سه شنبه 6 مرداد 1394 / 13:14|کد خبر : 22|گروه : ادبی

منافقين را در سه راهی اسلام آباد به دام انداختيم

منافقين را در سه راهی اسلام آباد به دام انداختيم

خاطرات سردار احمد سليم آبادي فرمانده لشكر 71 روح€Œالله از عمليات مرصاد را بايد يكي از ارزشمندترين مشاهدات حضوري در خصوص اين عمليات به شمار آورد.

به گزارش شاهو خبر؛ خاطرات سردار احمد سليم آبادي فرمانده لشكر 71 روح €Œالله از عمليات مرصاد را بايد يكي از ارزشمندترين مشاهدات حضوري در خصوص اين عمليات به شمار آورد.او كه به عنوان يكي از فرماندهان حاضر در مرصاد توفيق حضور در كنار شهيد صياد شيرازي در بالگرد 214 هوانيروز را يافته بود، بر فراز منطقه عملياتي نحوه حركت منافقان را شناسايي كرده وهمان€Œجاجان صياد شيرازي را نجات ميدهد. در ادامه عمليات مرصاد، سليم €Œآبادي به همراه بخشي از نيروهايش عقبه منافقان در سه راهي اسلام آباد را سد مي€Œكنند و ضربات سنگيني به آنها وارد مي€Œسازند. در سالروز عمليات مرصاد به تاريخ پنجم مردادماه 1367 گفت€Œو€Œگويي با فرمانده لشكر71 روح الله در دفاع مقدس انجام داده€Œايم كه تقديم حضورتان مي€Œشود.

كارنامه عمليات مرصاد نشان مي€Œدهد نيروهايي كه اولين ضربات را به منافقان وارد كردند، از يگان€Œهاي مستقر در غرب كشور بودند، شما هنگام اين عمليات كجا حضور داشتيد؟

اوايل سال 67 ما هنوز در منطقه عملياتي والفجر10 بوديم و در حلبچه و حد فاصل ارتفاعات ميرسور تا تپه ريشن (داخل خاك عراق) خط داشتيم. در همين زمان دشمن در‚جبهه €Œهاي جنوبي فشارمي€Œآورد و توانست مناطقي چون فاو، شلمچه، جزاير مجنون و... را از تصرف نيروهاي ما خارج كند. بنابراين به ما دستور داده شد تا منطقه را تخليه كنيم و در نقاط جنوبي €Œتر مستقر شويم.لذا سه گردان از لشكر71 در منطقه دزلي حد فاصل ملخ خور به سمت مريوان مستقر شد. سه گردان هم در سه راهي پاوه، كامياران، كرمانشاه مستقر شد و دو گردان تقويت شده €Œمان هم كه از قبل در جنوب مستقر بودند. كمي بعد از اين جابه €Œجايي از آنجايي كه دشمن در منطقه شيلر به نيروهاي لشكر 28 پياده ارتش فشار مي€Œآورد، از طرف قرارگاه عملياتي قدس از ما خواسته شدبراي كاستن از فشار روي لشكر 28 عملياتي را در ارتفاعات مسعود انجام دهيم. شناسايي €Œها و امور از اين دست انجام شد و يك روز مانده به انجام عمليات كاملاً آماده شده بوديم كه خبر دادند بايد براي جلسه €Œاي به قرارگاه قدس بروم. در آنجا سردار حجازي كه بعد از رفتن سردار عزيز جعفري به جبهه €Œهاي جنوب، فرمانده قرارگاه قدس شده بود، به بنده اطلاع داد اوضاع جنوب وخيم شده است و نقل قولي از حضرت امام(ره) با اين مضمون كردند كه در شرايط كنوني حفظ جنوب به معني حفظ اسلام است. بنابراين بايد به آنجا برويم.

