه ، البته گورانی با هورامی متفاوت هستش ، اطلاق گورانی به هورامی اشتباس ، گوران به مردم پیرو آیین غیر اسلام میگفتن و تنها کلهر ها مسلمان نبوده اند و زبان گورانی هم با هورامانی متفاوته و از لحاظ دستوری و شکل و شمایل همین کلهریه و در واقع گورانی تبدیل به کلهری شده و کلهری خودش بیشترین نزدیکی رو با پهلوی دارد ...
اما هورامی ها نه تنها مسلمانن که سنی مذهب بوده و ارتباطی به واژه ی گوران میشه گفت ندارن ، گرچه برخی گورانی رو هورامی در نظر میگیرن و این درست نیست ...

اما درباره ی ططری بنده هدفم از مثال زدن ایشان این بود که کسی با اسم و شخصیت لک دشمنی و مشکلی ندارد ، در ضمن شما که گمان نمیکنید مردم اینجا به این خاطر بهش رای دادن که مادرش کلهر بوده ؟ ( با توجه نام خانوادگی رضایی به گمان باید از ایل « کوله پا » بوده باشد )
چون در همان حال کسانی بوده اند که هم مادر و هم پدر کلهر داشته اند ، اما آقای ططری به دلیل به ویژه بحث بازگرداندن اسم کرماشان هرچند به صورت ناقص مورد توجه مردم بوده و دیگه کسی به این فکر نکرده ایشان مادرش کلهره بلکه همه به لک میشناختنشش و آگاهانه بهش رای داده بودن
بدرود ...

ح -لک [چهارشنبه 17 شهریور 1395 | 00:45] پاسخ

باسلام به همه ی مردم ایران زمین (ایران قدیم ).دوستان لک ,لر ,کرد و ساکنین ساحل دریای خزر بدانید که همه ی ما قوم ماد هستیم واشتراکات زبانی ولهجه ای این موضوع را تایید میکند هیچکدام زیرمجموعه ی دیگری نیست .دامن زدن به این موضوع باعث تفرقه وبه سود دشمن است. اماقوم لک درطول تاریخ بخصوص حمله ی مسلمانان به ایران وبعد هم توسط قاجاریه بعلت دشمنی باکریمخان لک موردخشم قرارگرفته ودرسرزمین ایران پراکنده شده اند.کسانی که مایلند علت رابدانند بارعایت انصاف پی گیری نمایند وعلت راجستجو کنند.کلام آخربسیاری ازدانشمندان ,ورزش کاران , سیاسیون , هنرمندان و... ازقوم لک هستند وجالب اینکه بعضی ها خود نمی دانند لک هستند.پاینده باد ایران وایرانی

هیرش [چهارشنبه 17 شهریور 1395 | 21:09]

دوست عزیز لک. احتمالا شما و بسیاری از لکها وقتی میشنوند لک جزو کورد است فکر می کنید منظور این است که لکها زیرمجموعه مثلا سوران یا کلهر هستند که اصلا این نیست و منظور از کورد، مجموعه وسیعی از گویشها (و حتی زبانها)ست و خود سوران یا کورمانج یا کلهور هم جزو کورد هستند یعنی تنها بخشی از مجموعه کورد همانگونه که وقتی می گویند کردها و گیلکها و بلوچها و فارسها ایرانی هستند معنایش این نیست که ما جزو فارس هستیم بلکه فارس ها هم بخشی از ایرانند.

کورد [چهارشنبه 17 شهریور 1395 | 08:04] پاسخ

درود ...
برادران سوران بنده به شما یک توصیه میکنم و آن اینکه دست از حرکت های دشمن شاد کن بردارید ، اگر بحث تاریخ و قدمت کورد باشد هیچ کوردی به اندازه کلهر ها قدمت ندارد ، همین آواز اساطیری ما یعنی هوره که مخصوص ماست و کهن ترین سرود دینی جهان است نشان میدهد قدمت و اصالت کجاست ...آوازی با هزاران سال قدمت و تاریخ و فلسفه ... تمام نمودهای فرهنگی کوردی از رقص گرفته تا لباس همه و همه در قلمرو کرماشان پدید آمده و بعدها به دیگر کوردها منتقل شده ، هر آنچه اسم کورد دارد در کرماشان پدید آمده ...
چیزی مانند شاهنامه کوردی دارد که کم از شاهنامه فردوسی نیست ...
به این ننازید که از تجزیه کرماشان (کرمانشاهان) به پنج استان تکه ای نیز به برادران اردلان و سوران افتاده و بنا به سیاست نام کردستان گرفته ...
میدانید بخش بزرگی از همان استان در واقع قلمرو ماست ...
تقسیم استان پنج تنها دشمنی با کلهر ها و کرماشان نبود بلکه هدف بزرگ تر نابودی کورد بود ، این اندیشه که نام کورد را بر سرزمینی بگزارند که تاریخ طولانی ندارد و اینکه مهم ترین بخش های کوردستان را در بر نگیرد به این هدف بود که کورد را در یک منطقه کوچک محصور کنن ، منطقه ای که سر و ته اش بسته است ، به این ننازید که اردلان نام کردستان دارد و به این خاطر خود را کورد سرامیکی بدانید ، رفته و تاریخ را بخوانید نخستین ولات کورد کجا بوده و نخستین پایتخت کوردستان کجا بوده ، حتی نام واقعی کورد نه کردستان که بر کرماشان است یعنی کر ( کاردوخ یا کورد) + ما (ماد) + شون (جا و مکان) یعنی شوون مادیل کورد ...
به تاریخ مبارزات کوردهای سوران بنگرید که به این دلیل نخواستن با مردم کلهر راه بیایند تا کنون هیچ به دست نیاورده اند جز کشته
اینجا جایش نیست گرنه به همه ی خوانندگان این سایت ثابت میکردم همان سازمان هایی که اسم خودشون رو گذاشتن نماینده ملت کورد خورهلات (روژهلات) و تنها کارشان اینست که مانند موش از پشت خنجر بزنن و تنها توهم دشمنی مردم کلهر را در ذهن شماها رشد دهند ، نه تنها نماینده خلق کورد نیستن که دشمن بزرگ آنند، به شما ثابت میکردم که در هیچ جنگی با آنان نیروهای رزمی یگان های کرماشان نمیروند چراکه از برادر کشی بیزارن اما در همان حال هر نوع شورشی در هر گوشه ی ایران به وجود آید سرکوبگر آن نیروهای کرماشانی است ...
بدانید اگر کورد میخواهد در این کشور به چیزی برسد باید انقلابش را از منطقه ی کرماشان آغاز کند ، سال ها جنگ و آزمون و خطا نشان داده است که کوردستان جدای از کرماشان کاری به پیش نخواهد برد ، از هر لحاظی کرماشان بالاتر است از لحاظ جمعیت ، موقعیت استراتژیک و موقعیت دسترسی به سرزمین های کوردنشین جهان و...
برای یک بار هم شده از گذشته درس بگیرید و کسانی چون ترک های در همه حال متحد را الگوی خود قرار دهید و بنگرید که چگونه با هم متحدن ...
کسانی که در فکر شما انداخته اند که کلهر ها دشمن شماها هستن ، بدانید جز ابزار دشمنان نیستن ، بنده به عنوان یک کلهر با شماها دشمنی ندارم نه با شما و نه با زبانتان ، و اگر نیاز باشد آنرا یاد خواهم گرفت کماینکه آنرا به خوبی میدانم (به جز حروف ح ، غ ، ع و...) نه سورانی که زبان کرمانجی را هم میدانم ...
دست از حرکت های بچگانه بردارید و یکبار برای همیشه با تفکر حرف بزنید ...
البته این سخنان من خطاب به کسانیست که هنوز الفبای روابط سیاسی و اجتماعی را نمیدانن اما خود را دانای کل میدانند و نه همه ی مردم عادی سوران و ...
یکبار برای همیشه کورد اصل و نا اصل را فراموش کنید ، همین افکار سبب شده که شهر بزرگ سوران های ایران زنگ خطرش به صدا در آید که این همان ترکش تقسیم بزرگترین استان کورد جهان به پنج استان است ، به پشت سر نگاه کنید که در ازای معرفی خود به عنوان به قول برخی سرامیکی چه چیزی به دست آورده و چه چیزی را در ازایش از دست داده اید ...
بدرود ...

کورد [چهارشنبه 17 شهریور 1395 | 21:05] پاسخ

درود ...
برای آگاهی از زبان واقعی گورانی , چندتا روستا تو منطقه ریژاو و دالاهو هست به اسم " زرده و بان زرده " اینا هنوز دارن به گویش گورانی کهن حرف میزنن , اگه بین این زبان و زبان هورامی مقایسه بشه تفاوت ها بسیار فراوان مشاهده میشه اما در همان حال با زبان کلهری شباهت بنیادی داره که نشان از ریشه ی مشترک است ...
امروزه هم بزرگترین گروه جمعیتی پیرو آیین یارسان که بهشون میگن اهل حق ; مردم ایل قلخانی هستن که از طوایف کلهر ایوان غرب هستن و امروزه هم بخشیشون تو ایوان هستن اما مذهب متفاوتی نسبت به قلخانی های کرماشان دارند و شیعه مذهبن ...

اصولا عده ای معتقد هستن از لحاظ بنیادی نمیتوان هورامی یا زازاکی رو مانند دیگر شاخه های زبان کوردی ( کرمانجی بانین [ ژوورو] , ناوین [ ناوراس], خوارین [ خوار ] ) تو دسته ی زبان های کوردی قرار داد و برای همین یک دسته زبان وجود داره به نام " هورامی - زازاکی " که تا حدی جدا از دیگر شاخه های کوردیه ...
برخی نیز دلیل کوردی بودن و کوردی نامیدن هورامی رو تاثیر زیاد کلهری و سورانی رو این زبان میدونند که سبب شده کوردی به حساب بیاد و با کوردی نزدیک باشه ...
دلیلش اینه که پایه ی زبان های کوردی پهلوی و مادیست که عناصر پهلوی در آن بیشتر است اما هورامی و زازاکی بیشتر از فرضا کرمانجی شمال ( که پرگویش ترین و معیارترین زبان کوردیه ) به طبری و تالشی و رازی( مرکز ایران) نزدیکه و اونهام هم معمولا عناصر مادی و پارسی کهن بیشتری از پهلوی دارند ...
یک نکته ی دیگری هم هست که زازاکی ها در گذشته به خودشون میگفته اند : " دیلمون " که نامی نزدیک به دیلمیان شمال ایران است , گرچه امروزه خودشون رو کورد میدونند و زبانشون کوردی به حساب میاد ...
اما نمیتوان منکر تفاوت های دستوری هورامی و زازاکی با کوردی شد هرچند تشابهات واژگانی با هم داشته باشند که ممکنه به دلیل همجواری با دیگر گویشرون زبان های کوردی باشد ...
البته برخی نمودهای فرهنگی میان هورامی ها وجود داره که با کوردهای کلهر نزدیکه مثلا سرود " سیاچمان" با آواز " هوره یا مور " کلهرها مشترکه و در همان حال کرمانجها هم آواز " آیران یا هایران " دارند ...
البته سرودهای " مور یا موره " کلهر ها بیشتر با " سیاچمانه هورام ها و هایران کرمانج ها " نزدیکه تا " هوره " ...
" هوره " بسیار قدیمی تر و کهن تره و بیشتر از اینکه نمودار غم و غصه و بیان مصائب زندگی باشد ; یک سرود "دینی" است اما "مور یا موره" یک نوع "شیون و زاری" است که اونهم مخصوص کلهر هاست
بدرود ...

رها [چهارشنبه 17 شهریور 1395 | 23:16] پاسخ

سلام آقای کوردشماخوب مینویسدوخوب استدلال میکنیدولی زیبانیست بگیم کوردهای سوران ترسوانداونهمه شهیدوآواره وانفال وشیمایی نتیجه ی ترس نبوده ونیست جالب نیست به همزبونامون بگیم بی غیرت وانتظار اتحاد داشته باشیم ریشه ی تمام جنگهای بشری دین وفرهنگ بوده که همه با اسلحه میخواستن بگن دین وفرهنگ ما صلح طلب ترینه دراصالت کلهرزبانها اصلا شکی نیس ولی درقدمت وتاریخ شرافتمندکوردها همه سرنوشت ساز بوده اند ودر رنجها همه شریک بوده ایم وقتی دردمشترکی داریم بایستی مواطب باشیم نمکدان نباشیم اگرنمی توانیم مرهمی بسازیم

کورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 16:54]

درود ...
خواهر من در چند بخش پاسخ شما را میدم پس حوصله کنید و آن را بخوانید ...
اولا آنکه امیدوارم روزی کورد به جایی برسد که چهار نام و پنج نام (اینکه کرمانج باشد یا سوران و یا کلهر و...) و... نداشته باشد و همه کورد باشند، چونکه بی تردید تا گذشته های نچندان دور همه این مردمان یک زبان داشته اند که به دلیل جبر جغرافیایی امروزه نام های گوناگونی به خودشون گرفتن ...
در نوشته ی پیشین گفتم نظر به بازخوانی دوباره دیدگاه ها باید کمی تند بنویسم چون جواب سلام علیک است و هر کنشی واکنشی در پی دارد ...
و نیز اینکه منظور من از ترسو مردم عادی نیستن ، یک گروه خاص هستن که راست یا دروغ به مردم سوران منتسب شده اند ، درحالیکه شاید واقعا نباشند ...
اما اینکه بنده مجبور میشوم برخی چیزها را بگویم از سر اجبار هست وگرنه برای من فرق چندانی ندارد به چه زبانی حرف بزنم و چه قوم کوردی باشم
این نوشته های من در جواب برخی سخنان خنده دار بوده و هست که از برخی گفته میشه (که البته نمیدونم از کی به وجود اومده و این توهم بهشون رسیده که کورد را سرامیکی و پلاسیکی بنامند )
اما این یک واقعیت است که مردمی که به کلهر معروف شده اند قدمت دیرینه ای دارن و نقش بسیار فراوانی در تاریخ کورد دارن ، از روزگار اقوام هوری و لولوبی و کاردوخی و گوتی تا ماد و ساسانی تا سلجوقی و جنگ های صلیبی تا صفوی و هم اکنون ...
نام کلهرحتی در کتیبه های آشوری و شاهنامه فردوسی هم آمده ، به گونه کِلاهِر (به خط کوردی کێکڵاهێر - کێ ڵا هێر )
کلهر ها مردمی بوده اند که به سوارکاری و جنگ سواره معروف بوده اند ، که این همان سنت سواران زره پوش روزگار ماد و ساسانیست ...نام کلهر ها همیشه با مفهوم سوار بودن و تیزرو بودن عجین شده بوده ...
بایسته است بدانیم نظر به اینکه کلهر ها و کلا منطقه کرماشان در بیشتر تاریخ خودش مستقل بوده و تجاوزات و دشمنی های فراوانی باهاش شده و اما در برابر آنها پایداری کرده , همه باهاشون دشمن بوده اند
میدانید اگر کلهر ها کرمانشاهان رو از دست صفویه در نمیاوردن الان بسیاری از کوردها مثل آذربایجانی ها ترک بودن ؟
میدانید نقطه ای در ایران نیست که کلهر ها را تبعید نکرده باشن تا هم از شرشون خلاص بشن هم مدافع قلمرو حکومت ها باشن ؟... حتی کلهرها را تا افغانستان و ترکمنستان و پاکستان و ازبکستان هم تبعید کرده اند ...
دشمنی هایی که با کلهر ها شده در تاریخ کورد واقعا کم نظیره ، بیراه نیست که اگه گفت جمعیت بزرگی از کشور ایران از تبار کلهرها باشن ...البته این دشمنی بیشتر به خاطر قدرت گرایی و تسلط ناپذیری اونا از حکومت ها بوده تا مسائل دیگه ...
واقعا شما به عنوان یک کورد از تاریخ مادرشهر کوردستان بزرگ چه میدونید ؟
میدانی منی که الان دارم اینجا قلم فرسایی میکنم هیچ وقت در مدرسه نمره ی انظباتم از 17-18 بالا تر نمیشد ، فقط به خاطر اینکه خجالت میکشیدم تو مدرسه با معلم و... فارسی بگم !!!
میدانید سیاست های ژینوسایدی که بر منطقه ما اعمال میشود ، در هر نقطه ی دیگری بود تاکنون نشانی از هویت قومی درش وجود نداشت...
شما گمان میکنید همه ی مردم کرماشان کلهرن ، که هرگز این درست نیست که اگر بود آنوقت میشد فهمید کلهر یعنی چی...

بیران (اصل) [پنجشنبه 18 شهریور 1395 | 23:11] پاسخ

باسلام خدمت برادران کورد .در پاسخ به شما که لک ها رو با کلهر وگورانیها دارای یک ریشه میدانید.باید بگم تو طایفه ما هم لغت گورانی رو به کفار وبی اصل ونسب ها نسبت میدن و در کل یک فحش!!!محسوب میشه پس چطور لکها رو گورانی می نامید!شاید گروهی از لکهای بخصوص باشند!!!

هیرش [جمعه 19 شهریور 1395 | 21:20]

گورانی زبان اشعار یارسان است که بسیاری از شاعران قدیمیش لک بوده اند. شبیه هورامی است و به لکی هم تا حدی شباهت داره.

بیران (اصل) [پنجشنبه 18 شهریور 1395 | 23:21] پاسخ

زبان لکی تو لرستان مثل برف رو قلعه کوه به آرامی داره ذوب میشه !و این ضربه هولناکی بر پیکر تمام زبانهای بومیه . جوش جوونیم مری تاوو ی بی/ گو کانی کوره وهار اووه ی بی

کورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 17:10] پاسخ

آیا منظور شما از شهید سازمان هایی هستن که اسم خودشونو گذاشتن نماینده خلق کورد ؟
آیا به تاریخ اینها مراجعه کرده اید که ببینید چه تفکرات و ایدئولوژی داشتن ؟ الحمدلله هم که هر روز یه سازمان جدید از توشون درست میشه ، مبارزه کوردهای باکور و باشور و خورآوا که با ترکها و عرب ها جنگیدن و میجنگن ، واقعا یک مبارزه ملیست و آنان شهیدان همه ی کوردان هستن ، اما اینجا خیر ، تنها مبارزه فرقه ای خاص با لهجه و مذاهب خاصیست که هرگز نمیتوانند نماینده حتی کسانی باشن که شاید در ظاهر تصور بشه پشتیبان اینهان ، اینا اینقدر ضعف سازمانی و ایدئولوژیک داشته اند که حتی سورانی های اردلان و مکری بزرگترین دشمنشون بوده اند ، اگر نبودن که باهاشون نمیجنگیدن و باهاشون کنار میومدند ، لذا بنده گرچه از نابودی اونها هرگز خوشنود نیستم ، اما آنها را نماینده ی خودم نمیدانم بلکه کسانی میدانم که سد و بهانه بزرگ برای عدم توسعه مناطق کوردنشین هستن که خودشون عامل اصلی اختلاف افکنی هستن وبه نظر اینجانب خودشون آلت دست و برساخته ی برخی ها هستن که مشخصه آن برخی ها کی هستن ...

درباره انفال و...
چرا شما گمان میکنید مردم کلهر با دیگر کوردها احساس دشمنی میکنن؟
شما چرا گمان میکنید مردم کلهر نسبت به این موضوعات بی تفاوتن ؟
چرا گمان میکنید که کلهرها با سورانی ها دشمن هستن ؟
ما بدبختی های خودمون رو فراموش کردیم ولی هرگز مصائبی که بر سر سوران ها آمده رو بی تفاوتانه دنبال نکرده ایم ، هرگاه با یک بیگانه نشت و برخاست داشته ایم و بحث کورد و این چیزا وسط اومده ، قضیه انفال و هلبچه رو گفته ایم که به خاطر کمک به نیروهای ایران بمباران شیمیایی شده اند...
کلهر ها هرگز خود را جدا از دیگر کورد ها ندانسته اند و همیشه غم و غصه ی آنها را غم خود دانسته اند ...
شما حتا به فولکلور های قومی ما هم بنگری نشان از دوستی با مردم سوران بوده...
همین شعرفولکلور « کەپو سڵێمانی ماڵم ڕمانی , خوەم کرماشانی یاڕم قەسڕیە و...»نشان از احساس یگانگی میان ما و سوران ها بوده...
این توهم توطئه که در ذهن ما و شما انداخته اند ، آبشخور آن از دشمنان پنهان و آشکار است که اگه کمی چشم گرداند به خوبی دیده میشه چه کسایی هستن ، نیاز به چشم بصیرت ندارد ...

کورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 17:36] پاسخ

شما به عنوان یک کورد چه از تاریخ کوردهای کلهر میدانی ؟ چه از جنگ ها و کشته های آنها برای دفاع از خاک کوردستان میدانی , چه میدانی که اگر کلهر ها نبودند حکومت های ترک و عرب و...ایران و غیر ایران یا کسانی چون لرها و... بسیاری از مردمان خاک کورد را سالم نمیگذاشتند ؟همین لرها به تحریک و پشتیبانی دولت ها بارها به خاک کلهرها و اردلان ها و دیگر کوردها تجاوز کردن ، اما تنها وجود کلهر ها بود که اونارو سرجاشون نشوند , چه از سیاست ها و دشمنی های حکومت های مختلف ایران و ترک و عثمانی و ...با کلهر ها میدانی که بارها به خاک کلهر تجاوز کرده اند و حکومت های برپا شده اش را از میان برده اند ؟، چه میدانید که اگر مقاومت جانانه سواران کلهر حلوان و خانقین و کرن نبودن به دنبال شکست چالدران کوردستان ایران هم سرنوشت انفال و کشتار درسیم را تجربه میکرد ؟ چرا عثمانی تبریز و قزوین را گرفت اما نتوانست به غرب ایران نفوذی کند ؟ هنوز کرند غرب به چاقو و شمشیر سازی معروف است، چون محل تدارکات جنگی بوده ...
چه میدانید که کلهر ها میان بسیاری از اقوام همیشه دشمن ما مثل لرها و ترک ها و آنهم دشمن دینی ، چه مشکلاتی داشته اند ، میدانید که کوردهای اردلان و سوران حتی گاه به خاطر مسائل دینی و اعتقادی به دشمنان ما یاری رسانده اند ؟ چه میدانید که بیش 150 سال است که قوم کلهر زیر فشار ژینوساید فرهنگیست تا نشانی از کورد بودن نداشته باشد ، شما به عنوان یک کورد چه کاری برای ناکامی این سیاست انجام داده ای ؟ آیا به آن سرعت بخشیده ای یا بر آن دست انداز ساخته ای ؟ ، چه از این میدانی در استان کرماشان هرگونه کاری در حوزه ی فرهنگ کوردی از مصادیق تجزیه طلبی و ... به حساب میاد و کسی نمیتواند به آسانی کاری در این حوزه انجام دهد ؟

فکر کنید که این سیاست ها بر مناطقی مثل اردلان اعمال میشد آیا هنوز کوردستان بود ؟
امروزه بخش بزرگی از سورانی ها آگاهانه به سمت بریدگی فرهنگی میروند ، بدون اینکه کسی آنان را مجبور کند ، اما ما را تنها به خاطر بی سوادی و ناآگاهی درصدی از مردم در شهر کرماشان که بدون تردید غاطبه ی آن بیسوادها کلهر نیستند ، مورد هجمه های همه جانبه قرار داده اند ، تازه این افراد ناآگاهانه و از روی سیاست حاکمان آسمیلیه شده اند نه به اراده ی واقعی خود ...
شما گمان میکنید آزادی رسانه ای که در اردلان و ایلام و حتی مکریان و ... هست در اینجا هم هست ؟
خیر ؛ ما اصلا چیزی نداریم که مال خودمون باشه , همش دست بیگانگانه ...

کورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 17:42] پاسخ

باز هم میگویم این گمان که همه ی کرماشان کلهر هستن هرگز درست نیست ، روزگاری این منطقه از اول تا آخرش نشیمن قوم کلهر بود و بدین خاطر هیچ کس جرات نزدیک شدن به آنرا نیز نداشت ، اما امروزه اقلیت های گوناگونی در مناطق کرماشان هستند که به اشتباه کلهر خوانده میشوند و اشتباهات آنها به پای کلهر ها نوشته میشود , دشمنی افکنی و تلاش برای ایجاد شکاف های قومی آنها نباید به پای مردم کلهر نوشته بشه ...
ای کاش همه ی کرماشان کلهر بود آنوقت دنیای دیگری رو در کرماشان میدیدیم ...

درباره ی اتحاد و این چیزا:
کلهر ها چندین بار برای اتحاد کوردستان کوشیدن تا آنرا از دیگران مستقل کنن ، آخرین آنها عباس خان قبادیان بود که قدرتمندترین نماینده ایران در دربار پهلوی بود ، چون کرماشان و کلهرش قدرتمند بود و سر آخر سر این اندیشه ترور شد ...
شرافتا میخواهم موردی نام ببرید که کلهر ها با سوران ها دشمنی کرده باشن و به آنها به چشم دشمن نگاه کرده باشند !!! بدون تردید نمیتوان موردی پیدا کرد که دال بر دشمنی کلهر ها با سوران ها بوده باشد ...
اما برعکس این قضیه شما نمی توانید همه گونه توهین ها و گستاخی ها را به دیگر کوردها که خودشون مفهوم قومی کورد را پرورش داده اند ، نثار کنی ، روبروی لر و فارس و ترک خودت رو کورد سرامیکی بدونی و یکی از قدیمیترین مردمان ایران را کورد پلاسیکی ، آنوقت به فکر اتحاد باشی ، چه تضمینی هست که این اتحاد به نابودی داشته های من توسط کسانی منجر نشود که به من میگویند کورد پلاسیکی ؟
کوردپردازان اگرم بخواهند فرضا لک ها را به خودشون بچسپونند باز هم باید از کرماشان پل اتحاد بزنند ، وگرنه لکی جز کوردستان نخواهد بود ...
پس در هر صورت دشمنی با مردم کلهر و کرماشان چیزی به کوردستان نمیفزاید و تنها روند اصمحلال آنرا تسریع میکند ...
به هر حال مردم ما به خاطر برخی شرایط قابلیت و زمینه تحلیل رفتن در فرهنگ ایرانی رو دارن و البته با توجه به تجربه های گذشته ، حداقل تاکنون ایرانی بودن برایشان میتواند بهتر باشد تا کوردستانی بودن ، حداقل اینکه کسی به آنها نمیگوید ایرانی پلاسیکی ...
بدرود ...

کورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 18:07] پاسخ

درود ...
تو دوره ی حکومت شازدگان قاجار بر بخشی از کرمانشاهان به ویژه خاندان دولت شاهی که هنوزم یکی از دشمنان فرهنگ کوردی کرماشان هستن و هنوز اینجا وجود دارند ؛ برای ایجاد دشمنی و نبود مزاحم ؛ اومدن ایل ها و طوایف رو به جون هم انداختند ؛ نظر به اینکه کلهرها بزرگ تر بوده اند و طبیعتا بزرگترین قدرت ایلی رو داشته اند؛ اومدن جاف ها و یا سنجابی ها یا اردلان ها رو بر ضد کلهر تحریک میکرده اند ؛ تا اینجوری فرصت قدرت نمایی رو از بزرگترین طایفه ی کرماشان بگیرند و اونارو به امور مسخره مشغول کردن ؛ هرچند با وجود این سیاست های پلید ، بازهم ایلات کلهر مستقل بوده اند و همچنان قدرت بزرگ کرماشان اما دیگه نتوستند رویایی مثل برپایی حکومت رو که چند بار به سرانجام رسونده بودن مثل کلهرستان ذوالفقارخان به حقیقت برسونند ؛ و تلاش های داود خان هم به دلیل تضادهای خانوادگی میان ایل های کلهر تقریبا راه به جایی نبرد ؛ حتی خود داود خان توسط یک امیر کلهر از طوایف سیه سیه از میان برداشته شد ؛ گرچه برای مدت زیادی داود خان تونست غرب ایران رو زیر فرمان بگیره ؛ اما متاسفانه ادامه نداشت...
با توجه به تبعیدهای فراوان هم دیگر قدرت بزرگ کلهر به مانند گذشته نبود و نظر به آشنایی با آیین اسلام راه ایران گرایی رو درپیش گرفتن و از فکر ایجاد قدرت مستقل تقریبا دور شدند ؛ گرچه کسانی مانند عباس خان قبادیان در فکر سامانه خودمختار برای کوردهای ایران بود
سیاست قاجاری تفرقه میان کوردها ؛ در دوره های بعد و به ویژه با تجزیه کرمانشاهان ادامه یافت تا کوردها با هم اتحاد نداشته باشند ؛ چرا که حکومت پهلوی تلاش های عباس خان قبادیان معروف به امیر مخصوص و نماینده غرب ایران در مجلس که در پی یک اتحاد همه گیر میان کوردهای ایران بوده رو تهدید جدی برای خودش تشخیص داده بود ؛ و حکومت بعدی هم به خوبی به قدرت کلهرها پی برده بود و راهکار اختلاف دینی میان کوردها رو در پیش گرفت ؛ برخی کسان از کوردهای کلهر و سوران ایران هم به این موضوع دامن زدند...
اما مسببان اصلی آن غیر بومیان بوده و هستن که سبب جدایی تیره های کوردن که حالا شاید برخی از فعالان فرهنگی کورد بدانند چه کسانی هستن ...
در یک قرن گذشته با مهاجرت دادن هدفمند عده ای پلید به این قلمرو سیاست ژینوساید سفید رو در پیش گرفتن تا مهم ترین منطقه ی کورد رو از کوردستان جدا کنند ؛ چیزی که همچنان هم ادامه داره و تلاش برای تغییر اتینیکی کرماشان به عنوان مرکز سقل کوردستان روژهلات به گونه ی بی وقفه ادامه داره ؛ بی ویژه گروه تازه وارد لورهای احمق که امروزه ادعاهای مسخره ای از خودشون اختراع میکنن ...
بدبختی کرماشان از زمانی آغاز شد که آخرین بزرگ کلهر (عباس خان قبادیان)در یک تصادف ساختگی از میان برداشته شد و کلهرها دیگر هیچگاه نتوانستند ؛ سازمان قدرتمند گذشته رو بسازند و بسیاری از بزرگان کلهر به خارج از ایران رفتن...
ای کاش همه ی کرماشان کلهر بودن..
مقایسه بین شهرها و مناطق کلهر نشین کرماشان و دیگر مناطقش به وضوح آشکار میکنه که چه کسی در کرماشان هنوز کورد هستش...در همان شهرهای شرقی به وِیژه در صحنه و بیستون و دینور و کنگاور آنانی که کورد مانده اند خود را کلهر مینامند و فرهنگ کلهری دارند ؛ اما در همان حال گروه های جمعیتی لک و دیگران در آن مناطق دچار دگرگشت فرهنگی بسیار بیشتری نسبت به کلهر ها شده اند ؛ برای درک موضوع بهتر است به کنگاور رفته و وضعیت را ببینید ؛ در خود شهر کرماشان هم وضعیت همینه...
البته یک نکته بگم : اون سه شهر شرقی و جنوب شرقی کرماشان از لحاظ قومیتی ، کوردهاش بیشتره و تنها در هرسین هست که لک ها جمعیت بیشتر رو دارن ، اما دو شهر دیگه کوردها بیشتر و قریب به اتفاق آنها از طوایف هم خون زنگنه و کلهر تبار هستن ، نمایندگان اون سه شهرستان هم بیشتر مواقع کورد و کورد کلهر هستن(این یه نکته ی مهم رو باید دونست ، هرچند در گذشته همشون کلهر بوده اند)...
برادران سوران که آنان را با توهم دشمنی کلهر رشد داده اند ؛ باید بدونند ، که یک از معاونان همان قاضی محمد و بسیاری از ایده پردازان و بزرگان و سیاسیون در جمهوری مهاباد از کوردهای کلهر شهرهای کرماشان بود و امروزه هم کلهرها هستند که هنوز باعث شده اند که کرماشان کهن را کورد دانست و آنرا بزرگ شهر کورد نامید ؛ اختلاف افکنی میان ما و شما ابزار نان به نرخ روز خورهای کثیفی بوده که چشم دیدن ما را نداشته اند و از قدرت ما میترسیده اند ...
نکته ی دیگه اینکه دیگر هیچگاه به کرماشان نگویید " کرمانشاه " که یک نام من دراوردی بیش نیست...
نام کرماشان ریشه در تاریخ چند هزارساله دارد و تنها با اراده ی پان فارس ها به کرمانشاه تغییر پیدا کرده اما شما که کورد هستید باید بدانید که این نام درست نیست بلکه کرماشان درست است...نام بخش جنوبی کوردستان بزرگ منطقه ی فرهنگی و سیاسی و قومی کرماشان است که زبان و گویش شناخته شده ی آنهم کوردی کلهریست که چندین لهجه و میلیونها نفر گویشرو دارد ؛ بنابراین از اطلاق نام " فیلی " به لهجه مردم کورد ایلام هم خود داری کنید ; چه اینکه از حدود 600 هزار کورد اون استان حداقل 1/3 سوم خودشون کلا از مراکز کهن کلهرن ( برای نمونه ایوان و سیروان و چرداول و بدره و بخشی از ایلام و مهران و...) و نیمی دیگر از جمعیت کوردش هم لهجه ی کلهری کرماشانی دارن و نیز دیگر کوردهای ایلام هم خودشون میپذیرن که زبانشون کلهریە و تنها تفاوت لهجه ای انها با لهجه ی کرماشان حدود 50 کلمه است که هرگز نمیتواند سبب شود که یک اسم من دراوردی به نام " فیلی " رو رو اون مردم گذاشت و خودشون هم هرگز نمیگن که ما " فیلی " هستیم ؛ فیلی یاداور ستم لورهای احمق به بخشی از مردم کورد ایلام است ; " فیلی "یعنی لور خیانت کار و آلت دست و "شانازی کەر دژمن بیون وەل کوردەیلا و وە قوڵێ خویان وەتنی : ' فاتحان قله های شمال غرب ' "
ئیوەیش وە پێان نیەوشن کورد چیون کورد نیین و نیەتوانیش بون ئەوان فەرە خوەشیان لە کوردەیل نیەتێد , لە دەور لڕەیل کورد بیون دیار نیە , نە فەرهەنگیان نە نژادیان هیوچ کامیان وە کورد نیەخوەێد " ...
خۆدایی کەڵهۆری زوان رەنگین و نرخدارێگه , تیەرزێد بیلیم گەۆڕاوا بوود تا یەکە لە بێن بچوود ...

