چهارشنبه 26 خرداد 1395 / 05:21|کد خبر : 1840|گروه : کردستان

گفت وگو/

118سال تمرین روزنامه نگاری کُردها

118سال تمرین روزنامه نگاری کُردها

روزنامه قانون مصاحبه اختصاصی با دکتر منصور ساعی به بهانه سال یاد 118 سال کارنامه روزنامه نگاری کُردی انجام داده است که متن کامل آن را می خوانید.

به گزارش شاهوخبر؛ شیروان یاری در این گفت و گو آورده است: امروز حدود 118 سال از تجربه نخستین مشق الفبای روزنامه نگاری کردی می گذرد؛ دقیق 118 سال قبل در چنین روزی 'مقداد مدحت بدرخان' در قاهره با انتشار روزنامه 'کردستان' سنگ بنای ژورنالیسم کُردی در جهان را بنا نهاد، به بهانه 118 سال تجربه روزنامه نگاری کُردی (آوریل 1898)، فرصتی پیش آمد که با دکتر منصور ساعی دانش آموخته رشته ارتباطات، مدرس دانشگاه علامه طباطبایی پویایی، ایستایی، کارکردها و رویکردهای برساخت گرایانه روزنامه نگاری کُردی را به تحلیل بنشینیم؛ تا امروز برما مبرهن شود، که بعد از گذشت یک قرن و اندی از تجربه این حرفه پرمشقت و رسالت گرا در کجای جهان روزنامه نگاری حرفه ایی ایستاده ایم این گفت و گو را باهم می خوانیم، تا بدانیم چه دال و مدلولی دلالت های روزنامه نگاری کُردی را شکل می دهد و علت اینکه هنوز تا افق حرفه ای شدن تولد ژورنالیسم کُردی فاصله داریم چیست؟

* استاد ساعی، مرحوم احمد قاضی سردبیر مجله 'سروه' در گفت و گوی اختصاصی با روزنامه قانون، ادوار تاریخی مطبوعات کُردی در ایران را به سه دوره تقسیم می کند، که از منظر او نخستین دوره مربوط به آغاز سده بیستم تا 1945 میلادی است، دوره دوم از 1945 تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 هجری شمسی و دوره سوم نیز از سال 57 هجری شمسی تاکنون را شامل می شود؛ از دید شما، آیا می توان به این تقسیم بندی در مورد تاریخ روزنامه نگاری کُردی استناد علمی کرد؟

- تحلیل و بررسی تاسیس و سیر تاریخی تحول مطبوعات و رسانه ها، بر مبنای نقاط عطف تاریخی همچون انقلاب ها و دگرگونی های سیاسی و اجتماعی صحیح است و برعکس آن نیز صادق است. کسانی همانند مارشال مک لوهان کانادایی، مبدع مفهوم دهکده جهانی، تحول جوامع را برمبنای تحول ارتباطات و رسانه ها دسته بندی کرده است. لذا این دسته بندی از نظر تاریخی ایرادی ندارد. گرچه ایشان می توانست سیر تحول مطبوعات کُردی را متناظر با زمان ورود و تحول مطبوعات سراسری و ملی یعنی از زمان تاسیس نخستین روزنامه در ایران در سال 1253هجری قمری در نظر می گرفت و سپس بر مبنای تحول نظام های سیاسی یا نقاط عطف دیگری همچون دوره مشروطه، دوره جنگ جهانی اول و دوم و نظایر آن در نظر می گرفت.

* برای تحلیل درونمایه روزنامه نگاری چهار شاخص در رشته های خبرنویسی، گزارش نگاری، مصاحبه، یادداشت و یا مقاله را ملاک ارزیابی قرار می دهند، با توجه به این مولفه های مهم آیا می توان گفت که روزنامه نگاران ما در فرایند روزنامه نگاری با این شاخص ها به صورت نسبی وحرفه ایی آشنا هستند ؛ یا بیشتر روزنامه های مناطق کُردنشین که به زبان کُردی منتشر شده اند از جمله سروه که در دهه 60 جریان ساز بود، بیشتر یک روزنامه نگاری تخصصی با موضوع ادبیات و شعر بوده است واز رویکرد روزنامه نگاری عمومی به دور بوده است؟

- چهار موردی که نام بردید، شاخص نیستند بلکه چهار رشته یا فیلد یا حوزه تخصصی روزنامه نگاری نوین هستند. شاخص یعنی معیار، معیار یا شاخص های روزنامه نگاری حرفه ای شامل موارد دیگری از جمله رعایت اصول خبرنویسی (صحت، شفافیت و جامعیت)، توجه به ارزرش های خبری، بی طرفی، پیشداوری نکردن و سوگیری وجود انتقاد، نقش دیده بانی، نظارت بر دولت و نظایر آن است.