آن زمان هنوز از آمدن منافقان خبري دريافت نشده بود؟

نه هنوز اسمي از منافقان در كار نبود. بيشتر فشار دشمن بعثي در جنوب مدنظر فرماندهان بود و ما هم بايد خودمان را به آنجا مي€Œرسانديم. بنابراين بعد از گفتوگو با سردار حجازي سريع به قرارگاه لشكر در سه راهي كامياران، پاوه، كرمانشاه برگشتم و مسئولان لشكر را براي حركت به سمت جنوب توجيه كردم. آن روزها به خاطر شرايط پيش آمده به شخصه تنها سه يا نهايتاً چهار ساعت در شبانه €Œروز فرصت استراحت داشتم. آن شب ساعت 12 فرصت پيدا كردم تا كمي استراحت كنم كه آقاي جواد رحيمي مسئول ستاد قرارگاه لشكر پيشم آمد و گفت فلاني راديومحلي كرمانشاه اعلام كرده دشمن كرند غرب را گرفته است. با تعجب پرسيدم: مطمئني درست شنيده €Œاي؟ كرند با مرز فاصله زيادي دارد! او رفت و كمي بعد بازگشت و گفت: اسلام آباد هم سقوط كرد! آنجا بود كه فهميديم قضيه واقعاً جدي است. در حالي كه هنوز ماهيت نيروهاي مهاجم معلوم نبود و دقيقاً نمي€Œدانستيم اين چه دشمني است كه اين طور سريع پيشروي كرده است.

از همان جا وارد عمليات مرصاد شديد؟

بله، هنوز در شگفتي اخبار سقوط كرند غرب و اسلام آباد غرب بوديم كه با بيسيم خبر دادند بنده را به قرارگاه نيروي زميني سپاه در كرمانشاه احضار كرده €Œاند. ساعت حدود سه صبح بود كه راه افتاديم. قرارگاه نزديك طاق بستان بود. چند ساعتي طول كشيد تا به آنجا برسيم و هوا داشت روشن ميشد، وارد كرمانشاه كه شديم تعداد زيادي از مردم را ديديم كه يا داخل اتومبيل€Œها بخواب رفته اند يا در كنار خيابان استراحت مي€Œكنند. از سر و وضع€Œشان مشخص بود كه از ترس دشمن فرار كرده €Œاند و به شكل موقت به كرمانشاه پناه آورده €Œاند. وقتي وارد قرارگاه شدم ديدم آقاي شمخاني فرمانده وقت نيروي زميني سپاه، امير حسني سعدي فرمانده وقت نيروي زميني ارتش، شهيد صياد شيرازي، سردار رشيد و تعداد ديگري از فرماندهان در آنجا حضور دارند. سردار رشيد از من پرسيد نيروهايتان در كجا مستقر هستند؟ من هم محل قرارگاه€Œمان را شرح دادم و ايشان از من خواست خمپاره €Œاندازها و سلاحهاي ضد زره را برداريم و به مصاف دشمن برويم. بعد از آن با آقاي شمخاني گفتوگوي كوتاهي كردم و قرار شد همراه شهيد صياد شيرازي و با يك فروند هلي كوپتر شناسايي 214 به منطقه برويم.

گويا هوشياري شما در همين عمليات شناسايي باعث نجات جان خودتان و شهيد صياد شيرازي شده بود؟