بدرود ...

کورد [جمعه 19 شهریور 1395 | 19:08] پاسخ

به نظر تقسیم بندی زبان های کوردی باید ، به گونه دیگری باشه ...
سورانی و کلهوری یک زبانن با دو گویش و چندین لهجه ، و تفاوت میان آنها به حدی نیست که بشه اونارو زبان های جدا از هم دانست ، کرمانج هم یک زبان با چندین گویش است مثل شکاکی و بادینی و ... هورامی - زازاکی هم یک دسته زبانی جدا هستن با دو گویش و چندین لهجه (که البته لهجه ها زازاکی هستن نه هورامی) ...
باید گفت ما سه دسته زبان داریم : 1- کوردی شمالی = کرمانجی و لهجه هایش 2 - کوردی شرقی = سورانی و کلهوری و لهجه های زیر مجموعه + لکی 3- هورامانی و زازاکی
و دسته ی 1 و 2 کوردی با یک ریشه ی واحد هستن و هورامی و زاراکی هم با یک ریشه یگانه و در نهایت هم دسته ی اول کوردی از ریشه ی ماد و پهلوی و اثر زبان های غیر ایرانی مثل هوری و لولوبی و گوتی و کارتولی و ... دسته ی هورامی هم ریشه ی مادی و پهلوی با قدرتمند تر بودن اثر مادیست ...
در نتیجه به نظر من کوردی کهن تر از هورامانی و زازاکیست چون ریشه هندواروپایی داره اما هورامانی و زازاکی هندوایرانی ...
گرچه شاید در نگاه اول هورامی رو کهن تر دونست ، شاید به این دلیل که کمتر قابل فهمه ، اما در اصل دو گویش کلهری و کرمانجی کهن ترن و به ویژه کلهری که این نظر بسیاری از زبانشناسان است که کلهری رو قدیمیتر میدونند ، البته باید گفت کلهری امروزه ساده شده و به سختی فرضا 100 سال پیش نیست ، اما با این حال همچنان ویژگی های کهن خودشو نگه داشته ...
کلهری و هورامی کهن ترین گویش های کوردی هستن ، البته آداب و رسوم قوم کلهر قدیمی تر هست و در نتیجه قدیمیتر بودن زبانشان هم مسلم هست ...
بدرود ..

هیرش [جمعه 19 شهریور 1395 | 22:56] پاسخ

گویش مردم اصیل هرسین هم لکی نیست. لکی اصیل گویشی است که در حاشیه مرزی استان کرمانشاه و لرستان و ایلام بدان سخن می گویند و پس از آن گویش شهر نوراباد استان لرستان. و تنها شهرهای واقعا لک نشین، نوراباد و الشتر و کوهدشت بوده اند. گویش مردم اصیل هرسین، مردمان پایره وه ن و بسیاری از به اصطلاح لکهای کنگاور و دینور و بیستون و صحنه(غیر از کاکه وه ن ها که واقعا لک زبان هستند) و شرق شهر کرمانشاه، نوعی کلهری با آمیختگی لکی است که به آن ها ”براله ک" هم گفته میشود و این بهترین نام برای ایشان است. زیرا وجه تمایز لکی و کلهری، بیشتر در حوزه دستورزبان است که مردمان براله ک از نظر دستورزبان تقریبا کلهر هستند. متاسفانه لکهای مناطق مرکزی تر لرستان، گویششان با لری آمیخته شده و روز به روز از لکی اصیل گذشته بیشتر فاصله می گیرد.

کورد [شنبه 20 شهریور 1395 | 17:08]

درود ...
به هر حال راست یا دروغ مردم به بخشی از مردم شرق کرماشان میگن لک ، اصلا شاید به خاطر همجواری با شهرهای لک نشین به قول جنابدان اصیل ، بهشون بگن لک ، ضمن اینکه کنگاور میزانی لور هم داره که کلا فارسی میگن ...
اما با این حال کلا از نظر لهجه و گویش هم بیشتر مردم صحنه و درصد بزرگی از کنگاور کوردی کرماشانی یا کلهری میگن ، حالا هر ایل و طایفه ای باشن من نمیدونم ...
لک های شهر کرماشان بیشتر از فیروزآباد به شهر ساکن شدن ، پس ممکنه به قول شما لک های اصیل باشن که به دلیل همجواری با کلهر ها زبانشون اینجوری شده ؟ چون همسایه شهرهای اصیل لک هستن ...
اینقدر که بحث دستور زبان میکنید ، هیچ میدانید گویش خوارین نزدیک ترین گویش کوردی به کرمانجی هست ؟ اصولا کلهری ویژگی همه ی گویش های کوردی رو داره ، ساختار دستوریش به کرمانج نزدیکه ، از دید واژگانی و همچنین دستوری به لهجه های سورانی نزدیکه و البته با هورامانی هم شباهت های بیشتری داره تا سورانی و هورامی ...
حال اینکه کرمانجی خالص تر است یا سورانی را ما نمیدانیم ...
من نمیدونم اما کسانی که بهشون میگن لک ، نام های خانوادگی نزدیکی به لورها دارن ، این موضوع نشان میده لک ها در ابتدا کنار لور ها بوده اند یا اینکه بیشتر با لور ها سر و کار داشته اند ...
اون «برا له ک» هم برادر من اسم نوعی زبان و گویش نیست ، فلسفه اش اینه ، تا توضیح بدم ...
نظر به این که در شهر کرماشان یک گروه خاص جمعیتی بوده که در اکثریت بوده اند یعنی کلهر ها ، در کنار اینا گروه های دیگری چون لک و جاف و سنجاوی و گوران و ... هم زندگی کرده اند ، چونکه گویش اصلی و همگانی شهر کرماشان کلهری بوده ، بنابراین دیگر گروه ها هم میبایست به این زبان آشنا میشدن (البته سنجابی ها و گوران ها کلا زبانشون کلهریه و فرقی نداره ، بنده برای تاکید بر مفهوم قومی آوردم )
هرکدام از دیگر گروه های جمعیتی در صورت کلهری گفتن لهجه ی خاص خودشونو داشته اند ، همین الانم اگه یه لک که کلا سالها تو کرماشان بوده باشه بازم بخواد کلهری بگه قشنگ میشه تشخیصش داد یا دیگران هم لهجه ی خودشون رو داشته اند ...
بنابراین اومدند برای نشان دادن حسن نیت و خوش آمدگویی به غیر خود ها اسم هایی گذاشتن که گروه مورد نظر رو باهاش بشناسن ، این موضوعات در فولکلور های ما هم نشون داده شده برای نمونه به این شعر صفامنش دقت کنید : «جافە نیەزانم یا لەکە , گوڕانە یا سنجاویە , باڵاێ چنارە ئەی یار یار , کێ کوە یا چو تاویە ...» یعنی چه ؟ یعنی اینکه ای برادران و عزیزان ما همه با هم برادریم و یک تباریم »»» "برا لک" یعنی " لک برادرم" ، به تدریج این موضوع به نوعی از حرف زدن که کلهری با لهجه ی خاصیست هم اطلاق شده ، موضوع به گونه ایست که حتی تا چندی پیش معمولا وقتی میخواستن بگن فلانی لک هست میگفتن " برای لکم " پس این یک صفت است نه گویش ...
درباره ی اون لک های مرکز لرستان ، اونها بیشترشون از نظر تباری لورن که فقط زبانشون تبدیل به لکی شده ، اگر هم با اونها ملاقات کرد معمولا خودشون رو لور میدونند نه کورد یا حتی لک ...
حتی بنده استاد دانشگاه کوهدشتی که صددرصد مطمئنم کوهدشت و نورآباد کورد هستن ، دیده ام که گفته ما لوریم متاسفانه ...
پان لورها تلاش شگفت انگیزی برای مستحیل کردن لک ها دارن و به حدود فرهنگی ما هم تجاوز میکنن ، البته نه با جسارت کامل ، چون خاطرات خوبی از دم پر شدن با کلهر ها ندارن ...
به هر حال ما متهم نیستیم ، به ولله جاف ها بیشتر با لک ها مشکل دارن ، البته استدلال اونا یه چیز دیگه هستش ، که میگن لک ها راپورت یه سری از اشخاص خاص رو به اداره کنندگان امنیت میدن ...
در ضمن به کرماشان نگویید کرمانشاه
بدرود ...

لک [شنبه 20 شهریور 1395 | 11:49] پاسخ

آقای کرد عزیز قرارنبود برای اثبات خودمان به دیگران توهین کنیم بخدا توهین به دیگران انسانیت خود و قوم خود را زیر سوال بردن است در ضمن حاضرم اثبات کنم (چون که زادگاهم کرمانشاه است) که فقط مردم گیلانغرب و ایوان ایلام و حدود 50 درصد اسلام آباد کلهر هستند و اگر کسی که به کرمانشاه بیاید تفاوت لهجه کردی کرمانشاهی و گیلانغربی را براحتی درک می کند و این گویشی که شما می گویید کلهری و بوسیله آقای کشاورز که خود لک زبان و دارایی ریشه های کلهری نیز است گسترش داده شده که استناد می کند به شرف خان بدلیسی که در قرن یازدهم گفته مردم کرد دارای چهار گروه کلهر(اول باری که کلهر در تاریخ نام برده شده)،گوران، کرمانجی و لر هستند که ایل گوران را که حتی یک چهارم کلهر نیز نیست یک ایل بزرک به حساب آورده و اصلاٌ از ایل سوران ، زازا و شکاک، هورامی نامی برده نشده که باعث تناقضات بسیاری در این کتاب است در صورتیکه قبل از معین الدین نطنزی در اواسط قرن نهم از قوم لک نام برده است همراه ایل زنگنه تاریخ را نمی شود کتمان یا پاک کرد در ضمن در جواب هیرش باید بگم که در مناطقی که لکی را اصیل تر صحبت می کنند بیشتر به زبانی سورانی نزدیکتر است و هرچه بیشتر به زبان لری و بختیاری نزدیک می شویم به هورامی خواهشاً اگر باور ندارید تحقیق کنید و باید بگویم اگر ما دارای افتخاری بوده ایم فقط بخاطر ایرانی بودنمان است و اکثر شهدای که شهر کرمانشاه داده است چه اکنون شهدا و مدافعین حرم و چه در ایام جنگ تحمیلی بصورت داوطلبانه از اقوام لک و کلیایی بوده اند در پایان چو ایران نباشد تن من مباد

هیرش [شنبه 20 شهریور 1395 | 13:04]

منظور ایشان از کورمانج مجموعه کورمانج و سوران است که شکاک هم بخشی از کورمانج ها هستند و منظور ایشان از گوران، مجموعه هورامی و گورانی و لکی وزازاکی است که هنوز هم برخی به کوردی جنوبی میگویند گوران. بنابراین سوران و شکاک و هورام حذف نشده. در مورد کلهر هم برخی گویشهای کرمانشاهی و کلیایی و ایلامی و کردهای جنوب عراق را کلهر زبان می نامند و برخی این مجموعه را کوردی کرماشانی می گویند منظور ایل کلهر نیست.

کورد [شنبه 20 شهریور 1395 | 16:04]

درود برادر من ....
کدام نوشته ی من توهین بود , اینکه گفتم کلهر ها متعصبند ؟
خوب هستند , و وجود همینا بوده که هنوز کرماشان رو کورد نگه داشته ...
یا اینکه ریشه ی اختلافات رو گفتم ؟
همانگونه که گفتم تا جایی که من به یاد دارم و با هر لکی نشت و برخاست داشته بودم هرگز مفهومی به نام لکستان در ذهنشون وجود نداشت و اصولا خودشونو جزیی از کلهر ها میدونستند و اصلا چیزی به نام لک در ذهنشون نبود ، اما چند سالیه که این چیزا تو ذهنشون رشد کرده ...
لک ها از جمله تشکیل دهندگان کرمانشاهان بوده اند و چیزی به نام اقلیت یا مهاجر برای آنها صدق نمیکنه ...اما اگر چنین بحثی داشته باشیم : بی تعصب و مردانه عنصر قومی لک جمعیتی بین 10 - 20 و احتمال دقیق تر حدود 15 درصد جمعیت این استان هستن ...
همانگونه که گفتم تا پیش از این جریانات مشکلی در روابط مردمان لک و دیگران نبود , شما همین الان برو شهرهای خارج از کرماشان ببینین کوچک ترین مشکلی با یکدیگر دارن ؟ چندتا از خانواده های لک تو شهرهای کلهر نشین کرماشان (از جمله همان گیلان) هستن که برای همه اون مردم قابل احترامن , اما در همان من نمیدونم دلیل تغییر رویه برخی از مردم شهر کرماشان نسبت به لک ها چی بوده , بنده با حدود 21 سال سن حدود 6-7 ساله از اینجا دورم و نمیدونم چه اتفاقاتی افتاده که چنین چیزی سبب شده , شک ندارم در گذشته همین روابط میان لک ها و دیگران در شهرهای جدای از کرماشان در خود شهر کرماشان هم بوده , تردید ندارم تمام این آتیش ها از گور لورهای پاچه خوار بلند شده ...
یا منظور از توهین ، لور ها بودن ؟ خیر به جرأت میتوانم بگویم یکی از بزرگترین دشمنان کوردها و به ویژه کوردهای کرماشان به دلیل نزدیکی جغرافیایی همین لورهای بی مرز بوده و هستن ...
درباره ی اینکه کجا کلهره و نیست , فقط گیلان نیست , اصولا ایوان غرب و سراوله ایلام از نخستین مراکز ایجاد ایل کلهر بوده اند نه فقط گیلان ...
بعدش ماهیدشت و شاباد از مراکز اصلی کلهرها بوده اند ، کرگاها از ایل های کلهر در ماهیدشت و فیروزآباد کنونی بوده اند ... برادر من یکی از تیره های کلهر مثل خالدی به تنهایی 40 تیره داره ،
درباره ی زبان خوب کاملا مشخصه جو شهری مانند کرماشان هرگز قابل قیاس با گیلان نیست , طبیعیه که واژگان بیگانه بیشتری درش وارد شده باشه , اما وقتیکه شاکله زبان کرماشان و گیلان یکی و بیشتر اون مردم هم به خودشون میگن کلهر ، نشان از این میده که بیشینه ی جمعیت شهر و استان کرماشان کلهرن ... حتی اگه برخیشون به دروغ بگن کلهر هستن
تفاوت لهجه حتی میان شاباد و گیلان هم هست ، شاباد بیشتر به کرماشان میخوره ، مایشت به گیلان ، ایوان و سراوله هم به گیلان و شاباد ...
اما کدام منبع گفته شاباد فقط 50 درصدش کلهرن ؟, شاباد زنگنه و سنجاب و گوران هم داره اما بیشترشون کلهرن و البته دیگر قومیت ها هم کلا جدا از کلهرها نیستند ...اصولا عقبه ی جمعیتی کرماشان همین شاه آباد بوده و بیشتر ساکنان کرماشان حالا چه کلهر باشن و چه زنگنه و هرچی اصالتا شابادی هستن ، هم اکنون هم بزرگترین شهر بعد از کرماشان هست و به تقریب حدود 200 -250 هزار نفر اون شهرستان جمعیت داره( فقط 150 هزار رای داره)

اما درباره ی گوران : منظور شرف خان بدلیسی ایل گوران نبوده : چیزی که امروزه بهش میگن ایل گوران در اصل قلخانی ها و بخشی از مردمان ریژاو و سرپل ذهاب و شاباد هستش که کلا قلخانی ها یک طایفه از ایل های کلهرن ، هم اکنون هم بخشیشون تو ایوان غرب هستن که مذهب شیعه دارن ... منظور شرف خان به احتمال میبایست هورامی ها بوده باشن که البته در آن زبان هورامی گستردگی بیشتری نسبت به امروز داشته و تا بخش های زیادی از سلیمانی رو در بر گرفته ، هورامی ها میگن که ناسیونالیست کورد زبان اونارو تهدید میکنه و اونو محدود به اورامانات کرده ... یه سندی هم نشون میدن که در گذشته هورامی ها به خودشون نمیگفته اند کورد ...
اصولا تا حدود شایت 150 سال زبانشناسان فقط کلهر ها و کرمانج ها رو کورد میدونسته اند ، چون اینها فقط بوده اند که هویت قومی خودشونو کورد معرفی کرده اند ...
اردشیر کشاورز هم در اصل از کرمانج های آناتولی هستش که گویا خویشاوندی با مکریان ها نیز دارد ، و جایی ندیدم که بگه ایشون لک هست و البته ایشان بویی از کلهر بودن نبرده که اونو به تعصب متهم کرد ، ایشان یکی از بزرگترین پژوهشگران کورد در ایران هستش ، و چیزهایی که گفته بنابه منابع بوده ...
خوب وقتی کلهر ها در زمان هایی می توانستند به آسانی 15000 جنگجو فراهم کنند ، نشان از گستردگی اینا بوده ، عثمانی که کل حکومتش بر مبنای تجاوز و جنگ بوده در بهترین حالت 100 هزار رزم آوار داشته ، حال کلهر که اگه فقط ایل بوده اینهمه نیرو رو از کجا آورده ؟ ...
همانگونه که گفتم کلهری زبان یک ایل نیست ، این زبان اصولا همان زبان پهلوی ساسانیه ، اون موقع که ایل کلهر وجود نداشته ، بعدشم فقط کلهر ها نیستن که به خودشون میگن کلهر ، زنگنه ها و سنجاوی ها هم میگن کلهر ، خود بنده پدربزرگ پدریم زنگنه بود و به خودش میگفت کلهر ... ، ما داریم بزرگانی از اشخاص غیر کلهر که کلهر نام داشته اند برای مثال : چراغعلی خان زنگنه کلهر(معروف به سراج الملک)...اصولا زنگنه ها و کلهر ها و حتی سنجاوی ها کلا یکی هستن زنگنه ها هم در گذشته پیرو آیین کلهرها بوده اند ...
درباره ی مقاومت در جنگ هم : حقیقتا گمان نکنم کسی به پایداری گیلان غرب آشنا نباشد ، که با چوب و برنو و بدون هیچ پشتیبانی دولتی ، ارتش مکانیزه ی عراق رو پس زدن وگرنه آن ارتش توان پیشروی در خاک ایران را داشت ، بیشترین آمار شهدا هم مربوط به شهر شاه آباد(اسلام آباد) هستش و بعدش گیلان و خود کرماشان ، البته نام های بزرگی از این منطقه وجود داشته ، مثل صفر خوشروان ، شهبازی ، ملکی ، پرنیان ، رستمی ، رضایی و... ، یه خیابان تو تهران هم به اسم شهید یدلله کلهر هست (البته این خودش تهرانیه اما خب مشخصه کجایی هست) ، حقیقتا کلهرها مرزداران حقیقی ایران بوده اند در تمام تاریخ نه امروز و دیروز ..
متاسفانه برادر من همون چیزهایی که پیش از گفتم در برخی سخنان جنابدان آشکار است و این اثر سردرگمی ناشی از تبلیغات لورهای احمق است ، که میخوان برا خودشون راهی به مرز بیابند ، اومدند با پشتیبانی سیاسی برخی در هویت مردم کلهر تبار با به عبارت بهتر کرماشان ( کرمانشاه و ایلام) تشکیک هویتی ایجاد کردند و لک ها را نیز برانگیخته اند ...
شک ندارم یکی از بزرگترین عوامل اختلاف افکنی میان مردم کورد کلهر و سوران ها و دیگر کوردها همینا هستن ...
بدرود ...

کورد [شنبه 20 شهریور 1395 | 14:14] پاسخ

درود ...
سخن آخر با عزیزان سورانی ...
برادران و خواهران سوران من
نخست آنکه دوست ندارم در اینجا به عنوان یک فضای عمومی با شما بحث کنم , چراکه خوب نیست یک بیگانه این نوشته ها را بخواند ، اگر میخواهید میتوان در یک فضای خصوصی تر و با زبان خود و نه زبان بیگانه با هرکدام از شما بحث کنم ، و شما را از برخی چیزها که نمیدانید آگاه کنم ، حتی پیرامون موضوع این مقاله
دوم آنکه من از واژه ی« بی غیرت »استفاده نکردم بلکه گفتم « ترسو » که البته خطابم به مردم سوران نبود ، بلکه یک گروه خاص بود که واقعا ترسو هستن و بزدل
به خاکی که توش به دنیا آمده ام و بزرگ شده ام (خاک کلهر)با هیچ کدام از شما احساس دشمنی نمیکنم ، و هرگز دوست ندارم مشکلی برای یکی از شما پدید بیاد ، این باور من و بیشتر مردم کلهر تبار است ، اینکه در اینجا مجبور شدم برخی چیزها رو بگم از سر اجبار و احساس نیاز بود تا برایتان روشن کنم افکارتان اشتباه است
من نمیدانم از چه زمان شما را با خیال دشمنی با مردم کلهر پرورش داده اند و انگیزه ی آنهایی که چنین کرده اند چه بوده، اما بدانید قلمرو ما دهه هاست میزبان کسان و مروجان مذهبی است که تمام تلاش و کوششان فرو کردن اندیشه هایی چون دم دار بودن مردم سنی مذهب و جن بودن اونها در مغز ما بوده ، یعنی اینکه من باید به این دید به برادر و خواهرم بنگرم که دم دارد و چون سنی مذهب است جن است و رابطه با او گناه خدایی است، یا اینکه نباید با دست خیس کسانی را لمس کنم که تا چند دهه پیش خود بر مسلک آنها بوده ام چون نجس میشوم و غذای دستم حرام است ...
مرد و مردانه آیا بازخورد این تلاش دین مداران همانی بوده که آنها خواسته اند یا برعکس سبب تغییر رویە شده ؟ اگر جای ما و شما عوض میشد, شما چه تصویری از ما در ذهن میساختید
بنابه اقتضای زمانی و فرهنگی برخی از مردم اینجا نیز مانند دیگران اندیشه ی دین گرایانه دارن، اما بدون تردید اگر آنان کلهر باشن دشمن پراکنی نمیکنند و دین خود را برای خودشون میخوان نه تحمیل به کسی ...
این از این

اما باز هم میگویم که هرگز همه ی ساکنان شهر کرماشان را کلهر ندانید ، حتی خیلی از اونایی که ادعا میکنن کلهرن در واقع نیستن، بخش هایی از خود کرماشان و شهرهای غربی و جنوبی و پرجمعیت این استان و شمال استان ایلام خاستگاه اصیل مردمان کلهر تبارن که هم اکنون بسیاری از آنان در صف گریلاهای کورد با داعش و برای دفاع از خاک کوردستان میجنگند
بله درست که شهر و استان کرماشان بیشترین عنصر قومیش کلهره و اصولا کرماشان رو با کلهر میشناسن اما نمیتوان هر اتفاقی تو این شهر و استان میوفته رو به پای کلهر ها نوشت
در این شهر و استان کورد کلهر هست ، کورد زنگنه هست ، کورد سنجاوی هست ، کورد گورانی هست ، کورد جاف و سورانی هست ، کورد هورامانی هم هست ، لک هم هست
غیر مرتبط هایی هم مثل لر و فارس و ترک هم درش هستن که سخن گفتن پیرامونشان برایم زجر آور هست ...
از این میان کلهر ها و زنگنه ها و گوران ها و سنجاوی ها یک گویش و زبان دارن و البته دیگران هم مسلما زبان کلهری باید بدانند ، اما هرکدام لهجه ی هاص خودشون رو دارن که قابل تشخیص هستش ...
شاید اونی که اومده با فرضا سوران ها دشمنی کرده و خودشو کرماشانی معرفی کرده ، از هریک از این اقوام باشن برای مثال خود لک ها باشن ، اما یک ناآشنا مثل فرضا همین جناب « هیرش » بیاد اونو به پای کلهر ها بنویسه ...
ورق های تاریخ را برگ بزنید ، ببینید آیا موردی دال بر دشمنی کلهر ها با دیگر کوردان مشاهده میشود ( البته به جز لورها که اونم متجاوز بیشتر لورها بوده تا کلهرها)
آخرین امیر بزرگ کلهر که از قدرتمند ترین افرد و سیاسیون دربار پهلوی بود ، در پی اتحاد کوردستان ایران زیر یک پرچم فدرال بود , که بە خاطر این موضوع سرنوشت ترور سیاسی را برای خود خرید ...
فارغ از این ، آیا شما نامی از «کریم سنجابی » زاده ی شهر شاه آباد غرب شنیده اید ؟ که یکی از سه شخص بزرگ جبهه ملی که مخالف حکومت پهلوی بودن ،و ایشان نخستین وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بود ...
ایشان نیز از جمله کسانی بودن که در اندیشه اتحاد کوردستان ایران بود ، اما فعالیت گروه ها و کسانی در همان سالها که به خودشون گفته بودن نماینده ی خلق کورد و فقط اندیشه ی مارکسیستی و عقب گردانه ی مذهبی داشتن ، کوشش های کوردهای کرماشان رو به نابودی کشوندن ، اگر آنان اینگونه نمیکردن ، در این حکومت ایران ملت کورد حداقل 3 کرسی سیاسی ثابت داشت و یک منطقه ی خودگردان اقتصادی و فرهنگی و نیازی به این همه آوارگی نبود
آری برادران و خواهران من
حقیقت اینست که کوردهای کرماشان بیشترین تلاش و کوشش را میکردن ، آنهم با در نظر گرفتن صلاح همه ی کوردها از شکاک و مکری گرفته تا اردلان و کلهر و جاف و گوران و زنگنه و سنجاو و لک ،
حتی نمودهای فولکلوریک قومی ما را بخوانید که بیشتر آنها نام شهر های مشهور سوران مثل سلیمانی و هولیر و سقز و ... درش وجود داره
( البته سقز بخش بزرگی از جمعیتش کلهرن و اصولا در منطقه ی مکریان و اردلان سقز رو به اسم کلهر میشناسن »»» این چیزی بوده که خود به شخصه دیده ام , درست یا نادرستشو نمیدانم ) این یعنی اینکه ما خود را جدا ندانسته ایم ، حتی برخی نمودهای فولکلوریک وجود داره که نشان از ارتباط مردم این منطقه با کوردهای باکور است ...
اما برخی سوران های عزیز بعدها بانی بیشترین اهانت ها را به مردمان این منطقه شدند ، که حتی در بین قشر تحصیلکرده ی آنان نفوذ کرد ... و از یاد بردن تا 40 - 50 سال پیش همشون در زیر کنترل استان پنج کرمانشاهان بودن ...
واقعا من نمیدونم چه چیزی سبب شده برخی از عزیزان سوران چنین خنده دار بیندیشند و سخن پراکنی کنن ، همانگونه که گفتم اگر بحث تاریخ و قدمت باشد که اصولا کمتر مردمی در ایران به قدمت فرهنگی کلهر ها هستن چه برسه به دیگر کوردها ، اگر بحث این باشد که کوردستان کجا شکل گرفته باز هم کرماشان نخستین سرزمینی بوده که ازش به عنوان سرزمین نژاد کورد یاد شده ، کرماشان نخستین پایتخت کوردستان بوده یعنی ایالتی که در دوران سلجوقی ها درست شد ، اگر بحث نمودهای فرهنگی باشد که از لباس گرفته تا موسیقی و حتی زبان در اینجا پدید آمده ، اگر بحث شهرت باشد به والله چه بیرون از ایران ( کوردها به ویژه باکور) چه مردم ایران کورد رو با کرماشان میشناسن ، حتی یه بار با یه نفر از کرمانج های باکور بحث اینترنتی میکردم فکر میکرد جمهوری مهاباد اسم عوض شده ی کرماشان توسط قاضی محمد و اطرافیانش بوده ، یعنی اینکه نمیدونست به غیر کرماشان ما شهر کورد هم داریم ، که البته این موارد بیشتر به خاطر رادیو کرماشان بوده که کوردهای بیرون از ایران گوشش میدادن و اسم کرماشان براشون تداعی میشده ...