اما اگر برگردیم به تجربه زیسته روزنامه نگاری در نشریات کُردی، باید عنوان کنم که اصولا نشریات کُردی به دلیل محدودیت های مختلف و عدم فضای مساعد برای حرفه ای گرایی و پرداختن به مسائل و موضوعات خبری عمومی بروز و مهم و مورد توجه افکار عمومی در حوزه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به سمت حوزه های فرهنگی و غیر سیاسی با تاکید بر حوزه شعر و ادبیات سوق پیدا کرده است. لذا شرایط اجتماعی و سیاسی تعیین کنندۀ رویکرد و محتوا و جهت گیری موضوعی روزنامه نگاری در نشریات بوده است. منظورم این است که رویکرد نشریه همچون 'سروه' و نشریات مشابه یک انتخاب نبوده بلکه تلاشی برای روشن نگهداشتن چراغ روزنامه نگاری بوده تا جایی که نخستین سردبیر سروه خود جزو سیاسی ترین افراد دوره خود بوده است اما یک نشریه ادبی را سردبیری کرده است. به نظر من این محدودیت ها بر شرایط حرفه ای گرایی رسانه های کُردی در ایران در مقایسه با سایر مناطق همانند شیراز و اصفهان و مشهد تاثیر منفی گذاشته است. وقتی سابقه بسیاری از روزنامه نگاران برجسته کنونی کشور را مرور می کنیم، می بینیم که ریشه در نشریات استانی و محلی دارند. در واقع آنها در روزنامه نگاری عمومی خبری محلی رشد ونمو کردند و سپس به رسانه های دارای پوشش ملی پوستند. می توان گفت که از سال 1376 کم کم نشریات کُردی در ایران وارد دورۀ روزنامه نگاری عمومی و خبری شده و هفته نامه ها و ماهنامه های خبری تحلیل جدی و انتقادی در حوزه های مختلف غیر ادبی ظهور یافتند اما هنوز با حرفه ای بودن فاصله زیادی دارند.

* استاد ساعی آیا نشریاتی که هم اکنون به زبان کُردی منتشر و چاپ می شود را می توان روزنامه نگاری کُردی نامید، یا اینکه باید روزنامه نگاران با این زبان پویا و دینامیک کُردی به لحاظ زبان شناسی، خبر، گزارش ومصاحبه های حرفه ایی تولید کنند؟

- ما چیزی تحت عنوان 'روزنامه نگاری کُردی' یا 'روزنامه نگاری فارسی' و نظایر آن نداریم. اما روزنامه نگاری حرفه ای و غیر حرفه ای داریم، روزنامه نگاری انتقادی و نظارتی داریم، روزنامه نگاری توسعه داریم. برهمین اساس باید بگوییم که چرا در رسانه های کُردی با وجود ظرفیت زبانی، به حرفه ای گرایی کمتر پرداخته شده یا کمتر مجال ظهور و بروز روزنامه نگارانی حرفه ای در اینگونه رسانه های به وجود آمده است؟ مهمترین مشکل عدم آموزش حرفه ای روزنامه نگاران کُرد است. روزنامه نگاران رسانه های کُردی، تجربی هستند نه آموزش دیده در مراکز آموزشی و آکادمیک حرفه ای و تخصصی. همچنین باید مشکل مهم و دوم دیگری را نیز یادآور شد؛ عدم تسلط به زبان مادری یعنی زبان کُردی در حوزه نوشتن. چون سخن گفتن به یک زبان کافی نیست، بلکه نوشتن و مهارت و توانایی تولید محتوای گوناگون رسانه ای از جمله گزارش، یادداشت، تحلیل و تفسیر از اهمیت بیشتری برخوردار است که البته آن هم ناشی از عدم آموزش است.