مي€Œتوانم بگويم امداد الهي بود كه باعث شد هنگام اين عمليات آسيبي به ما نرسد و فرماندهان با همين شناسايي€Œهايي كه صورت داديم بتوانند بهترين تصميم€Œها را براي مقابله با منافقان اتخاذ كنند. آن روز به اتفاق مسئول عمليات لشكرخودمان(71 روح الله) آقاي شاعري و شهيد صياد شيرازي سوار بالگرد 214 شديم و به منطقه عملياتي رفتيم. اوايل صبح روز چهارم مردادماه بود كه به چهارزبر رسيديم و ديديم نيروهاي مدافع تنگه با منافقان درگير شده €Œاند. خلبان هلي كوپتر براي آنكه از تيراندازي منافقان در امان بمانيم در ارتفاع پايين حركت مي€Œكرد. سمت چپ جاده و روي بلندي€Œها يك قرارگاه تاكتيكي بود كه بايد خودمان را به آنجا مي€Œرسانديم. داخل بالگرد توجه همه به سمت راست يعني جاده و محل درگيري بود، چراكه هر آن احتمال داشت از آنجا مورد اصابت قرار بگيريم. در همين اثنا و به خواست خدا رو به رو را نگاه كردم و ديدم فقط چند متر مانده تا به يك كابل فشار قوي برق برخورد كنيم. سريع به صياد شيرازي اشاره كردم و ايشان هم زود خلبان را مطلع كرد و او هم با مانوري سيم را رد كرد، اما انتهاي بالگرد به اين سيم گير كرد و احساس كردم عن قريب است كه سقوط كنيم. به لطف خدا سيم پاره شد و خطر از بيخ گوش€Œمان گذشت. به هرحال در قرارگاه تاكتيكي نسبت به موقعيت دشمن توجيه شديم و به پادگان ابوذر رفتيم. از سمت راست جاده (اسلام آباد - كرمانشاه) رفتيم و آنجا را شناسايي كرديم. در پادگان ابوذر متوجه شديم شب قبل از آن نيروهاي منافق و عراقي به آنجا آمده بودند كه با مقاومت بچه €Œهاي تيپ 29 نبي اكرم(ص) عقب نشيني ميكنند در حالي كه هنوز رد تانك€Œهاي شان در محوطه ديده ميشد. بعد از كمي هماهنگي و گفت€Œو€Œگو اين بار از سمت چپ جاده برگشتيم و آنجا را هم شناسايي كرديم. ستون منافقان پراكنده نشده بود و روي جاده صف كشيده بودند. كاملاً به منطقه و نحوه آرايش خطي و ستوني دشمن اشراف يافتيم و بايد بگويم كه چيزي از قلم نيفتاد.

اين آرايش ستوني منافقان و استقرار در طول جاده از حماقت آنها نشئت ميگرفت؟ حتي يك غير نظامي هم مي€Œتواند بفهمد كه تجمع روي جاده چه خطراتي مي€Œتواند داشته باشد؟

تبليغات رجوي و مسئولان نفاق طوري براي نيروهاي€Œشان جا انداخته بودند كه در اواخر جنگ رزمندگان ما توان مقابله با آنها را ندارند و از طرف ديگر مردم با آنها هستند و كافي است وارد كشور شوند تا مورد استقبال قرار بگيرند! بنابراين نقشه گروهك نفاق اين بود كه خيلي سريع و از روي جاده آسفالته خودش را به شهرهاي بزرگي چون كرمانشاه، همدان، قزوين و نهايتاً تهران برساند و لذا€Œ از نفربرها و زرهپوش€Œهاي لاستيك€Œدار و تندرو استفاده مي€Œكردند. حتي وقتي در چهار زبر يا همان تنگه مرصاد گير افتادند، آن قدر شعور و درك نداشتند كه مسير ديگري را انتخاب كنند و آنقدر اصرار به عبور از تنگه و رسيدن هرچه سريع€Œتر به كرمانشاه كردند، تا اينكه قتل عام شدند.

وقتي دوباره به مقر نيروي زميني در كرمانشاه برگشتيد چه اتفاقي افتاد؟

تقريبا 10 يا 10 و نيم صبح (چهارم مرداد) بود كه دوباره به قرارگاه رسيديم. در آنجا نتيجه عمليات شناسايي اطلاع ساير فرماندهان رسيد. اين طور مي€Œ€Œتوانم بگويم كه ماحصل شناساييهايي كه ا‚نجام داده بوديم، كل طرح و نقشه اي كه قبل از رسيدن ما انجام گرفته بود را تغيير داد. يادم است وقتي آقاي شمخاني از من پرسيد چه ديدي؟ گفتم: اين طور كه منافقان روي جاده ستوني تجمع كرده €Œاند ميشود مثل يك قالب پنير آنها را بريد و قورت داد! ايشان هم به من گفت با نيروهايت وارد عمل شو. درخواست دادم تا پشتيبانيهاي لازم مثل هلي برد نيروها، تأمين مهمات وهمچنين پيش بيني خارج كردن مجروحان احتمالي صورت گيرد. به رغم نگراني€Œهايي كه وجود داشت، ايشان قولهايي داد و هنگام خروج از اتاق ديدم آقاي هاشمي رفسنجاني هم آنجا هستند.