بدانید و بدانیم ...
نه کلهر دشمن سوران است و نه کرماشان دشمن سنه دژ و نه سوران دشمن کلهر است و سنه دژ دشمن کرماشان ...
این تنها توهمیست که طی دهه های اخیر در فکر ما و شما انداخته اند تا مصداق ضرب المثل معروفی باشیم که میگوید « کوردها را باید در صف نخست قرار داد » ...
صد ها سال مرزبانی هیچ خیری به هیچ کدام از ما نرسانده ، پس بهتر است خود نیز دشمن خود نشویم شاید گردش روزگار بر سرنوشت ما نوشته باشد که رورگازی در یک کشور زندگی کنیم ...
البته کرماشان اگر پایتخت کوردستان بزرگ هم نباشد ، حداقل به عنوان بزرگترین شهر و منطقه ی کورد یکی از 3 پایتخت و شهر بزرگ کوردان خواهد بود یعنی 1- کرماشان 2- سلیمانی( یا هولیر) 3- آمد( دیاربکر) ...

کورد [شنبه 20 شهریور 1395 | 17:26] پاسخ

کوردی بر مبنای جغرافیا تقسیم بندی نشده ، اگر اینگونه باشد به نظر خود منکه فاصله مکریانی و اردلانی و جافی با هم بیشتر از فاصله کلهری با جافی و اردلانیست ...
حال آنکه جافی و اردلانی و مکری رو سورانی (که سورانی اسم یه ایل هم هست ، اینرو باید بدانیم )مینامند ، گویش جنوبی هم کرماشانی یا کلهریست ،( چون از گذشته کلا کرماشان رو با کلهر میشناخته اند ،) و ارتباط چندانی به ایل کلهر ندارد ، گرچه کلهر بزرگترین ایل کورد و حتی ایران باشد ...
حتی کرمانحی هم گویش های یکدستی نیستند ، در ایران کرمانجی بیشتر به شکاکی شناخته شده ، چونکه شکاک ها شناخته شده ترین ایل کرمانج زبان ایران هستش ، حتی برخی کوردهای کرمانجی و کلهری هم هستند که از گذشته از خراسان به تالش و مازندران رفته اند ، اما به خودشون میگن شکاک ، درحالیکه زبانشون تفاوت زیادی با شکاک ها داره ، حتی برخیشون هنوز کلهری میگن ...
متاسفانه شکاکی به شدت تحت تاثیر ترکی بوده و نوع ادای واژگان در آن چندان قابل فهم نیست ...
امروزه هم گورانی به دسته زبانی هورامی - زازاکی اطلاق میشه

کورد [شنبه 20 شهریور 1395 | 17:54] پاسخ

نکته ای دیگه در پاسخ به برادر عزیز لک فراموش کردم ...
پیرامون شهدای مدافع حرم ...
باز هم سخنی اشتباه است ، بیشتر شهیدان استان کرماشان کلهر و با توجه به نام خانوادگی بیشتر شابادی و مایشتی و شیانی و حسن آبادی الاصل هستند ، برای نمونه همون نوروزی از ایل کوله پا و پدرش هم شابادی بود که در زمان جنگ 8 ساله با درجه ی به گمانم سرگردی در خوزستان شهید شد ...
شهید ملکشاهی هم کرماشانی بود و به گمان ملکشاهی ایلام ...
...
متاسفانه این ادعاها خوب نیست ، حتی خیلی از خلبان های ارتش تو جنگ کلهر بودن ، مثل شهید نژاد رضایی ، یا علی اشرف بهرامی پناه ... علی نجفی هم قصری بوده ، حسین قربانی نامی در سرپل ذهاب بوده ...
در هر حال خدا هرکسی را که برای شرافتش سرش را میدهد ، قرین رحمت کند ، اما بیشتر افراد مورد نظر مدافع حرم نبوده اند ، بلکه نیروی سازمانی هستند ، خود بنده یکی از دوستانم 3 ساله که تو عراق هست ...
حال من میگویم برخی اندیشه های پان در میان برادران لک رسوخ کرده ، برخی (مثل همین جناب هیرش ) به من ایراد میگیرن ...
در ضمن ادعای حق خود از استعمارگران و تحریف کنندگان تاریخ و هویت یک ملت گناه کبیره نیست و ربطی به تجزیه طلبی و نظام اسلامی و چنین موارد ایدئولوژیک که هدفی جز به بند کشیدن افکار یک انسان ندارند ارتباطی ندارد .... تحزیه طلبی انگی بوده که سالها با سو استفاده از آن کورد ها سرکوب فرهنگی و سیاسی شده اند نه فقط در روژهلات در کل کوردستان ...

بدرود ...

کورد [شنبه 20 شهریور 1395 | 19:31] پاسخ

به قرآن لهجه کوردهای( نه لک های اونجا که فرم حرف زدنشون مشخصه) مناطقی مثل صحنه و بیستیون و دینور و کنگاور بیشتر به کلهری معیار که بنابر باور برخی گیلان و ایوان هستش نزدیکه تا لهجه ی شاباد , که یکی از مناطق اصلی کلهر هاست ...
دلیل اینه که هرچه شهرها بزرگ تر بشن و جمعیت های بیشتری درش باشن و در مسیر رفت و آمد باشن بیشتر دسخوش دگرگونی واژگانی میشن ...
در تاریخ اومده که یکی از مناطق جنگی کلهر ها همین کنگاور و ملایر و اسدآباد و ... بوده , یعنی اینکه تا اونجا گسترش قدرت داشته اند , از جمله در کنگاور و اسدآباد با روس ها جنگیده اند و اونارو پس زده اند ...
طبق سفرنامه ی راویلسون 200 سال پیش حتی چندین هزار خانوار از کلهر در قزوین بوده اند ( نه تبعیدی بلکه ساکن اون منطقه) , اونوقت چطور تو خونه و خاک خودشون (کرماشان) مهمان هستن ?????? ...
نمیدانم !!!!!!!!!!
ضمن اینکه کنگاور بخش بزرگی از جمعیتش از کوردهای خزل پشکوه( ایلام) هستن که از گذشته به این مناطق رفتن , الان هم بسیاری از آبادی هاش اسم خزل دارن ...
خزل یکی از ایل های بزرگ ایلام در کنار ارکوازی و کلهر و ملکشاهی هست که لهجه ی کلهری دارند ...
از میان ایلات ایلام : ارکوازی و خزل و خود کلهر زبانشون کلهری با لهجه ی کرماشان است , حتی بخشی از ارکوازی و خزل در مناطق کلهر نشین مثل شاباد و مایشت و گیلان هستن ...
دیگر ایلات مثل پنجستون و ده والای وملکشاهی , تفاوتشون در حد 40-50 کلمه س ...
اما مثلا در لهجه ی ملکشای حرف " ژ " زیاد به کار میاد ..
بدرود ...

کورد [شنبه 20 شهریور 1395 | 19:42] پاسخ

آقایان و بانوان اگر خود را کورد میدانید به کرماشان نگویید کرمانشاه ...
یا بگویید کرماشان یا کرمانشان یا حداقل کرمانشاهان ...
کرماشان یعنی کرماجان یا کرمانجان یعنی جای کرمانج ها ، جای کورد ها ، جای ماد ها جای کاردوخ ها ...
این منطقه و شهر ارتباطی به بهرام چهارم ساسانی ندارد ، گرچه بنابر منابع خود ساسانیان کورد بوده اند ، اما نام کرمانشاه درست نیست ، ضمن اینکه کرمانشاهان واقعی بسیار بزرگتر از یک استان یا شهر است و حساب کنیم نزدیک به سه برابر استان کنونی میشه ...
بدرود ...

هیرش [شنبه 20 شهریور 1395 | 20:20] پاسخ

در پاسخ به نوشته های اخیر می خواستم مطلبی بنویسم ولی تا الان مردد بودم. زیرا از یک سو باور ندارم که قرار است حرفهایم به دور از تعصب خوانده شود و از سوی دیگر نگران بودم که آیا منجر به ادامه کامنتهای... نمیشود؟ اما بالاخره اکنون تصمیم گرفتم به اختصار بنویسم. \\r\\nبرداشتی که در مجموع از کامنتهای آقای کورد میشود این است که در طول تاریخ، مهمترین و سخت ترین نقش را در حفظ کوردایتی، کلهرها داشته اند و در مقابل هجوم و فشار همه جانبه و جنگها، نه تنها خود که دیگر کوردها را هم محافظت کرده اند. سوالم این است که آیا در ایران و عراق ممنوعیتی برای کوردی گفتن در خانه ها بوده؟ و آیا ملتی که اینقدر جانانه در جنگها برای حفظ حریم کردها و کوردایتی جانفشانی ها کرده،نمی توانست اگر ممنوعیتی هم بود، در برابرش بایستد؟ به نظر این دومی خیلی کم هزینه تر و ساده تر بود...

کورد [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 13:32]

درود ...
1-
بارها گفتم اینجا جای مناسبی برای این بحث ها نیست , میتوان در جای مناسبتر هم بحث را ادامه داد ...
بنده فقط در جواب توهمات خنده دار اینارو گفتم , و برایم به اندازه ی پشیزی ارزش ندارد که دیگران درباره ی من و ما چگونه میندیشند ، فقط دیگه صبرم به سر آمد از اینهمه توهین ناحق ...
گرچه در دنیای واقعی هم تنها تعصب خشک و بدور از منطق را از عزیزان سوران دیده ام ...
اتهام پراکندن لک ها از جامعه ی کوردها , رفتار غیر کوردی , کورد نا اصل , دشمن کوردها بودن , نداشتن زبان کوردی , نداشتن جل و برگ کوردی ، بی توجه بودن به فرهنگ کوردی ، دشمن دوست بودن ، خرافه پرست بودن ، آسمیله شدن و... اتهامات بی اساس دیگر , مرا برانگیخت تا جواب بدم ...
عزیزان سوران گویا همه ی عامل مشکلات خود را ما میدانند , بازم میگم اینجا جای بحث نیست و نمیتوانم برخی چیزها رو بگم
درباره ی بحث دلاوری و جنگ هاو اینجور چیزا ... نخست آنکه من گفتم کلهر از قلمرو خودش دفاع کرده نه کوردها ... نظر به موقعیت منطقه ی زندگی ما که چهارراه بوده، بیشترین جنگ ها را به چشم خود دیده ایم و تجربه کرده ایم ...
اینجانب ادعا نکردم ما از کسی دفاع کرده ایم ، فقط گفتم از کرمانشاهان دفاع کرده ایم که خانه ی خود ما بوده است ... خوب بنابه مقتضیات مناطق بزرگی خارج از کرماشان کنونی در این قلمرو قرار میگیرن ، پس بنابراین میشه گفت به نوعی از اونا هم دفاع کرده ایم ...
بنده گفتم ما با مردم سوران دشمن نبوده ایم و مثال هایی دال بر این موضوع آوردم از جمله شعر های فولکلور ، و نیز گفتم هرکسی از سوران ها موردی بر دشمنی کلهر ها با سوران ها دارد نام ببرد ، که بیشک هیچگاه پیدا نخواهید کرد ...
پیش از این گفتم: برای مردم کلهر عنصر کلهر بودن نسبت به کورد بودن ارجحیت داشته ... برای نمونه در هنگامه ی جنگ دوم پس از ورود بخشی از نیروهای روس به کرمانشاهان برخی عشایر کوچرو باقی مانده کلهر در چند جنگ اونارو پس میزنند ، از جمله جنگ در شهر هارون آباد( شاه آباد غرب) و جنگ های پسین در کنگاور و اسدآباد و ملایر و ... که کلا نیروهای روس هرگز هوس ماندن در قلمرو کلهر به فکرشون نزنه ... به دنبال این موفقیت ها انگلیسی ها میان با یکی از خوانین و امیران و سرکردگان بخشی از عشایر کلهر که به گمانم سلیمان خان کلهر بوده یا همچین اسمی ، زد و بند کنن ، بهش میگن در ازای واگذاری مناطقی مثل نفت شار و سومار به انگلیس ، اونها هم خان کلهر رو برای حکومت مستقل بر کرماشاهان کمک میکنند ، اما پاسخ سلیمان خان این بوده که : « ذره ذره ی خاک کلهر با خون جوانان کلهر آبیاری شده و هرگز در ازای خیانت کردن به مردم خودمون اونو به بیگانگان نخواهیم داد » این حرف به وضوح تفکر مردم کلهر رو نشون میده ...
راست آنست که میان کلهر ها امکان پان کلهریسم بیشتره تا پان کوردیسم ، حتی هم اکنون ...
ضمن اینکه کلهر ها خود را جدا از ایران ندانسته اند بلکه خود را بازمانده ی ساسانیان و حتی محق برای حکومت بر ایران دانسته اند ، نه تجزیه ایران ... حکومت هایی که کلهر ها باهاشون جنگیده اند بیشتر ترک و عرب بوده اند ، اما در همان حال کلهر ها با کریم خان زند و نادر شاه افشار همکاری های زیادی کرده اند ، چرا که حکومت های ملی بوده اند ...حتی رضاشاه با وجود رابطه‌ی نچندان خوبش با کلهر ها از جمله تغییر دادن اسم کلهر برای مدتی به باوندپور باز هم کلهر ها باهاش همکاری کرده اند امروزه شمار فراوانی از مردم کلهرتبار نام خانوادگی باوندپور دارن (که بسیاری از اونها در شهرهای شرقی کرماشان مثل کلیایی و صحنه و دینور و ... و البته شهرهای استان ایلام مثل ایوان و سراوله ... پراکنده اند)، از جمله زنده یاد عبدالله خان ضیغم السطان, که رضا شاه اسب مشکی خود را به خاطر لیاقت در امنیت منطقه به وی داد...ایشان مسلط به دو زبان زنده دنیا (فرانسه ؛عربی)نیز بودن یا عباس خان قبادیان ...
میبینیم که کلهر ها با وجود درگیری های فراوان اما قصد ضربه زدن به کشور و مردمش رو نداشته اند ، گرچه بیشتر مواقع به دنبال منطقه ی خودگردان بوده اند ...
روش کلهر ها و کلا کورد های کرمانشاهان متفاوت از کوردهای سوران بوده ، سوران بیشتر با درگیری و برخی کارها از جمله پشتیبانی گرفتن از بیگانگان و حاضر به از میان بردن دیگر کوردها برای نمونه مردم ما بوده اند ، اما کوردهای کرمانشاهان نه ؛ بلکه بیشتر سعی بر استفاده از راه حل مسالمت آمیز بوده اند ... که مصالح همه ی کوردها رو در بر بگیره ، اما برادران سوران فقط در گسترش حس تنفر از فرضا کلهر ها میان سوران ها موفق بوده اند ، درحالیکه در کارزار عمل بزدلان دور زن و آلت دستی بیش نبوده اند ...
بازم میگم منظورم مردم سوران نیست ، بلکه آنانی هستن که به خودشون میگن نخبه و نماینده خلق کورد...
این از این

کورد [شنبه 20 شهریور 1395 | 22:55] پاسخ

تا چن سال پیش که ما تو این شهر زندگی میکردیم و تقریبا همه ی شهرهاش رو بلد بودیم , بزرگترین عنصر قومی این شهر و استان کلهر بودن , حتی با جدا کردن زنگنه ها و سنجاوی ها و ...
شاید تو این سالها اون ترکیب جمعیتی برعکس شده باشه یا کلهر ها بخار شده باشن , نمیدانیم ...
اینرا باید ساکنان کنونی این منطقه بیان کنن , که آن هم ما با دیدارهای کوتاه از دوستان و رفقا و آشنایان بازهم تمایل ترکیب جمعیتی را به سمت کلهر ها دیدیم , حتی با وجود جدا کردن یارسانی ها و سنجاوی ها و زنگنه ها ; که اینها همشون کلهر زبان هستن
به حدس خودم چیزی حدود 65 درصد کلهرن , حال اگر اهل حق ها و سنجاوی ها و زنگنه ها را به شمار آورد به نظرم بالای 85 درصد کلهر زبان هستن و بقیه لک و جاف( با احتساب جاف حساب کردن هورامی ها) هستن ...
البته برخی نا آگاهان گاهی شماری از تیره های زنگنه رو لک به حساب میارن مثل جلیلیان و احمدیان و محبی و اسماعیلی و... اما این عزیزان لک نیستند بلکه کوردهای زنگنه هستن که جز خوشنام های کرماشان در شهرهای کرماشان و شاباد و ... هستن , و خودشون نیز خود را زنگنه میدانند نه لک ; لک نامیدن آنها از سوی برخی که خودشون بیشتر لک هستن یک اشتباه بزرگ هست و ایشان نیز خود به این موضوع معترض هستن , بیشتر این افراد هم اصالتشون به شاه آباد( هارون آباد) میرسه , مانند بسیاری از مردم شهر کرماشان ...
دلیل لک نامیدن اونا به نظرم تنها تفاوت ادای کلمات کلهری با دیگر مردم بوده , که باعث شده لهجه ی زنگنه ای نیز در گویش کلهری به وجود بیاد , مانند لهجه ی سنجابی و... اما ایشان لک نیستن ...
البته این زیر لهجه ها امروزه دیگه نمونده و قابل تشخیص نیست ...
والا لک های واقعی بیشترشون فامیل لرستانی دارن که آخرش به " ون یا وند " ختم میشه , فرم حرف زدنشون حتی با وجود کلهری گفتن کاملا مشخص میکنه که لک تبار هستن , حتی اگه از ساکنان قدیمی شهرهای کرماشان باشن ...

البته این آمار جدای از غیر کوردهایی چون ترک ها و درصدی از شهروندان شهر کرماشان است و تنها پیرامون آمار کورد زبان ها و کورد تبارهاست ...
باید بدانیم چند درصدی از این استان غیر بومی هستند ...
بدرود ...

لطفا کمی تاریخ مطالعه کنید [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 09:12] پاسخ

ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﺯﻧﺪﯾﻪ ﮐﺮﻣﺎشان ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺣﮑﻤﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﺪﺭ ﺧﻮﺩ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﮕﻨﻪ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺩﻭﺭﺍﻧﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺪﻋﯿﺎﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺗﻼﺵ ﻭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺗﺎﺝ ﻭ ﺗﺨﺖ
ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﮐﺮﯾﻢ ﺧﺎﻥ، ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻭﺍﺩﯼ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺳﺘﯿﺰ ﻣﺒﺪﻝ ﮔﺸﺖ. ﺩﺭﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻧﯿﺰ
ﺍﺯ ﺣﻤﻠﻪ ﺣﮑﺎﻡ ﺍﺭﺩﻻﻥ ﺑﻪ ﮐﺮﻣﺎﺸﺎن ﺫﮐﺮﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ ‏( ۱۱۹۳ ﻫـ . ﻕ ‏) ﻓﺮﺯﻧﺪ ﮐﺮﯾﻢ ﺧﺎﻥ ، ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺻﺎﺩﻕ ﺧﺎﻥ ‏( ۱۱۹۳ - ۱۱۹۵ ﻫـ . ﻕ ‏) ﺑﻪ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺭﺳﯿﺪ، کرﻣﺎﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺍﺯ ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺍﺩﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ ﻫﻢ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺍﺯ ﺍﻣﺮ ﻭ ﻧﻬﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﻗﻠﻤﺮﻭ ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺍﺩﺧﺎﻧﻤﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﺪ ، ﭼﻮﻥ ﺟﻌﻔﺮ ﺧﺎﻥ ﻗﺼﺪ ﭘﯿﻮﺳﺘﻦ ﺑﻪ ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺍﺩﺧﺎﻥ ﮐﺮﺩ، ﺍﻟﻠﻪ ﻗﻠﯽ
ﺧﺎﻥ ﻣﺄﻣﻮﺭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮔﻠﺸﻦ
ﻣﺮﺍﺩ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ : ‏( ﮐﻞ ﺍﻣﺮﺍﯼ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﻭ ﻗﺎﻃﺒﻪ ﯼ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎﻥ ﻣﺤﻔﻞ ﻓﻠﮏ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻭ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺳﺮﮐﺮﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﺳﺮ ﺧﯿﻼﻥ ﺳﭙﺎﻩ ﻧﺼﺮﺕ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﮐﻪ ﻣﻌﻈﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺜﻞ: ﺭﮐﻦ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﮕﻨﻪ ﻭ ... ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻧﻮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮ ﺭﮐﺎﺏ ﺍﺳﺘﻈﻬﺎﺭ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ‏] ﻣﺤﻤﺪ ﺟﻌﻔﺮ
ﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ ‏[ ﺷﺘﺎﺑﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ
ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﻋﺰ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﯾﺎﺑﻨﺪ ﺍﻟﯽ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺍﺭﺩﻭﯼ ﻫﻤﺎﯾﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ﺭﺍﻩ ﻋﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﻭﺍﺩﯼ ﻋﺰﻡ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺣﻀﺮﺗﺶ ﺑﺮ ﻧﺘﺎﺑﻨﺪ . ‏)
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﺴﻠﻂ ﺻﺎﺩﻕ ﺧﺎﻥ ‏( ۱۱۹۳ - ۱۱۹۵ ﻫـ . ﻕ ‏) ﮐﻪ ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺍﺩ ﺧﺎﻥ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺮﺁﻣﺪ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺑﻮﻟﻔﺘﺢ ﺧﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻭﯾﺰ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ، ﺍﻟﻠﻪ ﻗﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﮕﻨﻪ ﻭ ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻭ ﻟﺸﮑﺮﯾﺎﻥ ﮐﺮﻣﺎﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﻭ ﻓﺘﺢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻭ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﻧﻘﺶ ﻋﻤﺪﻩ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ ﺍﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦ ﻏﻔﺎﺭﯼ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ: ﺩﺭ ﺳﺎﻝ
۱۹۱۵ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺟﻠﻮﺱ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﺎﺩﻕ ﺧﺎﻥ؛ ﺭﮐﻦ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﮕﻨﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻘﯽ ﺧﺎﻥ ﺧﺎﻥ ﺟﺎﻧﺐ ﮐﻮﻩ ﺭﺍ ﻗﺮﺍﺭﮔﺎﻩ ﺳﭙﺎﻩ ﻧﺼﺮﺕ ﭘﮋﻭ ﺳﺎﺧﺖ ‏] ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﯼ ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺍﺩﺧﺎﻥ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﺎﺩﻕ ﺧﺎﻥ ﻗﯿﺎﻡ ﻧﻤﻮﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺻﺎﺩﻕ ﺧﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﻭ ﭘﺴﺮ ﺑﺰﺭﮔﺶ ﺩﺭ ﺭﺑﯿﻊ ﺍﻻﻭﻝ ۱۱۹۶ ﺩﺭ ﻓﺘﺢ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ، ﻭ ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺍﺩ ﺧﺎﻥ
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ‏( ۱۱۹۶ - ۱۱۹۹ ﻫـ . ﻕ ‏) ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﮕﻨﻪ ﺑﺮ ﺍﺭﯾﮑﻪ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺗﮑﯿﻪ ﺯﺩ .
ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭﺍﻥ ﮐﻮﺭﺩ / ﺳﻠﻄﺎﻧﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﯽ - ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ
ﻣﻔﺼﻞ ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻫﺎﻥ: ﺍﯾﻼﺕ ﻭ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻫﺎﻥ- ﺗﻬﺮﺍﻥ -

لطفا کمی تاریخ مطالعه کنید [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 09:18] پاسخ

ﮐﺮﻣﺎﺷﺎﻥ ﻭ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ مناطق ﺩﯾﺮﯾﻦ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﮐﻮﺭﺩﻫﺎ :
ﺗﺎ 173 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭﮐﺮﻣﺎﺷﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﺪﻭ ﺗﺎ 159 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻟﺮﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻮﻡ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺪﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻧﻬﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﮊﯾﻨﻮﺳﺎﯾﺪﺳﻔﯿﺪ ﻭﻧﺴﻞ ﮐﺸﯽ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮐﺮﻣﺎﺷﺎﻥ ﻭ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﺪﺩﺭ ﻭﺍﮐﻨﺸﯽ ﺑﻪ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﮔﺮﺍﯾﯽ ﮐﻮﺭﺩﻫﺎﯼ ﻟﮏ ﻭﺯﻧﮕﻨﻪ ﻭکلهور ﻭ ﻟﺮﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﻧﺤﺒﮕﺎﻥ ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ ﻗﺠﺮﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺗﺤﺼﯿﻼﺗﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﺭﻭﭘﺎﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺪﺭﻥ ﺫﻭﺏ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﻣﯽ ﺑﺎﻣﺤﻮﺭﯾﺖ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺯﺑﺎﻥ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﻭﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ ﺍﻥ ﺑﺎ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﻣﯽ ﮐﻮﺭﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻨﺜﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺩﻭﻫﺰﺍﺭﻭ ﺍﻧﺪﯼ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺍﻧﻬﺎﺭﺍ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﻓﻮﻕ ﺑﺸﺮﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﺑﻮﺩ.
ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﯽ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻩ ﻣﻬﺎﺟﺮ ﺿﺪ ﮐﻮﺭﺩ ‏( ﻣﺘﻮﻟﺪ:۱۵ ﺩﯼ ۱۱۶۷ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ ‏( ۷ ﺭﺑﯿﻊﺍﻟﺜﺎﻧﯽ ۱۲۰۳ ﻗﻤﺮﯼ ﯾﺎ ۴ ﮊﺍﻧﻮﯾﻪ ۱۷۸۹ ﻣﯿﻼﺩﯼ ‏) ﺩﺭ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ – ﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪ: ۳۰ ﺁﺑﺎﻥ ۱۲۰۰ ﺷﻤﺴﯽ ‏( ۲۶ ﺻﻔﺮ ۱۲۳۷ ﻗﻤﺮﯼ ﯾﺎ ۲۱ ﻧﻮﺍﻣﺒﺮ ۱۸۲۱ ‏) ﺩﺭ ﻣﺪﺍﯾﻦ ‏) ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻫﯽ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﻭﯼ ﺩﺭ ﻗﺼﺒﻪ ﻧﻮﺍ ﺩﺭ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪ. ﭘﺪﺭﺵ ﻓﺘﺤﻌﻠﯽ ﺷﺎﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺯﯾﺒﺎﭼﻬﺮ ﺧﺎﻧﻢ، ﺳﯽ ﻭﺳﻮﻣﯿﻦ ﻫﻤﺴﺮ ﻭﯼ، ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﮔﺮﺟﺴﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩ.ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭘﺴﺮ ﻓﺘﺤﻌﻠﯽ ﺷﺎﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﻭ ﻫﻔﺖ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺱ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﻧﺎﯾﺐ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺍﺯﺍﯾﻞ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩ، ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﺷﺎﻩ ﺑﺎﺷﺪ.ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻩ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۲۱۲ ﺣﺎﮐﻢ ﻓﺎﺭﺱ، ﺳﺎﻝ ۱۲۱۴ ﺣﺎﮐﻢ ﻗﺰﻭﯾﻦ ﻭ ﮔﯿﻼﻥ، ﺳﺎﻝ ۱۲۱۹ ﺣﺎﮐﻢ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۲۲۱ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﻣﺎﺷﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ.
ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻩ ﻣﻬﺎﺟﺮ ﺿﺪ ﮐﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﻗﺪﺭﺗﺶ، ﻭﺍﻟﯿﺎﻥ ﺳﺮﺣﺪﺍﺕ ﻋﺮﺍﻗﯿﻦ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺑﺮﻭﺯ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﯽﺷﺪ. ﺩﺭﮔﯿﺮﯾﻬﺎﯼ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻩ ﻭ ﺣﺎﮐﻤﺎﻥ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺯ ۱۲۲۱ ﺗﺎ ۱۲۳۶، ﺑﻪﺭﻏﻢﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﻭ ﺑﺮﺗﺮﯼ ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽ ﻣﯿﺮﺯﺍ، ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﺎ ﻭﺳﺎﻃﺖ ﻋﻠﻤﺎﯾﯽ ﭼﻮﻥ ﺷﯿﺦ ﺟﻌﻔﺮ ﻧﺠﻔﯽ، ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪﻧﺠﻔﯽ ﻭ ﺁﻗﺎ ﺍﺣﻤﺪ ﮐﺮﻣﺎﺷﺎﻧﯽ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﯾﺎﻓﺖ. ﺩﺭ ۱۲۳۱ ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻩ ﻣﻬﺎﺟﺮ ﺿﺪ ﮐﻮﺭﺩﺑﻪ ﻧﻮﺍﺣﯽ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻧﻈﻢ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﺳﺪﺧﺎﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﻣﻄﯿﻊ ﮐﺮﺩ. ﺩﺭ۱۲۳۵ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺑﯿﻦ ﮐﻮﺭﺩﻫﺎﯼ ﻟﺮﻭ ﻟﮑ ﻮ ﮐﻠﻬﻮﺭ ﻭﺟﺎﻑ ﺩﺭ ﺷﺮﻕ ﻭﺟﻨﻮﺏ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﺮﺩ،ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮐﻪ ﻟﺮﻫﺎ ﺍﺻﻮﻻ ﮐﻮﺭﺩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ .
ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻩ ﻣﻬﺎﺟﺮ ﺿﺪ ﮐﻮﺭﺩﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﭘﺎﺷﺎ، ﺣﺎﮐﻢ ﺷﻬﺮ ﺯﻭﺭ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﻠﯿﻤﺎﻧﯿﻪ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻣﯽﺭﻓﺖ، ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ۲۶ ﺻﻔﺮ ۱۲۳۷ ﺩﺭ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﻣﺪﺍﯾﻦ ‏(ﻃﺎﻕ ﮐﺴﺮﯼ ‏) ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻩ ﻣﻬﺎﺟﺮ ﺿﺪ ﮐﻮﺭﺩ، ﭘﺴﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﻭﯼ، ﻣﺤﻤﺪﺣﺴﯿﻦ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺣﺸﻤﺖﺍﻟﺪﻭﻟﻪ، ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﻣﺎﺷﺎﻥ ﺷﺪ.
ﻣﻨﺎﺑﻊ :
ﻣﺨﺘﺼﺮﯼ ﺍﺯ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﯽ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺩﻭﻟﺘﺸﺎﻩ، ﻣﺠﻠﻪ ﻭﺣﯿﺪ، ﻣﻬﺮ ۱۳۴۷، ﺷﻤﺎﺭﻩ ۵۸، ﺣﺴﯿﻦ ﺑﺎﯾﺒﻮﺭﺩﯼ

کورد [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 14:07]

آغاز حرکت اصلی ژینوساید در کرماشان به دوران حاکمیت دولت شاه قاجار بر کرمانشاهان برمیگرده ، پس از این دوره عملا نامی از زنگنه باقی نمیمونه ، انگار که اصلا نبودن ...
پیش از این حاکمیت بر قلمرو کرمانشاهان که کلهر نام داشته به دست خان های زنگنه بوده و این موضوع سبب آرامش در این قلمرو بوده ،چون نظر به کورد بودن زنگنه ها آنان با همه کوردها همخون بوده اند به ویژه با کلهر ها ، پس از آنان حکومت به کرمانشاهان به قجری ها سپرده شده که برای کنترل اوضاع اصل حکومت را بر تفرقه و ایجاد دشمنی میان کورد های کرماشان نهاده اند ...
پیش از خانات زنگنه حکومت بر کرمانشاهان به دست کلهر ها بوده، اما به دلیل شورش های فراوان از اونها به کوردهای زنگنه سپرده شده ...
البته رضاخان که با ایده های دولت-ملت آتاتورک آشنا شده بود ، خواست همان سیاست را در ایران اجرا کند ، برای همین به سرکوب فرهنگی دیگران پرداخت ، و این موضوع در حکومت پهلوی ادامه داشت ، با ساکن کردن عشایر که بیشترین جمعیت کرمانشاهان بودند و تبلیغات وسیع آریایی ، به آنها قبولاند که آریایی هستند ، اما یکی از ضربات بزرگ ، تجزیه کرمانشاهان به 5 استان بود ، تا کوردستان ایران شرایط اتحاد نداشته باشد ، چراکه کرمانشاهان جز استان های قدرتمند ایران در سیستم حکومت پهلوی بود و امکان قدرت نمایی داشت ...
لورها هم از قدیم الایام جدا بوده اند، کوردستان در روزگار سلجوقی ایالتی مابین آذربایجان و لورستان بوده ، البته لورستان کوچکتر از امروز بوده و بخش بزرگی از استان کنونی لرستان رو در بر نمیگرفته ...
بدرود ...