* در نظریه های ارتباطات، امروزه زبان که جوهره دینامیک پیام- فرستنده و گیرنده است، نقش مهمی در فرم و محتوای داده های رسانه ای از جمله روایت خبر، گزارش نگاری ، آداب و تکنیک های مصاحبه بازی می کند؛ حال با توجه به کارکردهای مهم ساختار و بافتار زبانی، زبان کُردی در تولید محتوایی رسانه های کُردی چه میزان موفق و جریان ساز بوده است؟ و آیا به نظر نمی رسد که ما کُردها هنوز تئوری رسانه ای مستقل آکادمیکی برای تنظیم خبر، گزارش و مصاحبه نداریم و از تکنیک های مرسوم زبان فارسی تبعیت می کنیم، که همچنان که می دانید ساختار زبان کُردی با زبان فارسی بسیار متفاوت است برای جبران این فقر تئوریک چه تدابیری باید برای پویایی رسانه های کُردی اندیشیده شود؟

- همانطور که گفتم، نیازی به سبک روزنامه نگاری جدیدی تحت عنوان 'روزنامه نگاری کُردی' نداریم. بلکه اصول و چارچوب حرفه ای را باید بیاموزیم و نهادینه کنیم. اصول خبر در همه جای جهان یکی است، اصول یادداشت نویسی و گزارش و نقد نویسی هم همین طور. لذا تئوری مستقل هم نمی خواهیم. اما فقدان درک و توانایی بکارگیری زبان کُردی و عدم تعامل کافی و هدفمند با زبان و ادبیات کُردی، به متغیر و عامل موثری بر روی میزان استفاده از ظرفیت زبان کُردی در حوزه تاثیرات اجتماعی و فرهنگی و افزایش ضریب نفوذ رسانه های کُردی بوده است. پس سواد کُردی (آموزش تخصصی و مهارت فهم و به کارگیری زبان کُردی)و تسلط کافی بر فرهنگ و ادبیات کُردی، مهارت روزنامه نگاران آموزش دیده و حرفه ای را در حوزه جذب مخاطب دوچندان می کند و تاثیرگذاری اجتماعی آن را افزایش می دهد. فقدان این مهارت و ضعف سواد کُردی روزنامه نگاران بر تولید محتوا به شدت تاثیر می گذارد. در چنین مواقعی روزنامه نگاران ناآشنا به اصول حرفه ای روزنامه نگاری و ناآشنا به زبان مخاطب، به ساده ترین کار یعنی، ترجمه اخبار از دیگر زبان ها به زبان کُردی روی می آورد.

* در دهه 80، گرایش و تمایل کُردها به تحصیل در رشته روزنامه نگاری چشم نواز بود؛ اما متاسفانه شمار زیادی از دانش آموختگان این رشته به جای جذب در رسانه های کُردی سعی در جذب در روابط عمومی ادرات دولتی داشتند و عملا این پتانسیل های آکادمیکی منجر به توسعه و تحول رسانه ایی در استان های مناطق کُردنشین نشد و هنوز هم کسانی که در این حرفه شاغل هستند، بر اساس تجربه و عشق به این حرفه، می نویسند برای ترغیب افراد تحصیل کرده به این حرفه، صاحبان رسانه ها باید چه تدابیری بیاندیشند چون همچنان که می دانید عدم قدرت اقتصادی و وابستگی رسانه های مکتوب به آگهی های دولتی و بخش خصوصی این فرصت را از صاحبان رسانه ها گرفته و حتی تاثیرمستقیم عوامل برون سازمانی بر محتوای رسانه ها در استان های مناطق کُردنشین محسوس است.

قطعا شرایط اقتصادی نشریات کُردی و ضعف و مشکلات اقتصادی رسانه های کُردی بر انتخاب دانش آموختگان کُرد رشته روزنامه نگاری تاثیر گذار بوده است. اما متغیر مهم، فقدان زمینه مساعد سیاسی و اجتماعی برای رشد رسانه های کُردی بوده که بر اقتصاد رسانه هم تاثیر فراوان گذاشته است. از سوی دیگر بیشتر رسانه های کُردی در دست سیاسیون غیرحرفه ای ناآشنا و بیگانه با دنیای روزنامه نگاری حرفه ای بوده و کمتر توسط افراد حرفه ای مدیریت شده است. لذا پیوند بین افراد آموزش دیده حرفه ای با مدیران نشریات هم قطع بوده است. در مجموع باید گفت که اقتصاد رسانه و شرایط و تحولات اجتماعی بر عدم جذب دانش آموختگان موثر بوده است.