€Œاز همان جا به مصاف ضد انقلاب رفتيد؟

بلافاصله بعد از خروج از قرارگاه نيروي زميني، به قرارگاه لشكر 71 روح الله در سه راهي پاوه، كامياران و كرمانشاه برگشتيم و نيروها را آماده عمليات كرديم. حوالي ساعت سه ونيم بعدازظهربود كه دو فروند هلي كوپتر شنوك هوانيروز آمدند و تعدادي از بچه €Œها را كه جمع قابل توجهي از فرمانده گردانها و نيروهاي با تجربه و كادر در ميان€Œشان بودند، رهسپار كردم. بار دوم خودم هم با آنها رفتم و بعد ديگر خبري از اين هليكوپترها نشد و كلاً با چيزي حدود 150 يا 160 نفر از بچه €Œهاي لشكر71 به سه راهي اسلام آباد رسيديم و روي اول جاده پل دختر كه به شكل يك فرودگاه اضطراري آماده شده بود،€Œمستقر شديم. قبل از رسيدن ما بچه €Œهاي گروه اول درگير شده و عده €Œاي مجروح داده بوديم. در سه راهي يك بلندي وجود داشت كه زيرش هم پمپ بنزيني بود. سريع بچه €Œها را فرستادم تا روي بلندي و پمپ بنزين مستقر شوند و يك طرف جاده( سه راهي ) را به طول تقريباً دو كيلومتري كمين زديم. از آن لحظه به بعد هر وسيله نقليه يانيرويي از منافقان كه از اسلام آباد مي€Œخواست به طرف چهار زبر برود از سوي بچه €Œهاي ما كمين ميخورد و هر وسيله €Œاي هم كه مي€Œخواست از چهار زبر به اسلام€Œآباد برگردد، به دام ما ميافتاد. تا دوساعت دشمن اصلاً متوجه كمين ما نشده بود.

مگر سه راهي اسلام آباد عقبه نيروهاي دشمن كه در چهار زبر بودند يا آنها كه هنوز داخل شهر بودند به شمار نمي€Œرفت، با چنين اهميتي چطور متوجه حضور شما نشدند؟

ما اصلا اجازه نمي€Œداديم حتي يك نفر از نيروهاي دشمن زنده از كمين ما عبور كند تا بتواند خبر برساند. هر وسيله €Œاي كه مي€Œآمد و ميرفت منهدم ميكرديم. اين وضعيت ادامه داشت تا اينكه يكي از ادوات دشمن قبل از اينكه منهدم شود گلوله آرپي €Œجي شليك كرد كه به مخزن روغن پمپ بنزين خورد و انفجار مهيبي رخ داد. اينجا بود كه فرماندهان دشمن متوجه حضور ما شدند. اوايل شب بود كه ناگهان منافقان آتش و نيروي زيادي بر سر ما ريختند تا بلندي كنار جاده را بگيرند و ما را پس بزنند. در يورش اول، دشمن بعد از يك ساعت درگيري، بلندي را از ما گرفت كه خيلي زود دوباره پسش گرفتيم. بار دوم باز بلندي را گرفتند كه سه نفر هم اسير داديم. اما با وجود كمبود نفرات و مهماتي كه رو به اتمام بود، تسليم نشديم، €Œحمله كرديم و دوباره بلندي را پس گرفتيم. در اين اثنا دو نفر از اسراي ما هم فرصت پيدا كرده و فرار كردند. اما نفر سوم كه شهيد مددي از بچه هاي خوب اطلاعات- عمليات ما بود نتوانست فرار كند و منافقين ايشان را در اسلام آباد به شهادت رساندند.