ح -لک [دوشنبه 22 شهریور 1395 | 12:38]

باسلام زبانی که هم اکنون به طوررسمی با آن تکلم می کنیم وجنابعالی باآن مطالبی را نوشته اید زبان ایرانی است نه فارسی که متاسفانه به غلط به نام فارسی جا افتاده است.زبان ایرانی به همت حکومت های قبل ازاسلام بوجود آمده وزبان رسمی مناطق وسیعی از جمله هندوستان,چین ,پاکستان ,کشورهای شمال وشمال شرق,عثمانی وحتی کشورهاس عربی بوده است که درزمان ساسانیان رسمیت پیدا کرده است. بهتراست زبان ملی ایرانی که باعث اتحاد قوم های مختلف ایران می شود رااحترام بگذاریم. یک نمونه مولوی است که خود ازترک های افغانستان بوده ولی آثارش به زبان ایرانی است.

کورد [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 13:40] پاسخ

2-
درباره ی کوردیاتی و اینچزا ...
نخست روشن بفرمایید کوردیاتی چیست ، ببینم اصلا چی هست که کلهر ها حافظش بوده باشن ...
لهجه غلیظه ؟ ، تعصب مذهبیه ؟ سنت های عربی-اسلامیه ؟ کورد سرامیکی و پلاستیکی نامیدن خود و دیگران روبروی بیگانگانه ؟ افتخار به کشتن هم نوع (به ویژه نوع سرباز وظیفه) با قناص است ؟ داشته ها و نام و اعتبار دیگران را بگیری و در عوض روبروی دیگران بهش خیانت و توهین کنی است ؟
واقعا بفرمایید کوردیاتی چیست ، سالهاست این واژه رو شنیده ام اما هرگز کسی برایم آنرا معنی نکرده !!! بگوئید ، شاید شما تنها کسی باشید که معنی این واژه را میدانید
شاید واقعا ما کورد نباشیم و تنها تبلیغات پان کوردیسم باعث شده باشد که فکر کنیم کورد هستیم ...
تا آنوقت تکلیف خود را بدانیم ، و خود را به بیگانگانی نچسپانیم که به ما میگویند «کورد پلاسیکی» ،چون مسلما اگر ایرانی باشیم ، کسی به ما نمیگوید «ایرانی پلاسیکی» ... اگر آنرا توضیح دادید آنوقت خواهم گفت که ما حافظ کوردیاتی بوده ایم یا نه ...
اما درباره ی کوردی گفتن تو خونه و ...
گفتم ما بنابه دلایلی کاملا شرایط و زمینه ی اینرا داریم که در جامعه ی ایران حل بشیم :
اول آنکه مذهب متفاوتی از دیگر ایرانی ها نداریم ، گرچه به تعصب به دیگر ایرانیان نیستیم ، اما پایه ظاهری مذهبی مشترک است
دو آنکه در هیچ کجای ایران کسی با ما دشمنی ندارد ، و همگان ما را با صفات خوب میشناسند (و به پیروی از این دیگران کوردان را نیز اینگونه تصور میکنن)
کسانی که در ظاهر با ما هم تبارن ، بزرگترین توهین کنندگان به ما بوده اند ، بنابراین در همراه خواندن خود با آنان خیری برای ما نیست
برنامه ریزی فرهنگی در منطقه ی ما مطابق با حذف فرهنگ قومی ماست و با توجه به کم تعصب بودن مردم نسبت به موارد گریز از مرکز ، این سیاست ها میتواند نتیجه دهد ، کافیست بدانیم کرماشان با 71 کاندید رد صلاحیت شده در صدر آمار رد صلاحیت شدگان انتخابات مجلس بود ، ( در واقع کسانی که گزینش میشن ، نماینده مردم نیستن ، به ویژه شهر کرماشان و شهرهای غربی که به مرز نزدیکن)
درگیر کردن به مشکلات تا اندیشه تقویت ایدئولوژی کوردیسم در میان ما برجسته نشود
نبود جامعه ی یکدست قومی و فرهنگی در شهر و استان کرماشان و...
اما با این حال به دید شما که در این شهر بودی چند درصد مردم (به ویژه کلهر ها) دچار مشکل هویتی شده اند ؟ چرا برادران سوران اینقدر دوست دارن در این موضوع اغراق کنن ؟ شاید سرپوشی باشد بر رفتار خانواده های خودشان با فرزندانشان !!! تا اینچنین کسی نفهمد کوردهای اصل و سرامیکی ما هم دچار آسمیلاسیون شده اند ؟ ... بگویید چند درصد مردم کرماشان به زبان غیر خود سخن پراکنی میکنن ؟... خیر جناب بدون تردید جز در برخی مناطق محدود آنهم نه به گونه ی کامل زبانی به غیر از زبان کرماشانی رواج ندارد ، که آنهم کمترین درصدش کلهر هستن ...
بنده خود از لحاظ تباری کلهر و زنگنه هستم ( گرچه 1/4 زنگنه هستم و 3/4 کلهر ) و قاعدتا نباید تا به این حد بر روی کلهر ها متعصب باشم ، اما آنان را آشنا هستم و چون در اینجا اتهامات بی اساسی بهشان شد ، لازم دیدم بحث کنم ...
اینکه چرا کلهر ها دیگر به فکر قدرت نمایی نبودن ؛ باید گفت : با گذشت زمان عناصر قدرت آنان محدود شد ، بسیاری از آنها به جاهای گوناگون ایران کوچانده شدند و به جای آنان عناصر غیر مرتبط جایگزین شدن و این عناصر سبب سرگرم شدن کلهر ها به امور بی ثمری مثل درگیری ایلی شدند ، بسیاری از آنها شروع به یکجانشینی کردند ، برای نمونه در روزگار ناصرالدین شاه قاجار با وجود خارج شدن بسیاری از کلهر ها از قلمرو خود بیش از 300 هزار خانوار بوده اند ، مدتی بعد در جریان اتفاقات مشروطه عشایر کلهر به 150 -200 هزار خانوار کاهش پیدا میکند و در زمان رضا خان و سلیمان خان و عباس خان قبادیان عشایر کلهر حدود 50 هزار خانوار بوده اند ، و در نهایت در زمان پهلوی دوم عشایر کلهر به 20-30 هزار کاهش پیدا میکند ، تا امروز که دیگر چیزی به نام ایل کلهر وجود ندارد ...
مسلمان شدن مردم کلهر ...
برانگیخته شدن حس وطن دوستی آنان ...
در هر حال کلهر به عنوان بزرگترین ایل کورد (شایدم کورد نباشه)و ایران حتی اگه کمترین شمار عشایر کلهر رو در نظر بگیریم( یعنی 20-30 هزار خانوار که میتواند حتی جمعیتی 200 هزار نفری باشد در 60-70 سال پیش باشد) باید بهش احترام گزارد ، چه اینکه کلهر( که خود مفهوم کورد را پدید آورده اند ) کورد باشند یا نباشند ...
شاید واقعا ما کورد نباشیم ... پس بهتر است بگویم کُرد
پس در این صورت کُردستان بزرگ ، کُردستان شرقی را نمیتواند شامل شود ، چون کُردستان و مهاباد و... (که البته نیمه شرقی وبخشی از جنوب کُردستان رو باید ازش جدا کرد) توان و ظرفیت جدا شدن از ایران و ملحق شدن به برادرانشان را ندارند ...
پس این یعنی : تحلیل رفتن تدریجی کورد های اصل و سرامیکی سورانی ایران هم در جامعه ایران ...

هیرش [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 20:30]

سلام کورد عزیز. آخرین کامنت را وقتی ارسال کردم که کامنتهای اخیر شما هنوز درج نشده بود. نمیدانستم 21 ساله هستید و الان باوجود اینکه با بیشتر نظرات شما موافق نیستم به اینکه با سن کم که به قول معروف بچه این زمانه دوری از ارزشها هستید ولی مثل بقیه بی اطلاع نیستید که حتی اطلاعات وسیعی از تاریخ منطقه تان دارید افتخار می کنم و خوشحالم که افرادی در نسل جدید کرمانشاه مانند شما هستند که مثل عامه این زمانه سطحی نگر نیستند. کورد عزیز من (و بسیاری از سورانها) برخلاف برداشت شما اصلا با کلهرها دشمنی ندارم و دوستانی هم دارم که البته همواره به نگرششان ایراد دارم!!. انتقاد من از این روست که دیده ام کلهرها یا بهتر بگویم کرماشانی ها با تکبر با دیگر برادران خود برخورد می کنند و به گمان من و خیلی دیگر که با آن متطقه آشنایی دارند، مسبب دلخوری امثال لک ها و تمایلشان به مستقل بودن از کوردها، بیشتر کرماشانی ها بوده اند تا گذشته و تقصیرات لک ها. به نظر من بهتر است کرماشانی ها که به گفته خودشان در جوانمردی و بزرگمنشی بهتر از بقیه اند در جبران بکوشند. باور کنید به عینه دیده ام عامل مشکلی کلهرزبان بوده ولی بی گناه فورا انگشت اتهام به سوی لک ها رفته تا جایی که به قول آقای بیرانوند که من هم در این زمینه موافق ایشانم، لک ها مجبورند نگویند لک هستند وگرنه فورا با انبوهی اتهام مواجه خواهند شد.

کورد [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 13:43] پاسخ

در پایان میگویم گرچه بیشتر شهر و استان کرماشان کلهرن ، اما وجود افراد دیگه را نباید نادیده گرفت ، و تمام مشکلات را به گردن کلهر ها انداخت ، چه اینکه همین عزیزانی که موضوع این مقاله درباره ی آنان است ، خود یکی از پراکندگان اندیشه های ضد کلهری در این شهر هستند ، از جمله همین ادعا که گویش مردم شهر کرماشان کلهری نیست ، درحالیکه تنها نام قابل افتخار برای مردم کرماشان کلهر بودن است حتی بسیاری از آنان که کلهر نیستن ، به ویژه برای زنگنه ها و سنجاوی ها و گوران ها ( جدای از قلخانی ها که خودش یک ایل از طوایف کلهر ایوان غرب هستند) خودشون رو کلهر میدونن ...
و فقط عده ای هستن که ساز مخالف میزنن ، چون که تحت تاثیر پان های لور و کورد ، برای خود احساس نقش مثبت میکنن به این گمان که بتوانن دربرابر دیگران در این منطقه موضع قدرتمندی داشته باشن ، درحالیکه در گذشته خود را جزیی از آن میدانستند ، پس میبینیم که اندیشه های پان میتواند زیان بار باشد ...
انسان مجبور می‌شود برخی چیزها را بگوید ، که برایش ناخوشایند است ، اما نیاز است ...
عزیزان لک میتوانند هویتی دوگانه و حتی سه گانه داشته باشند ... پس مانور زیادی نباید بر روی ایشان انجام گیرد ...
بدرود ...

باران [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 16:45] پاسخ

فک کنم مسیول سایت آقاهیرش باشه انقد دغدغه ی جا برا نظرات داره ماهم میخواهیم صحبت کنیم وبه هرشکلی کامنت بزاریم رعایت اصول اخلاقی چیز خوبیه واحترام به حقوق شهروندی خانما واجبه فک کنم شما احساس میکنیداینجا ی جای مردونه ستو و زنا حق نظر دادن ندارن اگه خودت مسیول نیستی مطلبو نشون بده خوب دوستامون کامنتای خوبی میزارن چرا فقط فک میکنی شما راس میگی وشما بعنوان ی سورانی درعمل ثابت کردی که به خانما از لحاظ فکری احترام نمیزاری وفقط شعارمید

پاسخ مدیریت :
باسلام به خدمت دوستان عزیز؛ سایت تحلیلی و خبری شاهوخبر صرفا کامنت ها و نظرات دوستان عزیز را منتشر می کند و خود تحت هیچ نام و اسم و رسمی وارد مباحث نمی شود. به نظر مدیر مسئول و دیگر همکاران تحریریه سایت، زن و مرد تفاوتی ندارد و هر کسی آزاداست که اظهار نظر نماید.

هیرش [یکشنبه 21 شهریور 1395 | 23:27] پاسخ

و اما صادقانه نظر سوران ها در مورد کوردهای جنوبی:
سورانهای دور و ناآشنا به منطقه شما عموما دو دسته اند: 1-مذهبی ها که فقط کوردهای اهل سنت را کورد می دانند 2- امروزی ها که تحت تاثیر تبلیغات ماهواره، کرماشان و ایلام و لرستان را هم کورد می دانند و البته تصورشان معمولا این است که هرچه از کرماشان به سمت ایلام و لرستان بروی، زبان و فرهنگ کوردی کمرنگ تر میشود.
اما سورانهایی که منطقه شما را نسبتا خوب میشناسند و "با همه اقوام آنجا" برخورد داشته اند (تاکید میکنم با همه)، در درجه نخست اهل حقها را به خود نزدیک می دانند بعد کلیایی ها، بعد ایلامیها و لکها و در نهایت کرماشانی ها، چه از نظر زبانی چه از نظر فرهنگی و رسوم. والبته این سورانها هم همانند بالا، اگر مذهبی باشند فقط اهل سنت را کورد واقعی می دانند و اگر امروزی، بازهم بیشتر خود را با سوران و هورام ها و البته تا حد زیادی اهل حق ها نزدیک می بینند و برداشتشان این است که بیشتر مردم منطقه شما، احساس و مسیر مشترک با کوردها ندارند و فقط نام و نسبشان کورد است. سورانهایی که آشنایی ناقص دارند، دیدگاهشان ترکیبی از موارد بالاست.

باران [دوشنبه 22 شهریور 1395 | 20:21]

پچه ربطی به هرفای ما داشت شماسورانها اگه آگاه بودید وبجز خودتون به اظرافیانتون فک میکردید وضعیت ما اینطوری نبود داری به بیسوادی وناآگاهی خوتون پز میدی واقعا این حرفاجاش اینجاست یعنی ناآگاهی کلاس داره

هیرش [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 09:20]

این را برای آقای کورد نوشتم با توجه به آخرین جمله درج شده از ایشان تا زمان ارسال مطلب اخیر من. متاسفانه چون مطالب همزمان به روز نمیشود جای کامنتها بعضی وقتها بی ربط یا موجب حساسیت میشود.

هیرش [دوشنبه 22 شهریور 1395 | 01:28] پاسخ

من اگر با صحبت هایم باعث وارد شدن اتهام به مدیر محترم سایت شدم، از ایشان پوزش می خواهم هرچند به نظرم صحبت خانم باران عجیب و غیرمنتظره بود. به هرحال از خانم باران هم عذرخواهی می کنم.

هیرش [دوشنبه 22 شهریور 1395 | 01:37] پاسخ

و اما آقای کورد عزیز، هرچند هیجان و زود جوش آوردن اقتضای سن و سال شماست ولی حیف است جوانی با معلومات و اهل تحقیق مثل شما اینگونه راحت و تحت تاثیر حرف دو نفر مثل من از دایره منطق فاصله بگیرد. نظراتی که قبلا می نوشتید خیلی منطقی تر بود نسبت به این اواخر. شما اوایل از دوستیتان با لک ها و سورانها می نوشتید ولی روبه آخر گاه و بیگاه و بیشتر از پیش، دیدگاه های عجیبی مطرح کردید که همه دوستی ها زیر سوال رفت. به هرحال برایتان آرزوی کامیابی دارم و مطمینم در آینده، فردی تاثیرگذار خواهید بود.

هیرش [دوشنبه 22 شهریور 1395 | 01:57] پاسخ

همه ما چه کورد باشیم چه نباشیم ایرانی هستیم و هزاران سال علیرغم اختلافها، همراه بوده ایم پس خوب نیست به برادرانمان حتی اگر کورد نباشند اهانت کنیم. در واقع انتقاد آری، اهانت نه....

هیرش [دوشنبه 22 شهریور 1395 | 19:52] پاسخ

نمی دانم چرا لک ها حاضر نیستند بپذیرند که اگر نگوییم همه شان لااقل بخش مهمی از آنها از عثمانی( کردستان سوریه و ترکیه کنونی و نیز حوالی موصل و کرکوک) به این منطقه کوچ کرده اند و حتی احتمالا مذهبی که بعدا کم کم شده اهل حق امروزی، سوغاتی ایشان از آن سو بوده یا شاید چون این حوالی اهل حقها بوده اند، این منطقه را برای کوچ انتخاب کرده اند. و همچنین نشانه های از کورمانجی و سورانی در زبانشان حتی پس از پانصدسال مانده...

رها [دوشنبه 22 شهریور 1395 | 20:17] پاسخ

آقا هیرش من هرکامنتی که بزارم برمبنای اندیشه وشعورم این کارو انجام میدم وفک نکنم به شما ربطی داشته باشه چطور کامنت میزارم من درحق شما رعایت ادب ونزاکتو به جا آوردم ولی سورانی بافرهنگ شما به غرور من احترام گذاشتی واین به مدیرسایت ربط داره اون کامنتهای منو گذاشته شما چرا معترضید چه اشکالی داره برا افکار دیگرون وقت بزاریم مگه اینجا ی گفتمان آزاد نیست دیواری کوتاهتر از دیوار من پیدانکردی رییس چرا نظراتمو نشون نمیدی اگه شما ناراحتی میتونی تمامی پستهامو حذف کنی ولی مردکورد هرجا بره به زن کورد اجازه اظها رنظر نمیده حتی اگه دویست تا دکتر داشته باشه فقط صحبت کردن وناز وادای زنای بیگانه رو قبول دارن وبه زن بیگانه اجازه اظها رنظر میدن لطفا یا کامنتمو نشون بدین یاهمه پستامو حذ ف کنید

هیرش [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 09:12] پاسخ

خانم رها با سلام از شما عذرخواهی میکنم هرچند قصد جسارت نداشتم. البته دیروز هم مطلبی نوشتم و از این بابت پوزش خواستم که ظاهرا ارسال نشد. ولی اگر من اشتباه کردم لطفا شما همه مردان کرد را متهم نکنید.

هیرش [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 12:19] پاسخ

امیدوارم این صحبت باز هم سوـتفاهم ایجاد نکند( چون ظاهرا حرفهام خیلی وقتها رنجش ایجاد میکنه هرچند قصد بدی ندارم). به عنوان یک دوست و برادر از عزیزان و به ویژه فرهیختگان لک درخواست می کنم برای بهبود دیدگاه نسبت به لک ها بیشتر تلاش کنند. بالاخره یک طرف ماجرای برخی اهانت ها، افراد هنجارشکن هستند که کارهایشان به حساب همه گذاشته میشود. حیف است کارهای برخی به حساب عزیزانی گذاشته شود که چندنفرشان را من میشناسم و در این زمانه به خوبی آنها کمتر کسی دیده ام. به هرحال کم کاریهایی شده. فرهیختگان نقش بسیار مهمی در هدایت مردمشان دارند. میشود در مجالس مختلف و در کوچه و بازار به جای ترویج لکستان و... مردم را توجیه کرد که هرکس به حد توانش از هنجارشکنی جلوگیری کند و برای ارتقای جایگاه لکها در نظر دیگران کوشش نماید تا این بدبینی ها به مرور بهتر شود. این بدبینی ها به خوب و بد جامعه لک لطمه زده و می زند و حتی بیشتر به خوبهایی که بیگناه متهم میشوند.

بیران (اصل) [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 21:34]

Wراویلسون در کتابش نوشته بیرانونها بزرگترین ایل لک ساکن ایران در زمان شاه عباس به علت علوی بودنشان از حوالی موصل به لرستان کوچانده شدند .حتی به گفته قدیمیهایمان مناطق اطراف خرم آباد را در صده قبل با جنگ و در گیری تصرف کردبم .ولی صدرصد در اردوهای کریم خان شرکت عمده داشتیم .به حدی که جمعیت کثیری از ما در شیراز مانده گار شدند.ولی به شما اطمینان میدم یکی از آزاده ترین و شجاع ترین وسرسخت ترین مردم را داریم .به طوری که نذاشتن چهل سال قاجارها وارد لرستان بشن .ناصرالدین شاه قاجار برای سفر به کرمشان وکربلا به ایل بیرانون باج میداد

آلوزه گر [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 14:30] پاسخ

باسلام به برادر عزیزم آقای هیرش در مورد مطالب شما باید چند نکته را به عرض برسانم
1-اینکه صحبت نکردن به زبان لکی در بین لک زبانان با غیراز لک زبانان به این خاطر است که باید قبول کنیم که لکی زبان قدیمی است و برای بعضی ها ممکن است غیرقابل درک باشد مانند هورامی ها و کلیایی ها و کلهرها که دارای لهجه های مخصوص شهرستان خود هستند و فقط با خود با این لهجه ها صحبت می کنند و مجبورند با کسانی دیگر به زبان کردی کرمانشاهی صحبت کنند یا فارسی کرمانشاهی.
2- در مورد سوریه ای یا ترکیه ای بودن مردم لک باید به عرض برسانم تنها منبعی که این موضوع را تایید کرده هنری راولینسون بوده که اصل باجلانها و بیرانوندها را موصول عراق می داند که در قرن 12 هجری شمشی یعنی دویست سال پیش به ایران آمده اند قافل از اینکه معین الدن نطنزی در قرم نهم هجری شمسی هم بیرانوندها و هم زنگنه ها را(بعضی از منابع امروزی از جمله آقای کشاورز و مرحوم مردوخی در قرن معاصر آنها را ساکن شمال عراق می دانند ) ایرانی و ساکن ایران می دانند. و سوریه ای بودن را حمداله مستوفی فقط به 24 ایل از ایلات بختیاری یا لر بزرگ اتلاق می کنند و به اسم نام می برند که در قرن ششم به ایران آمده اند.
3- و در مورد لک باید این نکته را بعرض برسانم اگر شعرهای باباطاهر عریان(قرن چهارم) را بخوانید متوجه می شود که دارای کلمات لکی بوره(بیا) بوشم(بگویم) که نشان قدمت زبان لکی در قرن چهارم و اگر دقت شود اکثر کلمات لکی و پهلوی دارای ریشه مشترک هستند و از نظر فرهنگی مرد لک دارای آواز مور، هوره و چمری(نوعی اعزا داری به معنی چه را می بری) هستند و به اعتقاد بسیاری از دانشمندان به قبل از اسلام در این نواحی می رساند و خود رودخانه سیمره همیشه مأمن تمدن های بزرگ بشری بوده همانگونه که دجله و فرات در عراق و نیل در مصر دارای این نمود هستند و به نظر من تشابه لکی با هورامی و کرمانجی و سورانی به این خاطر هستند این مردم در ابتدا به یک زبان صحبت کرده اند اما به مرور زمان باید قبول کرد با بعضی از قبایل ادغام شده اند و شاید برای آنها خوب بوده و با دنیا و مردم جدیدی آشنا شده اند مثلاًمردم بختیاری و لرها با مردم بومی منطقه و فارس ها و شاید ترکها چون در آن مناطق از همه این قشرها وجود دارد و کردهای کرمانج با ترکها و سورانها با عربها بخاطر کاربرد زیادی کلمات و حرفهای عربی مثلاً حرف (له) به معنی (از) که در زبان عربی به وفور بکار می برند در زبان سورانی هم بکار می برند و کلمه (هلس) به معنی بلند شدن که در عربی متضاد (جلس نشتن) به معنی بلند شدن یا قیام کردن است و باز هم تاکید می کنم ذوب شدن در دیگر فرهنگها باعث رشد می شود اما در این میان زبان لکی به علت شرایط خاص جغرافیایی و دوری از فارسها، عربها و کردها زبانشان به مانند هورامی(که در ارتفاعات بوده اند) می شه گفت کمتر دچار تغییر و تحول شده.
4- از لحاظ دینی هم باید گفت آیین یاری و یارسان یا اهل حق یک دین کوچ نشینی است و به نظر من تمام کردها در گذشته دارایی این مسلک بوده اند که به مرور سنی و شیعه شده اند چون که لازمه کوچ نشینی و کردیاتی بودن امید داشتن به خورشید، ماه و ابر و شرایط جوی و خداوند و شرایط پیرامون بودن است و به نظر من منشاء این مسلک را باید در آسیای میانه جستجو کرد.
5- در مورد کلهرها باید بگویم که کلهرها نزدیکترین زبان و فرهنگ و منش گفتاری و رفتاری نسبت به لکها هستند

بیران (اصل) [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 21:00] پاسخ

با سلام این آقای کورد خیلی افراطیه!!!کلهرها رو اون بالا بالا میبینه !!!بنظر من یک کورد کرمانشان وقتی به دانشگاه میره.تازه اونوقته که لهجه اش کمی شبیه لکها میشه!!!

کورد [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 23:39]

درود ...
دقیقا متوجه منظور جنابدان نشدم اما :
البته که برخی از حرفام از سر عصبانیت بود ، اما جایگاه کلهر محفوظه ، اونها تاریخ دارن و اعتبار ،
مشکلی نیست ، زبان کلهری و لکی یکیه ، برای من چندان مهم نیست که کدوم از کدوم گرفته شده ....
اما مطمئنم لوری ارتباطی به لکی و کوردی نداره

کورد [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 21:47] پاسخ

درود ...
جناب هیرش
نظر لطف شماست ، بزرگوار ...
اگر مطلبی نوشتم که موجب ناراحتی شد ، آنرا به حساب کم سن و سال بودن ما و تند بودن بزارید ، بنده قصد نداشتم برخی نوشته‌های گستاخانه رو بنویسم ولی از سر عصبانیت چیزهایی پروندم که باور راستین من نبود ... از شما و همه ی دوستان ( سوران و لک) عذر میخوام ...
به هر حال جامعه ی ما در بی اطلاعی نگه داشته شده و کسی به اونها یادآوری نمیکنه که در چه فرهنگ و تباری رشد کرده اند ...
کسی که بخواد خودشو بشناسه ، باید خودش به دنبال این قضایا بره و باید مشکلاتش رو هم به جون بخره ، از نبود منابع مطالعاتی تا سنگ اندازی ها و آشفتگی های فکری و منبعی ...
به لطف گسترش دانش و آگاهی ، بسیارند کسانی در سن و سال ما که برایشان خودشناسی ارزشمند است ...
امیدواریم بیشتر از این شود ...
اما به نظر خودم بیشتر مطالبم جز آنانی که از سر عصبانیت گفتم درست بودن ، درسته ، در برخی موارد اشتباه و اغراق کردم اما به نظر خودم بیش از 70 درصد مطالبم قابل اتکا و بررسی هست ...

