دوشنبه 29 آذر 1395 / 14:10|کد خبر : 2551|گروه : فرهنگی

تاریخ وفرهنگی که باید شناخت؛

بررسی تطبیقی آیین سوگواری در میان مردمان هورامان باستان

بررسی تطبیقی آیین سوگواری در میان مردمان هورامان باستان

باگذشت زمان موضوع قربانی کردن بشر محدودتر شد و تنها مجرمان محکوم به اعدام را قربانی می کردند که بعدها حیوانات جای انسان ها را گرفتند و سپس در بسیاری از اقوام ساخت تندیس جای خود را به قربانی نمودن داد.

شاهوخبر؛ کردستان از جمله کهن ترین زیستگاه های انسانی شناخته شده می باشد؛ طبق نظر باستان شناسان انسان های نئاندرتال که اسکلت آنها در غارهای بیستون و شانیدر یافت شده در پیش از 40 هزار سال پیش در این منطقه می زیستند و پس از انقراض آنها انسان هوشمند جدید در این منطقه سکنا گزیده است. آثاری از سکونت انسان در عصر آهن شامل چند سکونتگاه و یک گور بزرگ سنگی با سقف گنبدی در هورامان کشف شده که حدود سه هزار سال قدمت دارد؛ این گور سنگی احتمالا از قدیمی ترین شواهد گنبد سازی در غرب زاگرس می باشد که با شیوه خشکه‌چین ساخته شده است و نشان می دهد که در هورامان قدیم گور و قبرستان اهمیت خاصی داشته و تدفین متوفا با مراسم خاصی صورت می گرفته است. مقاله تحقیقی که در ادامه می آید درباره آیین سوگواری در هورامان باستان می باشد که پس از ویرایش در تحریریه وب سایت شاهوخبر، در جهت آشنایی بیشتر خوانندگان و کاربران با تاریخ و فرهنگ مناطق مختلف کردستان منتشر می شود:   

در هورامان باستان وقتی کسی فوت می کرد، او را تطهیر داده و سپس چادر سیاهی (ره شمال) در کنار قبرستان بر پا می كردند و متوفی را به مدت 3 روز در آن جا نگه می داشتند. قبرستان و گورها بیشتر در جاهای بلند یا بر فراز تپه ها قرار داشتند. وقتی گور کنده  می شد، مقداری خاکستر درون آن می ریختند و اگر بزرگ خانواده بود، هیچ وقت وی را از در ورودی خانه بیرون نمی آورند، حتی اگر مجبور می شدند شکافی در دیوار ایجاد کنند.

صاحبان عزا لباس های شخص متوفی را در اتاقی می گستراندند و بر آن گریه می كردند و به مدت 7 تا 9 شبانه روز در آن خانه غذایی پخته نمی شد و آتشی روشن نمی گردید. اعضای خانواده متوفی لب های مرده را قبل از دفن کردن با مقداری آب انار خیس می كردند و در چادر بر پا شده مقداری گل آماده می كردند تا عزاداران بر سر و شانه خود بمالند و بدین طریق ماتم خویش را نشان داده و این نشانی از بازگشت انسان به سینه زمین مادر باشد. در مراسم سوگواری زنان گیسوان خود را می كندند و آن را به شکل دست بندی به دست می بستند.

موسیقی در مراسم سوگواری هورامان به صورت یک عنصر لاینفک وجود ندارد، البته در مناطقی پراکنده با تاثیر از آیین های عرفانی موسیقی عاریتی به آن وارد شده است و در آن رقص همانند رقص «چه مه ری» که مخصوص سوگواری مناطق ایلام و لرستان است وجود نداشته، اما خوانش اشعار مناسبتی توسط مادران یا زنانی که در آن مهارت داشتند در سوگ متوفی خوانده می شد و برگور متوفی گل های زنبق و نیلوفر می گذاشتند، هم چنان كه اکنون بعضی قبرستان ها پوشیده از گل های زنبق است.           

مواردی که درباره آیین سوگواری در هورامان ذکر گردید تماما در اوستا آمده است که به آنان اشاراتی می شود؛ درباره پاشیدن خاکستر درون گور متوفی در وندیداد فرگرد هشتم، قسمت 8 آمده است: آنان باید در آنجا گوری بکنند اگر زمین سخت باشد به گودی نیم گام و اگرنرم باشد به گودی نیمی از بالای آدمی، و بر کف آن گور خاکستر بریزند و سر آن را با تکه های سنگ یا کلوخ بپوشانند.

در مورد به سوگ نشستن به مدت 3 شبانه روز بر سرگور مرده، نمازخواندن وآتش روشن کردن، در وندیداد فرگرد سیزدهم، قسمت 54 و فرگرد نهم قسمت 55 و 56 آمده است: در آنجا سه شبانه روز در برابر آتش فروزان هوم بر دست گیرند و سروش پارسا را بستایند و نیاز پیشکش آورند.همچنین این عقیده اشتراکی وجود داشته که روح در سپیده دم روز چهارم از جسم خارج می شود و در طول این 3 روز در جسم باقی می ماند و در این 3 روز در بدن یا کنار آن است؛ پس شخص مرده را تنها نمی گذارند.