* در دولت تدبیر وامید فرایند صدور مجوزها سهل شده و آمار کمی در بانک اطلاعاتی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، بیانگر صدور مجوز زیادی برای نشریات در استان های کُردنشین است؛ اما متاسفانه تنها چیزی که در پروسه صدور مجوز رعایت نمی شود، عدم توانایی و صلاحیت افراد متقاضی است که همین افراد زمانی که مجوز نشریه را می گیرند، اقدام به فروش جراید خود می کنند و به نوعی بازار سیاه مطبوعات شکل گرفته است، توصیه شما به معاون امور مطبوعاتی که خود از چهره های مطبوعاتی و درد آشنا در حوزه رسانه است برای تغییر این راهبرد غیرکارشناسی چیست؟

- به نظر من در این حوزه قانون مطبوعات دچار مشکل است. یعنی در این قانون هر فرد حقیقی و حقوقی می تواند تقاضای مجوز انتشار نشریه بکند. در حالی که در سایر حرفه ها چنین نیست. مثلا من اگر رشته حقوق خصوصی نخوانده باشم نمی توانم در خواست پرونده وکالت کنم، یا اگر رشته مهندسی نخوانده باشم نمی توانم از سازمان مهندسی درخواست مجوز امضا بکنم یا در حوزه پزشکی و سایر حرفه ها نیز چنین است. اما طبق قانون هرکسی می تواند در خواست انتشار نشریه کند به شرط آنکه یک سری از شرایط عمومی داشته باشد همانند حداقل 25 سال سن و عدم اشتهار به فساد، چیزی که برای تاسیس یک شرکت فرهنگی با اقتصادی و غیره نیز یکسان است. پس در چنین شرایطی دانش آموخته رشته روزنامه نگاری چگونه بتواند در بین این متقاضی غیر متخصص رقابت کند؟

* واگذاری رشته تحصیلی ارتباطات به زبان کُردی برای توسعه ژورنالیسم توسعه و انتقادی در مناطق کُردنشین ضروری است که ما از آن بی بهره ایم؛ افزون برآن برگزاری جشنواره های کُردی می تواند در پویایی رسانه ها موثر واقع شود، هرچند در سال جاری دو جشنواره کُردی برگزار یا در حال برگزاری است؛ اما آنچه ملاک محک آثار روزنامه نگاران کُردی باید باشد فرایند داوری است که متاسفانه به افراد غیرکارشناس سپرده می شود که این ضعف اساسی کارکردهای جشنواره را زیر سوال می برد.

-جالبه من از جشنواره های نشریات کُردی خبر ندارم و کسی از من برای داوری دعوت نکرده است. من تاسیس رشته ارتباطات به زبان کُردی را راه چاره توسعه مطبوعات کردی نمی دانم؛ بلکه توسعه سواد کُردی را توصیه می کنم. گرچه برای تاسیس رشته ارتباطات در مناطق کردستان ایران تلاش کرده ام که امیدوارم نتیجه بدهد.

* بر اساس تحلیل و قرائت شما از محتوای رسانه های کُردی، جایگاه رسانه های کُردی زبان را در کشور چگونه ارزیابی می کنید، منظور چقدر رسانه های کُردی توانسته اند در سطح ملی به دیالوگ با مخاطبان بپردازند یا در تحلیل منطقه ای و فرامنطقه ای مورد استناد منابع رسانه ایی قرار گیرند و با این وضعیت رسانه های کُردی به کجا می روند؟

- نشریات کردی همانند نشریات محلی سایر مناطق کشور به دلیل ضعف ساختاری، ضعف مدیریتی، ضعف حرفه ای گرایی و مشکلات اقتصادی و مشکلات انتشار و توزیع نتوانسته اند به خوبی خود را به مخاطبان شان نزدیک کنند. از طرف دیگر رقبای مقتدری همچون برنامه های ماهواره ای و رسانه های آنلاین به معضلی برای توسعه رسانه های کُردی به ویژه مطبوعات تبدیل شده اند. مطبوعات کُردی کمتر فرصت و توان پرداختن به مسائل و مشکلات محلی و منطقه ای را دارند و لذا زمانی می توانند به دیالوگ با مخاطب برسند که از دل مخاطب حرف بزنند چرا که هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. به نظر من رسانه های کُردی باید تمام تلاش خود را بر روزنامه نگاری توسعه متمرکز کنند تا بتوانند در میان مردم ضریب نفوذ خود را فزایش دهند.

منبع: ایرنا

انتهای پیام/ف

 



برچسب ها :

روزنامه نگاری کردیقانونمنصورساعیروزنامه نگاری تجربیشاهو

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Shahokhabar Telegran Channel
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website