کورد [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 21:49] پاسخ

درباره ی اختلافات بین لک ها و مردم کرماشان ...
نخست آنکه ، برخی رفتارهای برخی از شهروندان کرماشان برای خود مردم ما هم ناخوشایند است ، اما اشخاص نامبرده ممکن است هرکسی باشن و صرفا نباید آنرا به حساب مردم کلهر گذاشت و نیز همه ی شهروندان کرماشان را به خاطر شماری به زیر پرسش برد ...
اما همانگونه که گفتم این اختلافات محصول سالهای اخیر هس ، در گذشته اگرم موردی بود ، اختلاف قومی نبود ، بلکه صرفا موضوع دعوای یک شهروند با یک شهروند دیگر بود ...
این رو اگر هر لکی که چند سالی از کرماشان دور باشه و بعد از چن سال برگشته باشه هم تایید میکنه ...
یکی از عزیزان لک بود که بعد از چن سال رفته بود کرماشان ، وقتی برگشت ، با کمال تعجب تعریف میکرد که اونجا به هرکسی که گفتم لک هستم ، اول فکر کرده اهل دعوا و مرافه هستم و ازم ترسیدن و دور شدن ، اما وقتی فهمیدن که اهل جنگ و مرافه نیستم ، بهم توپیدن و ناسزا گفتن که لک ها نمیدونم بی فرهنگ و نمیدونم اهل جنگ و مرافه هستن و شهر رو خراب کردن و همه جا را برا خودشون میخوان و از اینجور چیزا ... این یعنی اینکه این اختلافات محصول سال‌های اخیره و ریشه بنیادی و قدیمی نداره ...
شما همین الان نظر برخی از عزیزان لک که در این مقاله نظر گذاشتن رو ببین ، کاملا اثرات همان رسوخ اندیشه های پان و قوم گرایانه رو میبینید ، در سالهای اخیر دیوانه وار اسم لک برده میشه و بیشتر از هر زمان دیگری در محافل کورد و لور پیرامون اونها سخن پراکنی میشه ...
بسیاری از کسانی که در این استان به جایی برسه برخی از برادران لک ( و شاید لور های لک نما ) یه رگشو به لک ها میچسپونن ، از دکتر گرفته تا ورزشکار ، مثلا مسلم دارابی ، تو تلویزیون وختی قهرمان مردان آهنین شد ، کوردی حرف زد و گفت این قهرمانی رو به هم زبانان کوردم تو کرماشان و کل کوردستان تقدیم میکنم و از اینجور حرف های تشریفاتی ، اما عزیزان لک ، به این پشتوانه که صحنه شهری لک نشین هس بهش توپیدن و میگفتن که اون لک است و باید میگفت به لک ها تقدیم میکنم ، حال آنکه بیشینه جمعیت صحنه کورد هستن ...
پس هر چیزی گناه مردم کرماشان نیست ، و نمیتوان همه چیز رو به گردن اونا انداخت ، همه کس در این موضوع مقصر هستن از جمله خود لک ها و لور ها و کورد ها ...
یک نکته باید بگم یکی از استدلالات لک هایی که خودشون رو کورد نمیدونن(که بیشتر خارج از کرماشان) هستن ، اینه که کوردهای سوران(که امروزه خودشونو کورد اصل جا زدن) نسبت به کوردهای کرمانشاهان که از اونا قدیمی تر هستن ، رفتار غیر دوستانه ای دارن ، حال چگونه ممکن است که با لک ها رفتار بهتری داشته باشن ؟ ...
بدون تردید یک لک اگر به 3-4 دهه ی گذشته نظری بیفکند و ببیند که چگونه پس از منکوب شدن کلهر ها ، کوردهای سوران همه چیز کورد را به نام خودشون زدن و در عوض تمام تلاششان رو برای پایین کشاندن اعتبار کرمانشاهان و کوردهای کلهر کردن ، هرگز این خبط رو نمیکنن که با اونا( کوردهای سوران) خودشو یکی بدونه و برایش بهتر خواهد بود که لر یا لک بماند ...
درباره مهمان نوازی و اینچیزا ...
به هر حال هر شهری که بزرگ و گسترده تر بشه ، به ازای بزرگ تر شدن ، رفتارهای ایلیاتی و مرامی و جوانمردانه ی اونا کمتر میشه ، این موضوع خاص کرماشان نیست ، هر نقطه ای باشد همین است ، اما طبق نظرسنجی های غیر رسمی از کسانی که از شهر های مختلف ایران بازدید کرده اند ، مردم کرماشان از جمله خوش برخورد ترین مردم بوده اند (البته خوشبختانه کوردها همه خوش برخورد و بهترینن ، سوران و کلهر نداره) ، بدون تردید مردم کلهر در این زمینه کم نظیرن ...
به گفته کریم سنجابی «ایل کلهر خاستگاه خانه های پر نعمت و مردان و زنان شجاع و مهمان نواز و انسان های درستکار و گشاده دست و با روی خوش و مردمان با سخاوت است ، که برای وفای به پیمان جانشان را هم میدهند» این توصیفیست که کریم سنجابی از افراد ایل کلهر میکند
توهین به این مردم حقیقتا شایسته نیست ...

رضا [سه شنبه 14 دی 1395 | 13:00]

خیلی منطقی وزیبا بود متشکرم

کورد [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 21:54] پاسخ

درباره ی دید سورانی ها به منطقه ی کرمانشاهان ...
اول به نظر میرسد شما اهل منطقه ی مکریان یا شایدم کوردستان شمالی (شکاک ها یا کلا کرمانج زبان های ورمی) باشید ... به هر حال
عزیزان متعصب مذهبی که تکلیفشان روشن است ، روزگاری مفتی های سنی در منطقه سوران ایران ، هدف از جنگ با ایران را جنگ دینی و مذهبی میدانستن و فتوای جنگ شیعه و سنی داده بودن ...
بنابراین یک کورد شیعه مذهب برای اینکه خود را با آنها در یک ردیف بداند ، دچار تردید است و به این راحتی به آنها اعتماد نمیکند ، چون ممکن است همانها بلایی سرش بیارن...
اما عزیزانی که با مردم این منطقه برخورد داشته اند ، باید بگویم به نظر میرسد نتیجه گیری چندان درستی از مشاهداتشان از منطقه کرماشان به دست نیاورده اند ، حتی پیرامون بخش بزرگی از جاف ها و سورانی ها...
نخست کلیایی ها :
شهرستان سنقر و کلیایی با جمعیتی حدود 100 هزار نفر ، تقریبا جمعیتش 60- 40 یا 70 - 30 به سود کوردهاست که بیشتر کوردها کلیایی هستن(اما نه همه بلکه زنگنه هم در آنجا فراوان است)
به نظر میرسد مردم ایل کلیایی از لحاظ قومی ، از جمله طوایف کلهر هفت ماله بانه سیری ایوان غرب در شمال استان ایلام باشن ، و درمیان آنان نام های خانوادگی مثل باوند پور یا دیگر نام های مختص کلهر مثل علیخانی و سیفی و صفری و الفتی ، منصوری و... فراوان است ، مردم اونها خودشون رو جز اقوام کرماشانی( به گفته ی دیگر کلهر ) میدونن و از لحاظ فرهنگی هم نمودهای فرهنگی کلهری دارن ، مثلا آنها نیز «چوخورانگ» ندارن ، بلکه همان لباس کوردی کرماشانیست ، لباس زنان هم اتفاقا آنها هنوز بسیاری از نمودهای کلهری رو بیشتر نگه داشتن تا غرب استان ، مثلا هنوز «سر وین» و «گول ونی» رو حداقل استفاده ی بیشتری میکنن...
از لحاظ ریخت و قیافه هم به مردم کلهر بیشتر میخورن تا سوران ها ...
از لحاظ زبانی هم ، هرگز نمیتوان زبان آنها را جدا از زبان کلهری دانست ، زبان آنها کلهریست ، تنها به دلیل همسایه بودن با سوران ها و هورامی ها و حتی ترک ها ، اندک وام گیری هایی از آنها گرفته از جمله آوردن «ئه» بر سر برخی افعال ، اما دیگر بخش های زبانی تفاوتی با کلهری نداره ... ضمن اینکه اونها به آسانی میتوانن این حرف اضافی«ئه» رو تلفظ نکنن ، و مشکلی در دیالوگ ندارن ...
درباره ی سورانی زبانان جاف :
گرچه ایشان از لحاظ قومی و فرهنگی بخشی از سورانستان هستن ، اما زبانشون بیشترین نزدیکی رو با کلهری داره و نیز آنکه ، خود آنها ترجیح میدهند ، بخشی از توابع کرمانشاهان باشن ، تا اینکه بخشی از کردستان یا استانی جدا باشن ، هنرمندان موسیقی آنان هم مثل عزیز ویسی و آیت احمد نژاد ، بسیاری از موزیک هاشون رو درباره ی کرماشان اجرا کردن و تا کنون بحثی از سوران و اینچیزا نکردن ، جاف ها نیز خود را بخشی از کرماشان میدونن و علاقه ای به جدا شدن از آن ندارن ، حتی رابطه ی چندان مناسبی با مردم اردلان ندارن (و فرضا در دعوای یک غیر کورد و سنندجی ، طرف بیگانه رو میگیرن = این موضوع جلو چشم خودم اتفاق افتاده )
گرچه تاکید میکنم از لحاظ فرهنگی بی تردید جاف ها به استان کردستان نزدیک تر هستن تا کرماشان ، اما به هر حال استان پنج سنندج رو هم در بر میگرفته ...
هورامی ها هم :
باز هم ترجیح میدن جز توابع کرماشان باشن تا کردستان ،و اتفاقا سورانی های شهر مریوان رابطه ی درست و حسابی با هورامی های اون شهر ندارن ، حتی دشنام های زیادی هم به اونا میگن (میتوانید خود تحقیق کنید) ... البته برخی هورامی ها بر این باورن که آنها جدا از کورد ها هستن و زبانشون هم مستقل هست ... با این حال باز هم تاکید میکنم که برای آنها بودن در استان کرماشان خوشایند تره ، و اگرم باهاشون برخود کرد ، این حرف منو تصدیق میکنن ...
درباره ی برادران اهل حق :
به نظر میرسد این نتیجه کاملا اشتباس : عزیزان اهل حق بیشتر از شیعه مذهب ها بر نمودهای شیعه پایبند هستن ، شما از جنگ جاف و قلخانی چیزی شنیده اید ؟ آیا میدانید چرا امروزه جوانرو مرکز اصلی تجمع جاف هاست ؟ ...
دلیل اینست :
نظر به اختلاف دینی که بین عزیزان جاف و قلخانی و گوران بوده و اقلیم تقریبا مشترک ، گهگاه با هم به مشکل میخورده اند ، اما یکبار که مردان قلخانی و گوران برای شکار دالاهو رو ترک میکنن ، جاف ها به خانه و کاشانه ی اونا حمله میکنن و شماری از زن و بچه ها رو از بین برده و اسیر میکنن ، وختی که مردهای قلخانی برمیگردن و داستان رو میبینند ، تصمیم به جنگ بزرگ میگیرن ، به جاف ها حمله میکنن ، طی چندین روز جنگ و درگیری بسیاری از هر دو طرف از بین میره و جاف ها مجبور به پناه گرفتن به مناطق شمالی کرماشان میشن ، قلخانی ها و گوران ها خواستن که جنگ رو تا زمانی که جاف ها رو به کوردستان عراق اخراج کنن ادامه بدن ، اما اون موقع ریس ایلات کرمانشاهان ، خان ایل کلهر بوده ، و با وساطت خان کلهر بین اونا صلحی شکننده برقرار میشه و تصمیم بر این گرفته شده که جاف ها در جوانرو ساکن بشن و قلخانی ها که خودشون از ایل های کلهر بوده اند ، در قلمرو خودشون میمونن ...
داستان این جنگ بین مردم مشهوره و همه اونو میدونن و به جنگ جاف و قلخانی معروفه ...
هم اکنون هم در مناطقی که این دو با هم زندگی میکنن ، عامل اصلی حفظ صلح بینشون کلهر های شیعه مذهبن ، در واقع قلخانی ها ، به واسطه همخونی و فامیلی با کلهر های شیعه مذهب ، در جامعه حل شدن و به سمت درگیری با سنی مذهب ها نمیرن ...
ضمن اینکه اهل حق ها من یادمه ما بچه که بودیم ، اونا خیلی بیشتر از ما و پدرمادرامون به رفتن تو هیئت های محرم علاقه نشون میدادن و بدون تردید اونها نسبت به مبانی ایرانیت متعهد تر از حتی کلهر های شیعه مذهب هستن کلا نیروهای چریک «گمجن = گروه مردمی جنگ های نامنظم» که چمران در سالهای جنگ پدید آورد بیشترشون قلخانی بودن ...
اما درباره ی لک ها :
درباره عزیزان لک ، اینجا نیز اشتباه شده ؛ عزیزان لک جز اقشاری هستن که کمترین علاقه رونسبت به دیگر کوردها نسبت به کوردستان بزرگ دارن ، حتی اگه خود را کورد بدانند ، کرد ایرانی میدانن ، بیشتر به مفهوم ایران پایبند هستن تا اینکه بخواهند اسباب تجزیه طلبی را فراهم کنن ...
اما درباره ی مردم ایلام :
ایشان تفاوتی از دید فرهنگی و تفکر سیاسی با مردم کرماشان ندارن ، ضمن اینکه استان ایلام در واقع بخشی از کرمانشاهان است ، تفاوتی میان مردم کرماشان و ایلام نیست ، و هردو یک قوم و تبارن ، تنها تفاوت اینست که تلاش میشود با گذاشتن نام فیلی بر روی گویش کلهری یا کرماشانی مردم کورد ایلام ، ایشان را به دروغ لور جا بزنن و اما ما را به بهانه یکدست نبودن مردم و البته وارد کردن شماری غیر بومی و برنامه ژینوساید سنگین میخواهند به بهانه پایتختی ساسانیان ، ما را پارس یا فارس جا بزنن ...
اما درباره ی اینکه مردم کرماشان نسبت به مبانی کوردی بی تفاوت هستن یا نه :
راست آنست ساکنان اصلی کرماشان و البته شهرهای کرمانشاهان : مردمی نیستن که بر روی چیزی تعصب زیادی داشته باشن ، اینکه ایران تجزیه شود یا کوردستان بزرگ تشکیل یا هر موضوع سیاسی دیگر ... دغدغه مردم نیست
اما با این حال نسبت به کورد بودن احساس بیشتری دارن ، یعنی اینکه میتوان آنها را به سمت پشتیبانی از اندیشه کوردستان کشاند
اما در زمان کنون به اون صورت نه ؛ هرچن طی سالهای گذشته این موضوع در بین مردم به ویژه نسل جوان رشد کرده که محصول آشنایی با حقوق اقلیت ها در جهان است ...
اما با این حال اگه بخوایم جمعیت رو بخش بندی کنیم ، حتی امروز با وجود سیاست محدود سازی کسانی که باور به کشور کوردستان دارن بیشترن تا اونایی که با این موضوع مشکل دارن ...
در هر حال نظر به موقعیت بسیار مهم این استان ، سیاست ها جوری تنظیم میشه که به سمت پشتیبانی از اندیشه کوردستان نره ... اما کرماشان زمینه پیوستن به جنبش های کورد رو داره و طی یکی دو دهه گذشته این موضوع در میان کورد های کرماشان به ویژه کلهر ها گسترش یافته ...
حال رفتار کوردهای سوران میتواند روند تحلیل مردم ما در ایران را تسریع کنن یا با جلوگیری از آن هم به خود کمک کنن هم به ما هم به کوردستان ...

کورد [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 21:57] پاسخ

بنده (به عنوان یک کورد با تبار کلهر و زنگنه)میان خود و لک ها جدایی نمیبینم ، لک ها در گذشته نام « زند » داشته اند و یک طایفه ی کورد بوده اند ، بیشترین شباهت فرهنگی میان کلهر ها و لک ها هست ، بعید نیست زبان لکی همان زبان کلهری با ویژگی های خالص ترش باشد ، چون اشعاری هست که به کلهر ها منسوب است و شباهت زیادی به گویش لکی کرماشان (نه کوهدشت و نورآباد و...) دارد ...
لک واژه ای به نسبت جدید است ، اصل قوم لک نام « زند » دارد ...
امروزه سیاست فرهنگی ایران ایجاب میکند که لک قومی جدا از کورد در نظر گرفته شود ، با این کار جمعیتی چند صد هزار نفری از جامعه کورد ها حذف میشود ، و نیز در قلمرو کرماشان به دلیل اینکه درصدی از مردم نام لک دارن( اصل و غیر اصل را کار نداریم) بزرگترین منطقه ی کوردنشین رو به چالش میکشن ، چون اینگونه عزیزان لک دیگر خود را تنها کورد نمیدانن ، بلکه با برجسته شدن یک عنصر قومی جدا از کورد برای لک ها ، آنان انگیزه ی کاملی برای پایبندی به نمودهای فرهنگ کوردی ندارن و با توجه به ارتباط همه ی مردم با یکدیگر ، همه بر هم تاثیر میزارن و این موضوع روز بروز به یکسان سازی فرهنگی که به فرهنگ کلیت ایران نزدیک است ( یعنی فرهنگ جامعه ی ایران یا فارسی) منجر میشود ...
در واقع کلهر نام ایل یا یک جمعیت خاص نیست ، بلکه نام یک فرهنگ و قلمرو و زبان است ...
در دوره شاه طهماسب صفوی کرمانشاهان بزرگ قلمرویی به نام کلهر و سنقر بوده به حکمرانی خانات زنگنه ، در دوره های بعدی نام کرمانشاهان کلهر بوده از جمله در دوره شاه صفی صفوی ...
پس این تعصب بیخودی نیست ، بر اینکه زبان جنوب کوردستان کلهریست ، چون این نامیست که پشتوانه و تاریخ دارد و تنها نام مناسب برای نامیدن زبان مردم جنوب کوردستان است ...
حتی کوردهای بغداد هم میگن زبان آنها کلهر هست و تلویزیون اونها یعنی اشراق با هدف حفظ گویش کلهری اون مردم درست شده ، البته این موضوع میتونه تمایل کوردهای کلهر عراق را برای ماندن زیر حاکمیت بغداد بیشتر کنه تا حکومت کوردستان حریم ...
براه انداختن نام های جدید فقط به این انگیزه است که پایبندی به فرهنگ کوردی در کرماشان کمتر شود ... و این جز کار دشمنان کورد نیست ... چون کلهر بودن خود بخود تعصب قومی و فرهنگی رو به دنبال داره ، چراکه به نسبت دیگر مردم کرماشان تعصب قومی بیشتری دارن ...

کورد [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 21:58] پاسخ

با توجه به توصیفی که جناب«هیرش» از تفکر مردم منطقه سوران که میباید مکریان باشد ، داشتند ، به نظر میرسد تصور بنده از ایشان اشتباه بوده ، گرچه آگاه هستم که بخشی از ایشان نیز به اندیشه هایی مثل ایران گرایی و جدایی از تفکرات ناسیونالیستی کوردی روی آورده اند ، اما نمیدانستم کسانی که نخستین سازمان مدرن حزبی را در ایران برپا کردن درباره ی مقوله سرزمین های کورد اینگونه بیندیشند ...
آنگونه که پیداست. تلاش بر اینست تا نام کرماشان برای کوردهای دیگر تداعی کننده و یادآور خاطرات ناخوشایند باشد ، حال این موضوع دیگر مهم نیست که کرماشان دارای چه اقوام و ساکنانیست ...
خب کسی که به ژئوپلتیک منطقه کرماشان آشنا باشد به موقعیت استراتژیک و راهبردی کرماشان در جغرافیای ایران پی میبرد ، بنابراین سیاستمداران ایرانی تمام تلاش خود را خواهند داشت که هرگز کرماشان در موقعیت جدایی از ایران قرار نگیرد ...
در صورت جدایی این منطقه ، نخستین ضربه بزرگ به ایران ، از دست رفتن یک دیوار و دژ غول پیکر طبیعی در برابر مهاجمان به غرب است ، تاریخ هم نشان داده در صورت رد شدن دشمن از کرماشان ضربه ای مهلک به ایران وارد میشود ...
این منطقه در موقعیتیست که قدرت جدا شدن از ایران را دارد و نیز میتواند چنین موقعیتی را برای کوردستان شرقی فراهم کند ...
در هر حال اگر قرار بر ایجاد یک سیستم فدرالیسم گونه در ایران باشد جایی جز کرماشان نمیتواند مرکز سیاسی و اداریش باشد ، بهتر نیست خود کورد ها آنرا از خود دور کنن ، چونکه ضربت سنگینی به خود میزنن ...

کورد [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 22:01] پاسخ

توهین به برادران سوران نیست ، اما به نظر میرسد ایشان به نسبت دیگر کوردها (برای نمونه کرمانج ها) مشکل تطبیق بین باورهای خود و دیگران دارن ، برای نمونه هم اکنون در کوردستان شمالی ، عبدالله اوجلان با وجود علوی مذهب بودن ، محبوب ترین شخصیت برای کوردهای عموما سنی مذهب کرمانج است ، حال در کوردستان جنوب ، کوردهای ایزدی در شهرهای چون شنگال ، و شیعه مذهب ها در خانقین و مندلی و زرباطیه و کوت و اماره و... که جمعیت بزرگی دارن ، در شرایط مناسبی نیستن ، ماجرای شنگال و پیشمرگان ، واکنش های مردم کورد کرمانج رو در پی داشت یا شهرهای شیعه مذهب و کلهر زبان عراق که در برزخ حکومت اقلیم و عراق هستن و...
تلاش برای از میان بردن زبان کرمانجی (که بیشترین گویشروان کورد رو داره) در شهرهای زیر کنترل حکومت حریم و نیز نابودی زبان کوردی کلهری در جنوبش و به ویژه نگاه دینی به جامعه کوردها و تفاوت میان شیعه و ایزدی میان سنی ها ؛ همه نشان میدهد که بنابه گفته فعالین کرمانج آناتولی چنین حکومتی شایسته اداره ی کشور کوردستان بزرگ را ندارد ... آنها معمولا میگن ،باید کوردستان شرقی رو تقویت کنن و به ویژه منطقه کرمانشاهان ،( حتی سازمان های وابسته به اونا بیشترین فعالیتشون منطقه کرمانشاهان هست )
خوب است بدانیم که بیشترین تعداد مسجد ها در کشور عراق در قسمت زیر کنترل حکومت حریم است ...
در ایران هم وضعیت همین است ، متاسفانه بوده اند از برادران تحصیل کرده ی سوران که مدارج بالای دانشگاهی داشته اند ، اما به دنبال جهاد برای اسلام در گروه‌هایی چون طالبان و القاده و حتی داعش بر ضد کفار عملیات انتحاری کرده اند ...
اگر بخوایم بگیم ، کوردهای شیعه مذهب ، آخرین کوردهای مسلمان بوده اند و در واقع کم تعصب ترین مسلمان های کورد هم شیعه مذهب ها هستن که عموم آنها کلهر هستن و البته شمار فراوانی از کرمانج ها نیز بر مذهب شیعه و علویت هستند ، سوران ها کمترین عنصر دینی غیر سنی در بینشون هست و تقریبا همشون سنی هستن ...
اصولا یه نظریه هس که سوران یعنی کورد سنی ، حالا باید بیشتر در موردش بحث کرد ، اما متعصب ترین مسلمانان کورد ، عزیزان سوران هستن ...
البته نه به تعصب ایرانی ها و ترک ها و عرب ها خوشبختانه ...

کورد [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 23:13] پاسخ

درود بر دوست لک = ح - لک ...
آن زبان فارسی نبوده ، بلکه پهلوی بوده ، که آنهم در همه ی قلمرو امپراتوری ساسانیان رسمیت نداشته ، چرا که سیستم حکومت ایران پیش از اسلام و به تبع ساسانیان، فدرال گونه بوده ، در روزگار ساسانیان ایران حدود 30 شاه داشته ، اصلا فلسفه حکومت ایران پیش از اسلام یعنی شاهنشاهی، همینه ، یعنی : شاه شاهان ، شاه شاه های فراوان ...
شاهنشاه و شاهنشاهی یک نام و شیوه حکومت کردن ایرانیست ، درحالیکه غربیان امپراتوری داشته اند و چین ها خاقان یا خان ، و اعراب خلیفه ، هندی ها نیز به تبع ایران شاهنشاه داشته اند، البته هند پیش از اسلام همواره جز توابع حکومت های قدرتمند ایران بوده ...
در امپراتوری ساسانی زبان های : هندی (پاکستان کنونی و بخش هایی از هند مثل کشمیر و پنجاب )، سغدی ( سرزمین سغد باستانی = تقریبا تاجیکستان کنونی و بخشی از ازبکستان و افغانستان) ، سکایی ( سیستان و بلوچستان کنونی و ختن وکاشغر در غرب چین کنونی که امروزه توسط تورک های اویغور اشغال شده) ارمنی (ارمنستان) مادی (کردستان و آذربایجان و طبرستان و تالش) پارتی (خراسان بزرگ) کارتولی ( گرجستان و آلبانیای قفقاز یا جمهوری کنونی آذربایجان باکو ) سریانی ( در جنوب میان رودان ) ، زبان های اروپایی مثل ژرمنی که توسط اسرا رومی استعمال میشده و ....
زبان های کوردی مخلوطی از پهلوی(پارتی و ساسانی) و مادی است و البته نشان هایی نیز زبان پارسی کهن و اوستایی و نیز زبان اقوام پیشا آریایی مثل هوری و میتانی و گوتی و عیلامی نیز دارد ، کهن ترین نوشته به زبان کوردی نیز پوست نوشته ای به دوران یورش تازیان به قلمرو ساسانیست ، که یادآور جنایت آنهاست ، آن زبان نیز به وضوح عناصر پهلوی و مادی را در خود دارد ، کوردی از فارسی کهن تر است ...
زبان کنونی فارسی ، حداکثر تاریخی 1000 ساله دارد که با الهام گرفتن از زبان پهلوی ساسانی و اثرات زبان تازی به شکل کنونی درآمده ، امروزه بیشتر از هر زمان دیگری مورد تعرض قرار گرفته، از جمله مردم فارس نصف حرف زدنشون فنگلیسی هست و نیز نوشتارهای اداری و رسمی بیش از 60-70 از واژگان تازی بهره میگیرن ...
اصولا بیم آن میرود که تا دهه های آینده زبان فارسی در ایران بسیار نسبت به امروز محدود شود ، چراکه در دنیای امروز چیزی برای ارائه ندارد ...
ضمنا زبان علمی روزگار اسلام ، زبان تازی بوده و البته به واسطه اینکه زبان قرآن بوده و اسلام نیز خاستگاهش تازیستان بوده ، در بین مردمان آن روزگار حالت تقدس داشته ... گرنه به نظر من با وجود قدرتمند بودنش از لحاظ زبانی ، ترجیح میدم ***********************
بدرود ...

کورد [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 23:33] پاسخ

به نظر من که بسیاری از لک های بیرانوند ، در اصل لورن ، هم قیافشون ، هم رفتار اجتماعیشون ، ایشان کمترین حس را نسبت موضوع جدا بودن لک ها از لور ها دارن ، اما لک های کوهدشت و نورآباد و حتی دلفان ویژگی کورد بودن بیشتری دارن ، و البته کوهدشتی بیشترین مراوده رو با مردم کلهر دارن ، حتی خیلی هاشون میگن که اونا کورد زنگنه هستن ...
من فکر میکنم ، تنها زبان بیرانوندها به لکی تبدیل شده ، نه تبارشون ، البته تاکید میکنم نه همه ی جمعیت بیرانوند ، اما بیشترشون لورن ...
ضمن اینکه لک های کوهدشت و نورآباد ارتباط مناسبی با لور ها ندارن ، یا به عبارت بهتر ، این لور ها هستن که داشته های لک ها رو بردن و به اسم خودشون زدن ...

هیرش [چهارشنبه 24 شهریور 1395 | 10:04]

کورد عزیز از حالا منتظر باش چهارتا لر (یا ترک) لک نما بیان به نام کوهدشت و دلفان کامنتهای مخالف بذارن...راستی بعضی نظرات نامانوس در سایتهای کردی توسط پانترک ها و به نام اقوام کورد درج میشه برای تفرقه افکنی. جوکهای لری هم ساخت پانتورکهاس برای انتقال فشار از روی خودشان به دیگران.

هیرش [چهارشنبه 24 شهریور 1395 | 19:27]

دوباره عصبانی شدی جوان دانا؟ احتمالا این را به خاطر حرف بیران اصل نوشتی ولی عملا ایشان به صحبتهای تندشما علیه لکها واکنش نشان داد و تا آنجا که کانتهای ایشان را یاد دارم جزو لکهایی است که علاقه زیادی به کورد بودنش دارد. ضمنا تا آنجایی که از مطالعات اندکم عایدم شده، بیرانوندها اصالتا از کوردهای موصل هستند. از نظر قیافه شاید شما با کوردهای شمالی کمتر برخورد داشته اید بین کورمانجها قیافه های شبیه لرها فراوان است.

هیرش [سه شنبه 23 شهریور 1395 | 23:43] پاسخ

هرچند کوردها و به خصوص لکها باباطاهر را لک و کورد معرفی می کنند ولی به نظرم زبان ایشان چیزی شبیه لری بوده زیرا به ندرت کلماتی کوردی(لکی) در اشعارش هست که چه بسا یا لری یا فارسی آن زمان منطقه دارای این کلمات بوده یا برای جور کردن قافیه وام گرفته. بعضی میگویند اشعارش را عوض کرده اند که اولا کار خیلی سختی است و عملا یعنی بازسرودن چون لکی امروز هم خیلی با زبان فارسی فاصله دارد چه برسد به آن زمان. ثانیا اگر این همه کلمه را عوض کرده اند چرا بعضی مثل بوره و دیرم و بسوجم را هم عوض نکرده اند؟!! مثلا اگر به جای دیرم بگوییم دارم یا بسوزم بجای بسوجم هیچ تغییری در وزن شعر هم ایجاد نمیشود یعنی کلمه به این راحتی عوض نشده ولی کلی تفاوت نحوی و واژه ای تبدیل شده!! بگذاریم ایشان را لر یا فارس بدانند و ما را به شخصیت دزدی محکوم نکنند. شاعران مهمتری درمیان لکها بوده اند که بهتر است نام آنها بزرگتر شود.