در فصل سوم «هادخت نسک» در مورد خارج شدن روح آمده است : زرتشت از اهورا مزدا سوال می کند که چون مومنی از جان در گذرد، شب گاه روحش در کجا آرامش می یابد و پاسخ می شنود که روح در آن شب قرین جسم باقی می ماند؛ آن شب یکی از خوش ترین شب ها محسوب می شود و قرین جسم به خواندن دعا و طلب رحمت و مغفرت می پردازد؛ چون زرتشت پرسش خود را در باره شب دوم و سوم تکرار می کند همان پاسخ اول را می شنود و بدین سان 3 روز روح قرین جسم باقی می ماند.

چون شب سوم نیز سپری می شود در سپیده دم روز چهارم نسیمی بسیار خوش و عطرآگین از جانب جنوب بر می زند که هرگز استشمام نکرده است و اگر مرد نیک کردار، نیک گفتار و نیک پندار باشد جان او به صورت دوشیزه ای زیبارو پیش می آید و او را به بهشت می برد و اگر بد کردار باشد جان او به صورت عفریته ای ظاهر می شود و او را به دوزخ می برد.

همان گونه که ذکر گردید مردمان هورامان باستان عقیده داشتند که شخص متوفی را به خصوص اگر بزرگمرد  باشد، نباید از در اصلی منزل خارج کرد، حتی اگر خانه فقط یک در ورودی داشته باشد باید قسمتی از دیوار را شکافته و مرده را از آنجا خارج كنند. این رسم در بخش هایی از کشور آلمان هم وجود دارد، آنان معتقد هستند راه عبور مردگان و زندگان نباید یکی باشد و شاید به این علت باشد تا روح راه خانه را گم کند و برای آزار  زندگان باز نگردد؛ حتی در بسیاری مناطق آن خانه را برای همیشه ترک می کنند.

اما ریشه این رسم در اوستا و در وندیداد فرگرد هشتم، قسمت 10 این گونه آمده  است: هنگامی که پرندگان در آمدند و گیاهان روییدند و سیلاب ها روان شدند، مزدا پرستان باید شکافی در دیوار خانه پدید آورند و 2 مرد چیره دست و نیرومند را فرا خوانند؛ آنان باید جامه های خویش را از تن بدر کنند و مرده را برگیرند و به ساختمانی که از سنگ، خاک و ساروج ساخته شده ببرند. این ساختمان همان دخمه است و چادر سیاهی که مردمان هورامان باستان نیز برپا می كردند تمثیلی از آن است.

در مورد آتش روشن نکردن و غذا  نپختن در خانه متوفی به مدت 7 یا 9 شبانه روز در اوستا وندیداد فرگرد پنجم قسمت 41 و42 آمده است: زرتشت خطاب به اهورا مزدا می گوید که ای دادار جهان، استومند، ای آشون، در چه هنگامی می توان آتش را به خانه کسی که در آن مرده است باز توان آورد ... .

در هورامان بیشتر قبرستان ها در دامه کوه ها ویا بر بلندای رفیع کوهستان ها قرار گرفته اند، که دراین باره در وندیداد فرگرد ششم قسمت 44 و45 آمده است: زرتشت خطاب به اهورا مزدا می گوید، ای دادار جهان، استومند، ای اهورا مزدا،  ای آشوان، پیکر مردگان را به کجا باید برد و در کجا باید گذاشت؛ اهورا مزدا پاسخ داد: بر فراز کوه.

و باز درباره برپا کردن چادر در کنار قبرستان باید اذعان داشت که نحوه تدفین یا مراسمی که بعد از مرگ شخص انجام می دهند، در اقوام مختلف متفاوت است. مثلا هندوان جسد را می سوزانند یا مصری های قدیم آن را مومیایی می کردند، یعنی مغز را از راه بینی در می آوردند، محتویات شکم را خالی می کردند و در آن مواد خوشبو قرار می دادند و مومیایی می کردند.

هورامی های باستان به قداست 4 عنصر طبیعی اعتقاد داشتند و هر یك خدایی جداگانه داشتند. خاک تحت سرپرستی «سپندارمز»، خدای آتش «ایزد آذرا»، هوا تحت سرپرستی «وایو» و آب تحت سرپرستی «ناهید» یا «آناهیتا» قرار داشتند؛ بنا براین نمی توانستند مرده را دفن یا بسوزانند، چون باعث آلودگی خاک یا آتش می شد.

پس آن را به اطاقکی که در کنار قبرستان می ساختند، منتقل می کردند و آن را به نحوی می بستند که استخوانهایش محکم شود و بعد لاشخورها می آمدند و گوشت ناپاک را می خوردند و فقط استخوان ها باقی می ماندند؛ اگر استخوان ها توسط لاشخورها برداشته می شد، گناهی بزرگ بود.