يعني شدت درگيري به قدري بود كه مرتب بلندي مشرف به جاده دست به دست مي€Œشد؟

بله، در طول چند ساعت چند بار اين بلندي دست به دست شد. حتي در مقطعي من به دليل اتمام مهمات قصد داشتم ترك درگيري كنم و بچه €Œها را عقب بكشم، ولي آن دو نفر رزمنده كه فرار كرده بودند اطلاع دادند كه منافقين هم كمبود مهمات دارند و همين ما را به مقاومت تشويق كرد. تا آن لحظات چيزي حدود 30 شهيد و تعداد زيادي مجروح داده بوديم و مهمات آنچناني هم نداشتيم، لذا براي بار سوم دشمن حمله كرد و بلندي را موقتاً گرفت كه تنها غيرت و همت بچه €Œها باعث شد مجدداً پسش بگيريم. اين وضعيت ادامه داشت تا اينكه ساعت 10 ،11شب ديدم سردار كوثري با يك گردان از بچه هاي لشكر 27 از راه رسيدند. در خصوص وضعيت منطقه با ايشان گفت€Œوگو كردم و حاج محسن كريمي را همراه آن گردان لشكر27 فرستادم تا بلندي€Œهاي روبه €Œرويي ما را تأمين كنند كه با مقاومت شديد دشمن روبه €Œرو شده بودند. وضعيت بغرنجي پيش آمده بود كه ديدم 120 نفري از سمت خرم آباد به ما ملحق شدند. اما چون خواستيم درقالب رزم نيروهاي ما قرار بگيرند، نپذيرفتند و رفتند. خيلي براي از دست دادن آن نيروها ناراحت شدم و به فكر بودم چطور حملات ديگر دشمن را دفع كنيم كه 100 نفر ديگر اين بار از نيروهاي كميته بروجرد از راه رسيدند و به ما ملحق شدند. تا صبح در همان جا مقاومت كرديم تا اينكه باقي نيروهاي لشكر27 از راه رسيدند و موقعيت €Œمان را با آنها جابه جا كرديم.

جمع بندي €Œتان از حضور لشكر71 در عمليات مرصاد چيست؟

صبح روز بعد پنجم مرداد ماه و روز اصلي عمليات مرصاد و شكست قطعي منافقين بود، با الحاق بخش ديگري از نيروهاي لشكر خودمان(71 روح الله) مأمور شديم تا بين كرندغرب وگردنه پاتاق راببنديم و مانع از فرار منافقان از آن طريق شويم. كارمان هم موفقيت آميز بود و آنها وقتي به گردنه مي€Œرسيدند و كمين ما را ميديدند، وسيله نقليه شان را رها كرده و با پاي پياده به بلنديهاي اطراف فرار ميکردند كه غالباً كشته مي€Œشدند و از بين مي€Œرفتند. ما در اين عمليات 30 شهيد داديم اما در همان سه راهي اسلام آباد چيزي حدود 500 نفرازمنافقان كشته شدند كه نشان از عمليات موفق بچه هاي لشكر 71 روح الله مي€Œدهد. 64 زره پوش و خودروي زرهي دشمن در همان سه راهي اسلام آباد منهدم شد. سه نفربر حامل دوشيكا غنيمت گرفتيم كه اولين آنها را همين سردار كريمي فرمانده كنوني سپاه روح €Œالله غنيمت گرفت. اما بايد اين نكته را يادآور شوم كه لشكر71 روح الله تنها بخشي از عمليات مرصاد را برعهده داشت و اگر نبود جانفشاني رزمندگان تيپ 12 قائم، لشكر بدر، 32 انصار الحسين، لشكر27 محمد رسول الله، هوانيروز و نيروي هوايي ارتش و... حماسه مرصاد خلق نمي€Œشد.

منبع :روزنامه جوان

انتهای پیام/ف



برچسب ها :

عملیات مرصادمنافقینچهارزبراسلام آباد

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Shahokhabar Telegran Channel
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website