کورد [چهارشنبه 24 شهریور 1395 | 05:25] پاسخ

درود ...
جناب آلوزه گر:
به دید بنده تمام گویش های کوردی حوضه ی کرمانشاهان که شامل لکی هم میشود (حتی لکی کوهدشت و نورآباد) همه برای هم قابل فهم هستن ، تنها اندکی لکی کوهدشت و نورآباد متفاوت است که آنهم به گونه‌ای نیست که نتوان آنرا فهمید ...
منابع بسیاری بر کوچ کوردها از آناتولی و جبل الکراد و اسماق(عفرین کنونی در کوردستان غربی سوریه) تاکید کرده اند از جمله حمدالله مستوفی ... علاوه بر اینها بخش زیادی از کوردهای زنگنه و حتی کلهر در ایل بختیاری ادغام شده اند و امروزه نیز هنوز وجود دارن ، وجود اسم شهر کرد بر قلمرو بختیاری نشان از تبار حداقل نزدیک به هم است ... اگر به رفتار بختیاری ها نیز توجه کرد و از آنها درباره هویت قومی پرسش کرد ، معمولا میگن بختیاری و حتی از واژه ی لور نیز گریزانن ...
واژگان شعر های باباطاهر که شما برای مثال آوردید ، در کلهری هم هست ، بو ئێڕه ( بو إرە) بیوشم ...
این یعنی اینکه باباطاهر کلهری گفته ؟
شعر های باباطاهر بیشتر به لری میخوره و در اصل فارسی فقط لهجه داره ...
درباره هوره و مور : بر پایه نظر پژوهشگران اینها مختص مردمی هستن که بهشون نام عمومی کلهر میدن ، البته همه کلهر ها یک تیره نیستن ، مثلا خالدی بسیار بزرگ هست و به باور برخی قوم اورارتو خالی ها(خالدی) هستن ، یا هفت ماله بانه سیری نیز بسیار بزرگ است و امروزه شمار فراوانی از اونها خارج از قلمرو خودشون هستن ، یا سیاسیا هم به نظر میاد تنها 1-2 قرن هست که شدن کلهر ، (حدود 50 ایل کلهر ،از هم جدا هستن و هر کدام تیره های جدا دارن ، مثلا خالی 40 تیره در حد ایل داره )، تازه به نظر میاد هوره و مور مخصوص مردمان کلهر پیرو آیین یارسانی بوده که تا گذشته نه چندان دور بر این آیین بوده اند ، سنت هوره در میان کلهر های یارسانی که امروزه بسیار کمتر از گذشته هستن ، علاقه‌مندان بیشتری به نسبت دیگران داره ، بزرگترین هوره چر زنده یاد عبدالعزیز حیدری ، اهل حق بوده ...
"موره" هم بدون تردید خاص مردم کلهر تباره ...
دو مورد نامبرده مخصوص کلهرهاست ، اینکه قوم کنونی لک چگونه این سنت ها را در خودش داره ، جای پرسش است ،یا لک ها و کلهر ها یکی هستن یا لک ها از کلهر ها گرفتن ، اما مورد اول محتمل تر به نظر میاد
چمری هم سنت مشترکی میان لک و کلهر و لور هست ، حال اینکه دارندگان اصلیش کیا هستن ، مشخص نیست ، اما احتمالا نخستین دارندگانش لک هاهستن اما بی تردید لوری نیست ...
لک ها و دیگر کوردها همه در گذشته به یک زبان سخن میگفته اند ، تنها جبر جغرافیایی و تفاوت مذهبی باعث شده که نام های جدیدی پدید بیاد ،چون همه زبان های کوردی یک ریشه مشترک دارن ...
درباره واژه ی «له» : اصولا این واژه مهم ترین عنصر مشترک بین تمام گویش های کوردیست و همه اونو دارن ، البته هورامی گویا «جه» یا «ده» دارن
ضمن اینکه در همه گویش های کوردی برای واژه«از» فقط «له» موجود نیست ، در زبان کلهری یا جنوبی یا کرماشانی هم «له» هم «وه» و حتی گاه «ده» وجود داره ، مثلا لهجه شاباد و کرماشانی کلهری بیشتر از «وه» استفاده میکنن در کنار استفاده از «له» در گویش ده بالایی ایلام هم واژه ی «ده» به کار میاد...
اما «هلس» که درست ترش «ئەڵس یا هەڵس» شما چگونه نتیجه گرفتید که از عربی گرفته شده ؟ کلهری هم اینو داره و کلا کلهر ها بر طبق باور پژوهشگران قوم ایزوله ای بودن و چندان تحت تأثیر نژادی یا فرهنگی و دینی کسی نبودن ... آنها چرا این واژه را دارن ؟ اتفاقا این واژه ای کاملا مختص به سیستم زبانی کلهریست ، به احتمال فراوان از کلهری به سورانی منتقل شده
من از بزرگترها پرسیده ام چند دهه پیش مردم کلهر در روزهای نزدیک جشن ها مثل عید نوروز یا چهارشنبه‌سوری میرفته و بر نوک کوه هایی مثل پرآو ، بیستون ، تاق و سان یا دالاهو ؛ آتیش درست میکرده اند جوری از پایین قابل دیدن بوده ، این همان سنت دوران باستان است که بر آتش دان ها آتش میافروخته اند ...
با یکی دو واژه هم نمی توان هویت یک زبان رو زیر پرسش برد ، اگر اینگونه باشد ، زمان ساسانی بر روی سکه ها واژه «ملکان ملکا» به معنی «شاهنشاه» نوشته میشده که به وضوح یک واژه سریانیست که در قواعد زبان پهلوی نشانه های جمع گرفته در واقع «ان و ا» این واژه ی سامی سریانی رو یک واژه پهلوی تبدیل کرده ، حال باید گفت پهلوی از سریانی گرفته شده ، فقط به خاطر یک کلمه ؟ خیر اینها اثر پذیری و اثر گذاری هستن ...
درباره آیین یارسان و اهل حق ها
اول آنکه ایندو با هم متفاوت هستن ، در واقع اهل حق امروز تقریبا یک مفهوم قومیه ، درحالیکه یارسانی یک آیینه ، اهل حق یک مرام و مسلک هست تا دین و مذهب و پیروانش هم بیشتر قلخانی ها و شماری از گوران ها و سنجابی ها هستن ، به نظر میاد پس از مسلمان شدن مردم کلهر و البته شیعه و علوی شدن اونا اهل حق از پایه ی یارسان با تاثیرپذیری از شیعه شدن بیشتر مردم کلهر به وجود اومده ، امروزه اهل حق ها چیزی به نام اصول دینی ندارن ، فقط یک سری اعمال سنتی و سینه به سینه دارن ، مثل خوراک نواله درست کردن ، جمع خانه رفتن ، اگر شد تموره زدن ، یارسانی یک دین واقعیه ، بیشتر مردم گوران که در دالاهو و شاباد و بخشی از سنجابی ها درصدی از سرپل ذهاب و قصر شیرین در صحنه و دینور هستن ...پیروان باقی مانده یارسان هستن ، البته برخی از کلهر ها نیز هنوز بر آیین یاری هستن ...این دین تنها خاص گروهی از کوردها نیست ، بزرگترین پیروان یارسان کلهر و لک بوده و هستن بخش بزرگی از لک هاهم به این بوده و هستن ، اصولا لک ها به دلیل تفاوت مذهبی با لرهای شیعه مذهب ساییدگی زیادی داشته اند ، رفتار و واکنش لک ها به مقوله هایی مثل محرم و عاشورا و شهادت بزرگان دین اسلام اصلا قابل قیاس با لور ها نیست و بسیار کم تعصب تر با این موضوع برخورد میکنن درست به مانند مردم کلهر اما لورها با چاقو خودشونو میزنن ...
من نیز بر بیشترین نزدیکی فرهنگی و رفتاری لک و کلهر با شما همسو هستم ، حتی به یگانه بودن آنها ، به دید بنده میان آنها جدایی نیست ...
بدرود ...

647 یک لک [چهارشنبه 24 شهریور 1395 | 15:17] پاسخ

درود بر برادر کلهر من هم به عنوان یک لک ریشه خود را با کلهر یکی میدانم به خاطر یکی بودن فرهنگ و اخلاقمان و بیش از 90 درصد اشتراک زبانی لک با کلهر و اینکه در گذشته تقریبا همه لک ها و کلهرها اهل حق بوده اند جالبه بدانید که لک در زبان لکی به معنای شاخه هست در لکی به شاخه \"لق\" یا \"لک\" میگویند که لک قدیمی تره چون قدیما لک ها حرف \"ق\" رو \"ک\" تلفظ میکردند الان هم بزرگ هامون همونجوری میگن مثل کلمه ملخ که به لکی میشه \"کوله\" اما نسل جدید میگن \"قوله\" به هر حال لک و کلهور ریشتا یکی هستند و کاملا مستقل از لر حالا چه اسم کلی کلهور باشه یا لک باشه فرقی در اصل ماجرا نداره من خودم به عنوان یک لک به بعضی رفتارهای هنجارشکنانه بعضی لک ها اعتراف دارم اما این رفتارها مختص به لک ها نیست و در بین کلهر ها و جاف ها هم زیاده مشکل اصلی مشکل بیکاری و مهاجرت لک ها و کلهر ها و جاف ها به شهر کرمانشاه به خصوص لک ها که مناطق بومی خودشان واقعا محرومه باعث شده که این همه معضل در کرمانشاه به وجود بیاد وگرنه 40-50 سال پیش کی به اندازه لک ها و کلهر ها مهمان نواز و دارای منش پهلوانی و مردانگی بوده

کورد [پنجشنبه 25 شهریور 1395 | 13:36]

درود ...
بله برادر لک ...
بنده به این باورم که زبان کلهری تا شاید یک قرن گذشته شباهت بیشتری به گویش کنونی لکی داشته ... امروزه حتی کلهری که در غربی ترین شهرهای کلهر نشین مثل گیلان و ایوان و سرپل و یا خانقین و منلی و... گویش میشه ، بسیاری از واژگان بیگانه رو در خودش جا داده ، شاید در واقع گویشی که در کرماشان به لکی معروفه و بزرگترین تفاوتش با گویش معروف به کلهری آوردن حرف «مه» بر سر افعال است ، کلهری با ویژگی خالص ترش هست ...
شاید رابطه فراوان مردم کلهر با غیر کورد ها سبب این دگردیسی زبانی شده باشه ...
حتی فراتر از این در مناطقی که همچنان کلهری با لهجه ی خالص تری ادا میکنن مثل گیلان و ایوان و سرپل و... خیلی جاها این حرف «م ، مه» رو به کار میبرن ، مثلا برای منفی کردن بیشتر بر سر فعل «م» میارن تا «ن» ، یا گاه همان افعال مثبت رو نیز با حرف «م ، مه» میارن ؛ منتها لهجه ی ادا کردن فرق میکنه...
به نظرم بزرگترین دلیل جدا کردن این دو مردم فقط لهجه هست که اونم ربطی به ویژگی زبانی نداره ، بلکه فقط بستگی به محیط داره که با وجود لور ها در این نزدیکی قابل توجیه هستش ...
ضمن اینکه کسانی که به لک منسوب هستن ، فقط در نیمه شرقی کرماشان نیستن ، در واقع در تمام شهرها در کنار منسوبان به کلهر لک ها هم هستن ، اینکه چطور در دل مناطقی که به کلهرنشین معروفن ، کسانی هستن که با لهجه ی کمی متفاوت زندگی میکنن و همه ی ویژگی های کلهر رو دارن حتی مراسمات ویژه کوچ عشایر برای بسیاری جای پرسش بوده ، کسانی مثل سعید عبادتیان هم به مشترک بودن لک و کلهر نظریه دادن ...
کلهر نامی عمومی بوده که از سوی نگارندگان تاریخ به منطقه کرمانشاهان میداده اند ، در واقع اگر توجه کنیم در تمام حوضه فرهنگی کرمانشاهان ، یک زبان با چندین گویش و لهجه داریم ، که به احتمال از گورانی کهن گرفته شده و توسط کلهر ها در سطح این منطقه گسترش یافته، اما بنابه مقتضیات زمانی و مکانی لهجه های مختلف پدید آمده، اما همه ساختار مشترکی دارن
درباره کلهر هم تفسیر ها متفاوت هس ، تاکنون پژوهش جامعی پیرامون این قضیه صورت نگرفته ، اول باید بدانیم ایل یا قوم کلهر خودش متفاوت از تیره ها و ایل ها و اقوام دیگری هستن که امروزه به کلهر معروف هستن فرضا خالدی یا سیاسیا یا شبانکاره یا هفت مال بانه سیری و...
یکی از نظریات پیرامون خود ایل کلهر ، اینه که میگن کلهر از دو قوم «کاردوخ و هوری» پدید اومده ، یا پیرامون خالدی : میگن در واقع خالدی ها از قوم اورارتو هستن ، در کتیبه های آشوری هویت قومی اورارتو به گونه خالدی یا هالدی ثبت شده ، پیرامون شبانکاره ، گفته میشه که اینها از تیره و طوایف وابسته به خاندان ساسانی هستن ، چون بر طبق کارنامه اردشیر بابکان ، اردشیر از شبانکاره بوده ، یا سیاسیا پیرامون اونها میگن که از اقوام پارت تبار هستن ، درباره ی طایفه گیلانی آنهارا به مادها منسوب میکنن و...
چیزی که هست ، کلهر اتحادیه و نامی بوده که به این اقوام عموما جدا از هم داده اند
امروزه هم اگر از یه کلهر پرسید از چه ایل و طایفه ای هستی ، اسم کلهر رو نمیاره ، مثلا میگن کوله پا ، کرگا ، زرگوش ، سیاسیا ، شیان ، حسن آباد و... اما میگه از «مردم یا قوم» کلهرم
به نظر کلهر یک قوم از مجموعه اقوام مختلف بوده که به مرور فرهنگ مشترکی گرفتن ، که میتوان گفت حتی لک ها یا زند ها رو نیز در بر میگیره
مثلا ایل زنگنه نیز جزیی از کلهر حساب میشده و منطقه اصلی زنگنه که هرسم در هارون آباد و فیروزآباد بوده با مردم کلهر متحد بوده اند،امروزه هم زنگنه ها از بزرگترین فعالان فرهنگ کلهری هستن و با کلهر ها جفت شدن،در واقع درصد بزرگی از شاباد و کرماشان زنگنه هستن که بهشون میگن کلهر
درباره ی لورها هم بنده وقتی خودمو با مردم کوهدشت و نورآباد و...مقایسه ظاهری میکنم تفاوت چندانی نمیبینم ، اما خیلی راحت میتونم تفاوت خودم رو با لور ها چه رفتار و چه شکل و قیافه تشخیص بدم ؛ در میان سایر مردم کورد هم کرمانج ها رو به خودم نزدیکتر میبینم ، یا این تفاوت که مردم کلهر کمی قدبلند تر هستن ، اما سورانی در فاصله بیشتری هستن(خصوصا جاف ها و مکری ها) ...
این موضوع رو به عینه دیدم ، چون در واقع به دلیل اینکه پسر خاله ام زنش کوهدشتی هست ، و با مردم کوهدشت زیاد برخورد داشته ام ، میان خودم و اونها نزدیکی زیادی دیده ام ...
اون کلمات هم که فرمودید ما هم داریم ؛ به ملخ هم گفته میشه « قولان» هم «ملیوه» ، البته «قولانجه» هم داریم که به جیرجیرک میگن ... «لق» هم بله به شاخه یا بخش ؛ مثلا : یه لق له دارگه هیورد کردیا = یه شاخه (یا بخش) از درخت خورد شد ... در انگلیسی هم این واژه هس به گونه ی « leg » به معنی پایه میز ، پا و... ، فارسیشم میشه «لنگ» که همان لنگ و ... هس
درباره ی هنجارشکنان ...
من نیز موافق فرمایش شما هستم ، چنین اشخاصی در بین تمام شهروندان کرماشان هستن و اختصاص به گروهی خاص ندارد (همچنانکه انسان های درستکار نیز اختصاص به کسی ندارد) که همانگونه که فرمودید بزرگترین دلیلش مشکلات اقتصادی و مرزی بودن این منطقه هس که فقط وخت جنگ و خطر به فکرش میوفتن ، اما در بقیه موارد ، بیابان های خودشون رو آباد میکنن
امیدواریم روزی جایگاه واقعی کرمانشاهان را به چشم ببینیم ...
کریم خان زند نمونه یک زند(لک) واقعیست که مایه فخر تمام زاگرس نشینان هستش ...
امیدواریم روزی همه مردم کرمانشاهان به دور از هرگونه نامی فقط به کرمانشاهانی بودن خود افتخار کنن ، چون کرمانشاهان نشمین همه ی کوردهاست چه کلهر باشد چه زند و چه سوران و کرمانج و گوران ، و این مایه فخر مادرشهر کوردستان است که از همه‌ی اقوام کورد را در خود میبیند ...
البته کرمانشاهان مناطق زیادی خارج از استان کنونی را نیز شامل میشود ، از جمله ایلام ، بخشی از کوردستان عراق(جنوب) بخشی از استان لرستان(مناطق زند نشین) و نیز بخشی از استان کردستان ...
بدرود ...

کورد [پنجشنبه 25 شهریور 1395 | 13:48] پاسخ

درود ...
جناب بیران :
به گمانم اکنون منظورتان را گرفتم که فرمودید یه کلهر بره دانشگاه لهجه‌اش میشه لکی :
البته من قصد توهین نداشتم ، صرفا منظورم این بود که میشه افراد رو اینجوری از هم تشخیص داد ...
انگار درست متوجه منظورم نشدید ، شاید چون کمی تند نوشته بودم ، گمان کردید قصد بدی دارم ...
این موضوع خاص لک ها نیست ، جاف ها هم بخوان کلهری بگن ، با لهجه میگن ...
منم وقتی کرمانجی میگم ، کاملا مشخص میشه که کرمانج نیستم و اونو یاد گرفته ام ، این موضوع که توهین نیست ...
به نظر جناب هیرش نیز در این مورد اشتباه کرده اند

درباره بیرانوند ها :
راستش من اینو از خودشون شنیدم که میگن بیشتر بیرانوند ها لور های لک شده هستن ، البته نه همشون ، ولی بیشتر بیرانوند ها به لور بودن باور بیشتری دارن تا کورد بودن یا جدا بودن از لور ها ...
مکان زندگی بیرانوند ها هم به سرزمین های لور بیشتر نزدیکه تا دیگر لک ها ،و احتمال آمیخته بودن آنها زیاد هستش ...
اما به نظرم لورها کلا از لحاظ چهره و ریخت ظاهری هم قابل تشخیص هستن چه برسه به رفتار و منش ...
از 10 کیلومتری میشه یه لور رو تشخیص داد ، بنده که گمان نمیکنم شباهت چندانی به کرمانج ها داشته باشن ...
عموم لور ها تا حدی تیره پوست تر از کوردها هستن و از لحاظ استخوان بندی و جمجمه شناسی قابل تشخیص هستن ...
اگه کوردهایی هم از آناتولی به لورستان اومدن در جمعیت لور ها تحلیل شدن ...
تازه اونا بیشتر پسین در قالب بختیاری شکل گرفتن نه لور
به نظر کورد های مهاجر از آناتولی و موصل ، بخشی از ترکیب نژادی بیشینه جمعیتی باشن که امروزه نام لک دارن نه لور ...
بدرود ...

هیرش [شنبه 27 شهریور 1395 | 20:11] پاسخ

تا آنجا که اطلاع دارم، گورانی واسطه خوبی برای لکی و کلهری و هورامی است. در واقع اگر کردهای جنوبی میخواستند زبانی رسمی برای خودشان داشته باشند، گورانی بهترین گزینه بود (کما اینکه ظاهرا در گذشته همین گویش زبان کتابت منطقه بوده). و البته پیشتر هم برخی کردی جنوبی را گورانی نامیده اند و به نظرم نام خوبی است زیرا هیچکدام از گویشهای کلهری و لکی را نمیتوان عمومیت داد و بقیه را زیرمجموعه آن دانست( به ویژه که حساسیت هایی هم ایجاد میشود).

کورد [یکشنبه 28 شهریور 1395 | 06:12] پاسخ

درود ...
البته من گمان نمیکنم یک شخص کلهر یا حتی سوران و کرمانج و لک چیزچندانی از هورامی بفهمد مگر آنکه باهاشون ارتباط زیادی داشته باشه ...
تا آنجا که من میدونم زبان گورانی هم امروزه وجود نداره (جز یکی دوتا روستا)، همین کلهری منتها با کمی لهجه ی متفاوت هستش که اونم بستگی به موقعیت زندگی داره ، میشه گفت تنها گوران های دالاهو همان ته لهجه ی کوچک رو دارن وگرنه گوران های کرند و سرپل و قصر و شاباد هیچگونه لهجه ای ندارن ...
اگرم بحث رسمیت باشه کلهری کم کم حدود 700 ساله تو این منطقه رایجه ... لکی رو بزاریم کنار ؛ زبانی که از بیجار تا جنوب ایلام و از اسدآباد تا بغداد باهاش حرف میزنن ، همشون یکیه ،اما بنابه شرایط جغرافیایی شیوه ی ادای جملات فرق میکنه ، اما زیرگونه کلهری به حساب میان ... در تمام جغرافیای نامبرده نیز تقریبا یک فرهنگ غالب وجود داره که از همسایگان لور و کورد به ویژه لور متمایز هستش ... از گذشته نیز به این مناطق میگفته اند کلهر و البته همانگونه که گفتم ارتباط چندانی به ایل کلهر ندارد ، ایل کلهر تنها یکی از اقوام کلهره ...خاستگاه اصلی ایل کلهر حوالی سلیمانیه و شاهو و خانقین بوده که بعدها اقوام بزرگی نیز بهش پیوستن مثل خالدی که خودش از لحاظ جمعیتی از کلهر بزرگتره یا هفت مال ایوان که از اسمش مشخصه هفت طایفه ی بزرگ با چندین ایل هستش و... کلهر 11 قوم مجزا با چن صد تیره و ایل و طایفس ، که کلهر خودش یکی از اوناس ....
اگرم بحث جمعیت باشه بازهم جمعیت مردم کلهر تبار از همه خیلی بیشتره ...
اگرم بحث معیار بودن و داشتن ادبیات پرپیشینه باشه ، بازهم در این زمینه گویش کلهری توانمنده ... الانم بیشترین فعالان فرهنگی تو کرماشان کلهرن ...
کلهری میتونه یک زبان باشه ، نباید کلهری شبکه زاگرس رو معیار گرفت که اصولا هیچ کدامشان کلهر نیستن ... در گویش کلهری اصیل که همچنان توسط برخی از معدود عشایر باقی مانده استعمال میشه ، لغات و اصطلاحاتی به کار میاد که برای کسی قابل فهم نیست ، حروفی مانند «خ ، ژ ، ل ، گ» درش زیاد به کار میاد که نشان میده که زبان خشنی هست ...
بسیاری از زبان شناسان لکی رو زبانی مابین کلهری و لری میدونن ، و حتی عده ای نیز اسم لک رو برگرفته از این موضوع میدونن ... و نیز میدانیم بزرگترین دلیل کوردی نامیدن لکی نزدیکی به کلهری هستش وگرنه لکی شباهت هایی نیز به لری داره ، به ویژه در نوع ادای کلمات ... ونیز به همین دلیل لکی جز گویش های جنوبی شاخه زبان های شمال غربی ایران تقسیم بندی شده درست به مانند کلهری ... دلیل برخی شباهت ها به هورامی و سورانی رو نیز برخی اهل حق یا یارسانی شدن مردم لک میدونن که اونم بدون تردید اثر کلهر ها بوده ...
البته شاید بتوان گفت کلهر حتی میتونه یه قوم جدا باشه ، چونکه حقیقتا پیشترها مردم کلهر بر موضوع کلهر بودن بیشتر پافشاری میکرده اند تا کورد بودن(الانشم میگن کورد کلهر نه فقط کورد) ...
ضمن اینکه از لحاظ نژادی نیز مردم کلهر تبار تا حدی از دیگر کوردان متمایز هستن ، چون قد و قواره عمومیشون بلند تر و ساختار اسکلتی استخوانی تری دارن و نیز پوست بیشتر مردم کلهر گندم گون و سفید روشن هستن و آدمای سبزه و تیره پوست بین مردم خالص کلهر چندان نیست .... اما کوردهای دیگه این ویژگی‌ها رو کمتر دارن ...
اینم اشاره ای به کلهر در شاهنامه فردوسی :
سواری که نامش « کلاهور » بود
به گردی و مردانگی زور بود
درست همان توصیفی هست که از مردم کلهر شده ، یعنی سواران تیزپا و جنگاور ...
پس از لحاظ قدمت هم باز هم کلهر میتواند از جمله کهن ترین اقوم غرب ایران باشد ....
یک نکته ی جالب و آنکه از لحاظ ژنتیکی مردم کلهر به کرمانج های آناتولی نزدیکن ، که این میتونه نظریه هوری بودن کلهر ها رو تقویت کنه ...
در هر حال اگه کلهری کوردی باشه معتبرترین و معیارترین زبان جنوب کوردستان خواهد بود ...و این موضوع منافاتی با وجود گویش لکی ندارد ...
بدرود ...

هیرش [یکشنبه 28 شهریور 1395 | 09:49]

به دلیل ارگاتیو بودن لکی از نظر گرامر حال آن که لری و کلهری هیچیک ارگاتیو نیستند و اینکه این ویژگی لکی بسیار شبیه سورانی شمالی است و همچنین وجود بسیاری کلمه غیر لری و غیر کلهری در لکی، این نظریه که لکی مخلوط کلهری و لری باشد مردود است البته لکی در اثر مجاورت با لری و کلهری قطعا از هردو تاثیر پذیرفته و این موضوع در نواحی مرزی لکی مشهودتر است.

کورد [دوشنبه 29 شهریور 1395 | 05:10]

درود ...
بنده نگفتم لکی مخلوط کلهری و لریه ... گفتم اسم لک از این اومده , به هر حال واژه لک از زمانی که بار قومی به خودش گرفته چندان تاریخی نداره ... در این منطقه دو قوم کلهر و لور شناخته شده بوده ان , اما لک خیر , لک ها نزدیکترین مردم به کلهر ها هستن هم فرهنگی و زبانی و هم تا حدی زیستی و نژادی ...

اول اینکه باید مشخص شود معیار کوردی چیست ؛ اگه منظور سورانیه ، کدام لهجه ؟ مکری ، اردلانی ، جافی ، هه ولری ، سلیمانی و ...کدام ؟ همه اینها با هم تفاوت دارن ، چنانکه اردلانی خیلی به کلهری شبیە ...
اگه صرف ارگاتیو بودن رو معیار کوردی بودن در نظر گرفت ، با این حساب میتوان گفت که کرمانجی هم کوردی نیست ، چون کرمانجی هم ساختار دستوری بسیار مشابه کلهری دارد و میتوان گفت ارگاتیو نیست در واقع کرمانجی هم ارگاتیو هست هم نیست ، نیم ارگاتیو هست ...
درباره لغات هم این موضوع در هر گویشی وجود داره ؛ چنانکه فرض مثال معادل فعل اصلی "رفتن" در سورانی مثل فارسی از مصدر «رفتن» میاد ؛ مثلا : برو = بەروا ؛ در کلهری از مصدر «چین» میاد مثل کرمانجی ؛ مثلا برو = بچو ...
مشغول بودن در سورانی « خریک » اما در کلهری «خەلەتیان» در کرمانجی برای واژه های«درد ، جان» تفاوتی با فارسی نداره اما کلهریش « ژان ، گیان» هست که ریشه پهلوی داره و بیشمار لغات دیگه که میتوان با اندکی دقت متوجه اش شد ...کلهری حرف ربط نداره و درش به وفور ادغام انجام میگیره ؛ مثلا : له ئەورە = لەورە = در آنجا , ایانه= یانه = اینها و...
برخی واژگان که خاص کلهریه مثل : "شیوەد = حال و احوال" ," میمەزرەت = بی درد و مشکل ", "لەبە = معادل فەرە = زیاد" , " لەش , گیان = تکه ای از بدن" , "نورین یا نورسیان = به چیزی خیره شدن" , " قێر و بڕ = عدەای , برخی ", " ئەسر = گریە و اشک " ," قردگ = اندکی , کمی ", "مەزڕیان = آرام و قرار گرفتن ", "شەوار = نیمه شب" , "خوەراسا = وسط ظهر ", "خوەراوا = ئێوارە یا بعد از ظهر" ," هێمان = هنوز ", "چمان = انگار ", "هەمار = مقدار فراوانی" , "هەمگە = حجم زیاد ", "گن = تودە شدە یا بر روی هم جمع شدە" , "هێز گردن = بلند شدن "و...
در کلهری معمولا "ب" تبدیل به " و" میشه مثل "وەهار , تاوسان , هەور ( ابر) ، وەرجەوەن ( خیر و صلاح عموم جامعه) گڵا یا وڵەنگ ( برگ) وەنگ و ونگ یا وڵەنگ (آواز و صدا) و..." اما سورانی بیشتر همون " ب" به کار میاد ، در پهلوی هم " ب" تبدیل به "و" میشه ...
حرف "ز" هم معمولا تبدیل به " ژ" میشەۆ
فقط به خاطر وجود تفاوت های لغتی نمیتوان یک زبان و گویش رو از هم جدا کرد ، که در این صورت میتوان لهجه شیرازی و مشهدی رو از فارسی جدا کرد
درباره نزدیکی دستوری کلهری به فارسی باید گفت این نزدیکی در زبانی که کلهری بیشترین وام گیری ازش کرده هم موجوده یعنی گورانی کهن ... حتی هورامی هم شباهتهای بسیاری به فارسی داره ، بسیاری از واژگانش تنها در لفظ و تلفظ با فارسی متفاوته ...

اصولا برخی بر این باورن که گورانی (و نیز هورامی ) کوردی نیست و گویش های کوردی به نسبت فاصله شون از گورانی باید سنجیده بشه که بر طبق این نظریه : کرمانجی (به لهجه های متعددش کاری نداریم) کمترین اثر رو گرفته بنابراین خالصترین زبان کوردیه ، سورانی (به لهجه های متعددش کاری نداریم) تا حدی تاثیر گرفته ؛ اما کلهری بیشترین نزدیکی رو با گورانی داره ... دلیل اینه که در واقع گورانی تفاوت ساختاری با کلهری نداره و کلهری هم زبانیست که از مخلوط پارسی کهن با مادی و پارتی پدید اومده یعنی پهلوی ...
البته گورانی تنها زبان شعری و آیینی کرمانشاهان بوده کمااینکه هنوزم عالمان دین یارسانی زبان دینیشون همینه ؛ گورانی هیچگاه بین مردم عادی گستردگی نداشته ، بلکه کلهری مورد پسند مردمان و حاکمان کرمانشاهان بوده و برای همینم گسترش یافته و از شاید بیش از 1000 سال پیش توسط عده فراوانی گویش میشده ، تا جایی که به کرمانشاهان لقب کلهر داده اند ...
نیز میدانیم نخستین پایتخت ولایت کوردستان که در دوره سلجوقی پدید آمد کرمانشاهان بوده (کاری به شهر کنونی کرمانشاه ندارم که حدود 200 سال پیش توسط کلهر ها در کناره رودخانه قره سو پایه گذاری شده ) و اینجا مرکز اصلی کلهر هاست ، تاکید منابع بر حضور کلهر ها در جنگ های صلیبی نشان از قدمت این زبان و قوم داره ...
در هر حال به نظر نمیتوان گفت لکی و کلهری و حتی اردلانی از هم جدا هستن ...
لکی و کلهری خیلی به پهلوی نزدیک هستن ...
اردلانی ها زبان مکری رو به آسانی متوجه نمیشن اما کلهری رو متوجه میشن , یک کلهر هم مشکلی در فهم اردلانی نداره ... کما اینکه بسیاری از زبانشناسان اردلانی و کلهری رو در یک دسته گذاشتن و جدا از مکریانی , اما پروپاگاندای سورانیسم همشون رو به اسم یه ایل و منطقه کوچک نامگذاری کرده ...
چه بسا اگه حکومت ها از در دشمنی با کلهرها وارد نمیشدن حداقل زبان کوردهای ایران و عراق کلهری بود ; چونکه زبان توانمند و زیباییست ...
اصولا یکبار به یه نکته ی جالبی برخودم و آن بود ، همین عزیزان مکری به یه دوست سنندجی گفتن کلهر ؛ حالا دلیلش را نمیدانم چی بود ... شاید چون سنندجی ها چندان به دنبال ناسیونالیست کوردی نبوده اند حتی بی تفاوت تر از کلهر ها ...