شکل دخمه یا اتاقک زاد ومرگ به شکلی بود که چاهی در وسط آن قرار داشت و گوشت های اضافی و ناپاک را در آن می ریختند و با مواد تیز آب مانند که بر روی آنها می ریختند آن را از بین می بردند؛ چادر سیاهی که مردمن هورامان باستان در کنار گورستان برپا می كردند باز مانده از همان دخمه است، اما چون هورامانی ها کوچنشین بوده اند و مرده های خود را در قبرستان های مختلف به خاک می سپردند، به جای اتاقک و دخمه، سیاه چادر بر پا می کردند.

به مانند مردمان هورامان، درایران باستان نیز دهان و لب شخص متوفی را با مایع «هومه» که در طی آیین «سینا» متبرک شده بود خیس می کردند و اگر هومه در دسترس نبود از آب انار استفاده می کردند؛ همچنین زنبق در تمام اساطیر باستان تمثیل آرامش و صبر است و نیلوفر تمثیل رشد سریع و آگاهی الهی است. البته ریشه باستانی هر دو گل چه در اساطیر آشور، بابل  و مصر و چه در میان اقوام مختلف ایران مشهود است.

درست کردن «کوته ل» و گسترانیدن لباس های مردگان، علاوه بر هورامان در جاهای دیگر نیز مرسوم بوده است؛ مردمان باستان برای دفع شر خدایان زمینی به عبادت آنان می پرداختند، ولی خدایان آسمانی را صمیمانه پرستش می كردند. مومنان در جریان عبادت خود را به مذبح که در جلو معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و دعا از خشم خدایان  ایمنی می یافتند، او را به یاری می طلبیدند و هر چیز نفیسی به مانند مجسمه، تصویر، ظرف، سلاح و خوراکی ها را به خدایان تقدیم می کردند.

گذشته از باغ ها، غنایم و...، انسان نیز زمانی جزئی از هدایا بوده، چنانچه «آگاممنون» دختران خود «ایفیکینیا» و «اخلیس» و10 تن از جوانان «تروا» را به خاطر دوستش «پاترومکوس» قربانی کرد؛ در قبرس و لئوکاس برای شادی «آپولون» انسان ها را از صخره ها می افکندند و در «خیوس» و «تندوس» با قربانی کردن انسان ها رضایت «دیونوسوس» را می جستند.

آمده است که «تمیستوکلوس» گروهی از اسیران را در جنگ «سالامیس» قربانی کرد؛ هنگام شیوع بیماری های خطرناک در «ماسالیان» یکی از بینوایان شهر را جامه متبرک می پوشاندند و از بیت المال اطعام می کردند و سپس او را  با شاخه های مقدس می آراستند و از بالای صخره ای می انداختند، به این  امید که عمل آنان باعث  بخشوده شدن گناه شهر و رفع بیماری شود و دیگر قربانی انسانی در میان «مریای خوندهای» هندوستان و قربانی کردن زنان در میان «ازتک» هاست.    

اما باگذشت زمان موضوع قربانی کردن بشر محدودتر شد و تنها مجرمان محکوم به اعدام را پس از آنکه با شراب فراوان مست می کردند،  قربانی می نمودند و بعدها حیوانات جای انسان ها را گرفتند و سپس در بسیاری از اقوام قربانی کردن حیوانات جای خود را به تندیس هایی داد که روح یک انسان قربانی شده در او دمیده شده بود و به جای همان انسان زنده قربانی می شد؛ بر این تندیس لباس انسانی می پوشاندند و او را به جایگاه مذبح می بردند.

نمونه های این تندیس ها را در فرهنگ مردمان دیار هورامان و نیز سراسرکردستان به صورت ساخت «کوته ل» یا پهن کردن لباس مرده می بینیم که نشانگر و نمایانگر قربانی شدن انسان به پیشگاه خدایان است؛ همچنین نمونه های دیگر از این تندیس سازی برای امور ماورائی دیگری به غیر از مردن و مرگ می بینیم، مانند ساخت عروس باران یا «بووکه بارانه» که نمودی این گونه ای دارد.

منابع:

  1. ماهنامه ئاوینه شماره ۳۷
  2. طبقه بندی قصه های ایرانی، ماپریش
  3. فرهنگ دهخدا
  4. خرده اوستا، موبد آذر دگشت
  5. اوستا، داوود ابراهیم پور
  6. وندیداد، هاشم رضی و....
  7.  

محقق: بهاءالدین محمدیان

انتهای پیام/الف

لینک کوتاه: https://goo.gl/qIfegI 



برچسب ها :

تاریخ و فرهنگ کردستانتاریخ هورامانآیین سوگواری باستاناوستاوندیداددخمهبوکه بارانه

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Shahokhabar Telegran Channel
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website