آلوزه گر(بهانه گیر) [یکشنبه 28 شهریور 1395 | 09:40] پاسخ

بادرود و سلام
آقای کرد در باره بیرانوندها و باجلوندها باید گفت در اصل در منطقه دلفان بوده اند و در زمان کریمخان زند به همراه سایر ایلات لک به شیراز رفتند و بعد از شکست زندیه عده ای از باجلوندها همراه سایر ایلات لک به قزوین تبعید شدند و عده ای بعد از برگشت به لرستان در منطقه بروجرد یا به لکی وروگرد جاگیر شدند البته گفته می شود به علت کمکی که به زندیها کردند کریمخان زند قسمتهای از بروجرد را به آنها تقدیم کرده است همانطور که بزرگان بالاوند ملک هلیلان و زردلان را می گویند از طرف کریمخان زند به آنها واگذار شده و به بیرانوندها ملک چغلوند یا بیرانشهر کنونی در شمال شرقی خرم آباد را تقدیم کرده است ولی می گویند با زور آنجا را به تصرف درآورده اند و تیره از آنها در منطقه ای سرفیروزآباد وجود دارند که آنها را ورامن یا بهراموند می گویند و هم اکنون میشه گفت در ایل بالاوند ادغام شده اند و نسبتهای فامیلی زیادی دارند همانطور که جلالوندها خود را باجلان می نامند و البته تیره های از ایل باجلان در منطقه از قصرشیرین و شوش خوزستان وجود دارند که به نظر من چون در این مناطق هوا بسیار هوا گرم است و غیر قابل سکونت در تابستان البته در دوره های قدیم شاید منطقه گرمسیری آنها بوده است و این باور بیشتر به ذهن می رسد که تمام ایلات لک ساکنان اصلی مهرگان کده یا کناره های رودخانه سیمره بوده اند که به مرور در سده های متمادی به علتهای مختلف به سایر نقاط نقل مکان کرده اند.
2- و درباره مسلم دارابی که گفتی لک نیست من از بستگان دورشان هستم و مطمئنم لک هستند اما نمی دانم چرا کردی حرف زند در تلویزیون البته فرقی نمی کند هر کجایی باشد به نظر من هرشخصی از هر نژادی با پشتکار و ممارست می تواند به مدارج بالای ورزشی و علمی برسد و ملاک خوب بودن افراد عملکرد آنها است نه داشتن تعلق به ایل و زبانی خاص و مباحث ما بیشتر جهت دوستی و آشنایی با یکدیگر است ولی صحبت گرفتن بیشتر افراد لک به زبانی غیراز لکی بیشتر از قدیمی بودن زبان لکی است غافل از اینکه کلماتی که در لکی وجود دارند و به زعم آنها قابل گفتن نیست مربوط به زبانهای شمال غربی ایران است مثلاً کلمات گوجر(کوچک) آیل(بچه) اژ(از) وژم(خودم) و استفاده کردن از جملات معکوس فرض مثال جمله (مبارزه کردم )در فارسی و لری و کلهری و ایلامی کلاً در زبانهای جنوبی در لکی به مانند زبانهای کردی شمالی به (مبارزم کرد) تبدیل می شود و مبارزه کرد به مبارزه کردی در وسط جملات تبدیل می شود و استفاده نکردن از حرف (د) که مشخصه زبانهای جنوبی ایران است و از لحاظ رنگ پوست من هم مثل شما فکر می کردم لرها اکثراً سبزه و یا سبزه تند هستند اما در سفر به شهرهای لرنشین متوجه می شوی که سفیدپوست و چشم سبز به وفور دارند برعکس شهرهای که در مجاورت با شهرهای عرب نشین قراردارند و باید پذیرفت همانطور که لکها به علت مجاورت با لرها ادغام شدند قابل پذیرش نیست که شهرهای که در مجاورت شهرهای عرب نشین وجود دارند با هم نسبت فامیلی نداشته باشند البته عربها خود دارای تمدن بزرگ و کشورهای بسیاری دارند و قابل احترام هستند و در پایان ملاک خوب بودن عملکرد انسان است

هیرش [یکشنبه 28 شهریور 1395 | 12:20]

تبدیل دال آخر کلمات به ی، و یا گ در سورانی جنوبی (جافی و اردلانی)، هورامی و کلهوری هم به وفور مشاهده میشود مثلا بد، میشود به و یا به ی یا در افعال سوم شخص مفرد مثلا نازانی یا نیه زانی معادل نمی داند یا نازانیت. البته احتمالا در فارسی تبدیل به د رخ داده و تلفظ اصیل تر همین است که در گویشهای کردی دیده میشود.
ملاک قراردادن تبدیل بعضی آواها برای جنوب غربی و شمالغربی دانستن گویشها، اصلا معیار خوبی به نظر نمی رسد. در کل، نظرات زبان شناسی خیلی قطعی نیستند.
درمورد ارگاتیو لکی و شباهتش به سورانی هم در کامنتهای اولیه مثالهای بیشتر و بهتری آورده شده.

کورد [دوشنبه 29 شهریور 1395 | 05:22]

در کلهری هم در بیشتر مواقع "د" حذف میشه ...
مثلا : " گراز آب می خورد " »»» " وڕاز ئاو خوەێ"
"آن کبوتر را به من بده " >>> " کەموترەگە بێە م"
البته در اصل تبدیل به " —ِ " میشه نه " ی "
حرف "—ِ" در الفبای کوردی " ێـ , ێ " هست


در کلهری حروف « ح ، ع ، غ ، همزه "ء" » تلفظ نمیشه ...
حروف نامبرده خاص عربهاست و خب ما نیازی نداشته ایم که نوشته‌های دینی عربی بخونیم و این حروف رو تلفظ کنیم ...
اما در برخی لهجه های سورانی حتی از عربی هم غلیظ تر تلفظ میشه ( برای نمونه جافی )

" ح " اگر در اول کلمه بیاد بیشتر مواقع با ادغام در حرف بعدی صدای "ه —َ یا ه—ِ " میده ؛ مثلا : "حوصله" تقریبا صدای "هەوسڵە" میده یا "حمام" میشه "ه مام = ه ساکن + مام "
اگر در وسط کلمه باشه ؛ تبدیل به " ا " میشه ؛ مثلا : " محمد " میشه " مامەد " یا " زحمت " میشه " زامەت" , " بحث " = " باس " ...

"غ" هم گمان نکنم به جز چن کلمه داشته باشیم که "غ" داشته باشه مثل " غرژنگ که البته میشە قرژنگ هم باشه به معنی خرچنگ " , "غم و غمگین " میشه " خەم و خەمین" ...

" ع " هم به گمانم واژه ی اصیل نداریم که این حرف توش باشه ، و با واژگان بیگانه به زبان ما هم اومده ..
اگه اول کلمه باشه تبدیل به "—َ یا —ِ " میشه ؛ مثلا : " علم " = " ئێلم " ، " عوض " = " ئەوەز "
اگه وسط بیاد میشه " ا " ; مثلا : " معلوم " = " مالوم " , " معنی " = " مانی " , " یعنی " = " یانێ " ...

" همزه " ء" " که واژه اصیل نداریم ...
اینم معمولا تلفظ نمیشه ; مثلا : " مأمور " = " ماموور" , " مسئله " = " مەسەلە " , " مسئول " = " مەسول " ...

کورد [دوشنبه 29 شهریور 1395 | 05:47] پاسخ

درود ...
جناب آلوزه گر ( بهانه گیر ) ...
سپاس از توضیحات شما پیرامون بیرانوند ها ... اما به نظر میرسد ایشان باور چندانی به جدایی از لور ها ندارن ...
اما : اینکه پدید آورندگان تمدن ها را بدون هیچ پشتوانه‌ای به اقوام کنونی منسوب کرد به نظرم بسیار ناشیانه هست ...
امروزه کهن ترین و نخستین مکان کشاورزی دنیا در تپه چیاگاوانه(چغاگاوانه) شاه آباد غرب شناسایی شده یعنی یکی از مناطق کلهرستان ؛ آیا باید گفت کلهر های امروزی همان کسانی هستن که 12 هزار سال پیش کشاورزی کردن ؟ گرچه در یک سرزمین کلهر باشد نمیتوان چنین چیزی با قاطعیت گفت ...
از شما میخواهم قدمت پدید آمدن نام هایی مثل کلهر ، لک سوران ، کرمانج ، فارس ، ایران و... را بگویید ...
تنها میتوان با تطبیق دادن مواردی مثل زبان و آداب و رسوم و... قدمت اقوام رو تخمین داد ...
درباره فیروزآباد : بله درصدی از بخش فیروزآباد از لک ها هستن ، اما بیشتر جمعیت این بخش از کوردهای زنگنه هستن و پس از آن کلهر های ایل کریا ...
درباره وجود لک ها در قصر شیرین :
راست آنست که از گذشته چند خانواری از لرستان به این منطقه کوچ کردن ، اهالی اینان را به اسم «لریل = لرها» شناخته اند ... الانم شاید یه 100-200 نفری باشن و با اینکه کلهری حرف میزنن اما هنوزم بهشون میگن «لریل» ...
البته یه نکته دیگه و اونم اینه که در زبان کلهری به محل چرای احشام و مراتع سرسبز میگن «لری = لر + ی» »»» "مکان قابل چرا" ...
این موضوع تقریبا یه اصطلاح برای متوجه کردن کسی به کاری هم به حساب میاد ... اول آنکه بگم ارتباطی به جک هایی که در مورد لور ها میسازن نداره ، بلکه از قدیم بوده ...
مثلا اگه بگن «لورید» یا «د» حذف بشه و بگن «لوری» ؟ یعنی اینکه «داری میچری» ؟ حواست کجاس ...
دلیل وجود نام لر بر برخی روستاها در استان کرماشان (مثل کنگاور) تقریبا اینه ...
اما یه مورد درباره کلهر :
به احتمال میدانید در استان لرستان برخی مکان‌ها وجود داره که اسم کلهر دارن مثل : " پل کلهر " باید بدونیم هنوز چن طایفه ای از کلهر ها تو لرستان زندگی میکنن ، و جالب آنکه هنوزم خودشونو کلهر میدونن ، گرچه لور های احمق به پشتوانه این موضوع نظریات عجیب و غریبی مثل لور بودن کلهر از خودشون در میکنن کسایی مثل عیسی قائد رحمت ... اما دلیل وجود اینها یکیش برخی کلهر های تبعیدی به اون منطقه هس و نیز اینکه برای مدت های زیادی برخی ایل های کلهر در سرزمین های این منطقه قدرت داشته اند و با لورها جنگیدن ... و البته نیز کوچ عشایری در اون منطقه داشته اند ...برخیشون هم زنگنه هستن که بهشون کلهر میگن
نکته ای دیگر که گسترده بودن کلهر ها رو تصدیق میکنه : وجود قبرستانی در شهر دره شهر ایلام به اسم قبرستان کلهره ؛ که البته عده ای خواستن از بین ببرنش اما راه به جایی نبردن ، برخی از اهالی آنجا نیز خودشون رو کلهر میدونن مانند مردم ایل « بێرەی» که در شهر بدره و دره شهر هستن ...
در آبدانان هم رشته کوه هایی وجود داره که اسمش «کوه های کلهره» ...

درباره مسلم دارابی :
اینجانب نگفتم ایشان لک یا کورد هستن ؛ گفتم «ایشان گفت این قهرمانی رو به همزبانان کوردم تقدیم میکنم ؛ اما برخی عزیزان لک به پشتوانه ی اینکه صحنه جز لکستان هست ، میگفتن مسلم دارابی باید میگفت به لک ها تقدیم میکنم ؛ حال آنکه بیشینه جمعیت شهرستان صحنه کورد هستن »و اتفاقا بخش بزرگشونم هویت کلهری برای خود رو قبول دارن ؛ نه صحنه که حتی در کنگاور و بیستیون و دینور هم این قضیه هست ، جالبست بدانیم نماینده کنونی سه شهرستان صحنه و کنگاور و هرسین به پشتوانه کلهر ها پیروز شد ...
راستش ما هم یه دوستی داشتیم میگفت فامیل مسلم دارابی هست (راست و دروغش رو نمیدونم )، خودش کورد بود و میگفت دارابی هم کورده ... شاید همجواری با لک ها سبب شده باشه که خانواده دارابی لهجه لکی بگیرن ؛ چونکه چنین نام خانوادگی بین مردم کلهر تبار رایجه ... قصد بنده پیش کشیدن بحث برتری نژادی لک یا کورد نبود , (بنده خودم هنوز موندم ما کوردیم یا کلهر ) فقط خواستم بگم که تبلیغات پان ها آسیب های زیادی به زندگی اجتماعی مردمان بیطرف میزنه ...
درباره واژگانی که فرمودید ، البته ما هم «گوجر» داریم که کاربرد چندانی نداره بیشتر میگیم «بیوچگ یا میوچگ» بزرگ هم به گونه های " قەیو , گەوڕا , کەڵێن" میگیم ...
درباره حروف اضافی هم در زبان کلهری اصولا حروف ربط و اضافه از اسم جدا نیست و میتوان گفت حرف ربط جدا از اسم پیشین در این زبان وجود نداره ... شما اگر به حرف زدن یه کلهر زبان دقت کنی حرفی مثل " و " رو در صورت جدا بودن از اسم قبل از خودش نمیتونه خوب تلفظ کنه ، اما در میانه ی جمله اونو به اسم میچسپونن نمونش «شب و روز = شەوو ڕوژ» ... ما برای «از» از واژگان «له ، وه» استفاده میکنیم ، در کرمانجی هم برای " از " از واژه ی " ژه , je " استفاده میکنن ، نظریه کوچ کرمانج ها هم میتونه تقویت بشه ...
اصول دستوری کلهری خیلی به کرمانجی نزدیکه ، خود اسم کرماشان هم از کرمانج اومده ... و نیز این موضوع قطعیست که بخش بزرگی از اقوامی که غالب جمعیت این منطقه رو شکل داده اند از قفقاز و آناتولی اومدن ، که بررسی‌های ژنتیکی هم نزدیکی نژادی با کرمانج ها و مردم ارمنی و گرجستان و جمهوری آذربایجان رو نشون میده ...
تنها تفاوت به نظرم تا حدی درشت هیکل تر بودن مردمی بوده که بهشون گفته اند کلهر(فقط قوم و ایل کلهر نه بلکه اقوام گوناگون کلهر ) ، شاید تاثیر محیط مساعد کرمانشاهان بوده باشه که اونارو اندکی درشت تر کرده ، یا شایدم موقعیت جغرافیایی کرماشان که سبب شده مردمش برای جنگیدن و مقاومت تکامل پیدا کنن و بنابراین تلاش برای مهارت در جنگ مردم کلهر تبار رو درصدی درشت هیکل بار آورده که در نسل های بعدی به یک ویژگی نژادی تبدیل شده ...
درباره نژاد لور ها هم بنده گمان میکنم آنها تاثیر شگفتی از نژاد فارس های مرکز ایران و اقوام سامی گرفته ان ، درسته میان اونا افراد سفید پوست و حتی بلوند کم نیست ، اما غالب جمعیت لور افرادی با پوست سبزه تند و جمجمه دلیکوسفالیک هستن ... بعدش نژاد فقط رنگ پوست نیست , استخوان بندی و جمجمه شناسی در اولویت نژادشناسیه
لورها کاملا با مردم کورد قابل تشخیص هستن ...
شاید بشه گفت که مردم کلهر میبایست به دلیل نزدیکی به اونا باید شبیهون میبودن ، اما کاملا از هم قابل تفکیک هستن ... اما لک ها تا حدی به کلهر ها نزدیکن , بسیار بیش از لورها ...
ویژگی عمومی یک کلهر اینه ... رنگ پوست گندم گون یا سفید ، موی قهوه ای یا خرمایی ، ابروی تا حدی کمانی و بهم پیوسته ، رنگ چشم هم خرمایی ، بینی استخوانی و راست ، جمجمه مزوسفالیک ، قد متوسط به بالا ، بدن استخوانی (به گونه ای که آدم چاق در بینشون زیاد نیست ) و ...
البته این موضوع به همه قابل تعمیم نیست بلکه کلیت ماجراس و داریم سبزه تیره تا نوردیک ...
این موارد ارتباطی به نژادپرستی و این چیزا نداره ، بلکه یکی از راه های تفکیک نژاد هاس ...
اما با این حال بنده بعید میدونم تاثیر نژادی عربها و ترک و مغول و فارس های مرکز ایران ... روی مردم کلهر چندان زیاد باشه ، بزرگترین دلیلش مسلمان نبودن مردم کلهر بوده که تقریبا ایزوله شدن ...
اما شاید آشوری ها و بابلیان تأثیر گذاشته باشن چون قبلنا جمعیت قابل توجهی در این منطقه داشته اند ...

یاللعجب [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 16:29]

درفرهنگ لغت طبری واژه کورد به معنی چوپان گوسفند آمده.ریچارد نلسون فرای در عصر زرین فرهنگ ایران صفحه ۲۷ واژه کورد را مساوی با رمه گردانی میداند.

کورد [دوشنبه 29 شهریور 1395 | 06:47] پاسخ

امروزه تقریبا میشه گفت تنها کرمانج ها و سوران ها و کلهر زبانها هستن که با قاطعیت زبان خودشون رو کوردی مینامند و برای خود هویت کوردی رو برجسته میدونن ... البته کلهر ها تا حدی میشه گفت هویت کلهری هم دارن درستش کورد کلهره ...
که البته ممکنه بعد ها تغییراتی بکنه ...
اما هورامی ها هم زبانشون رو کوردی نمیدونن بلکه هورامی میدونن یا زازایی ها و البته لک ها نیز که توهین به عزیزان سورانی نباشد ، اما گویش لکی قدمتی به مراتب بیش از گویش سورانی دارد ...
تصویر زیر تقریبا یه نوع پوشش کوردی کلهری یا کرماشانیست ، که البته نتونستم تصویر مناسبتری پیدا کنم اما همینم خوبه ... لباس لکی بیشترین نزدیکی رو با اینچنین پوشش داره نه چوخورانگ ...
http://uupload.ir/files/6lfg_fb_img_1473289806918.jpg
بدرود ...

هیرش [دوشنبه 29 شهریور 1395 | 13:54]

پوشش لکی اصیل و کلهوری تا آنجا که می دانم یکسان است البته عکسی که شما آدرس دادید واضح نبود مخصوصا سربندش مرا به شک انداخت. لکهای اصیل سربندی بنام میزر یا رشتی می بندند که تقریبا شبیه کردهای سوران و هورام است ومن فکر می کردم کلهورها هم همین سربند را دارند اما در این عکس مشخص نبود. آیا کلهورها هم دارند؟

هیرش [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 14:19]

موضوع لکها واقعا فرق دارد. بیشتر لکها چون کردهای مجاورشان آنها را از خود ندانسته اند تصور کرده اند که اگر اصرار بر کرد بودن بکنند نوعی خود را به زور چسباندن و التماس است همانجور که شما با وجود اصرارتان بر همانند و نزدیک دانستن لکها و کلهورها، همواره می گویید فلانجا کوردش بیشتر است و فلانجا لک نیستند کوردند. این را قبلا هم گفته بودم. در منطقه نوعی پس زدن بوده و هست نه پذیرفتن به عنوان برادر

انشان [دوشنبه 29 شهریور 1395 | 18:19] پاسخ

با درود بر همه اقوام ایرانی( بلوچ،ترک،کرد،ترکمن،گیلک،مازنی ولر):
اقای کورد ،شما فرهنگ را در چه می دانید؟ شما اگر می خواهید اصالت خود را ثابت کنید ،چرا به قوم لرتوهین می کنید؟ ایا می خواهید بدانید ریشه قوم لراز کجاست؟ در این باره دونظریه وجود دارد ،1- بزرگترین شاخه قوم فارس 2- بازماندگان تمدن عیلام .
اما درباره ریشه نام چند نظریه وجود دارد 1- برگرفته از لهراسب2- برگرفته ار لر(کسره حرف لام وسکون حرف ر)یعنی کوهستان پردرخت3- برگرفته از شهر اللور در شمال غرب دزفول گرفته شده است.که به احتمال زیاد خواستگاه قوم لر بوده است.
اما اگر من بزرگان این قوم را بخواهم نام ببرم خواهید دید که مردمان لر در طول تاریخ بسیار بافرهنگ وسیاست مدار بود ه اند ونقش ارزنده ای در تاریخ ایران داشته اند.
1- مصدق
2-سردار اسعد بختیاری فاتح تهران
3- دکتر بختیار
4-سپهبد تیمور بختیار
4- علیمردان خان بختیاری
5- سردار بی بی مریم بختیاری شیر زن مبارزه با روس وانگلیس
6- ایت الله بروجردی
7- دکتر ملک حسینی اولین زننده پیوند کبد در جهان
8- زهرا رهنورد
9-کریم خان زند
10-رئیسعلی دلواری
11- ثریا اسفندیاری
12-محسن رضایی
13-مسعود رایگان
14- اریوبرزن
15-بابا طاهر
و......
حال می بینید که مردم لر بسیار با فرهنگ هستند ومردان وزنان بزرگی را به ایران تقدیم کرده اند. پس بهتر است دست از فحاشی بردارید که زیبنده یک انسان بافرهنگ نیست.

کورد [دوشنبه 29 شهریور 1395 | 18:57] پاسخ

بله ما نیز سربندی داریم که بهش میگن «لَچگ» بسته به موقعیت اجتماعی فرد بزرگ و کوچیک داره ...
این تصویر سید قلی کشاورز هستش یکی از هوره چرهای معروف که از ایل بزرگ کریا (کرگا) زیر مجموعه سیاسیا هست ، تو ماهیدشت ...
مایشت و فیروزآباد قلمرو کریاهاست
http://uupload.ir/files/q95b_2016-09-19-17-04-25--1184831265.jpg

اون تصویر اولی یه چریکه ، در لباس رسمی پیراهن معمولا رنگش روشنه و کمتر تیره هست

زن ها هم سه نوع سر بند دارن: 1 - لچگ 2- گل ونی 3- سر وین ... مورد اول و دوم بین لک و کلهر مشترکه ، اما سروین مخصوصا خان زادگان و بزرگان کلهر بوده ...

هیرش [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 13:14]

این تصویر جدید دقیقا مشابه پوشش لکی است. ضمنا فکر میکنم سروین از اینکه نوشته اید بیشتر عمومیت دارد و در بین لکها هم هست(رنگش تیره است و معمولا بزرگتر از گلونی) و مختص خانزاده ها نیست.

هیرش [دوشنبه 29 شهریور 1395 | 22:29] پاسخ

عاجزانه از برادران کورد خواهش می کنم به دیگر اقوام بویژه لورها توهین نکنند. لورها اگر از خودمان نباشند، نزدیکترین مردم به کوردها هستند و تا اوایل صفویه کاملا با کوردها متحد و یگانه بودند و بعدها *************. برای خیلی از ما کوردها در خارج از کردستان آهنگهای لوری در حد کوردی احساس نوستالژی ایجاد می کند و..........

انشان [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 16:13] پاسخ

درود بر همه اقوام ایرانی(مازنی،بلوچ،ترک،ترکمن،کرد،لر،عرب،گیلک):
جناب کرد لچک در بین زنان لر هم رایج است نمی خواهد انرا به رخ مابکشی.شما جزتوهین چیزی برای ابراز وجود ندارید ،بهتر است مانند اکثریت مردمان کرد اصیل که دارای فرهنگی به درازای تاریخ هستند ،رفتار کنید ،من با انها برخورد داشته ام ،اهل منطق واستدلال می باشند .این رفتار شما هیچ خدمتی به مردمان کرد نمی کند.ونشانه فرهنگ وشخصیت نیست .

عقل سلیم [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 16:25] پاسخ

علی اکبرنیک خلق درکتاب جامعه شناسی عشایرایران صفحه۲۰مینویسد؛تاریخنویسان وجغرافیدانان قرون اولیه اسلامی از تمام ایلات و عشایرایران تحت عنوان اکراد نام میبرند که تنها کوردها را دربر نمیگیرد و شامل همه چادرنشینان غیرعرب نیزمیشود.حمزه اصفهانی دیلمیان را اکراد طبرستان و اعراب را اکراد سورستان مینامد.درفرهنگ لغت طبری واژه کورد بمعنی چوپان گوسفند آمده.در زبان پهلوی واژه کورد بصورت کورتان و کوریتان به معنی شبانان است.ریچارد فرای در عصر زرین فرهنگ ایران صفحه ۲۷ مینویسد نام کورد در بسیاری از منابع عربی و نیز در کارنامه اردشیرساسانی به همه بیابانگردان قطع نظر از اینکه ایشان از لحاظ زبانی یا نژادی با کوردان امروزی پیوند داشتند یا نداشتند اطلاق شده است.فی المثل مردم لرستان را کورد دانستند همچنان که بلوچها و کرمانیها را کورد میدانستند.درسفرنامه سرهنگ گاسپار دروویل که ۱۸۱۹ در سن پترزبورگ چاپ شده در ص ۲۹ آمده که غربیها تمام چادرنشینان و رمه گردانان ایران را کورد میدانند ولی اینطور نیست و آنان باهم فرق دارند.ودرصفحات ۱۶ و ۱۷ از ۹ ایالت ایران نام میبرد که شامل آذربایجان,گیلان,مازندران,عراق عجم,فارس,خوزستان,لرستان,کرمان و فارس…کوردها سال ۹۲۰هجری مطابق ۱۵۱۴ میلادی در نبرد چالدران از عثمانی حمایت کردند و تا زمان نادرشاه افشار جزو عثمانی بودند.مسعودی درالتنبیه والاشراف ص ۸۴ و اصطخری در مسالک و ممالک ص ۸۹ کوردها را غیرایرانی میدانند.کافی کلینی در جلد ۵ کتابش ص ۱۵۸ میگه با کوردها همنشینی نداشته باشید زیرا طایفه ای از جنیانند.کتاب شرفنامه بدلیسی منشأ کوردها را شرق ایران میداند و دیاکونوف و مینورسکی روسی زبان کوردی را با افغانی و بلوچی همخانواده میدانند و یحیی مدرسی درکتاب\"درآمدی برجامعه شناسی زبان\"نظرات دیاکونوف و مینورسکی را تاییدمیکند.

هیرش [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 22:30]

در گذشته های نه چندان دور عرق ملی مثلا تعصب روی ایران برای اکثر اقوام ایران کنونی معنایی نداشت و کشور ما را نه به ایران که به امپراتوری صفوی، افشاری... می شناختند همانگونه که عثمانی شامل کشورهای عرب و ترک کنونی بود و درمجموع عثمانی نام داشت. تنها بین برخی عشیره ها اتحادهایی دیده میشد و عملا مهمترین عامل اتحاد برخی اقوام ساکن ایران علیه عثمانی، جنگ مذهبی ایران و عثمانی بود نه ملی گرایی ایرانی و عشق به میهن. بنابراین نباید بر قومهایی که آنزمان برای ایران آن روزگار جانفشانی نکردند و حتی... خرده گرفت همچنانکه دیگران هم برای .... نمی جنگیدند. این مفاهیم، در یکی دوسده اخیر رایج و میان مردم جا افتاده.

کورد [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 19:25] پاسخ

جناب انشان ...
یه بار بزن کلهر ، ببین چند تا وبلاگ مزخرف میبینی که نوشته کلهر ها لور هستن ...
فحاشی نیست ، هویت دزدی جواب داره ، شما خودت رو با یه کلهر مقایسه ظاهری کن ببین جز در همان حد که همه انسان ها به هم شبیه هستن ، شباهت دیگری با هم دارن ؟
نه زبان و رفتار و نه فرهنگ ایندو شباهت چندانی به هم ندارد (به دیگر همسایگان هم شبیه نیست به جز کوردهای ایلام )...
چرا برخی لور ها از اینکه جز کوردها باشن ناراحت هستن ، چجور میخوان به هویت مردم دیگه ای دستبرد بزنن اما کسی واکنش نشون نده ؟...
باهاشون هم صد سال بحث کنی و بهشون مدرک نشون بدی زیر بار نرن (از این موارد زیاد دیدم)
اون واژه ی چریدن هم ربطی به قوم لور نداره ، یه واژه در فرهنگ لغات کلهریست ، همین ...
اسامی هم که لیست کردی اولا بخشیشون در حقیقت لور نیستن مثل کریم خان زند و بختیاری ها ...
ضمن اینکه ثریا اسفندیاری بختیاری چه تغییری در اجتماع پدید آورده که مثلا بهش نازید ؟
بعدم از کی تا حالا آریو برزن شده لور ؟ با این حساب کلهر ها از نسل ساسانیان هستن که اتفاقا یکی از طایفه های کلهر اسمش شوانکاره هست که همان طایفه ساسانیان هست ، یا فرهاد کوهکن کلهره ، تازه تو کتاب شرف نامه هم نوشته فرهاد از قوم کلهره ...
تو جریان مشروطه هم لورها اول به همراه سالارالدوله ضد مشروطه بودن اما پس از شکست از کلهر ها تو جنگ نهاوند عقب نشستن و شدن همپیمان کلهر ها ، در جنگ های بعدی هم لورها متحد خوبی برای کلهرها نبودن ...کلهر ها نقش پررنگی در مشروطه داشته اند ، چه بسا که اگه اونا نبودن مشروطه در همون گام اول شکست میخورد ، خلا قدرت به بختیاری ها و تبریزی ها و اصفهان و... امکان داد که تهران رو بگیرن ...
دوالفقار خان کلهر فاتح بغداد و لورستان و کوردستان
داوود خان کلهر از مهم ترین بازیگران مشروطه
شیخ علی خان زنگنه ( زنگنه و کلهر یکی هستن ) ...
دکتر محمد کرمانشاهی ...
پروفسور شمسی پور (بزرگترین شیمیدان ایران)
دکتر کیخسرو مردانپور (بزرگترین اورتوپد ایران زاده ماهیدشت بزرگ شده کرمانشاه)
دکتر کریم سنجابی (سنجابی از کلهر جدا نیست)
عباس خان قبادیان (امیر مخصوص = قویترین نماینده مجلس رضا شاه و غرب ایران)
علی اشرف بهرامی پناه (تنها خلبان ایرانی که با نمره 100 موفق به مدرک شد و بیشترین ساعات عملیات در جنگ رو داشت )
سید جمال الدین اسدآبادی ( اسدآباد از گذشته تا الان یکی از حوضه های کلهر بوده )
میرزا محمدرضا کلهر (پدیدآورنده خط نستعلیق)
کیهان کلهر (تنها موزیسین ایرانی که موفق به به دست آوردن جوایز جهانی شده )
شهرام ناظری (شوالیه )
سید یعقوب ماهیدشتی
سید اسحاق ماهیدشتی
نخستین مجلس مشروطه در کرمانشاهان پدید اومده ...
امیرنظام گروسی (به هرحال گروس زیر فرهنگ کلهری و کرماشانیست ، میتوانید از مردمش بپرسید ، امیرنظام هم از حاکمان خوش نام کرمانشاهان بوده )
خان منصور (خان مسیور) ایوانی که 8 سال تمام دوشادوش نادرشاه جنگید تا هرات و قندهار و... و نیز شاعری بزرگ بود ... دارندە دیوان شعری « شاکه و خان مەسیور »
مقاومت شگفت انگیز کلهر در تنگ حاجیان در جنگ با عثمانی ، با وجود شکست قوای دولتی ...
مقاومت مردمان کلهر و سنجابی و زنگنه در جنگ با عراق که یادش تا ابد مایه فخر ماست ...
گیلان سر بلند ...
مقاومت و شکست روس های متجاوز به غرب ایران توسط کلهر و زنگنه و سنجابی و گوران ...
فرنگیس حیدرپور به هلاکت رساننده تازیان عراقی با تبر ...
پوران درخشنده ...
اگرم بحث سلسله های باستانی باشد ؛ بدون تردید ساسانیان با برخی از طوایف کلهر مثل شوان همبستگی فراوانی دارن ... چون هم زبان کلهری بیشترین نزدیکی با پهلوی دارد و هم کرمانشاهان(نه کرمانشاه کنونی ) پایتخت امپراتوری ساسانیان بوده است
فرهاد کوهکن (اینرا منابع شفاهی و کتبی بسیاری تایید میکند)
اینها تنها شماری از کسانیست که در فرهنگ کلهری و کرماشانی رشد کرده اند ... کرمانشاهان از تاریخی ترین مناطق ایران و جهان است
وڵاتەگەم کرما سەربەرز و رەنگین و جی شانازیمانە ، بژیەتو پایار بمینێد
بدرود ...

کورد [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 19:46] پاسخ

در دوران سلطان سنجر سلجوقی ، برای نخستین بار ولایتی پدید آمد به نام کوردستان
این ایالت مابین آذربایجان و لورستان تشکیل شد ... لذا نمیتوان گفت کورد و لور یکیست ، گرچه از لحاظ فرهنگی وعاطفی با یکدیگر احساس نزدیکی کنن ، علارقم اینکه در گذشته به همه ی اقوام زاگروس عنوان کورد داده اند ، اما با مقایسه مردم مختلف میبینیم کورد نه نژاد واحدی دارد و نه فرهنگ واحدی ، امروزه هم تنها سه گروه خود رو کورد میدانن ، حال آنکه این سه گروه هم با یکدیگر تفاوت بسیار دارن
شهر ارشد این ولایت کوردستان هم کرمانشاهان بوده ، از جمله شهرهای دیگرش هم دینور و ماهیدشت و دره شهر ، بروجرد و شهر زور ، دیاربکر و قامشلو بوده ...
لذا ادعای کسانی مثل عیسی قائد رحمت که تنها به استناد سخنان پوچی مثل سفرنامه ناصرالدین شاه نظریات عجیب الخلقه ای مبنی بر لور بودن زنگنه اختراع میکند ، بیشک با واکنش روبرو میشود ، حال آنکه ناصرالدین شاه زنگنه و کلهر رو یک قوم مجزای کورد نژاد معرفی کرده و حتی میان لورها هم تفاوت گذاشته از جمله بختیاری و لور را معرفی میکند ...
کسی مثل من که از وقتی به دنیا آمده ام هویت خود را کورد شناخته ام بیشک در برابر چنین ادعایی بی تفاوت نخواهم گذشت ... چراکه هم از سوی ***** در بایکوت فرهنگی هستیم و اینبار نمی باید در برابر موجود تازه متولد شده پان لور بی تفاوت باشیم که حتی به شهرهای کلهر نشین عراق هم تجاوز فرهنگی میکنن ...
جالب اینه که هنوز نتونستن بختیاری ها رو لور کنن ، اومدن درباره نخستین سرزمین کورد نظریه پردازی میکنن ...
پس طرف ما پان لورهاس نه مردم لور ...
بدرود ...

کورد [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 20:21] پاسخ

ناب انشان
ضمنا ، در کدام منبع موثق نوشته مصدق لور بوده ؟
کدام منبع ؟
یک نقل قول او را در چن پشت به بختیاری ها میرساند نه بیشتر و نه کمتر ، که در صحتش تردید های فراوانی وجود داره
ضمن اینکه شاپور بختیار چه دستاوردی داشته ؟ هیچ اتفاقا جز کسانیست ************، و در نتیجه ایشان یک شخص ضعیف بیش نبوده و نمیتواند مایه افتخار باشد ، ایشان قرار بوده نجات دهنده باشد ، خودش شد تسریع کننده ی نابودی ...
ایشان گزینه های زیادی برای برون آوردن کشور از حاکمیت ********* داشته ، اما هیچ کاری نکرده است ، میتوان یک مهره سوخته بوده که تنها به خاطر حضور در جبهه مصدق در میان برخی جایگاهی داشته
بدرود ...

کورد [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 20:38] پاسخ

جناب انشان ...
آیا من جایی ادعا کردم که لورها «لَچگ» ندارند ؟
من قصدی برای خدمت به مردمان کورد اصیل ندارم ، صرفا به خاطر برخی موارد مجبور شدم در این وبلاگ نظراتی بنویسم
گل وه نی نیز خاص مردم ما بوده ، اینو همه سفرنامه ها تصدیق میکنن ، اینکه بخشی از لور ها این پوشش رو گرفته اند ، نباید باعث این شود که 26 مرداد رو به اسم دروغین روسری لوری ثبت کرد ... گل وه نی از طریق لک ها به لور ها منتقل شده ...
تفاوت میان مردم لور آنقدر زیاد است که نشان میدهد آنها یک قوم واحد نیستن ...
واژه لور بیش از آنکه بار معنایی داشته باشد ، یک نوع صفت است ، در نوشتجات آمده که بختیاری ها به زیر دستان خود عنوان لور داده اند ... لذا لور نمیتواند از یک درخت گرفته شده باشد ، هرچن اگر اینگونه باشد همان حرف من پیرامون اطلاق واژه لور به مراتع و چراگاه‌ها تصدیق میشود

پاسخ مدیریت :
باسلام/ دوست عزیز شاهوخبر وبلاگ نیست بلکه سایت وپایگاه تحلیلی خبری می باشد و فرق میان وبلاگ و سایت تحلیلی خبری از آسمان تا زمین است.

کورد [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 21:44] پاسخ

مردم کلهر فرهنگ (کلهر و زنگنه و سنجابی و خالدی و ....) شاید یک قوم و فرهنگ مجزا داشته باشن ، اما هرگز نمیتوانند لور یا زیر مجموعه قوم دیگری باشن ( به جز قومی مستقل زیر مجموعه کورد )...
اگر بحث مقایسه فرهنگی و نژادی و زبانی هم انجام گیرد بر مجزا بودن مردم کلهر صحه میگزارد ؛ حال این موضوع منافاتی با کورد بودن داشته باشد یا نداشته باشد بستگی به پارامترهای زیادی دارد ؛ از جمله سرشاخه کورد چه کسانی باشن ، زبان کوردی چه باشد ، لباس کورد چه باشد ، فرهنگ غالب کورد چه باشد ، ویژگی نژادی کورد چه باشد ، گفتمان اجتماعی و سیاسی کورد چه باشد ، قدمت زیر مجموعه اقوام کورد قرار گرفتن چقدر باشد ، مردمان قوم مورد نظر خود را چه بنامند و...
چناچه کلیت موارد بالا را بررسی کنیم پی میبریم که حقیقتا کلهر میتواند قوم مستقلی باشد ، اما موضوعی که هست کلهر ها جز اقوام کورد شناخته شده اند و از جمله قدیم ترین کسانی هستن که از آنها به عنوان کورد نامبرده شده ... علیرغم اینکه روشن است که کلهر ها هم نژاد و هم فرهنگ و هم زبان تا حدی متفاوتی از همسایگان لور و کورد و حتی لک دارن ...
لذا ادعای ********* کسانی چون عیسی قائد رحمت پیرامون لور بودن کلهر و زنگنه بسیار خنده دار است ، به ویژه که به این موضوع دانا باشیم که خاستگاه اصلی ایل زنگنه کوردستان عراق و حوالی گرمیان(کرکوک) بوده ، درست به مانند برخی از ایل های کلهر ...
اینجاست که بازهم دست سیاه و ناپاک سیاست آشکار میشود ...
بدرود ...

انشان [سه شنبه 30 شهریور 1395 | 23:38] پاسخ

بادرود برهمه اقوام ایرانی:کرد،لر،بلوچ،تر،عرب،گیلک،مازنی،ترکمن:
جناب کرد شما به نکاتی اشاره کرده اید که خیلی کوتاه به انها جواب می دهم.
همانطور که خود بدرستی بیان کردید کرد یک نژاد ویا یک زبان واحد نیست بلکه در دوره های مختلف بعد از اسلام تاریخ نویسان به همه کوچ نشینان ایرانی اکراد می گفتنددرحقیقت می توان گفت بعضی از ایل های ایرانی این نام را به مرور زمان پذیرفتند وخود را کرد نامیدند.
اما چرا بعضی از لرها کلهر ها را لر می نامند ؟شاید دلیل اصلی ان واکنش به تبلیغات سوء کردهای تجزیه طلب است که قصد اشوب بین قوم لر را دارند .
شما می گویید بختیاری لر نیست؟؟؟؟؟؟!!!!!!
دوست من اگر تاریخ بخوانید خواهید دید که تا قبل از صفویه بختیاری ها را لر بزرگ می نامیدند واتفا قا سردار اسعد بختیاری در کتاب خود ( تاریخ بختیاری) این ایل را شاخه ای از قوم لر می داند و حماسه شیر علیمردان خان بختیاری با این مصرع شروع می شود(مو لر بلی خرم هفت سال چوپونم مندلی شیر علی مردون)
اما نوشته اید کریم خان زند لر نیست دوست من کریمخان خود را لر می دانسته ولک ها بجز تعداد کمی که در استان کرمانشاه هستند وخود را کرد می نامند ،اکثرا خود را لر می دانند.
شما نوشته اید ثریا چه نقشی داشته است ؟ایا نفوذ واثر گذاری کسی که زمانی بعنوان بانوی نخست ایران بوده از چند نفری که شما نام برده اید ودر تاریخ معاصر ایران چندان اسم رسمی ندارند ( البته با کمال احترام) کمتر است؟
کدامیک از انها را مردم ایران به اندازه مصدق ،بختیار،کروبی،زهرا رهنورد و....می شناسند ؟
*** برای رسیدن به اهداف تجزیه طلبانه خودشان سعی در اختلاف افکنی بین مردمان لر را دارند زیرا تنها راه رسیدن انها به ابهای ازاد وایجاد کشور ******* سرزمین قوم لر است ،وشک نکنید مردم لر هم بیکار نخواهند نشست وجواب انها را خواهند داد.سرزمین مردم لر سرشار از نعمت های خدادادی نفت ،گاز،رودخانه،دشت های حاصلخیز ومعادن بسیار است وهیچ نیازی به ان نداریم کسی را لر بنامیم .ما مردم با فرهنگ کرد را برادر خود می دانیم ،وهیچ مشکلی با انسانهای اصیل وبا فرهنگ نداریم .

هیرش [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 13:03]

بحث کرد دانستن لرها از قدیم بوده و ربطی به گروههای تجزیه طلب ندارد حالا شاید اینها با قصدی بگویند هرچند خیلی از همین تجزیه طلبها هم فقط لرستانی ها را کرد می دانند نه بختیاری و کهگیلویه و عملا لرستان هم به دریا راه ندارد. ضمنا زمانی کردها، لورها را از خود دانسته اند که واژه کرد به مثلا عرب و کرمانی و بلوچ اطلاق نشده که بگوییم واژه یی عمومی بوده و حتی مناطق کردنشین به ریز نام برده شده که شامل لرستان کنونی هم هست. البته به طور قطع هرکس خودش بهتر می داند که مثلا کورد است یا فارس یا ترک و نباید به کسی تحمیل شود. همان هورامی هایی که به طور کامل خود را کرد می دانستند الان به دلیل تبلیغات یا... بعضا خود را جدا می دانند و به قول معروف زوری نیست و حق دارند. یا لکهایی هستند که خود را لر یا فقط لک می دانند درحالیکه شباهت لکی به بقیه زبانهای کوردی اصلا قابل قیاس با شباهتش به لوری کنونی نیست و باز اینها را هم نمیتوان به زور کورد خواند... به هرحال عامل جداشدن لورها و کوردها و حتی همین مناطق کرماشان و ایلام از بقیه، جنگهای زمان صفوی و ایجاد تفاوت در بین مذهبشان بود که کم کم باعث فاصله گرفتن زبانی هم شد.

کورد [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 02:42] پاسخ

درود ...
نه جناب هیرش ...
«سروین» از لحاظ مالکیت فقط مختص کلهر هاست ، اونم در همه جا عمومیت نداره ، یک نوع پوشش رسمیست که هرچه طرف مقامش بالاتر بوده باشه سروینش بزرگ تر بوده
البته شباهت بسیار فراوانی به پوشش پیکره ایزدبانو آناهیتا در تاقوسان داره ...
...
نظر به اینکه در ساختار خانوادگی کلهر ها سیستم تک همسری وجود داشته زنان خانات بزرگترین «سروین» رو داشتن ، بنده شنیدم که برخی از زنان خانزاده بوده که فقط چند نفر شبه دستمال پشتی «سروین» رو حمل میکرده اند اون شبه دستمال بهش میگن « دیوچگ» ...
البته ما چند نوع «سروین» داریم ؛ گیلانی داریم ، شابادی داریم. قصری داریم ، ایوانی داریم و (باز هم داریم منتها اینها شاخص هاشونه) ...
گیلانی در گیلان و سرپل ذهاب و هارون آباد کاربرد داشته ، قصری در قصر و شهر های کلهرنشین عراق (مثل خانقین و مَنَلی و ...) استفاده میشده ، شابادی در هارون آباد و ماهیدشت و دشت کرمانشاه کاربرد داشته ، ایوانی هم در ایوان غرب و سومار و سرابله و هلیلان و کلا کلهر های جنوب رواج داشته ...
هر کدام از اینها تفاوت هایی جزیی با هم دارن ، البته تفاوت بزرگی نیست ، اما هیچ کدام تمام تیره رنگ نیستن ...
اینم بگم این پوشش هم در مراسم جشن و هم عزا به کار میومده ، بسته به موقعیت رنگ و لعابش عوض میشده ...
امروزه دیگه اینچنین پوششی( حتی گل وەنی) دیگه کاربرد چندانی نداره حتی تو روستاها هم کسی لباس کلهری نمیپوشه ... فقط در مراسمات مختلف جشن و گاه عزا به کار میاد ... و نیز چون عشایری وجود ندارن دیگه ایلی هم وجود نداره = دهه هاست ایل بزرگ کلهر نابود شده (البته هنوزم شاید یه 4-5 هزار عشایر کلهری داشته باشیم اما بیشتر عشایر باقیمانده در سمت دیگر کرماشان و میان لک ها وجود داره )
سعی میکنم چن تصویر بیشتر قدیمی بزارم ...


نمونه گیلانی
قدیمی :
http://uupload.ir/files/zav0_13774295_913264312134092_1038678762_n.jpg
جدید :
http://uupload.ir/files/vh0d_photo_2008-03-24_12-10-01.jpg

نمونه شابادی
قدیمی : ( تصویر مال یه جشن عروسی تو شهر کرماشان هستش ، اما ما کاری به جاش نداریم نوع پوشش مدنظر ماست = شهر کرماشان توسط هارون آبادی ها گسترش یافته و بیشتر مردمش هم اصالتشون اونجاییه ؛ البته فقط منظورم شهر ئارویناوا نیست ، با آبادی ها و بخش هاش منظورمه )
http://uupload.ir/files/5g0l_photo_2008-07-03_12-14-38_(2).jpg

تصویر جدید :
http://uupload.ir/files/n56j_photo_2008-06-25_04-30-08.jpg

نمونه ایوانی
قدیمی :
http://uupload.ir/files/qa4r_fb_img_1473292003591.jpg

جدید:
http://uupload.ir/files/dchr_photo_2008-06-18_04-29-17.jpg

نمونه قصری :( دو نفر سمت راست فرح پهلوی و سمت چپ بیننده)
http://uupload.ir/files/lenf_img_20160921_004445.jpg

«سروین» لکی تقریبا یه همچین چیزیه :
http://uupload.ir/files/e0kn_425626209_60598.jpg

میتوان گفت حتی "گل وەنی" هم خاص کلهر ها بوده که به لک ها و پس از آن به برخی از لورها منتقل شده ، چونکه هرچه از کلهر ها دور میشیم کاربرد " گل وەنی" هم کمتر میشه ، چه از سمت شمال و چه از سمت جنوب ... من نمیدانم دلیل ثبت روز 26 اردیبهشت به نام روسی لوری (گل وه نی) دیگه چه صیغه ایست ...
"گل وەنی" نیز بسته به موقعیت اجتماعی طرف بزرگ و کوچیک بوده ، اما از " سروین " عمومیت بیشتری داشته ...
البته بگم " سر وین" توسط مرد ها هم استفاده میشده که اونم بزرگ و کوچیک داشته ...
برای نمونه :
تصویر سلیمان خان کلهر :
http://uupload.ir/files/o1i2_photo_2008-06-30_18-45-48.jpg

تصویر زیر هم سران برخی از عشایر ایل ایوان کلهر :
http://uupload.ir/files/sago_134666.jpg

در هر حال کاملا مشخصه که قومی که تحت عنوان کلهر به کرمانشاهان اومده ، تونسته فرهنگ خودشو در این منطقه گسترش و تثبیت کنه از زبان تا فرهنگ قومی ...
اما دشمنی دو سوی مرز باهاش سبب شده که ضربات سنگینی بخوره ، برای نمونه سقوط کلهرستان به معنای چند صد سال جدایی تیره های کلهر بوده تا اینکه داوود خان قبادیان پس از صد ها سال بخش قابل توجهی از ایل های کلهر رو متحد کرده ، اما نه همه ی کلهر ها (مثلا خودش توسط طایفه سیاسیا از بین میره) ...
حکومت صفویه با ناجوانمردی(چون در جنگ کاری به پیش نبرد) دستاورد کلهر ها در فتح بخش بزرگی از قلمرو از دست رفته در جنگ چالدران رو زایل کرد ، و در نهایت قلمرو نامبرده رو برای همیشه تقدیم دشمن کرد ، چه بسا اگه اینجوری نمیبود امروزه بخش بزرگی از خاورمیانه فرهنگ کلهری داشتن و جز ایران بود ...
اینم بگم کلهرستان از نخستین و بزرگترین حکومت های کورد بوده و زبان دربارشم کوردی بوده ...
این شعر هم مربوط به فتح بغداد توسط ذوالفقار خان کلهره :

« کۆڕم ها کوڵ فیل مەسەوا
بەغدا جوور لیمو گڕت وە دەسەوا »
مقبره ذوالفقار خان هم تو آبادی « لەڕینی » شهرستان شاەآباد غرب هستش ...
خدایش بیامرزد ...

بدرود ...

کورد [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 02:45] پاسخ

این نوشتجات کاربر «عقل سلیم» خود نام کاربریش بسیار آشناست ، در سایت «تبیان» در مطلبی پیرامون گویش مردم ایلام ، چنین ************* پراکنده است و به همشون جواب داده شده است ؛ پس زیاد خود را خسته نکنید ...
بدرود ...

کورد [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 03:01] پاسخ

یه چیزی باید گفته شود به عزیزان پان لور که باور به لور بودن زنگنه و کلهر و ایلام دارن ...
حکومت ابوقداره های فیلی بر نیمه جنوبی ایلام ، عامل اصلی ساقط کردن و فراری دادنشون ، کلهر های ایوان و سراوله و کلا کلهر های جنوب به فرماندهی « علی آقا خان اعظمی» رئیس العشایر کل غرب کشور بوده ... درود بر او باد ...
نیز آنکه ابوقداره های سید (عرب تبار) بیشتر بر قسمی از ایلام کنونی حکومت کرده اند که هم اکنون «دهلران و نیمه جنوبی دره شهر و آبدانان» هستش نه همه ی ایلام ، چراکه شمال و نیز بخشی از میان و کلا نیمه شمالی ایلام(شاید حدود نیمی از این استان) زیر فرمان کلهر های ایوان و سراوله بوده است
اصولا ایوان و سراوله یکی از خان نشین های کلهر بوده و کسی توان جداکردن آن از خاک کلهر رو نداشته
لذا نمیتوان گفت منظور از لرستان کوچک همه ی ایلام کنون بوده ...
بدرود ...

آلوزه گر [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 08:30] پاسخ

باسلام و درود
به جرات می توانم بگویم 70درصد لکها دارای موهایی خرمایی و بلوند و چشمان سبز و قهوه های هستند نه سیاه تیره که مشخصه مردم عزیز جنوب ایران است در مورد کریم خان زند هم در بسیاری از منابع و حتی در روی سنگ قبر و تکلم مردم زند اکنون در کرمانشاه و جاهای دیگر به زبان لکی ثابت می کند که کریمخان لک بوده و نه لر و حتی می توانم این را ثابت کنم که بجز قبایل کلهر، زنگنه، بالاوند، باجلان(سکوند)مافی ، احمدوند، و سایر ایلات لک هیچ پشتیبانی لری نداشته است و شایدم داشته و من نمی دانم و قبلن ها فکر می کردم که هداوندها و چگینی ها که در اصل لر هستن و در استانهای دیگر نیز وجود دارند بخاطر حمایت از زندها تبعید شده اند اما بعداً فهمیدم در زمانهای صفویه و قبل از زندها تبعید شده اند البته این را نمی توان منکر شد که لرها هم دارایی شخصیتهای بزرگ تاریخی بوده اند البته چه مینجایی و چه بختیاری و من به عنوان یک لک تفاوت لباس و فرهنگ لری و لکی را کاملاً حس می کنم و در مورد ایل کلهر باید گفت من با مردمی که کلهر هستند و در مناطق لک نشین هستند برخورد داشته ام بیشتر در منطقه ای سرفیروزآباد و هلیلان روستاهای پیازآباد، کنی مای،و هلکه ناو(حلقه ناو) وجود دارند و البته سه آبادی نیز در منطقه ای نورآباد(کاکاوند) که همه به زبان لکی اصیل آنهایی که هنوز حرف ق را ک تلفظ می کنند صحبت می کنند در منطقه ای سرفیروزآباد دارای سرداری بزرگی بوده اند به نام حسین شکر که یکی از نیک نامان و سرداران منطقه ای سرفیروزآباد بوده است و اکنون در قید حیات نیست

لکستان [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 13:08] پاسخ

دوستان مقاله تازه منتشر شده دراین سایت را با نام «تغییرات زیستی و اسمی قوم لک» نیز مطالعه بفرمایند. لینک آن: https://goo.gl/GB96Dh
و همچنین«http://shahokhabar.com/news/2216/تغییرات-زیستی-و-اسمی-قوم-لک.html»

کورد [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 14:26] پاسخ

جناب مدیر عزیز سایت :
به هر حال وبلاگ یا سایت و پایگاه تحلیلی - خبری ؛ همه زیر مجموعه دنیای مجازی هستن و مکانی برای ثبت نظرات و عقاید ....
ضمنا ما فرق وبلاگ و سایت را خوشبختانه یا متاسفانه میدانیم ...
و نیز گمان نمیکنم در به کارگیری واژه « وبلاگ » قصد ارزش یا توهینی بوده باشد ...
بدرود ...

کورد [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 15:35] پاسخ

جناب انشان :
شما اصلا میدانی کریم سنجابی کیه ؟
شیخ علی خان زنگنه کیه ؟
یا شمسی پور
و...
در ضمن راستش بنده تا حالا به جز کریم خان لک و شاپور بختیار اسم اشخاص دیگر به گوشم نخورده ، فقط این سردار اسعد به خاطر ماجرای شکستن تندیسش اونم اسمشو شنیدم ...

اینرا نیز باید دانست ، در این کشور هیچ کس به اندازه‌ی کوردها در بایکوت نیست ، دو حکومت بزرگ ایران که مفهوم ملی گرایی رو پدید آورده اند به گفته خودشون کورد بوده اند ، یکیش ساسانیان بوده و یکیشم صفوی ها ...اما هیچکس نمیداند
در ضمن از کی تا حالا رئیس علی دلواری شده لور ؟ اینجور که داره پیش میره باید همه دنیا رو لور بدانیم ...
یه جایی خوندم نوشته بود کوروش لور بوده و هخامنشیان لور بوده اند ، بعد همانجا نوشته بود لور ها کاسی هستن ، تناقض هویتی و فکری تا کی ؟
درباره مصدق : اولا اگر بحث ملی شدن نفت رو بخوایم بکشیم وسط ، باید گفت تحریفات زیادی در این مقوله انجام گرفته ، شاید به دلیل مخالفت با پهلوی بوده که زیادی روی مصدق و... مانور داده اند ، بهتر است درباره دکتر حسین فاطمی ، که الان انتشاراتی فاطمی تهران مال اونه هم تحقیقاتی انجام بدهید ، در ضمن بنابه تحلیل ها حرکت مصدق که قصد حکومت پارلمانی برپایه تفکرات ملی مذهبی داشته ضربه بزرگی به ایدئولوژی حکومت زده ؛ بسیاری از کسانی که بعدها تحت عنوان توده ای و نمیدونم مجاهدین خلق و حتی بخشی از فدائیان به تأسی از این اقدام مردم رو میکشتن ...
در ضمن مصدق ارتباطی به لور ندارد ، یک روایت شفاهی او را به بختیاری ها میرساند که در صحتش شک و تردید بسیاری است ...ایشان یک قجری زاده و خان زاده بوده
درباره لور کردن کلهر و زنگنه : بگم ربطی به توهین نداره ، یک کلهر هرگز خود را لور نمیداند ، حتی اگر خود را جدا از کورد بداند ، شما به یک کلهر بگی لور فقط مایه خنده و شادی طرف رو فراهم کردی ، این تیری در تاریکیست ...
ضمن اینکه من کاری به تجزیه طلب و ... ندارم ، اما بفرمائید سرزمین لور ها چه ربطی به دریا داره ؟ شما در همه شهر های لور و بختیاری نشین هم بگردی ، همه یکدست لور نیستن ، مثلا چهارمحال و بختیاری نصفش غیر لوره ، لرستان هم نصفش لکن ، کهگیلویه و بویر احمد شاید بیش از 30 درصد غیر لور داره ، در خوزستان هم گروهای فارس و عرب بیش از لورهان ...
سرزمین لور راهی به دریا ندارد ولذا هیچگونه ارزش استراتژیکی از این بابت ندارد ...
اگر بحث نفت و این چیزا باشه کوردها جایی مثل کرکوک رو دارن که یکی از بزرگترین منابع نفتی جهان هست ، یا کوردستان غربی همچنین ...
خیر این لورها هستن که میخواهند خود را از حصر مرزی نجات دهند و با تبلیغات مسخره در هویت مردمان کرمانشاهان میخواهند تشکیک ایجاد کنن به ویژه ایلام ؛
اگر روبروی مردمان کورد ایلام آنانرا لور خطاب کنی حتما با واکنش تندشان روبرو میشوی ، چراکه به خاطر ابوقداره های فیلی و ستم هایی که به این مردم کرده اند از لور ها دل خوشی ندارن ...
لور ها همیشه چماغ حکومت ها بوده اند و هیچگاه آزاد و فراتر از ایل و طایفه فکر نکرده اند ، برای نمونه هنوزم بسیاری از لور ها عشایر هستن ، اما سازمان عشایری در فرضا میان مردم کلهر دهه هاست نابود شده و هیچ کس نیز به خان و خانباجی افتخار نمیکند (همین موضوع نشان از تفاوت عمیقی میان لور و کلهر است)
بدرود ...

کورد [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 15:53] پاسخ

کمتر از شاید 2000 لور در جنوب کوردستان عراق و در همسایگی جنوب دهلران هستن در حوالی بدره و بغداد و ...که تازه اینا زبونشون رو کلهر میدانند
ایشان برای تضعیف ساختار حکومت اقلیم و البته تعرض به قلمرو کلهر های عراق که عموما شیعه مذهب هستن و جمعیت بزرگی دارن ، حتی برای کشاندن فیلی های بغداد (که به خود میگویند کلهر ) به سمت خود ؛ با گروه های عراقی و ایرانی که از تشکیل کشور کورد خوشحال نیستن ، کمال همکاری رو میکنن ، ده ها صفحه در فیسبوک و ... پدید آورده اند که بگن اونا لورن نه کورد ، اینقدر در توهم هستن که برا خودشون طرح تشکیل لورستان غربی هم داده اند ...
لورها فقط ضربه گیر و چماغ حکومت ها بوده و هستن و خواهند بود ...
در یک مورد هم ید طولایی دارن اونم اغراق هستش ، که موارد در دوران چند ساله اخیر زیاد است اما به قلم آوردنش جایز نیست ...
بدرود ...

خزلی [چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 22:38] پاسخ

جناب کورد من لک ساکن کنگاورم و از همان ایل خزل که شما در کامنت های قبلی بهش اشاره کردید و ایل خزل بین کنگاور و صحنه و نهاوند و نورآباددلفان هست و بزرگترین طایفه این منطقه هست و بیشتر تجمعشان در کنگاور هست و اکثرا با نام خانوادگی خزائی یا خزلی هستند و البته فامیلی های دیگری هم دارن و همگی لک هستند و جالبه که خودشان را قویا کورد هم میدانند و زبان گفتاری ما هم طوریه که کاملا لغات کلهری و هورامی و سایر زبان های کوردی تبار را داریم اما با دستور زبان تقریبا 80 درصد نزدیک به سورانی و لهجه مان با لهجه لک های لرستان کاملا فرق داره و به نظر میاد که لک های لرستان تحت تاثیر لهجه لری طریقه ادای کلماتشان متفاوت شده مثلا کلمه گرفتیم رو به جای اینکه گرتمان تلفظ کنن گرتمون میگن به نظرم یکی از دلایلی که ما در کورد بودن خودمان هیچ شکی نداریم اینه که هم به کلهر ها و هم به کلیایی ها و هم به اردلان ها و هم لر ها نزدیکیم و میبینیم که واقعا تمام اشتراکاتمان با سایر کوردهاست نه لر ها و من به عینه میبینم که اقلیت لر کنگاور و شهر های اطرافش کاملا شبیه به فارس ها هستن و میانه ی خیلی خوبی هم با بقیه کورد ها ندارند و حتی در شهرهای دیگر خودشان را همدانی معرفی میکنن و اکثرا از اینکه بگن جزو کرماشانن اکراه دارن بحث جدا کردن لک از کورد حداقل در شرق استان کرماشان نبوده و تقریبا هم نیست اما به قول جناب هیرش بی مهری بعضی از هم تباران کلهر و اینکه خودشان را سرتر از بقیه میدانند باعث میشه که مثلا من لک زبان هم احساس کنم که نباید خودم رو حداقل در برخورد با کلهر ها به زور کورد معرفی کنم و خیلی جالبه که جمعیت زیادی از طوایف خزل در کرج و سایر مناطق مهاجرت کردند و وقتی که با کورد های کوردستان مثلا دیواندره و سنندج برخورد دارن واقعا با مشاهده اشتراکات بسیار زیاد زبانیشان با ایشان خودشونو قویا کورد میدانند حتی از خزلی هایی که در کنگاور هستند متعصبترند هر چیزی که شما عزیزان کلهر میگید مال شماست ما هم داریم مثلا سروین و گل وه نی و لچک و چمری و هوره و مور و .... البته من کلهر ها و لک ها رو جدا از هم نمیدانم ولی بعضی از حرف های شما واقعا خوشایند نیست و باعث ایجاد حساسیت میشود

هیرش [پنجشنبه 1 مهر 1395 | 13:24]

اشتراکات دستو